خوش آمدید

خطر تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل(1)

موضوعات : مقالات

رحیم عبادی: تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل در ایران به زنبورداری کشور ضربه می زند.

 رحیم عبادی استادی است که بسیاری از کارشناسان صنعت پرورش زنبور عسل ایران شاگردان وی هستند. دلسوزی اش نسبت به زنبورداران و پیگیری مجدانه مسائل آنان در جلسات نهادهای دولتی توسط وی زبان زد است. در گفتگو با ایشان با زندگی علمی او بیشتر آشنا شدیم و در مورد مسائل روز و طرح های اصلاح نژاد ملکه زنبور عسل در کشور گفتگو کردیم.

نحل منفرد : بسم الله الرحمن الرحیم. آقای دکتر از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید خیلی متشکرم. وقتی ما با اساتید مصاحبه می کنیم یکی از اهدافمان ثبت سوابق و معرفی ایشان به جامعه زنبورداران است. من احساس می کنم بخش مهمی از تاریخچه و هویت صنعت زنبورداری با هویت اساتید ما گره خورده. هر چند جنابعالی برای زنبوردار ایرانی کاملاً شناخته شده هستید اما در این مصاحبه اولین هدف ما این است که پیشینه شما را ثبت کنیم و جنابعالی را دقیق تر برای فعالین این حرفه معرفی نماییم. هدف دوم هم بهره مند شدن از نظرات شما در مورد موضوعات جاری بخش زنبورداری است. خواهش می کنم در ابتدای کار مرحمت بفرمایید خودتان را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید.

رحیم عبادی : بسم الله الرحمن الرحیم . قبل از هر چیز تشکر می کنم از اینکه زحمت کشیدید و وقتی را اختصاص دادید که مصاحبه ای با بنده داشته باشید. افتخار بنده است و خیلی خوشحالم که در خدمتتان هستم. بنده متولد سال 1326 در شهر اصفهان هستم . تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراندم . در سال 1346 موفق به اخذ دیپلم دبیرستان شدم . آن زمان دوره متوسطه در رشته علوم طبیعی تحصیل می کردم . هر دانشگاهی برای خودش کنکور جدا داشت . در کنکور ورودی چند دانشگاه شرکت کردم و ترجیح دادم در دانشگاه تهران تحصیل کنم . به دلایل مختلف رشته کشاورزی را انتخاب کردم. در سال 1346 وارد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در رشته گیاه پزشکی شدم و دوره چهارساله کارشناسی سال 1350 به اتمام رسید.

همان سال در سپاه ترویج استان اصفهان در شهرستان نجف آباد مشغول خدمت سربازی شدم. دوران سربازی ام را می گذراندم که بعد از 6 ماه اطلاع دادند به سبب آنکه شاگرد اول دانشگاه در رشته خودت شده ای می توانی با استفاده از بورس تحصیلی در خارج از کشور ادامه تحصیل دهی. آن موقع ما می توانستیم دوران خدمت سربازی را متوقف کنیم و برای ادامه تحصیل برویم ولی چون 6 ماه را گذرانده بودم و قبلش هم 4 ماه دوران حین خدمت داشتم ترجیح دادم که دوره را تمام کنم و بعد بروم. همین کار را هم کردم و بعد از خدمت سربازی در سال 1352 عازم خارج از کشور شدم.

قبلا مقدمات را فراهم کرده و از چند دانشگاه آمریکا پذیرش گرفته بودم. به دانشگاه کالیفرنیا در دیویس رفتم ( http://ucdavis.edu University of California at Davis) . می دانستم که آن دانشگاه یکی از دانشگاه های رده بالای جهان در رشته کشاورزی است. به خصوص علاقه زیادی به رشته ی پرورش زنبور عسل داشتم . آن دانشگاه در این رشته بسیار پیشرفته بود.

در سال 1352 وارد آن دانشگاه شدم و دو سال اول را برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد سپری کردم. البته من در رشته حشره شناسی تحصیل می کردم . در دپارتمان ان تامولوژی Entomology یا حشره شناسی که یکی از بخش های تخصصی اش هم پرورش زنبور عسل بود. ما در آن زمان باید سه رشته اصلی و دو رشته فرعی انتخاب می کردیم. من پرورش زنبور عسل را به عنوان یکی از رشته های اصلی ام انتخاب کردم. در هر حال دوره کارشناسی ارشد تمام شد و وارد دوره دکترا شدم. دکترا را هم در همین رشته ادامه دادم. یعنی تمام دوره کارشناسی ارشد و دکترا را در رشته پرورش زنبور عسل به خصوص پرورش ملکه و گرده افشانی گذراندم. در سال 1359 فارغ التحصیل شدم و چند ماهی را شاید کمتر از یک سال آنجا در خود دانشگاه اشتغال داشتم . در ایران انقلاب شده بود و انقلاب در آستانه پیروزی بود . به شدت علاقه داشتم که برگردم و در ایران کار کنم. با پیروزی انقلاب بیشترتشویق شدم و در آبان ماه 1358 به ایران بازگشتم.

با دانشگاه صنعتی اصفهان هماهنگ کرده بودم و آنها من را به عنوان عضو هیئت علمی پذیرفته و دعوتنامه داده بودند. مستقیم به آنجا رفتم و مشغول به کار شدم. از اول بهمن 1358 در دانشگاه صنعتی اصفهان به عنوان استادیار استخدام شدم و تا سال 1367 استادیار بودم . از سال 1367 تا 1371 دانشیار بودم و از سال 1371 به مرتبه استادی رسیدم. من تا سال 1386 عضو هیئت علمی شاغل دانشگاه بودم . از سال 1386 به تقاضای خودم بازنشست شدم. گروه و دانشگاه به شدت به همکاری من نیاز داشت ولی به دلائل مختلف خودم را بازنشسته کردم . از سال 1386 تا کنون با وجود اینکه بازنشست شدم اما همکاری ام را با دانشگاه و سایر مؤسساتی که از قبل همکاری می کردم همچنان حفظ کردم.

خدمات دانشگاهی من اساسا به سه بخش تقسیم می شود. بخش های آموزش ، پژوهش و فعالیت های اجرایی. در بخش آموزش که عمده ترین کار دانشگاه است ، بنده دروس مختلفی را در رشته های حشره شناسی و پرورش زنبور عسل در مقاطع مختلف کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا تدریس کردم و در این مدت دانشجویان زیادی را آموزش دادیم و فارق التحصیل کردیم .

در بخش پژوهشی، تحقیقاتی را به صورت مستقل یا با همکاری دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی در رشته حشره شناسی و پرورش زنبورعسل در دوره های متفاوت انجام دادیم که نتایج آن ها به صورت مقالاتی در مجلات علمی بین المللی همچنین در کنفرانس های ملی و بین المللی مطرح شده و به چاپ رسیده است.

در بخش اجرایی در سنوات مختلف مسؤلیت هایی را در دانشگاه عهده دار بوده ام که به طور خلاصه به آنها اشاره می کنم . از سال 1359 تا 1361 به دلیل انقلاب فرهنگی که دانشگاه ها تعطیل شده بودند جهاد دانشگاهی تشکیل شد و بنده مسئول کمیته کشاورزی جهاد دانشگاهی در دانشگاه بودم. بعد از بازگشایی به سمت رئیس دانشکده کشاورزی منصوب شدم. بعد در دو دوره دیگر معاون رئیس دانشکده کشاورزی بودم . در سه دوره مدیر گروه گیاه پزشکی بودم. به مدت دو سال معاون اداری مالی دانشگاه بودم. به مدت سه سال رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه بودم. مجدداً یک دوره دیگر رئیس دانشکده کشاورزی شدم. برای دو دوره هم عضو هیأت ممیزه دانشگاه بودم . اینها مسئولیت های مختلفی است که در مقاطع مختلف در دانشگاه داشتم. در مدت خدمت دانشگاهیم به عنوان مدرس نمونه دانشگاه و یک مرتبه هم به عنوان استاد نمونه کشوری انتخاب شدم.

نتایج خدمات آموزشی بنده مشارکت در تربیت دانشجویان رشته های گیاه پزشکی ، حشره شناسی و علوم دامی به خصوص پرورش زنبور عسل بوده که اغلب آنها الآن فارغ التحصیلانی هستند که در ادارات و موسسات مختلف دولتی ، آموزشی و تحقیقاتی مشغول به کار هستند یا درمشاغلی که شخصاً راه اندازی کرده اند به مملکت خدمت می کنند. بیش از 30 دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی تحت راهنمایی اینجانب و بیش از 20 دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی تحت مشاورت بنده فارغ التحصیل شدند .

نتایج خدمات پژوهی بنده مقالات مختلفی است که به زبان فارسی و انگلیسی در مجلات علمی داخلی یا بین المللی در کشورهای مختلف به چاپ رسیده . مقالات متعددی هم در کنفرانس های ملی و بین المللی ارائه کرده ایم و نتایجش در آن کنفرانس ها منتشر شده و به چاپ رسیده. نتایج منتشر شده در قالب بیش از 60 مقاله علمی در مجلات علمی همچنین 80 مقاله ارائه شده به کنفرانس های ملی و بین المللی هست.

علاوه بر این 4 عنوان کتاب را با همکاری همکارانم در چندین نوبت چاپ کردم که عنوان هایشان را عرض می کنم. یک کتاب دارم به نام پرورش زنبورعسل که هفت بار چاپ و توزیع شده و الآن هم چاپ هشتمش در دست اقدام است که ان شاء الله در یکی دو ماه آینده از زیر چاپ در می آید. کتاب دیگری دارم به نام بیماری ها آفات و شکارچیان زنبور عسل . کتاب دیگری داریم به نام واژه نامه تخصصی زنبور عسل از زبان انگلیسی به فارسی که به صورت یک دیکشنری چاپ شده است و یک کتاب دیگر هم دارم به نام زبان انگلیسی برای دانشجویان گیاه پزشکی که این توسط سازمان سمت تا کنون 5 بار چاپ شده و بین دانشگاه های کشور توزیع شده است.

علاوه بر موارد فوق یک مورد ثبت اختراع دارم که این اختراع هم در ایران و هم در سطح بین المللی به ثبت رسیده و عبارت است از دستگاهی برای جمع آوری انبوه کنه واروآ از کلنی های زنبور عسل . ما همیشه برای انجام آزمایشاتمان مشکل داشتیم ، مثلاً در آزمایشات سم شناسی . وقتی نیاز به چند هزار کنه واروآ ی زنده داشتیم بدست آوردن آن کار مشکلی بود. در دنیا هیچ کس چنین کاری را نکرده بود که بتواند به راحتی این کار را انجام دهد ما در یک پروژه تحقیقاتی تحصیلات تکمیلی این دستگاه را اختراع کردیم و الآن وجود دارد و در جهان از آن استفاده می شود.

در مدت خدمات دانشگاهی ام بنده دو بار به فرصت مطالعاتی رفتم ، یک بار به آمریکا در سال 1366 تا 1367 که دردانشگاه کالیفرنیا فرصت مطالعاتی ام را گذراندم و یک بار هم سال 2005 در کانادا به دانشگاه گوئلف رفتم ویک سال را آنجا گذراندم و تحقیقاتی را در این دو دانشگاه انجام داده و به ایران بازگشتم.

علاوه بر فعالیت های دانشگاهی بنده از همان اوایل مراجعتم به ایران با مؤسسات و وزارت خانه های ذیربط در خارج از دانشگاه هم همکاری داشتم از جمله در سالهای بین 1359 تا 1366 یا 1367 با جهاد سازندگی همکاری می کردم. این همکاری در بخش های مختلف آموزشی ، پژوهشی و مشاوره ای بود . بخش عمده ای از این همکاری در پروژه راه اندازی ایستگاه های پرورش ملکه زنبور عسل در کشور و برای کلاس های آموزشی پرورش ملکه بود که در فرصت دیگری آن را توضیح می دهم .

هم زمان با وزارت کشاورزی آن زمان هم همکاری داشتم که بعدا این دو وزارت خانه در هم ادغام شدند . یعنی وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی تحت عنوان وزارت جهاد کشاورزی ادغام شدند و بنده از آن زمان تا کنون با وزارت جهاد کشاورزی همکاری دارم.

از دیگر فعالیت هایی که در خارج از دانشگاه بنده داشته ام مشارکت در برگزاری سمینارهای علمی زنبورعسل بوده است . ما تا کنون 7 سمینار علمی زنبور عسل در ایران بعد از پیروزی انقلاب برگزار کرده ایم که 5 سمینار اول با مشارکت معاونت آموزش و تحقیقات و معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی ، همچنین برخی از دانشگاه ها از جمله دانشگاه صنعتی اصفهان و برخی ازمؤسسات دیگر برگزار شده که من در آن 5 سمینار اول همکاری نزدیک داشتم . بعدا با توجه به اینکه انجمن زنبور عسل تأسیس شد برگزاری این سمینارها به عهده انجمن زنبورعسل ایران واگذار شد که در دو سمینار بعد یعنی سمینارهای ششم و هفتم هم با انجمن زنبور عسل ایران همکاری داشتم و این سمینارها برگزار شد .

دیگر فعالیت من مشارکت و همکاری برای تأسیس انجمن زنبورعسل ایران بوده . ما این انجمن را با مشارکت کارشناسان و مسؤلان دستگاه های مختلف در سطح کشور راه اندازی کردیم و بحمدالله فعلا سه دوره از این انجمن تشکیل شده ، در دوره اول انجمن بنده به عنوان رئیس انجمن زنبورعسل ایران انجام وظیفه کردم و هنوز هم به عنوان یک عضو کوچک آن انجمن با آن همکاری دارم. بنده در دو انجمن علمی همکاری دارم. یکی انجمن زنبور عسل ایران و دیگری انجمن حشره شناسی ایران است که از سال 1345 تا کنون عضو آن هستم و در آن همکاری داشته ام.

خب این در حقیقت خلاصه ای از فعالیت های بنده در بخش دانشگاهی و برون دانشگاهی بود که تا به امروز انجام داده ام حالا اگر سؤال خاصی باشد در خدمت شما هستم.

نحل منفرد: گفتید از همان ابتدا به پرورش زنبور عسل علاقه مند بودید ، این علاقه چگونه ایجاد شده بود؟

رحیم عبادی: این علاقه به خاطر حس کنجکاوی من در دوران بچه گی بود که هیچ وقت نتوانستم دسترسی به آن پیدا کنم. ماجرا این بود که در دوران کودکی در همسایگی منزل ما شخصی بود که چند کندوی زنبور عسل در منزل داشت و گه گاهی می رفتم و کار او را نگاه می کردم. هیچ وقت اجازه نمی داد که نزدیک بروم و ببینم که در داخل کندوها چه می گذرد. این داستان که می گویم مربوط به دوران دبستان بنده بود. شاید من در آن زمان ده - دوازده سال بیشتر نداشتم.

نحل منفرد: در اصفهان؟

رحیم عبادی: بله در اصفهان. بسیار کنجکاو بودم که ببینم چه خبر است. تنها چیزی که می دانم این بود که آن آقایی که این کار را می کرد یک بار به من مقداری عسل هدیه داد که بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم که چطور می شود که از داخل این جعبه این ماده شیرین بسیار لذت بخش برای ما تولید شود . دلم می خواست این را بفهمم. در آن دوران کودکی هیچ وقت متوجه نشدم ولی بعد در دوران دبیرستان کمی مطالعه کردم اما بازهم فرصتی که بروم و از نزدیک یادبگیرم را پیدا نکردم تا آخر دوران دبیرستان با شخصی که حدود 300 کندوی زنبور عسل داشت و دوست خانوادگی ما بود برخورد کردم. او من را دعوت کرد تا بروم و کندوهایش را ببینم. رفتم ولی حس کنجکاوی و سؤالاتی را که داشتم نتوانستم در همان یک جلسه ارضاء کنم .

این مصادف شد با زمان فارغ التحصیلی ام از دبیرستان. در آن زمان بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بودم و علاقه مند شدم که در این رشته ادامه تحصیل دهم. به دانشگاه تهران که رفتم ، متأسفانه چنین فرصتی برای من پیش نیامد. آنجا مشکلات زیادی داشتم. در همان سال اول پدرم را از دست دادم که پشتیبان مهمی برای من بود. ان شاء الله روحش شاد باشد. مشوق بزرگ من بود که به دانشگاه وارد شوم.

نحل منفرد: خدا رحمتشان کند.

رحیم عبادی : خدا اموات شما را هم رحمت کند. با فوت پدرم مجبور شدم برای امرار معاش کار مضاعف کنم . هم کار می کردم و هم در دانشگاه تهران تحصیل می کردم . علاقه داشتم که وارد این رشته شوم ولی دانشگاه تهران آن زمان امکانات کافی نداشت و حتی یادم می آید که یک کلاسی را برای ما گذاشتند 2 واحدی ، بگذریم که چه شد .

برای اولین بار که ما را برای بازدید از کندو بردند هیچ آموزشی به دانشجو نداده بودند که شما چگونه باید بیایید. دانشجو ها نه کلاه ایمنی داشتند و نه لباس ایمنی . مدرس همه دانشجویان را برد بالا سر کندو و در کندو را باز کرد . زنبورها بیرون ریختند و همه فرار کردند . با چنین صحنه ای روبرو شدم و حقیقتاً در آن دوره نتوانستم که ادامه کار دهم و علایق خودم را از این طریق ارضاء کنم تا اینکه زمانی که فارق التحصیل شدم تصمیم گرفتم که اگر خدا عنایتی کرد و فرصتی برای من پیش آمد در این رشته ادامه تحصیل دهم.

نحل منفرد: پس هدیه ای کوچک از یک زنبوردار با قصد خیر یک استاد را در این رشته به وجود آورد.

رحیم عبادی : دقیقاً . اتفاقاً بگویم که آن شخص زنبوردار یک راننده تاکسی اصفهان بود. می دانست که من یک روزی در این رشته وارد می شوم چون علاقه شدید من را می دید. روزی که می خواستم برای ادامه تحصیل به خارج بروم به دیدن او رفتم . گفتم فلانی تو باعث شدی که من این راه را بروم و دارم میروم فلان جا که در این رشته تحصیل کنم و تشویق تو و آن بازدیدی که من را بردی سر کندو باعث شد که این کار را کنم . خیلی خوشحال شد . به من توصیه کرد که : اگر رفتی حتماً برگرد و به ملت ، هموطنان و همشهریانت کمک کن چرا که ما خیلی در این رشته مشکل داریم و کسی نیست که ما را کمک کند. ما از نظر علمی خیلی عقب هستیم. به هر حال با توصیه ایشان و اشتیاق و علاقه خود رفتم و از همان روز اول که وارد دانشگاه کالیفرنیا شدم هدفم این بود .

در دانشگاه مستقیماً رفتم سراغ استادی که این کار را می کرد. آقای پروفسور لید لا Harry Hyde Laidlaw Jr 1907-2003 که روحش شاد . ایشان فوت کرده اند. حدود 12 سال پیش فوت کرد. رفتم سراغ ایشان . ایشان گفتند: من بازنشست شده ام ولی با تو همکاری می کنم .

Harry Hyde Laidlaw Jr 1907-2003

متوجه شده بود که من خیلی علاقه دارم و از یک قاره دیگر و یک کشور دیگری آمده ام . گفت : پیش من بیا آموزش های لازم را به تو می دهم . به ایشان گفتم: من از قبل از اینکه به اینجا بیام شما را شناسایی کرده و به اینجا آمده ام . گفت: باشد به خاطر علاقه شما با شما همکاری می کنم و شما را آموزش می دهم در حد توانم اما چون رسماً با دانشگاه همکاری نمی کنم برو پیش همکارم آقای پروفسور نرمن گری ( Norman Gary ) ایشان یکی از استادهای اصلی من بود – یعنی این دو نفر آقای پروفسور لید لا و آقای پروفسور گری از اساتید اصلی من بودند.

Photo by Kathy Keatley Garvey ( Apiculturist Norman Gary)

نحل منفرد: هر دو هم فکر می کنم از شخصیت های شناخته شده حوزه پرورش زنبور عسل در دنیا هستند.

رحیم عبادی : هر دو ، از بزرگترین شخصیت های علمی این رشته در دنیا هستند به خصوص آقای پرفسور لید لا که در بخش اصلاح نژاد ملکه زنبور عسل ، پرورش ملکه و تلقیح مصنوعی حرف اول را در دنیا می زند یعنی اکثر کسانی که در قرن بیستم فارق التحصیل شدند یا در بخش پرورش ملکه ، تلقیح مصنوعی و اصلاح نژاد آموزش دیدند شاگردان ایشان بوده اند. به هر حال من این توفیق را داشتم که چند سالی زیر نظر ایشان آموزش ببینم به خصوص پرورش ملکه و تلقیح مصنوعی را از ایشان آموزش دیدم .

اصول پرورش زنبور عسل ، رفتار شناسی و مدیریت زنبور عسل را از آقای پرفسور گری آموزش دیدم .

Thorp, Robbin . Photo by Kathy Keatley Garvey

در دانشگاه کالیفرنیا بخش گرده افشانی را عمدتا از آقای پرفسور ترپ Robbin Thorp که یکی از شخصیت های برجسته گرده افشانی دنیا هستند آموزش دیدم .

خیلی خوشحالم که به حمدالله دوره کارشناسی ارشد و دکترایم را در جای درستی قرار گرفتم و آموزش های لازم و صحیحی را که علاقه مند بودم دیدم . چون در چند پروژه همکا ری می کردم وقتی فارق التحصیل شدم بلافاصله از من خواستند که با آنها همکاری داشته باشم . حدود 8 ماه با آنها همکاری کردم تا اینکه انقلاب پیروز شد و در حقیقت با اصرار و علاقه خودم به ایران برگشتم ، اصلاً جایز ندانستم که آنجا بمانم . شرائط به گونه ای بود که خودم را ملزم می دانستم به کشورم بازگردم و به ایران خدمت کنم.

نحل منفرد: فرمودید یکی دو تا فرصت مطالعاتی را هم بعداً تشریف بردید، در آنها چه تحقیقاتی کردید؟

رحیم عبادی: من در فرصت مطالعاتی اول رفتم به همان دانشگاه کالیفرنیا. با همان آقای پروفسور گری یک کار تحقیقاتی ای را نیمه تمام داشتم که علاقه داشتم بروم و آن را تمام کنم . او هم علاقه داشت که من یک موقعی بروم و آن کار را تمام کنم. لذا در ادامه تحقیقات دوره دکترا آن کار را انجام دادم.

نحل منفرد: موضوع این کار چه بود؟

رحیم عبادی: موضوعش این بود که هنگامی که تلقیح مصنوعی انجام می دهیم از گاز کربن دی اکساید یا گاز سه او دو استفاده می کنیم . ما به این نتیجه رسیدیم که شاید این گاز در هنگام بیهوشی روی ملکه زنبور عسل تأثیر سوء بگذارد. علاقه مند بودیم بدانیم که واقعاً اینطور هست یا نه؟

من این کار را کردم ، رفتم و یک سری تحقیقات را انجام دادم و به این نتیجه رسیدم که حدس ما درست بوده است . ما وقتی گاز دی اکسید کربن را به مدت طولانی مثلاً در حد ده دقیقه روی ملکه زنبور عسل به کار بگیریم این باعث می شود که اختلالاتی روی ملکه به وجود آید . عین این آزمایش را روی کارگرها هم انجام دادیم. یعنی کارگرهای زنبورعسل را هم به وسیله گاز دی اکسید کربن تحت تأثیر قرار دادیم و یک سری از فعالیت هایشان را در مزرعه تحت کنترل قرار دادیم تا ببینیم آیا تأثیر دارد یا نه. تأثیر داشت. واقعیت آن است که با تحقیقاتی که ما انجام دادیم و نتایجش را هم در ژورنال Environmental Entomology منتشر کردیم http://www.entsoc.org – نشریه انجمن حشره شناسی آمریکا – این ثابت شد که تأثیر دارد.

وقتی ما گاز دی اکسید کربن را روی کارگر ها به کار گرفتیم اولاً طول عمر آنها نسبت به شاهد کوتاه شد. دوماً برخی از رفتارهایشان تغییر کرد. مثلاً زنبور عسل وقتی می رود صحرا اولین کاری که می کند صحرا را شناسایی می کند و بعد شروع می کند به فعالیت جمع آوری گرده و شهد . این فعالیت زنبور تحت تأثیر قرار می گرفت یعنی زنبورها دوره جمع آوری شهد وگرده اشان بسیار کوتاه می شد. یعنی دیگر نمی رفتند که گرده بیاورند. خب به تبع این جمعیت افت پیدا می کرد و عمرشان هم کوتاه می شد.

نحل منفرد: شما کارگرها را چگونه متأثر می کردید در محیط کندو گاز را منتشر می کردید یا یک بار تک تک بیهوش شان می کردید؟

رحیم عبادی: نه در یک کندوی مخصوص کارگر ها را از روز اولی که متولد می شدند بر می داشتیم و علامت گذاری و شماره گذاری می کردیم. مثلا 500 کارگر را در این کندو با رنگ سفید 500 کارگر یک روزه را در کندوی دوم با رنگ قرمز. بعد اینها را با تکرار های مختلف تحت تیمارهای مختلف قرار می دادیم. مثلاً یکی را تحت تیمار گازکربنیک صد در صد خالص ، یکی را تحت تیمار گاز کربنیک 90 درصد به اضافه 10 درصد اکسیژن و دیگری را با 80 درصد و 20 درصد و به همین ترتیب ادامه می دادیم .

نحل منفرد: به چه مدتی؟

رحیم عبادی: بین یک دقیقه تا 10 دقیقه. اینها تیمارهای مختلف ما بود. ما این کار را می کردیم و نتیجه تحقیقات مان در آن ژورنال در سال 1980 به چاپ رسید. این ثابت کرد که اگر گاز کربنیک خالص روی زنبور عسل به کارگرفته شود چه روی ملکه و چه روی کارگرها به مدت بیش از 3 دقیقه ... .

نحل منفرد: یعنی کمتر از 3 دقیقه مشکلی را ایجاد نمی کند؟

رحیم عبادی: خیر اما بیش از 3 دقیقه تأثیر سوء دارد که تأثیرات سوئش را آنجا توضیح داده ایم. پیشنهاد ما این بود که بهترین تیمار برای استفاده از گاز کربنیک در هنگام تلقیح مصنوعی ملکه زنبور عسل مخلوط کردن گاز کربنیک با اکسیژن و ازت است.

نحل منفرد: به چه میزان؟

رحیم عبادی 20 و 10 یعنی 70 درصد گاز کربنیک خالص ، 20 درصد اکسیژن و 10 درصد ازت.

نحل منفرد: این هم در 3 دقیقه؟

رحیم عبادی: خیر این اگر بیش از 3 دقیقه هم بشود خطری ایجاد نمی کند. فقط این مخلوط .

نحل منفرد : و بیهوشش هم می کند؟

رحیم عبادی : بیهوشش می کند و شما می توانید عملاً کار تلقیح را انجام بدهید ولی آن تبعات منفی را روی زنبور ندارد. خب این را ما انجام دادیم و در ژورنال هم چاپ شد در سطح بین المللی خیلی استقبال شد. بعد از ما هم محققین دیگری این کار را ادامه دادند ولی تلقیح کنندگان مصنوعی بعضی این کار را انجام می دهند و بعضی انجام نمی دهند. این واقعیتی است. چرا که هنوز تلقیح مصنوعی جنبه کاربردی عملی را در اکثر مناطق جهان پیدا نکرده. بیشتر محققین این کار را انجام می دهند. آن محققینی که از این موضوع اطلاع دارند سعی می کنند که رعایت کنند و آنها که اطلاع ندارند ممکن است که این کار را نکنند.

نحل منفرد : یک نفر باید آن گاز را تولید بکند تا بتوانند استفاده کنند؟

رحیم عبادی: تولید گازش خیلی مشکل نیست ، کپسول های دی اکسید کربن که همه جا هست. کپسول اکسیژن هم هست و کپسول ازت هم همینطور. شما آن ها را اگر به یک فلو متر – دستگاه جریان سنج – وصل کنید و این را روی 20 و آن را روی 10 و آن یکی را روی 70 تنظیم کنید می رود داخل یک چمبر همان چمبری که گاز از آن می آید و به سمت ملکه می رود وقتی با این روش این گازها را مخلوط کنیم کار عملی است. کار مشکلی نیست.

نحل منفرد: پس کسانی که تخصصی کار تلقیح مصنوعی را انجام می دهند ، اگراین کار را بکنند خیلی برایشان مفید است.

رحیم عبادی: مطمئنا با این کار تبعات منفی گاز روی ملکه کمتر خواهد شد.

نحل منفرد: چرا روی کارگر ها آزمایش کردید؟

رحیم عبادی: برای اینکه ثابت کنیم روی زنبور اثر دارد. ببینید ملکه و کارگر از نظر جنسیت یکی هستند. تنها تفاوتی که هست کارگر عقیم است ولی ملکه بارور. بنا بر این هر تأثیری که روی کارگر بگذارد روی ملکه هم می گذارد. چون کارگر رفتارهایش پیچیده تر است. در اصطلاح علمی می گویند که کامپلکس است. از نظر رفتاری روی کارگر بهتر می توانیم ارزیابی را به دست بیاوریم. ما سکانس رفتار کارگر را از روز اول تولدش تا روز مرگش تحت تأثیر این گازها تعقیب کردیم. بنا بر این شما یک طیفی از رفتارها را ارزیابی می کنید در حالی که این طیف رفتاری را روی ملکه شما نمی بینید. ملکه فقط به صورت یک ما شین خودکار دارد تخم گذاری می کند. طول عمرش را می توانید ببینید و میزان تخم گذاریش را ، ولی روی کارگر علاوه بر اینکه شما طول عمرش را می بینید عملکرد رفتاریش را هم می بینید. به همین دلیل بیشتر روی رفتار های کارگر متمرکز شدیم و بحمدالله نتایج خوبی در آن مقطع گرفتیم . این نتیجه کار آن یک سالی بود که آنجا بودم.

نحل منفرد: در فرصت مطالعاتی دوم چه کار کردید؟

رحیم عبادی: در فرصت مطالعاتی دوم با انگیزه مشخصی رفتم دانشگاه گوالف"http://www.uoguelph.ca" کانادا ، نزدیک تورنتو . گوالف شهر کوچکی است. یک شهردانشگاهی است در فاصله چهل تا پنجاه کیلومتری تورنتو . آنجا یک پروفسور بسیار شاخصی بود به نام آقای پروفسور گارد اوتیس (Gard Otis ) که من از قبل با ایشان ارتباط برقرار کرده بودم.

Professor Gard Otis

 


یعنی آقای پروفسور گری که با ایشان کار می کردم گفته بود: اگر جای دیگرخواستی بروی با فلانی همکاری کن . من با ایشان تماس گرفتم که علاقمندم که بیایم آنجا و با شما همکاری کنم. ایشان خیلی استقبال کرد برای من دعوت نامه فرستاد ولی گفت موضوع تحقیقت را خودت تهیه کن. من هم از قبل یک مشکلی در بخش تلقیح مصنوعی ملکه داشتم دلم می خواست بروم آنجا این مشکل را حل کنم.

مشکل این بود که ما وقتی تلقیح مصنوعی می کنیم بعضی از ملکه هایی که تلقیح می شوند زود از تخم می افتند. بعضی هایشان تخم گذاری نمی کنند. بعضی هایشان تخم گذاری خوب انجام می دهند و مدت یک سال ، دو سال بعد از تخم گذاری از بین می روند. می خواستیم بدانیم این مقدار اسپرمی که وارد دستگاه تخم گذاری و واژن ملکه می کنیم چه مقدارش وارد کیسه ذخیره اسپرم ملکه می شود. میخواستیم این را ارزیابی کنیم.

خب روش ارزیابی معمول این بود که می آمدیم اسپرماتیکا یا کیسه ذخیره اسپرم را از داخل بدن ملکه در می آوردیم . آن را داخل یک محلول معینی که به آن محلول سیلینگ می گوییم و از قبل تهیه شده رقیقش می کنیم و نهایتاً اسپرم ها را روی یک لامل مخصوص که شبیه لا ملی است که گلبول های خون را با آن می شمارند زیر میکروسکوپ قرار می دهیم و تعداد اسپرم ها را زیر لامل شمارش می کنیم.

این کار، کار بسیار سخت ، وقت گیر و خسته کننده ای است. یعنی شمارش اسپرم در زیر میکروسکوپ بسیار وقت گیر است. من مشکلی که داشتم این بود. دلم می خواست یک روشی پیدا کنم که ما این اسپرم را خیلی سریع بتوانیم شمارش کنیم و با این همه مشکل روبرو نباشیم .

نحل منفرد:فرمودید مقدار اسپرم درعملکرد تخم گذاری ملکه مهم است؟

رحیم عبادی: خیلی مهم است.ما می خواهیم ببینیم اولاً وقتی که تلقیح می کنیم چقدر اسپرم وارد اسپرماتیکا شده و آیا روش ما درست بوده یا نه... .

نحل منفرد: یعنی اول یک مطالعه ای کرده اید که مقدار بهینه اسپرم چقدر است که ما دچار آن تبعات نشویم؟

رحیم عبادی: بله ما قبلاً این کار کرده بودیم. من قبلاً در دوره دکترا این کار را کرده بودم. محققین دیگر هم در سطح جهان این کار را کرده اند.

نحل منفرد: یعنی اگر مقدار درست باشد این اتفاقات نمی افتد؟

رحیم عبادی: این اتفاقات نمی افتد البته مشکلات دیگری هم ممکن است باشد که این اتفاقات بیافتند ولی یکی از عمده ترین هایش این است. ببینید یک ملکه بارور خوب که در طبیعت جفت گیری کرده باشد به طور متوسط بین چهار تا ده میلیون اسپرماتوزوئید در کیسه ذخیره اسپرمش دارد. حالا ما هم وقتی که تلقیح مصنوعی می کنیم باید قادر باشیم یا مهارت داشته باشیم که به طور متوسط پنج - شش میلیون اسپرماتوزوئید وارد اسپرماتیکا شود که ملکه اینقدر اسپرم داشته باشد که حداقل دو سال برای ما تخم گذاری کند.

من دنبال این بودم که روشی پیدا کنم که بتوانیم این اسپرماتوزوئیدها را خیلی سریع شمارش کنیم. رفتم کانادا در دانشگاه گوالف موضوع را با اقای اوتیس مطرح کردم ایشان هم گفت حقیقتش من هم نمی دانم خودت بگرد اینجا ببین می توانی راه حلی پیدا کنی یا نه. من چند ماهی مشغول بودم. کار می کردم. اول می خواستم سیستم را راه بیندازم. آنجا امکانات تلقیح مصنوعی داشتند ولی کسی انجام نمی داد. رفتم دستگاه هایشان را درست کردم و در حقیقت یک تعدادی ملکه هم پرورش دادم و خودم شروع کردم به تلقیح کردن. آن تکنسینی که آنجا بود خیلی علاقمند شد آمد کنار دست من و کم کم یاد گرفت. می گفت ما این دستگاه ها را سالهاست اینجا داریم . در آزمایشگاه خاک می خورد ولی هیچکس از آن استفاده نمی کند. خوب شد شما آمدی اقلاً به من یاد بدهی من هم استفاده کنم . ما کار کردیم و ایشان هم در حقیقت کمک کرد و من تعدادی ملکه پرورش دادم و بعد کیسه های اسپرماتوزوئید را خارج کردم وارد سیلینگ کردم. محلول درست کردم . آماده. تمام را در ویال های خاص نگهداری کردم . یک تعدادی را هم شروع کردم به شمارش کردن که به عنوان تست داشته باشم. شمارش کردم این ملکه هایی که تلقیح کرده بودم با تکنیک های قدیمی خودمان ، به طور میانگین بین دومیلیون تا هفت هشت میلیون اسپرم وارد این ملکه ها شده بود. این نتایج را نگه داشتم.

به شدت دنبال این بودم که روش جدیدی برای شمارش پیدا کنم. خیلی گشتم. منابع مختلف را گشتم. با دانشگاه ها ی مختلف تماس گرفتم که آیا شما تکنیک یا روش خاصی دارید؟ همه همان کار قدیمی را می کردند. می گفتند تنها روشی که ما انجام می دهیم همین روش است.

بر حسب اتفاق ، آقای اوتیس به من پیشنهاد کرد که فلانی حالا از بخش های حشره شناسی و زنبور عسل و اینها کمی خارج شو برو در بخش های امور دام ببین آنها چه کار می کنند؟ چون آنها هم همین مشکل را دارند من گفتم: راست می گویید چرا من فقط متمرکز شدم روی زنبور عسل. برویم ببینیم آنها چه می کنند. از قضا بخش علوم حیوانات دانشگاه گوالف یکی از بخش های بسیار پیشرفته و مجهز بود. رفتم آنجا و سراغ گرفتم. یک آقایی آنجا کار می کرد که الان اسمش خاطرم نیست. یک پروفسوری بود گفت من سالهای سال این مشکل را داشتم ولی هیچ تکنیکی نبود تا اینکه چهار سال پیش با یک شرکت مخصوص تولید دستگاه های کانتر و اسکنر تماس گرفتم مشکل را به ایشان گفتم که چیست. پرسیدم: آیا در علوم دامی شما می توانید برای ما یک چیزی طراحی کنید. آنها گفتند: ما یک چیزهایی داریم که الآن برای شمارش گلبول های خون استفاده می شود و برخی از بیمارستانها سفارش داده اند و داریم آن را تکمیل می کنیم . خلاصه بعد از یک سال ما یک دستگاهی از آنها خریده ایم که این دستگاه الآن اینجا است و داریم از آن استفاده می کنیم . پرسیدم: این دستگاه چیست؟ گفت: بیا نشانت بدهم. رفتم دیدم یک دستگاهی است مثل دستگاه زیراکس و کنار آن اسکنر و کامپوتر ودستگاه های مختلف گذاشته بود. گفت : این سیستم را من خودم راه انداختم چهار سال پیش آن را خریده ام نود هزار دلار و امروز بالای صدو بیست هزار دلار است - حالا این صحبتی که می کردیم سال 2005 بود یعنی حدود ده سال پیش - الان من دارم اسپرم گاو نر را با آن شمارش می کنم. منتها اسپرم گاو درشت است. من نمیدانم روی اسپرم زنبور عسل شما می توانی این روش را انجام دهی یا نه. این را خودت می دانی. باید بیایی تست کنی . گفتم: آقا شما انجام بده من ببینم. گفت بیا برایت می گذارم. برداشت یک ویال که آماده بود اسپرم گاو در نیتروژون مایع نگه داری کرده بود در آورد و برای من ریخت در یک ویال خیلی کوچک و گذاشت داخل دستگاه و گفت ببین الآن تایم بگیر و ببین چقدر طول می کشد. من تایم گرفتم. دستگاه را روشن کرد و گفت: من کلید دستگاه را میزنم مانیتور را نگاه کن . زد . باور کنید ظرف ده ثانیه تمام اسپرم هایی که در این ویال بود نمودارش آمد روی مانیتور. اسپرم های زنده با یک رنگ مشخص. اسپرم های مرده با یک رنگ. تعداد کل هم روی مانیتور مشخص. کاری که من بیش از بیست و پنج سال دنبالش بودم.

نحل منفرد:اسم این دستگاه چه بود؟

رحیم عبادی: اسم انگلیسی آن را الآن حضور ذهن ندارم ولی برگردان فارسی اش بود شمارشگر- اسکنراسپرم ، دستگاه این را برای من انجام داد. گفت من این دستگاه را برای اسپرم گاو نر تنظیم کرده ام. می گفت: من سه ماه تمام کار می کردم که این را برای این نوع اسپرم راه اندازی کنم. الآن تنظیم شده . اگر می خواهی برای زنبور عسل آن را راه اندازی کنی من کمکت می کنم ولی یک مجوز برای من بیاور چون شما از یک بخش دیگر دانشگاه هستی .گفتم: ایرادی ندارد. من می آیم.

رفتم و بشدت دنبال این کار بودم . حدود سه ماه بیشتر وقت نداشتم. فرصت مطالعاتی ام ، حدود یکسال بود که نزدیک هفت هشت ماهش را کارهای دیگر انجام می دادم. گاهی هم کمک به آقای اوتیس می کردم. به آقای اوتیس گفتم من یک چنین چیزی را دیدم اصلاً خبر داشتید؟ گفت: نه. من هیچ اطلاعی نداشتم . گفتم باید بروم و آن را با زنبورعسل تست کنم. ببینم می شود یا نه. اول از همه شما یک مجوز برای من صادر کن گفت: هیچ ایرادی ندارد من یک مجوز به تو می دهم منتها من خودم دارم می روم آمریکا یک مدتی نیستم. خودت باید این کار ها را انجام دهی. گفتم: مشکلی نیست فقط کاری کن که من اینجا با مشکل روبرو نشوم. گفت : من یک نامه می نویسم به آن بخش در مورد شما یکسری هم اوراق خرید امضاء می کنم. برگه های خرید را برای من سفید امضاء کرد. گفت: از امتیاز من هر چه می خواهی بخر . مواد می خواهی وسیله می خواهی وقتی اینها را بنویسم به من احتیاجی نداری و مجوز هم که داری یک وقت هم کاری داشتی تلفنی با من تماس بگیر. من هر جا باشم مشکل را حل می کنم. این کارها را کرد و رفت.

یک نفر از دانشجوهایش را هم دراختیار من قرار داد. یک خانم تقریبا بیست ساله ای بود دانشجوی کارشناسی بود گفت این برای من کار می کند چون این جا را می شناسد دانشگاه را خوب می شناسد خیلی می تواند برای تو کمک باشد این هم در خدمت تو باشد. هر کاری داشتی بهش بگو ،خیلی کمک بود. من با امکاناتی که آنجا برایم قرار دادند رفتم و آن اسپرم های زنبور عسل که قبلاً و در ویالهای خودم درنیتروژن مایع قرار داده بودم آوردم بردم آنجا نزد همان پروفسور امور دامی. او هم به من کمک کرد. گفت شانس آوردی من فعلاً با این دستگاه کاری ندارم. تو می توانی هر چقدر که بخواهی وقت بگذاری و با دستگاه کار کنی.

می توانم بگویم حدود بیست روز با کمک خودش کار کردیم . ما کار می کردیم به مشکل که بر می خوردیم می رفتیم می گفتیم فلانی ما با مشکل روبرو شدیم. بیا کمک کن ببینیم چه کار کنیم او چون قبلاً با این دستگاه کار کرده بود تمام زیرو زبرش را می دانست. خیلی به ما کمک کرد . خوشبختانه بعد از حدود بیست روز که با این دستگاه کار کردیم توانستیم اولین نتیجه را بگیریم .

چون من قبلا اسپرم ها را با روش قدیمی شمارش کرده بودم می دانستم که مثلاً توی این ویال ،مثلا چهار میلیون و دویست هزار تا اسپرم دارم منتها اسپرم های زنده و مرده اش را دقیق نمی دانستم. با دستگاه که کار کردیم جمع کل را کاملاً درست نشان می داد . تقریباً با اختلاف ده تا اسپرم کم و زیاد درست بود. دقیق نشان می داد. البته زنده و مرده را دقیق تر ،زنده ها یک رنگ ،مرده ها یک رنگ دیگر همه را نشان می داد. این برای من اوج شعف بود. که بعد از این همه سال که دنبالش بودم توانستیم این دستگاه را در حقیقت معرفی و مقاله اش را همانجا ارائه کردیم.

نحل منفرد:آقای دکتر این نتیجه عملی اش چه بود؟

رحیم عبادی : نتیجه عملی اش خیلی خوب است. الآن در خارج از ایران دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی که با شمارش اسپرم روبرو هستند از آن استفاده می کنند. البته همه کس آن را ندارد. شاید دویست هزار دلار قیمت دستگاه باشد. ایشان سال 2005 به من گفتند این دستگاه 120 هزار دلار قیمتش است یقیناً با تورمی که هست و قیمت هایی که ما داریم بالای 200 هزار دلار باید باشد .

نحل منفرد : گاهی به دلیل پیشرفت تکنولوژی قیمت دستگاه ها کمتر می شود.

نمایی از دانشگاه صنعتی اصفهان

رحیم عبادی: شاید ، نمی دانم . واقعیت این است که برای محققینی که نیاز دارند به شمارش اسپرم این دستگاه و این روشی که ما انجام دادیم بسیار کارساز بود.

نحل منفرد: یعنی در تلقیح مصنوعی ما می توانیم تعداد خاصی ویال هایی را داشته باشیم که تعداد مشخصی اسپرم در آن باشد و با استفاده از آنها تلقیح را انجام دهیم ؟

رحیم عبادی: نه این نیست ، ببینید ما می خواهیم ببینیم ملکه هایی که مثلاً شما تلقیح مصنوعی کرده اید و ادعا می کنید که مثلا 100 ملکه را تلقیح مصنوعی کرده اید از نظر کیفیت چگونه هستند. با این روش کیفیت رفتاری این ملکه ها را می توانیم ارزیابی کنیم. من که نمی دانم در آینده چه اتفاقی می افتد این ملکه ها سه ماه دیگر، 6 ماه دیگر یا 2 سال دیگر متوقف می شوند. این فقط از طریق شمارش تعداد اسپرم در داخل کیسه ذخیره اسپرم قابل ارزیابی است.

نحل منفرد : پس در واقع با این روش ملکه های تلقیح مصنوعی شده را ارزیابی کیفی می کنید؟

رحیم عبادی: بله ، برای این کار تعدادی از ملکه های تولید شده را به طور اتفاقی انتخاب می کنیم ، کیسه اسپرم آنها را خارج می کنیم درسیلینگ رقیق می کنیم ، تزریق می کنیم به دستگاه ، دکمه را که بزنیم به ما می گوید که در کیسه اسپرم این ملکه مثلاً 7 میلیون اسپرم ذخیره شده است .

نحل منفرد : کسانی که کار تلقیح را انجام می دهند می توانند از این تکنولوژی استفاده کنند؟

رحیم عبادی: اگر دستگاه را داشته باشند بله و اگر دستگاه را نداشته باشند باید روش کار را یاد بگیرند و با همان روش قدیمی بزارند زیر میکروسکوپ و شمارش کنند .

نحل منفرد: اینکه ما به تلقیح کنندگان به صورت کلی بگوییم فلان مقدار یا فلان حجم از اسپرم را استفاده کنید ، این عملاً کارایی ندارد؟

رحیم عبادی: این هست ، ببینید ما در هنگام تلقیح مصنوعی معمولا حجم اسپرم که مورد استفاده قرار می دهیم 8 میکرولیتر است ، 8 میکرولیتر معادل 8 میلیون اسپرماتوزوئید است که برآورد می شود به طور میانگین بین 4 تا 6 میلیون آن وارد کیسه اسپرم می شود مابقی آن دفع می شود . در مجاری تخم دان و واژن اینها دفع می شود . آنکه گفتم به طور میانگین هر ملکه بارور باید بین 4 تا 6 میلیون اسپرم داشته باشد به خاطر همین است.

نحل منفرد : تعدادی از آن هم اسپرم های مرده است؟

رحیم عبادی : بله ، تعدادی هم اسپرم مرده است. معمولاً تعداد اسپرم های مرده کم هست. مثلاً ما در آماری که داشتیم بسته به زنبور نری که استفاده می کردیم بین 2 تا حد اکثر 10 درصد اسپرماتوزوئید مرده بودند. بیش از 90 درصد زنده بودند. اگر سریع اسپرم را استفاده کنیم و دیگر اسپرم را نبریم و فریز کنیم ، اسپرم بگیریم و همان موقع تلقیح کنیم و اصول بهداشتی را رعایت کنیم اکثر اسپرم ها زنده هستند. این تکنیکی که ما به کار بردیم خیلی کمک می کند به محققینی که می خواهند کیفیت کار را ببینند و سریع عمل کنند و نخواهند روزها پشت میکروسکوپ بنشینند و با استفاده از چشم شمارش کنند .

نحل منفرد : خب لطف کنید همینجا مقداری در مورد کتاب های تان توضیح دهید ، اگر من بخواهم در اینجا وارد بحث شوم اینها باقی می ماند و حیف است . فکر می کنم مهمترین کتاب شما کتاب پرورش زنبور عسل است.

رحیم عبادی: بله

نحل منفرد: برای تمام کسانی که می خواهند پرورش زنبور عسل را یاد بگیرند به عنوان مرجع علمی دو کتاب وجود دارد یکی کتاب شما و دیگری کتاب آقای دکتر شهرستانی است. به قول دوستان این کتاب ها انجیل زنبورداران ایرانی هستند . خب چه شد ، چه انگیزه ای برای نوشتن این کتاب داشتید لطفاً کمی توضیح دهید؟

رحیم عبادی: دوستان لطف دارند. کتاب اولم کتابی است به نام "بیماری ها آفات و شکارچیان زنبور عسل" . فکر کنم سال هزارو سیصد وشصت و چهار این کتاب را برای اولین بار چاپ کردم. این کتاب را با مشارکت و همکاری مرحوم دکتر احمدی از دانشگاه شیراز چاپ کردیم. این کتاب حدود دویست و پنجاه شصت صفحه دارد. کتاب کوچکی است. زیر سیصد صفحه است. در آن سالها ما اصلاً منبعی دررابطه با آفات و بیماری های زنبور عسل نداشتیم. ما احساس نیاز کردیم. حس کردیم که بایستی کاری کنیم و حداقل اطلاعات را دراختیار نیازمندان بخصوص زنبورداران و دانشجویان رشته زنبورداری و کارشناسان قرار دهیم. کار این کتاب را با همکاری هم انجام دادیم و آن را منتشر کردیم.

چهار سال بعد فکر کنم در سال 1367 کتاب "پرورش زنبور عسل "را برای اولین بار چاپ کردیم. کار این کتاب را هم با همکاری مرحوم دکتر احمدی انجام دادیم. از اول قرارمان این بود که چند تا کتاب را چاپ کنیم. از جمله این دو تا کتاب . کتاب اول را ایشان ابراز علاقه کرد اسمش اول باشد من هم قبول کردم و گفتم مانعی ندارد اسم شما اول باشد اسم من دوم. کتاب دوم را خودش گفت آقا سهم شما بیش از من است و اسم شما باید اول باشد گفتم هرجور شما صلاح بدانید. هر دو کتاب اصفهان زیرنظر من چاپ شد. همه کارهایش انجام شد چاپ اول کتاب پرورش زنبور عسل در سال 1367 انجام شد و ما دوبار آن را چاپ کردیم. متأسفانه دکتر احمدی در سال 1370 به رحمت خدا رفت. کتاب تا ده سال بعد از آن ماند.

نحل منفرد: یعنی چاپ نشد؟

رحیم عبادی: چاپ نشد. تا اواخر دهه هفتاد من نمی دانستم باید چه کار کنم. خودم را مدیون میدیدم. ما با هم قرار گذاشته بودیم که اینکار را انجام دهیم. دانشجویان، دوستان و همکاران به من اصرار می کردند که کاری کن این کتاب تجدید چاپ شود. یک موقعی شد کتاب که قیمتش سیصدو شصت تومان بود در بازار به قیمت دو هزار تومان خرید و فروش می شد. آن سالها ناراحت بودم که نیاز هست و من هم اقدامی نکرده ام.

یک روز تماس گرفتم با خانم دکتر احمدی که ان شاء الله ایشان هم عاقبت به خیر باشند. گفتم من می خواهم چنین کاری انجام دهم. این کتاب یک بار باید بازنگری و ویرایش کامل شود. خب یک چیزهایی در این ده پانزده سال عوض شده و باید اصلاح شود. بعضی فصول باید به کتاب اضافه شود ولی ایشان نیست. من هم چون با ایشان قرار گذاشته ام به خودم اجازه نمی دهم این کار را کنم. شما به عنوان همسر آن مرحوم اگر صلاح می دانید این کتاب را خودم ویرایش کنم ، البته اسم ایشان را تا زنده ام و این کتاب چاپ شود روی کتاب نگه میدارم. شما فقط رضایتت را به من بگو. بنده ی خدا گفت: برای من ایده آل خواهد بود که نام شوهرم روی یک کتاب باشد. شما اگر زحمتش را می کشید و می توانید این کار را انجام دهید ، انجام دهید . گفتم: پس شما لطف کنید یک یادداشتی برای من بفرستید اظهار رضایت تان را کتبا اعلام بفرمایید من به استناد آن رضایت نامه کتبی شما کار را شروع می کنم. ایشان هم همان کار را انجام داد. بازهم می گویم خدا به ایشان جزای خیر بدهد. ان شاء الله هر کجا هستند به اتفاق خانواده اشان سالم و تندرست باشند و روح دکتر احمدی هم شاد باشد. من شروع کردم به ویرایش کردن چاپ سوم را با ویرایش جدید درحقیقت در اصفهان به چاپ رساندم. دو چاپ اول را ما شخصی انجام داده بودیم اما چاپ سوم به بعد را دادم به انتشارات ارکان دانش اصفهان و آنها چاپ کردند که چاپ سوم ، چهارم ، پنجم ، ششم و هفتم یعنی 5 چاپ بعد از آن انجام شد که مجددا من امسال کتاب را ویرایش جدید کردم یعنی ویرایش سوم دارد انجام می شود و الآن زیر چاپ هست یعنی شاید تا یک یا دوماه دیگر چاپ هشتم کتاب بیرون بیاید که آخرین اطلاعاتی که من می توانستم داشته باشم از دنیا در بخش های مختلف در این کتاب آورده ام و ان شاء الله به زودی از زیر چاپ در می آید.

نحل منفرد: یک سؤالی برای من درمورد مسئله ای که فرمودید پیش آمد. یکی از اساتید فوت کردند. این نوع کتاب ها به هر حال ثروت علمی این سرزمین هستند. غیر از حق مؤلف که طبیعتاً محفوظ است به هر حال یک ثروت عمومی هم محسوب می شوند. اگر یک کتابی مؤلفش فوت کند چه اتفاقی برای آن کتاب می افتد؟ یعنی دیگر متولی ای نخواهد داشت؟ در این صورت که علم از دست می رود.

رحیم عبادی: ببینید دراصل همین هست. صاحب کتاب مؤلف بوده است و ناشر. ناشر سرمایه گذاری کرده است و مؤلف هم سرمایه علمی اش را داده است. یعنی یک سرمایه مادی دارد که دست ناشر است و یک سرمایه معنوی که دست مؤلف است. وقتی مؤلف فوت کند نهایتاً ورثه او صاحب آن کتاب می شوند. خب ورثه چون تخصص علمی ندارند ممکن است تنها به ناشر اجازه دهند که تا زمانی که احساس می کنید کتاب با همان سبک و ثیاق و محتوای علمی فروش دارد چاپ آن را تجدید کنید و ممکن است که اجازه ندهند. ولی متأسفانه این تنها راهی است که وجود دارد و نمی شود بیشتر از این انتظار داشت.

نحل منفرد : پس چقدر خوب می شد که مؤلفین ما اگر روزی برای اموالشان وصیت نامه ای می نویسند تکلیف آثار علمی اشان را هم برای آیندگان مشخص کنند یا حتی ورثه علمی برای خودشان انتخاب کنند که ایشان بتوانند با اصلاح و ویرایش مجدد آثارشان یاد ، راه و میراث علمی آنها را زنده بدارند.

رحیم عبادی: بله دقیقاً

نحل منفرد: خب دو کتاب دیگر را هم فرمودید.

رحیم عبادی: دو کتاب دیگر را هم ما چاپ کردیم. یک کتاب هست به نام "واژه نامه ی تخصصی زنبور عسل ".

نحل منفرد: این کتاب یک نوع دیکشنری هست؟

رحیم عبادی : بله دیکشنری است . یک دیکشنری تخصصی که از انگلیسی به فارسی لغات را ترجمه کرده است . تمام واژه های تخصصی در رشته زنبورداری در تمام سطوح اعم از پرورش ، رفتار شناسی ، فیزیولوژی ، پرورش ملکه ، بیماری ها ، آفات ، هر واژه ای که شما تصورش را بتوانید بکنید ما همه اینها را از کتب مختلف استخراج کرده و در این واژه نامه آورده ایم. البته برای این واژه نامه اولین انگیزه توسط یک نفر زندانی به من داده شد!

نحل منفرد: عجب

رحیم عبادی: بله ، در اصفهان یک شخصی زندانی بودند . اسمشان را یادم نیست. ایشان در زندان این کار را شروع کرده بودند. همان جا واژه هایی را در مورد زنبور عسل استخراج کرده بوند. شاید حدود 500 واژه می شد که به فارسی برگردانده بودند. یک روز یکی از مسؤلین زندان به اتاق من آمدند و گفتند ما یک زندانی داریم که چنین کاری را دارد انجام می دهد و خودش گفته است که یک آقایی هست در یکی از این دانشگاه ها بروید ببینید اینها را تأیید می کند یا نه. ما هم آمدیم خدمت شما آیا می توانید این کار را انجام دهید؟ من هم واژه ها را دیدم و مقداری اصلاحات روی آن انجام دادم گفتم به ایشان بگویید کار خوبی است ادامه بدهید. هر چقدر هم که کار را پیش برد نتیجه را اینجا بیاورید من نگاهی می کنم و اگر اصلاحی نیاز داشت روی آن انجام می دهم باز ببرید برای ایشان. این کار ادامه پیدا کرد یکی دو بار واژه ها را آورند و من اصلاح کردم و بردند اما سه - چهار سال گذشت و اصلا دیگر خبری از ایشان نشد. تا روزی یکی از کارشناسانی که اینجا در مرکز تحقیقات کار می کنند به نام آقای مهندس سید مظاهرسیدی ، شاید نام ایشان را شنیده باشید.

نحل منفرد: بله ایشان و کتاب هایشان معروف هستند.

رحیم عبادی: آقای مهندس سیدی قبلاً شاگرد خود من بودند ، دانشجوی ما بودند و سر کلاس های پرورش ملکه من آمده بودند. در مرکز تحقیقات کار می کنند من کم و بیش ایشان را می شناسم فرد بسیار خوب ، زحمت کش و علاقه مندی هستند. ایشان نزد من آمدند و گفتند من یک سری واژه ها را آماده کرده ام و دارم تبدیل به کتاب می کنم . گفتم: مهندس سیدی می دانید که این کار را یک شخص زندانی در اصفهان قبلاً انجام داده بوده اند. گفتند: که بله می دانم . با ایشان در ارتباط بوده ام و ایشان دیگر انجام نمی دهند و با دلائل مختلف گفتند که دیگر پرونده کار ایشان بسته شده است.

نحل منفرد: یعنی دیگر ایشان انگیزه ای برای ادامه نداشته اند؟

رحیم عبادی: بله ، اما دلیل آن را نمی دانم چون هیچ وقت وی را از نزدیک ندیدم و ارتباط مستقیمی با ایشان نداشتم. به هر حال در آخر مهندس سیدی گفت که یک چنین کاری را آیا شما حاضرید با من همکاری کنید و با هم این را انجام دهیم . من دیدم این کار کار خوبی است و ما واژه نامه تخصصی زنبور عسل نداریم. گفتم :بله . اشکال ندارد. کار را شروع کنید. من هم همکاری می کنم. ایشان رفت و با راهنمایی هایی که می کردم و کتاب هایی که به ایشان معرفی می کردم کار را شروع کرد. یک واژه نامه ای هم IBRA یعنی مؤسسه بین المللی تحقیقات زنبور عسل International Bee Research Association از زبان انگلیسی به دو یا سه زبان دیگر مثل زبان اسپانیایی و زبان عربی چاپ کرده بود آن را هم به دست آوردیم ، گفتم ببین وقتی این دربیاید یک زبان فارسی هم به آن جمع اضافه می شود. ما نشستیم و حدود یک سالی روی این قضیه کار کردیم ایشان واژه ها را در حد اطلاعات خودشان ترجمه می کردند و می آورند و من خیلی روی آنها کار می کردم و آنچه به نظرم صحیح بود را انتخاب می کردیم و خلاصه چیزی در حد کتابچه ای درآوردیم و چاپ اول انجام شد.

کتابچه کوچکی شد در حد 150 صفحه و در هر صفحه 20-30 واژه وجود داشت. این انجام شد و در حد 100 نسخه در معاونت امور دام آن را چاپ کردیم . یکی دو سالی گذشت و دیدیم که خیلی واژه های دیگر وجود دارد که ما باید اضافه کنیم. آمدیم و آن را جامع تر کردیم و خوشبختانه یک واژه نامه خوبی را تألیف کردیم و دادیم به یک ناشر در اصفهان آن را چاپ کرد و با تیراژ بیش از 1000 نسخه چاپ شد.

نحل منفرد: الآن چند واژه در ین واژه نامه وجود دارد؟

رحیم عبادی: فکر می کنم بیش از 3 هزار واژه .

نحل منفرد: خیلی عالی است.

رحیم عبادی: واژه نامه تخصصی است.

نحل منفرد: بله برای واژه نامه تخصصی این تعداد واژه خیلی عالی است.

رحیم عبادی: ببینید ما در واژه نامه های دیگر وقتی وارد می شویم اگر یک دیکشنری حییم را شما نگاه کنید ، در مورد همه موضوعات واژه دارد. آن هزاران هزار واژه درش است ولی وقتی می گوییم تخصصی مثلاً در اینجا حوزه کار خیلی محدود تر می شود.

نحل منفرد :حتی هزار واژه هم برای واژه نامه تخصصی خوب است وقتی این می شود سه هزار واژه به نظرم خیلی عالی است.

رحیم عبادی: بله عدد نسبتا قابل قبولی است .

نحل منفرد:من حتی تصور نمی کردم این تعداد واژه داشته باشیم.

رحیم عبادی:واژه زیاد هست البته عدد دقیق آن یادم نیست ، بعدا نگاه کنید ولی نهایتاً این کار مثبتی بود که در اختیار متخصصین و دانشجویان قرار گرفت.

کار دیگر که به صورت یک کتاب درآمد کتاب " انگلیسی برای دانشجویان گیاه پزشکی" است که یک کتاب تخصصی است. در حقیقت آموزش زبان انگلیسی هست برای دانشجویان گیاه پزشکی . دانشجویانی که می خواهند بروند در سطوح کارشناسی ارشد و دکترا امتحان کنکور دهند ازشان می خواهند که یک متن تخصصی را ترجمه کنند یا یک متن تخصصی به آنها می دهند و می گویند چه چیزی از آن فهمیدید. دو تا از همکاران و اساتید دانشگاه اصفهان این کار را می خواستند شروع کنند. با من تماس گرفتند که حقیقتاً ما کسی را در این رشته نداریم که با ما همکاری کند شما می توانید با ما همکاری داشته باشید که کتابی در این زمینه سه نفری منتشر کنیم؟ من هم فکر کردم دیدم کار مثبتی است و من می توانم بهشان کمک کنم. گفتم ایرادی ندارد چه کمکی از من بر می آید ، گفتند شما متونی که در این زمینه فکر می کنید مفید است برای این رشته به ما بدهید ما این متون را به روش های مختلف تبدیلش می کنیم به ساختارهای فهم انگلیسی. یعنی یک بخشش مثلاً درک مطلب یک بخشش تشخیص لغت است. یک بخشش مثلاً تکمیل کردن یک جمله است. یک بخشش وارد کردن لغات صحیح است. ما آن را طراحی می کنیم بعد باز می دهیم به شما و شما از نظر تخصصی ببینید که این درست جواب می دهد یا نه . یک نوع تقسیم وظایف بود. وظیفه آنها تهیه و تنظیم ساختارها و وظیفه من تهیه مطالب و تست و انطباق نتایج با مفاهیم اصلی بود. خب ما این کار را کردیم و در حقیقت این کتاب را هم دادند به سمت ، سمت سازمانی است که متون دانشگاهی را چاپ و منتشر می کند متعلق به وزارت علوم است. این کتاب را حدود پانزده سال است ، چهار یا پنج بارتجدید چاپ شده و هر بار هم دو یا سه هزار نسخه از آن چاپ می شود توزیع می شود در کشور بین دانشجویان گیاه پزشکی می خوانند و آمادگی پیدا می کنند.

نحل منفرد:آقای دکتر در سالهای فعالیت موضوعاتی که شما تدریس می کنید در دانشگاه چی هست؟

رحیم عبادی:چون رشته تخصصی من حشره شناسی است و درسهای ذیربط حشره شناسی را باید می دادم در اینجا در سالهای مختلف در مقاطع کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا بیشتردروس مربوط با حشره شناسی و زنبور عسل را تدریس کردم.

نحل منفرد:می خواهم بدانم سهم بخش زنبور عسل در تدریس شما چه اندازه است؟

رحیم عبادی:عرض می کنم خدمت شما...بیشتر حجم کاری که من در دانشگاه انجام دادم حشره شناسی بوده است. بیشتر حجم کاری که بیرون دانشگاه انجام داده ام پرورش زنبور عسل بوده است. از نظر آموزشی و تحقیقاتی ، در دانشگاه حشره شناسی ، بیرون از دانشگاه پرورش زنبور عسل چون متقاضی آن متفاوت بوده است. ببینید ...

نحل منفرد: پس ما در صنعت پرورش زنبور عسل در دانشگاه یک مقداری ضعیف هستیم.

رحیم عبادی: یک مقدار نه ، خیلی ضعیف هستیم .

نحل منفرد: یعنی از توانایی اساتیدی که داریم هم نمی توانیم استفاده کنیم.

رحیم عبادی : خیر استفاده نمی شود. متأسفانه در دانشگاه بخش زنبور عسل بسیار مغبون شده ما تنها دو واحد درسی در رشته علوم دامی داریم به نام پرورش زنبور عسل . از قدیم تا چند سال اخیر این دو واحد درس اجباری بوده ولی متأسفانه در دو سه سال اخیر این اجبار را هم برداشته اند و آن را اختیاری کرده اند. هیچ کس هم اعتراضی نمی کند یعنی اصلاً مرد. در دانشگاه های ما فاتحه آموزش در مورد زنبورعسل را خوانده اند .

نحل منفرد : رشته پرورش زنبور عسل هم نداریم؟

رحیم عبادی: اصلاً رشته نداریم. این دو واحد درس هم فاتحه اش خوانده شد.

نحل منفرد: در مقاطعی که می شنیدیم کاردانی و اینها برگزار می شد آنها چه بود؟

رحیم عبادی: دوره های کاردانی را که دانشگاه ها ندارند. آن مربوط می شود به مؤسسات علمی – کاربردی و متعلق به دانشگاه ها نیست. در دانشگاه ها نبوده و الآن هم نیست.

نحل منفرد : هنوز هم یعنی ما رشته پرورش زنبور عسل را داخل کشور نداریم.

رحیم عبادی: خیر در دانشگاه نداریم. فقط تنها یکی دو مؤسسه آموزش عالی که متعلق به وزارت علوم هستند دارند از جمله دانشگاه تهران فقط در مقطع کارشناسی ارشد چند سال اخیر مجوز گرفته اند و دارند آموزش می دهند و آن هم مقطع کارشناسی ندارد. سایر دانشگاه ها هم که اصلاً ندارند و آن یک درس دو واحدی که الزامی بود هم اختیاری کرده اند . در همین دانشگاه ما دانشگاه صنعتی اصفهان هم همینطور است . الآن در اینجا دو سال است که خودم تدریسی ندارم. به آنها گفتم که چرا این درس ارائه نشده ، گفتند: این درس اختیاری است و کسی آن را نمی گیرد.

نحل منفرد: آقای دکتر در کشوری که خیل فارق التحصیلان دانشگاهی بیکار می مانند ، حرفه ای که حد اقل 70 هزار نفر عضو تولید کننده دارد چطور می شود که یک دانشکده یا یک دانشگاه برای آموزش آن حرفه وجود نداشته باشد؟

رحیم عبادی: این اشکال مربوط می شود به آموزش عالی ما و وزارت جهاد کشاورزی ما . این دو وزارت خانه در حقیقت مقصرند به اعتقاد من . ما در 7 سمینار مختلف که در سنوات مختلف طی 25 سال گذشته در ایران برگزار کردیم اگر بروید نگاه کنید در قطع نامه هایشان یکی از بندهای بسیار مهمش که تأکید شده است این است که به آموزش علمی مدون زنبور عسل در دانشگاه ها توجه شود و مقطع آموزشی داشته باشد. این قطع نامه ها را برای تمام وزارت خانه های ذیربط از جمله وزارت جهاد کشاورزی ، وزارت علوم و سایر مؤسسات فرستاده ایم اما هیچ کس این موضوع را پیگیری نمی کند .

نحل منفرد : پیشنهاد شما چیست آقای دکتر ما چه چیزی باید داشته باشیم . یک دانشکده باید داشته باشیم ، یک دانشگاه باید داشته باشیم حالت مطلوب چه می تواند باشد؟

رحیم عبادی: حالت مطلوب به اعتقاد من این است که ما مثل دانشگاه های معتبر دنیا در کشورهایی که در این رشته پیشرفته شده اند در هر دانشکده کشاورزی ای یک رشته پرورش زنبور عسل داشته باشیم. مثل رشته علوم دامی که مثلاً برای خودش تغذیه دارد ، پرورش طیور دارد ، پرورش گاو دارد ، پرورش گاو شیری دارد ، گاو پرواری و انواع و اقسام رشته ها را دارند خب زنبور عسل هم یک رشته تولیدی است . این را هم بیایند یک رشته تولیدی ایجاد کنند و در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا دانشجو پرورش دهند . حالا اگر نمی توانیم همه دانشگاه ها داشته باشیم حداقل در یکی دو سه دانشگاه که فعلاً شدنی است این کار را اجرا کنند. این به نظر من یکی از کارهایی است که می تواند تأثیر مثبتی داشته باشد . یعنی ما غیر از این که در خود رشته از نظر ضعف بنیه علمی مشکل داریم محقق و کارشناس لازم را نیز در کشور نداریم . شما بروید و بررسی کنید در خود تهران که مرکز فرماندهی و ستاد سیاست گذاری برای پرورش زنبور عسل هست ما چند نفر کارشناس خبره داریم که می توانند این رشته را در کشور هدایت کنند .

نحل منفرد: شاید کمتر از تعداد انگشتان دست!

رحیم عبادی: خودشان هم اذعان دارند . چرا ، برای اینکه پرورش نداده ایم .

نحل منفرد : با این اوصاف اگر بخواهیم این رشته را در کشور راه بیاندازیم ما این پتانسیل را در اساتید داریم. یعنی تعداد مورد نیاز اساتید موجود هست؟

رحیم عبادی: بله ، داریم. یک سالی دیدیم واقعاً وضع اسفناک شده. سال های گذشته زمانی که آقای مهندس امان پور معاون آموزش و تحقیقات وزارت جهاد کشاورزی بودند ، خدا خیر به ایشان بدهد ، دید خوبی داشتند. گفتند: آقا بیاییم و خودمان این کار را بکنیم. ما آمدیم یک سال در وزارت جهاد کشاورزی دوره ای گذاشتیم در رشته های تغذیه ، اصلاح و پرورش . نزدیک 35 نفر کارشناس را در مقطع کارشناسی ارشد فارق التحصیل کردیم که الآن همه آنها داخل همین وزارت خانه در جاهای مختلف مشغول به کار هستند. در وزارت خانه همین آقای مهندس جمشیدی که الآن رئیس هستند و دیگران همه اشان در همان مقطع فارق التحصیل شدند.

دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان

 


  • نویسنده : mellifera
  • تاریخ : سه شنبه 8 دي ماه 1394
  • 2491 بازدید
  • 1 نظر