خوش آمدید

خطر تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل(2)

موضوعات : مقالات

نحل منفرد : یعنی در جهاد برگزار شد و در دانشگاه نبود.

رحیم عبادی : بله آن زمان این کار انجام شد. دیدیم وزارت علوم نمی کند گفتیم خودمان انجام دهیم. ایشان استقبال کردند و ما این دوره را در مؤسسه تحقیقات علوم دامی کرج برگزار کردیم . می رفتیم و تدریس می کردیم یا آنها به اصفهان می آمدند.

نحل منفرد: چرا ادامه پیدا نکرد؟

رحیم عبادی: به دلیل اینکه مخالفت کردند. وزارت علوم مخالفت کرد. می گفت نخیر شما اجازه ندارید. حتی به اینها مدرک هم نداد. در نهایت خود وزارت جهاد کشاورزی مدرک معادل به آنها داد . این مدرک هم فقط برای خودش ارزش دارد. الآن در بسیاری از مؤسسات همان فارق التحصیل ها دارند کار می کنند. ما متأسفانه در این رشته در آموزش آکادمیک خیلی ضعیف هستیم.

نحل منفرد : و نیاز داریم.

رحیم عبادی: نیاز مبرم است. واقعا نیاز شدید داریم. باید کاری انجام شود که متأسفانه تا کنون نشده است.

نحل منفرد: خب اجازه بدهید برخی دیگر از سؤالات خودم را از محضرتان مطرح کنم. ما خدمت آقای مهندس عاکف که برای مصاحبه رسیده بودیم ایشان یک موضوعی را مطرح کردند تحت عنوان" اصلاح نژاد در جمعیت های بسته" گفتند: چنین پروژه ای در کشور در حال انجام است در مراکز مختلف اصلاح نژاد مثل گرگان یا خراسان پیگیری می شود و متصدی هماهنگی این کار در مراکز متعددی که وجود دارد جنابعالی هستید.

سؤال اول این است که اصلاح نژاد در جمعیت بسته به چه معنا است ؟ سؤالم کمی توضیحی می شود اما اجازه بدهید ادامه دهم ، بعد از انقلاب کارهایی در رابطه با اصلاح نژاد در کشور انجام شده است. حتما ارزشمند هم بوده اند. اما این کارها منجر به یک نتیجه ملموس برای زنبوردار نشده اند که یک ملکه ای را داشته باشد که عملکرد خوبی داشته باشد . زنبوردار نیازمند تأمین معیشت زندگی اش است. نیاز به ملکه با نژاد خوب دارد. از سوی دیگر از قول کارشناسانی مثل حضرتعالی گفته اند که شما با واردات ملکه به کشور مخالف هستید. این پروژه های انجام شده هم که نتیجه ملموسی نداشته اند. سؤال زنبوردار این است که ما در این شرایط خلاء چه کنیم. با این زنبور کم بازده گرفتار هستیم و کسی به داد ما نمی رسد. خواهش می کنم در رابطه با این موضوعات توضیح دهید.

رحیم عبادی: سؤال خوبی را مطرح کردید و به موضوع مهمی اشاره کردید. اگر اجازه بدهید قبل از اینکه دقیقاً به سؤال شما پاسخ دهم یک مقدمه کوتاهی را خدمتتان عرض کنم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یعنی قبل از سال های 56-57 ما در کشورمان سالانه تعداد قابل توجهی ملکه زنبور عسل از خارج وارد می شد. اینها غالبا ملکه های هیبرید خارجی بودند که از کشورهای مختلفی مثل ایتالیا ، اتریش ، آلمان ، استرالیا و آمریکا خریداری می شد و سالانه بین زنبورداران توزیع می شد. این ملکه ها با توجه به اینکه هیبرید بودند و غالبا نژاد های خارجی بودند مشکلاتی را برای صنعت زنبورداری ایران به وجود آوردند. اول از همه اگر از جنبه اقتصادی نگاه کنید وقتی شما ملکه از خارج وارد می کنید همیشه باید مقداری ارز از کشور خارج شود و مقدار زیادی هم وابستگی ایجاد شود. یعنی همیشه باید دستمان به طرف خارج دراز باشد.

دوم اینکه از نظر فنی و تکنیکی و تخصصی واردات ملکه تبعات منفی برای کشور داشته و دارد. تبعات منفی آن این است که اکثر بیماری ها و آفاتی که شما امروز ه در صنعت زنبورداری ایران می بینید مربوط می شوند به همان واردات ملکه در سال های قبل از انقلاب. تنها آفتی که من می دانم یقینا بعد از انقلاب در ایران ما دچارش شدیم کنه واروآ است. کنه واروآ در سال 1364 وارد ایران شد و آن هم از طریق مرز های شمال غربی . بگذریم بنا براین واردات ملکه تبعات واردات بیماری و آفت را به همراه دارد که هر کدام از این بیماری ها و آفات ممکن است تبعات بسیار زیادی را در کشور برای همیشه ایجاد کند همین طور که الآن هست. الآن هیچ زنبورداری نمی تواند بدون استفاده از دارو زنبورداری کند. این را من یقیناً به شما عرض می کنم. مگر یک جای ایزوله شده ای ببرد که هیچ کسی نزدیکش نباشد. زنبور همیشه مریض می شود و این مریضی ها هم اکثراً از خارج وارد ایران شده است. مثالش هم لوک آمریکایی ، لوک اروپایی ، انواع پارازیت ها که حالا نمی خواهم در جزئیات وارد شوم.

مقوله دیگری که بسیار از نظر من مهم است این است که ما اگر به تعریف نژاد مراجعه کنیم ، نژاد یک جمعیت یا یک توده ای از یک موجود زنده است که برای یک منطقه خاص طی میلیون ها سال سازش پیدا کرده و آدابته شده و بهترین بازده را در آن منطقه دارد. نژاد دیگری نمی تواند چنین بازدهی را داشته باشد. خب ما در ایران نژاد زنبور عسل ایرانی داشتیم. من به جرأت می توانم به شما بگویم در سال های اول بعد از پیروزی انقلاب نژاد زنبور عسل ایرانی تقریبا رو به انقراض بود. به سبب اینکه مرتب ملکه از خارج وارد کرده بودند و جمعیت زنبور عسل ایران آمیزه ای از نژاد های مختلف از جمله نژاد کارنیکا ، نژاد ایتالیایی ، نژاد قفقازی و ... شده بود که همه با توده بومی مخلوط شده بودند و یک جمعیتی به وجود آمده بود که هیچ اسمی نمی توانستیم رویش بگذاریم. نه نژاد ایرانی بود و نه نژاد های خارجی .

این مشکلات باعث شد که من شخصاً در همان سالهای اول که از خارج برگشتم به مسؤلین مربوطه گوشزد کنم که ما چنین مشکلی داریم و حواستان جمع باشد اگر دیر بجنبید توده زنبور عسل ایرانی نابود خواهد شد و دیگر هیچ وقت به آن دسترسی نخواهید داشت. خوشبختانه در آن سالها مسؤلین افراد دلسوزی بودند . با وجود آنکه در چند سال اول بعد از پیروزی انقلاب هم تعدادی ملکه وارد شد ولی زود متوجه شدند راه را دارند به اشتباه می روند و جلسه ای گذاشتند و هماهنگی ای انجام دادند با حضور معاون وزیر و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که مصوب کنند که واردات ملکه ممنوع و ما کار کنیم برای پرورش ملکه.

خب چه کارهایی باید می کردیم. اول از همه ما باید یاد می دادیم که پرورش ملکه چگونه است تا آن زمان هیچ کس بلد نبود . هیچ کس در ایران ملکه پرورش نمی داد. اینکه می گویم پرورش منظورم پرورش صنعتی یعنی به صورت انبوه است. من اولین کلاس های پرورش ملکه را در ایران در همین اصفهان برگزار کردم. از سال 1360 سالانه چند کلاس برگزار می کردم که اکثر آنها متقاضی اش جهاد سازندگی آن زمان بود. کارشناسان مختلف ، زنبوردارها و شرکت های تعاونی و اتحادیه ها را از استان های مختلف دعوت می کردند و ما اینجا کلاس برگزار می کردیم . در ایستگاه پرورش زنبور عسل دانشگاه ، یک مزرعه ای در اینجا داریم که مزرعه ی نسبتاً مجهزی است امکانات خوبی برای این گونه آموزش ها و آموزش های مکرر داریم . هدف ما این بود که این تکنیک را یاد بدهیم. لوازم و امکانات مورد نیاز را هم همه را من خودم یا از خارج آوردم یا اینجا ساختم و برای ارائه این آموزش ها آماده کردم.

ما این کار را انجام دادیم و طی ده سال یعنی از سال 1360 تا 1370 کلاس های دائم و فشرده را برگزار می کردیم. این دوره کلاس ها به صورت نرمال یک ماه طول می کشید که افراد اینجا می آمدند و شبانه روزی می ماندند ما یک ماه آموزش های تئوری و عملی را کامل می دادیم . بعضی مواقع هم به دلیل کمبود فرصت می خواستند که فشرده برگزار شود که در مدت کمتری به صورت فشرده برگزار می کردیم.

خوشبختانه طی یک دهه طیف وسیعی از زنبورداران و کارشناسان را آموزش فنی و تکنیکی پرورش ملکه دادیم و آنها کار را یاد گرفتند تا اینکه در اوایل دهه هفتاد احساس اصلی من که آن نیاز به داشتن ملکه های اصلاح شده است آنچنان چیره شد که رفتم به وزارت جهاد کشاورزی و گفتم شما الآن باید وارد عمل بشوید و کار اصلاح نژاد را انجام دهید. چون تولید ملکه الآن دیگر مشکلی ندارد. زنبورداران ملکه با کیفیت می خواهند. ملکه ای که اصلاح شده باشد. چند سالی طول کشید تا این موضوع را ما جا بیاندازیم. یعنی 2 تا 3 سال تبادل نظر کردیم . تازه در اواسط دهه هفتاد یعنی سال های 75-76 متقاعد شدند که یک پروژه اصلاح نژاد ملی را راه اندازی کنند و این پروژه زیر نظر خود وزارت جهاد کشاورزی باشد. البته بازهم متقاعد نمی شدند تا اینکه آمدند و یک کارشناس خارجی از آلمان آورند . آقای بینفلد از آلمان آمد که او هم بسیار کارشناس خوب و خبره ای است. در ابتدا هم که آمد من را هم دعوت کردند و رفتیم و در جلسه ای نشستیم و گفتیم چنین کاری باید انجام شود.

نحل منفرد: پس 5 ، 6 سالی از زمانی که شما اعلام کرده بودید طول کشیده بود؟

رحیم عبادی: بله آن هم رفتند و کارشناس خارجی آوردند تا مطمئن شوند کاری که ما می خواهیم بکنیم درست است. او هم تأیید کرد که راهی غیر از این شما ندارید که اتفاقاً در طراحی آن طرح اولیه هم آقای بینفلد مشارکت داشت.

طرح را مؤسسه تحقیقات علوم دامی آغاز کرد. البته این طرح خیلی سنگین بود. من هنوز هم اعتقاد دارم که آن طرح خیلی سنگین بود. از ابتدا من مایل به اجرای چنین طرحی نبودم اما چون همه تصمیم را بر اساس نظر آقای بینفلد گذاشتند ایشان هم چنین نظری داد که آنها اجرا کنند. بیش از 1200 کلنی برای اجرای طرح خریداری کردند برای شروع کار از 5 استان کشور. کار را شروع کردند و روی 3 صفت کار آغاز شد ، صفت رفتار ، صفت بچه دهی و تولید عسل . اینها تقریبا 17 سال است که روی این سه صفت کار کرد ه اند (زمان انجام مصاحبه مهر1394 ) الآن نسل 13 را در اختیار دارند.

نحل منفرد: یعنی تا سال 1390 کار می کردند.

رحیم عبادی: بله ، نتایجشان روی رفتار و بچه دهی خیلی خوب است. برای تولید عسل رضایت مندی خودشان تقریبا می شود گفت که تا حدود 60-70 درصد است. مشکل هم اینجا است که تولید عسل از نظر اصلاح نژادی مشکل ترین بخش است برای اینکه تولید فقط تابع ژن نیست. بخشی از آن تابع طبیعت است که آن هم دست انسان نیست. بنابر این روی این سه صفت کار کردند که دو صفت را صد در صد خودشان راضی هستند و زنبوردارانی هم که گرفته اند و برده اند راضی هستند . من در آن طرح نقش چندانی ندارم و از روز اول به عنوان یک مشاور کنار کار با آنها همکاری داشته ام. سعی کردم تا حدی که می توانم راهنما باشم ولی آقای دکتر طهماسبی و مجموعه همکارانشان در مؤسسه که خدا به ایشان خیر دهد خیلی در این طرح زحمت کشیده اند و به اینجا رسانده اند.این طرح توسط دو معاونت آموزش و تحقیقات و معاونت امور دام دارد اجرا می شود. یعنی از ابتدا تا به حال هم این دو معاونت وزارت جهاد کشاورزی باهم این طرح را به اینجا رسانده اند.

خب این طرح الآن به نسل 13 رسیده است. نسل 13 به عنوان ملکه های مادر کاملاً آمادگی توزیع بین زنبوردارها را دارد. البته عده ای انتقاد می کنند. شما الآن اگر بگویید روز است عده ای انتقاد می کنند که چرا گفتی الآن روز است. این یک واقعیت است اما آمار و اطلاعاتی که خود آقایان در سال های مختلف منتشر کردند و نتایجی که به توصیه من که گفتم این ملکه ها را به تعدادی از زنبوردارها بدهید و نظر آنها را بخواهید ببینیم که آنها چگونه ارزیابی می کند و نظر کتبی آنها را دریافت کردند. می گویند کسانی که دریافت کرده اند راضی بوده اند و آمار و داده هایشان هم اعداد مثبتی را نشان می دهد و طبیعتاً چنین نتایجی به انسان حکم می کند که این طرح آماده بهره برداری است. این طرح هنوز ادامه دارد یعنی طرح های اصلاح نژادی هیچ وقت متوقف نمی شود و ادامه دار هست ، رشدش فقط ممکن است تغییر کند.

حالا اجازه بدهید طرح دوم را که خودتان فرمودید به شما معرفی کنم بعد اگر سؤالاتی داشتید بفرمایید.

اجازه بدهید چون وقت محدود است آن یکی را هم من یک توضیح مختصری بدهم بعد مجموعاً اگر سوالی داشتید بفرمایید.

من با توجه به جمیع جهاتی که درسطح کشور می دیدم و تنوع اقلیمی که در نقاط مختلف کشوروجود داشت و اختلافاتی که در توده زنبور عسل درکشور می دیدم از اواسط دهه هشتاد به این فکر افتادم ما اگر می خواستیم کار اصلاح نژادی انجام بدهیم باید منطقه ای بکنیم، یعنی مثلاً برای منطقه شمال کشورمان یک نژاد خاص خودش را تربیت کنیم برای منطقه مرکزی ایران نژاد خاص خودش را و برای منطقه غرب کشورهمینطور. اتفاقاً اینکه عرض می کنم نتایج حاصل از تحقیقات دوران دکتری خود آقای دکتر طهماسبی بود. ایشان دوره دکتری یشان را زیر نظر من گذراند و رساله دکتری را به اتمام رساند البته با همکاری مرحوم دکتر اسماعیلی که روح ایشان شاد باشد ولی ما هر دو نفر رساله ایشان را هدایت کردیم نتیجه ای که از رساله دکتری ایشان درآمد این بود که ایران زنبور عسلش از نظر ترکیب ژنتیکی سه توده متفاوت هستند نوار شمالی ، منطقه مرکزی و منطقه غرب کشوربا توجه به مؤلفه های مختلفی که اندازه گیری کردیم داده ها این را نشان می دهد خوب منطق حکم می کند که ما هم اگرمی خواستیم کار اصلاح نژادی انجام بدهیم متناسب با این مناطق اصلاح نژاد انجام دهیم.

به همین دلیل در آن سالها یعنی حدود ده سال پیش ایده اصلاح نژاد در جمعیت های بسته را مطرح کردم برای اولین بار یک سمیناری درسازمان پژوهش های علمی و صنعتی برگزار شد رفتم آنجا یک سخنرانی تقریباً دو ساعته ارائه کردم و در آن بیان کردم که مناطق خاص چه ویژگی هایی زنبورشان دارد و ما اگر خواستیم اصلاح نژاد کنیم باید در این جمعیت بسته انجام بدهیم. وقتی می گوییم اصلاح نژاد در جمعیت بسته یعنی در درون خود این منطقه. یعنی من بیایم توده مثلاً فرض کنید استان گلستان را برای خودش یک جمعیت بدانم. مثلاً اگر استان گلستان فرض کنید دویست هزار کندو دارد این دویست هزار کندو را یک جمعیت ببینم و اصلاح نژادم را در داخل این دویست هزار تا انجام بدهم. یا مثلا اگر می گویم استان اصفهان یک جمعیت بسته است ما بیش از هفتصد هزار کندو داریم در اصفهان ، این هفتصد هزارکندو را یک جمعیت بسته ببینم و اصلاح نژادم را در داخل این هفتصد هزار تا انجام بدهم. خب،من ایده را ارائه کردم و بعد از آن مدیر کل معاونت اموردام وزارت جهاد کشاورزی آقای مهندس شهیری ، یادم نمی رود خدا خیر به ایشان بدهد الآن باز نشست شده است و در مشهد است. ایشان پذیرفت درجلسه و قرار بر این شد که ما این کار را بکنیم در آن سال یک اتفاق دیگری هم داشت می افتاد و این بود که وزارت جهاد کشاورزی شش تا ایستگاه پرورش ملکه داشت که فقط پرورش ملکه می دادند که آن هم زیر نظر من انجام می شد و ملکه هایشان را توزیع می کردند بین زنبورداران. در آن سال دیگرتصمیم گرفته بودند که حالا که دیگر زنبورداران خودشان پرورش ملکه می دهند و تکنیک را یاد گرفته اند لزومی ندارد ما این ایستگاه ها را داشته باشیم. تعطیلش می کنیم. داشتند تعطیل می کردند که من این ایده را مطرح کردم گفتم آقا شما این ایستگاه را تعطیل نکنید بیایید کاربری آن را تغییر بدهید به جای اینکه شما تولید کنید مثلاً سالی ده هزار تا ، بیست هزار تا ، پنج هزارتا،این را بیایید درش کار اصلاح نژادی انجام دهید و ملکه مادر تولید کنید و در اختیارپرورش دهنده های ملکه قرار دهید.این ایده را پسندیدند . گفتند بسیار خوب پیشنهاد خوبی است ما تمام امکانات را داریم. پس کاربری ایستگاه را تغییر می دهیم و این طرح را شما بدهید ما این طرح را اجرا می کنیم. ما طرح را دادیم وکارمان را شروع کردیم.

اولین ایستگاهی که آغاز کرد ایستگاه استان گلستان بود. سال 1386 آغاز کرد. ایستگاه گلستان امکانات خیلی خوبی دارد. ایستگاهش روی اصول طراحی شده . نقشه آنجا را خودم دادم حدود هفده سال پیش روی نقشه ساختند ایستگاه را . آن موقع کارشناسان بسیار خوبی هم داشتند برخی شان هستند برخی شان بازنشسته شدند کار را شروع کردند از آن سال بعضی ایستگاه ها از استانهای دیگر هم یکی یکی آمدند داخل میدان و آن شش تا همه شان شروع کردند البته با فاصله زمانی .

نحل منفرد: کجا ها هستند می شود بگویید؟

رحیم عبادی: بله ، می گویم خدمت شما. استان گلستان در گرگان که قدیمی تر هست. گیلان ، خراسان رضوی ، استان اصفهان ، فارس ، جنوب کرمان و اردبیل این شش ایستگاه را که داشتند ، قرار شد مراکز عمده دیگری را هم که مراکزاصلی پرورش زنبور عسل است مثل آذربایجان ها ، آنها هم حداقل یک ایستگاه داشته باشند . فشار زیادی آوردیم به آذربایجان غربی حتی دو سفر هم رفتیم آنجا که این را راه اندازی کنند ولی متأسفانه به دلایل مختلف که به خودشان مربوط می شود آنها هنوز شروع نکردند.

نحل منفرد:اما شما معتقد هستید که در ارومیه هم باید ایجاد شود؟

رحیم عبادی:بله حتماً باید داشته باشد که متاسفانه با وجود فشارهایی که آوردیم و دو سفر هم با مسئولین وزارت جهاد کشاورزی رفتیم با ایشان صحبت کردیم و طرح را توضیح دادیم و اعتبارات را گفتیم هنوز کار را شروع نکرده اند.

نحل منفرد: در استان کرمان در جیرفت است؟

رحیم عبادی: بله.این هفت ایستگاه الان فعال دارد کار می کند.حالا کارهایی که ما می کنیم این است این طرحی که من در جمعیت بسته ارائه کردم این است که ما در هراستان از آن توده استانی مان باید یک نمونه برداری اولیه بکنیم ...

نحل منفرد: نتایج کار قبلی را هم گرفته اید و دارید روی آن کار می کنید؟ یا آن را رها کردید؟

رحیم عبادی:نه کار قبلی منظورتان پرورش ملکه است؟

نحل منفرد: نه کاری که در واقع پانزده شانزده سال ادامه دادید؟

رحیم عبادی:آن مربوط به کرج است آن به این موضوع مربوط نیست.

نحل منفرد: پس به نتایجش هم کاری ندارید؟

رحیم عبادی: نه. اصلاً من به آن هیچ کاری ندارم. آن کاملاً مستقل و جداست و این جداست. من این را از صفر شروع کردم . با هدایت شخص خودم هم انجام دارد می شود . وزارت جهاد کشاورزی هم تا حالا در حد توانش نهایت همکاری را کرده است ، فقط توسط معاونت امور دام هم دارد اجرا می شود.

نحل منفرد: چرا کاری نداشتید؟

رحیم عبادی: بخاطر اینکه آنها راه دیگری رفتند...

نحل منفرد: خب اگر نتایجشان خوب بود طبیعتاً شما باید آن را ...

رحیم عبادی: خوب ببینید من استانهایی که شروع کردم .آنها هیچ وقت توده ای مثل استانهای شمالی ندارند. دو استان ما شمال است یک ایستگاه ما اردبیل است یک ایستگاه ما جنوب کرمان است آنها هیچکدام از اینها را ندارند من ژن را استانی فرض کردم .آنها از جایی که رفتند و نمونه گرفتند و توده اولیه شان را آغاز کرند تهران و کرج ، قزوین ، اصفهان و مرکزی این پنج تا استان بوده است من در اینها بجز اصفهان کاری نکرده ام ...

نحل منفرد:یعنی مخلوط شده و شما می گویید نباید مخلوط بشود؟

رحیم عبادی:نخیر ،اینها دارند منطقه مرکزی را پوشش می دهند، منطقه مرکزی برای خودش یک توده است باید هم انجام شود. من کارم را با آنها قاطی نمی کنم . من رفتم استانهایی را آغاز کردم که آنها کاری نکردند نمونه برداری نکردند و به اعتقاد من مراکز عمده است. مثلاً خراسان اینها هیچ نمونه ای نگرفتند. شمال ایران ، اردبیل یا کرمان هیچ نمونه ای ندارند . من جاهایی را شروع کردم که ضمن اینکه اهمیت دارد آنها نمونه اولیه ازش ندارند.

نحل منفرد:شما چند ساله که دارید کار می کنید؟

رحیم عبادی:اگر سال 1386تا حالا بگیریم نزدیک به ده سال است.

نحل منفرد:به کجا رسیده اید؟کجای راه هستید؟

رحیم عبادی:حالا من عرض می کنم خدمت شما.بگذارید به شما بگویم ما چه کار می کنیم ما این نمونه برداری را به عنوان جمعیت اولیه و پایه برای آن جمعیت بسته در استان انجام می دهیم. اولین کاری که می کنیم آماده سازی اینها برای سال بعد است . یک سری آمادگی های تخصصی و فنی دارد که به کارشناسان مان آموزش می دهیم که این کارها را بکنند.

نحل منفرد: نمونه ها را چطور جمع می کنید؟

رحیم عبادی: اینها می روند طبق یک دستورالعملی که به آنها داده ایم از زنبوردارهای عمده و تجاری که سابقه زنبورداری بیش از 10 سال دارند به صورت رندم نمونه می گیرند. مثلاً یک زنبوردار هست 300 تا یکی 500 تا و یکی 1000 کلنی دارد از اولی دو تا بعدی 3 و بعدی 4 تا می گیرند.

نحل منفرد: به زنبوردارها می گویید که زنبورهای برترشان را بدهند؟

رحیم عبادی: نه ، می گوییم ما می خواهیم 3 تا زنبورشما را رندم بخریم.

نحل منفرد : پس اصراری ندارید که زنبورهای برتر زنبورستان ها را جمع کنید.

رحیم عبادی : نه ، در دستورالعمل ما این نیست.

نحل منفرد : چرا؟

رحیم عبادی : دلیل این است که من دنبال ژن هستم. نه آن چیزی که آن زنبوردار دنبالش است. این ژن در این توده نهفته است. ما باید رندم آن را بردارم . ببینم این ژن از کجا می آید و چه طور باید آن را متمرکز کنیم. حالا این را جمع کردیم. جمعیت اولیه ما بین 150 تا 200 کلنی برای هر استان است. قابل کنترل است و راحت می توانم آن را اداره کنم. با یک یا دو کارگر این جمعیت را اداره می کنم. ما دستورالعملی را به کارشناسانمان داده ایم که در اینجا سالانه اجرا می شود و روی 7 صفت مختلف اندازه گیری می شود .

نحل منفرد : یعنی روی آن 200 کلنی

رحیم عبادی : بله همان 150 تا 200 کلنی اولیه که البته هر چه به جلو می رویم تعداد آنها کمتر می شود که حالا می گویم چرا. کاری که ما می کنیم این است که صفاتی را اندازه گیری می کنیم . این صفات شامل رفتار ، رشد جمعیت ، میزان جمع آوری گرده گل ، قدرت زنده مانی نوزادان ) از هر 100 تخمی که ملکه می گذارد چند تای آن زنده می مانند و به زنبور تبدیل می شوند(، بچه دهی – می خواهیم کندویی تولید کنیم که اصلاً بچه ندهد - مقاومت به بیماری ها خصوصاً مقاومت به کنه واروآ – می خواهیم زنبوری داشته باشیم که بدون آنکه دارو مصرف کنیم کنه نتواند با آن کاری کند – قدرت تولید عسل و نهایتاً توان زمستان گذرانی مناسب برای آن منطقه هستند.

این می شود هفت صفت که طی یک دستورالعمل به کارشناسانمان آموزش می دهیم برای هر صفت چگونه اندازه گیری کنند، جداولی را بهشان داده ایم. کارشناسان ما اکثراً با تحصیلات کارشناسی و بالاتر هستند. زیر نظر اینها یک یا دونفر کارگر فنی یا تکنسین هم حضور دارند و این کار را در دونوبت در سال انجام می دهند. یکی در بهار و یکی در تابستان تا پاییز. این داده ها را می گیرند یک فرومول هایی ما به اینها داده ایم آموزش هایی داده ایم یک نرم افزاری هم طراحی کرده ایم بهشان داده ایم و گفته ایم داده ها را که بدست آوردید وارد این نرم افزار کنید نرم افزار بطور اتوماتیک این را آنالیز می کند و یک سری اعدادی به ما می دهد. اینها دوبار در سال به من گزارش می دهند این گزارش را ما می خوانیم و نگاه می کنیم اگر ایرادی دارد اصلاح می کنیم اگر مشکلی نداشته باشد تأیید می کنیم می رود و در فایل شان بایگانی می شود.

ما سالانه چند نوبت از هر ایستگاه بازدید می کنیم یعنی من به همراه مسؤلین دفتر مرکزی در تهران می رویم ایستگاه به ایستگاه کارشان را چک می کنیم ، اگر مشکلی دارند سعی می کنیم آنجا به شان کمک کنیم علاوه بر این سالی دو یا سه مرتبه هم گردهمایی دسته جمعی داریم. یعنی همه ایستگاه ها کارشناسان و مسؤلینشان جمع می شوند در یک شهرستان آقایان هم از تهران می آیند ، نزدیک به 30 نفر می شویم دور هم می نشینیم ابتدا هر شهرستانی گزارش خودش را می دهد که چه کارهایی را از دفعه قبل تا حالا انجام داده است و چه مشکلاتی داشته است و به کجا رسیده است.

نحل منفرد : خب این روش مدیریتی شما هست ، روش اصلاح نژاد شما چگونه است ؟ مثلاً هفت خصوصیتی را که فرمودید اندازه گیری کردند با کلنی ها چه کار می کنند؟

رحیم عبادی : خب ببینید ما سال به سال بین اینها انتخاب می کنیم. روش اصلی ما روی selection است . سلکشن حذف و انتخاب . یک سری را حذف می کنیم و یک سری را انتخاب می کنیم. آنهایی را که انتخاب می کنیم مبنای کلنی های نسل بعد ما قرار می گیرند که از آنها ملکه پرورش می دهند و دوباره روی تمام کندوها گذاشته می شود مثلاً سال آینده تمام کندوها می شوند نسل چهار سال بعدش می شود نسل 5 اگر خوب کار کنیم حداکثر سالی یک نسل ما می توانیم جلو برویم . بعضی ایستگاه ها به دلیل مشکلاتی که دارند هر دو سال یک نسل تولید می کنند. مثلاً امکان دارد در یک منطقه آب و هوا اجازه ندهد که بعضی از صفات را اندازه بگیرند. یا جفت گیری ها انجام نمی شود.

نحل منفرد: پس مراکز مختلف شما نتایجشان در مراحل مختلف هست.

رحیم عبادی : بله با هم متفاوت هستند. الآن استان گلستان که در گرگان فعالیت می کنند و بیشترین سابقه را دارند به نسل هشتم رسیده اند و استان های دیگر ما از نسل 1 تا نسل 4 هستند مثلاً گیلان نسل 4 است ، اصفهان نسل 3 هست و تا آخر امسال نسل 4 را تولید می کند یا جنوب کرمان روی نسل 3 هستند. استان اردبیل نسل 2 را تولید کرده و مشغول تولید نسل 3 هستند .

نحل منفرد: سابقه کار همه یکی هست؟

رحیم عبادی: نه در سال های مختلف شروع کرده اند. ما هم قرار گذاشته ایم وقتی اینها به نسل 5 رسیدند ما یک ارزیابی دقیق می کنیم و اگر صلاح دانستیم اجازه توزیع به آنها می دهیم . حالا هدف چیست؟ هدف اصلی این طرح تولید ملکه های اصلاح شده مادری و توزیع آن بین تولید کننده های ملکه در استان مربوطه است. یعنی کسی که پرورش ملکه می دهد از اینجا می آید و ملکه مادر می خرد و آن را تکثیر کرده و بین زنبورداران توزیع می کند.

آن طرح قبلی هم یعنی طرح جامع اصلاح نژاد که در کرج در حال اجرا است آن هم هدفش همین است . آن هم باید ملکه مادری تولید کند و بین تولید کننده های ملکه توزیع کند که آنها تکثیر کنند و بین زنبوردارها توزیع کنند. ما الآن یک ایستگاه مان که استان گلستان است سه سال است که اجازه توزیع دارد ولی سایر استان هایمان اجازه توزیع ندارند. ما در استان گلستان با وجود مشکلاتی که داشتیم خوشبختانه به نتایج خوبی رسیدیم من شخصاً راضی هستم.

نحل منفرد : برای استان گلستان یعنی آن ملکه را صرفا برای استان گلستان تولید کرده اید، درست است؟

رحیم عبادی: برای گلستان ، هدف استان گلستان است اما این به این معنی نیست که اگر این ملکه را بردید در یک استان دیگر جواب نمی دهد ممکن است در بسیاری از صفات جواب بدهد و ممکن است مثلاً در یک صفت خوب نباشد.

نحل منفرد: دوستان ما در اصفهان می گفتند گرفته ایم و آورده ایم اینجا و جواب نداده است؟

رحیم عبادی: کی گرفته است؟ هیچ کس در اصفهان از استان گلستان ملکه نگرفته است . من می دانم چون آنها بدون اجازه من و بدون اجازه معاونت امور دام ملکه به هیچ کس نمی دهند .

نحل منفرد: آیا فقط همان جا توزیع شده و چه تعدادی بوده؟

رحیم عبادی: بله تنها همان جا توزیع شده است و تعدادش را خود مرکز می داند من الآن آمار ندارم اما من یک سال رفتم بازدید از زنبوردارهایی که این ملکه ها را گرفته بودند سؤال کردم که این ملکه را چطور دیدید؟ گفتند: بسیار راضی هستیم.

نحل منفرد: در آنجا به زنبوردارها داده بودید یا پرورش دهندگان ملکه.

رحیم عبادی: به پرورش دهندگان ملکه اما در آنجا پرورش دهنده ملکه نیامده بود بگیرد و آنها بین چند زنبوردار با تجربه توزیع کرده بودند و به هر کدام 4 تا 5 تا ملکه حذفی اشان یعنی ملکه های سال قبل را داده بودند و گفته بودند شما اینها را ارزیابی کنید و نظرتان را بگویید من رفتم سؤال کردم و آنجا پیش دو نفر از آنها رفتم و هر دو راضی بودند. اینها زنبورداران جوان با تجربه متوسط بودند گفتند ما هیچ مشکلی با این ملکه ها نداشته ایم منتهی دو سه ماه است که این ملکه ها را گرفته ایم . در این دوسه ماه رفتار عالی بوده ، بچه نداشتیم ، جمعیتش خوب رشد کرده در مقایسه با زنبورهای دیگر هیچ مشکلی نداشتیم .

نحل منفرد: به هر حال یک روش علمی برای ارزیابی این ملکه ها هم باید وجود داشته باشد؟

رحیم عبادی: ما چنین روشی را طراحی کردیم البته هنوز توزیع نشده بین زنبورداران مناطق. اتفاقاً در حدود دو هفته پیش با مسئولین وزارت جهاد کشاورزی که به اصفهان آمده بودند جلسه داشتیم،گفتم شما بایستی وارد عمل بشوید، یعنی اینکه شما باید با این دو مرکزی که ملکه اصلاح شده دارند قرار داد ببندید. مثلاً سالی دویست تا پانصد عدد ملکه مادر را تولید کنند که یکی در کرج است ، طرح جامع ، یکی هم در گلستان است که الآن به نتیجه رسیده . این دو تا بایستی وارد قرار داد بشوند تولید کنند و بعد فراخوان بدهید به پرورش دهندگان ملکه کشور که هر کسی می خواهد بیاید و با استفاده از این ملکه های مادر پرورش ملکه بدهد. این ملکه هارا بگیرد و ببرد تکثیر کند و آنها هم بین زنبورداران توزیع کنند. در این پروسه ما یک روش ارزیابی داریم یک فرم هایی را طراحی کردیم که این فرم ها توزیع می شود بین تولید کننده ملکه و بین زنبورداری که ملکه را می گیرد و سالانه گزارش می گیریم چند سؤال مطرح کردیم که آنها را باید جواب بدهد بعد بر مبنای آن اطلاعاتی که می گیریم دقیقاً خودمان و تولید کنندگان ملکه را ارزیابی می کنیم. خلاصه اینکه در این ده سال یا به روایتی پانزده شانزده سال گذشته در بخش زنبور عسل که اصلاح نژاد انجام داده ایم نتایج نسبی خوبی بدست آورده ایم. خیلی ها توانایی اجرای این کار را داشتند ولی وارد عمل نشدند خیلی از افراد که تخصص این کار را هم داشتند وارد اصلاح نژاد زنبور عسل نشدند .

نحل منفرد: منظور شما بخش خصوصی است؟

رحیم عبادی: نه ، در بخش دولتی و بخش دانشگاهی خیلی ها تخصص اش را دارند ولی وارد این عرصه نمی شوند دلیل آن هم روشن است ، این عرصه سخت است. اصلاح نژاد زنبور عسل به مراتب سخت تر از اصلاح نژاد سایر دام ها است. شما گاو و گوسفند و طیور و ... را می برید داخل یک سالن و هر کاری که می خواهید انجام می دهید و اصلاح نژاد می کنید ، پدر را دارید مادر را دارید و نسل به نسل می توانید آنها را حفظ کنید اما در زنبور عسل این طور نیست در زنبور عسل روی 50 درصد جفت گیری که در هوا انجام می شود هیچ کنترلی ندارید به هر حال ما این عرصه را وارد شدیم و به اینجا رساندیم و هیچ ادعایی هم نداریم فقط می گوییم که در حد توانمان سعی کردیم کاری برای مملکت انجام دهیم و امیدواریم که این کاری که انجام داده ایم مثمر ثمر واقع بشود.

نحل منفرد:از تلقیح منصوعی استفاده می کنید؟

رحیم عبادی :بله.تلقیح مصنوعی یک تکنیک است که فقط برای اصلاح نژاد است.من تلقیح مصنوعی را همانطور که اشاره کردم زیر نظر آقای پروفسور لید لا که خدا ایشان را رحمت کند و روحش شاد باشد آموزش دیدم. وقتی آمدم ایران دودستگاه را از آمریکا خریدم و با خودم آوردم چون می دانستم در ایران نیست.

نحل منفرد: می گویند شما از اولین کسانی هستید که در ایران این کار را انجام دادید.

رحیم عبادی: بله هیچکس قبلاً این کار را انجام نداده بود من با خودم این دو دستگاه را آوردم ایران و در آزمایشگاه خودم مستقر کردم بعد هم دو دستگاه دیگر خریدم البته از طریق دولت از طرف دانشگاه که البته آنها الآن اینجاست از سال تقریبا 1364تلقیح مصنوعی را در پایان هر دوره پرورش ملکه انجام می دادم. فقط از نظر اینکه دانشجویانم ببینند و به ایشان می گفتم این تکنیک یک تکنیک مستقل است یک دوره مستقل هم برای آموزشش باید ببینید ولی یک وسیله ای است برای کار اصلاح نژاد فقط ببینید که من چه می کنم که ایده داشته باشید منتها اولین کسی که آموزش رسمی دید زیر نظر من آقای دکتر طهماسبی است که در دوره تحصیلات دکتری اش آمد اینجا در اصفهان و یک مدتی را پیش من آموزش دید من آموزشش دادم و بعد هم رفت در مؤسسه خودش آنجا کار را شروع کرد دو دستگاه تلقیح مصنوعی که من شخصی و خودم خریده بودم و آورده بودم را به آنها فروختم ، حالا پولش مهم نیست هدف این بود که آنها مالکش بشوند چون من خودم دودستگاه را از آمریکا خریده بودم ...

نحل منفرد: در کرج؟

رحیم عبادی:بله در کرج است و از آن استفاده می کنند بعد آموزش هایی که دادم بعد از آن به آقای مهندس عاکف بوده است در مشهد و تعداد دیگری از کارشناسان در سطح کشوریک کلاس تخصصی تلقیح مصنوعی در مشهد برگزار کردم حدود فکر کنم پنج یا شش سال پیش بود که خود آقای مهندس عاکف زحمت برگزاری اش را کشید منتها من مدرس بودم یک هفته آموزش دادم حدود ده نفر کارشناس را آموزش دادم . دیگر در سالهای مختلف متناسب با تقاضایی که می آمد من کلاسها را برگزار می کردم ولی فقط جنبه آموزشی داشت.

نحل منفرد: من منظورم این بود که در این پروژه تان...

رحیم عبادی: بله در این پروژه! در این پروژه دیده شده در تمام این ایستگاه ها تلقیح مصنوعی باید انجام بشود و از این تکنیک باید استفاده کنند. تمام ایستگاه های ما الآن مجهز به دستگاه تلقیح مصنوعی شده اند همه اشان حد اقل یک یا دو دستگاه تلقیح مصنوعی دارند حالا یا از داخل خریده اند و یا از خارج تهیه کرده اند.

نحل منفرد: آموزش این کار را هم دیده اند؟

رحیم عبادی: تعدادی از آنها آموزش ها را دیده اند و تعدادی ندیده اند ولی متأسفانه اینها هم که آموزش را دیده اند با توجه به مشغله زیاد فرصت تمرین ندارند. این کار به تمرین زیادی نیاز دارد مثل رانندگی است شما وقتی رانندگی را آموزش می بینید بعدش باید تمرین کنید اگر وقتی گواهی نامه را گرفتید دیگر دست به فرمان نزنید رانندگی فراموشتان می شود این کار هم دقیقاً همینطور است . اینها متأسفانه تمرین نمی کنند چون گرفتارند و مشغول کارهای دیگر هستند بیشتر آنها اجرا نکرده اند فقط ایستگاه اردبیل ما هست که خوب روی تلقیح مصنوعی کار کرده و خوب هم استفاده کرده و الآن هم دارد با تلقیح مصنوعی عمل می کند. بقیه ایستگاه های ما از ایستگاه های ایزوله شده استفاده می کنند. یعنی همه آنها ایستگاه های ایزوله شده دارند هنگام جفت گیری می برند به ایستگاه های ایزوله شده و ملکه ها را با زنبورهای نری که خودشان پرورش داده اند تلاقی می دهند.

نحل منفرد: من دو نکته را خدمت شما عرض کنم : یکی در مورد توزیع ملکه به کسانی که ملکه تکثیر می کنند گفتید. طبیعتاً آن کسی که در بخش خصوصی می خواهد ملکه را پرورش بدهد عملکرد گرا خواهد بود ، احساس می کنم تا زمانی که شما تعدادی ملکه به زنبوردار ملکه ندهید و این ملکه ها نزد زنبوردارها جواب ندهند پرورش دهندگان ملکه تمایلی به دریافت ملکه های شما پیدا نکنند و نمی شود که به بخش خصوصی چیزی را دیکته کرد اگر عملکرد اقتصادی داشته باشد به دنبال آن می رود و آن هم باید آزمون شده باشد. دومین نکته ، یکی از انتقاداتی که زنبوردارها به طرح های اصلاح نژاد زنبور عسل می کنند این است که می گویند این کارشناس ها این کاره نیستند مثلا یک کارشناس نمی آید برود در بیابان کنار بنه اش بخوابد ، چادر بزند و سختی های بیابان را تحمل کند آیا بهتر نبود افرادی از زنبورداران علاقه مند را به نحوی منافع مادی اشان را هم تأمین می کردید و کنار کارشناسانتان به کار می گرفتید؟

رحیم عبادی: حالا برگردیم به نکته اول شما ، به هر حال عمل گرا بودن تولید کننده ها و زنبوردارها به نظر من کاملا منطقی به نظر می آید از جنبه اقتصادی وقتی به موضوع نگاه کنید همین است اما روش ها فرق می کند در آخر استفاده کننده نهایی زنبوردار است . اوست که باید تشخیص دهد که این خوب است یا نه . حالا اینجا بر می گردد به اینکه ما با توجه به امکاناتمان چنین کاری را می توانیم انجام دهیم یا نه . من در شرایط فعلی و در ده سالی که گذشت و فشاری که به این ایستگاه ها وارد آمد و تنگناهایی که در بخش دولتی داریم به خصوص نبود بودجه و امکانات بعید می دانم که آنها بتوانند به زنبوردار ملکه بدهند ما قبلا این کار را کرده ایم. همین جا در استان اصفهان سالی بود که 9هزار ملکه در ایستگاه خودمان تولید می کردیم بروید بپرسید همین جا در ایستگاه نجف آباد آقای نادری زیر نظر بنده سالانه 9هزار ملکه تولید کرد ...

نحل منفرد: من نمی گویم مجانی بدهید...

رحیم عبادی: نخیر من نمی گویم مجانی ، پولی ، دولتی الآن نمی شود. الآن وزارت جهاد کشاورزی معاونت امور دام نمی تواند امورات تحقیقاتی هر ایستگاه را تأمین کند و چون نمی تواند پول ندارد امکانات ندارد می اندازد گردن استان ،استان هم می اندازد گردن تهران . کارش

نحل منفرد: حالا جاهای دیگر مثل اروپا را هم در نظر بگیرید.

رحیم عبادی: اجازه بفرمایید ، پس بنابراین آمریکا از خودش زنبور نداشته است و بعد آمده و رفته زنبور ایتالیایی را وارد کرده است. چندین سال آن را پرورش داده اند و بعد آمده اند و رفته اند کارنیکا وارد کرده اند و مقداری هم این طرف و آن طرف نژادهای مختلف را آورده اند. افتادند به یک دردسر بسیار عظیمی که الآن همه شان پشیمان هستند. شما اگراطلاع ندارید بروید و منابع علمی را بخوانید. آمریکا پشیمان است. می گویید: بدبختی ما این است که زنبور نژاد اصیل از خودمان نداریم . یک ملقمه ای شده است که هر طرفش یک سازی می زند . برای هر منطقه هر گروهی یک نژادی را می خواهند و این باعث شده که دردسرهای عظیمی که نمی خواهم در جزئیات آن وارد شوم ایجاد شود.

نحل منفرد: چه بوده است مثال بیاورید لطفاً.

رحیم عبادی: دردسرهای عظیم در حوزه بیماری ها . مثلاً مقاومت در برابر درمان برخی از بیماری ها آن چنان بالا رفته است که عاجز شده اند و گفته اند که دیگر نمی توانیم زنبور را نگه داریم. از طرف دیگر ژن اصیلی داشته اند و 10-15 سال روی آن کار کرده اند و یک نژاد دیگر آمده و آن ژن را از بین برده. دیگر نتوانسته اند که حفظش کنند. الآن طوری شده که حتی محققش ، آقای دکتر ریتر ( Ritter ) از محققین بسیار ارزشمند و بارزآمریکایی است که خودش ابراز عجز کرده که دیگر نمی توانم در خاک آمریکا روی زنبور عسل کارعلمی کنم. رفته یک جزیره گرفته است وسط اقیانوس کار تحقیقاتی اش را آنجا انجام می دهد. حالا شما انتظار دارید من از آنها تبعیت کنم؟ آمریکایی که الآن خودش به ورشکستگی و بدبختی در بخش زنبور عسل افتاده است . حالا بگذریم که در بخش تکنیک ها، تولید یا پژوهش ها خوب پیشرفت کرده است. پول خرج کرده ، هزینه کرده ولی در کار اصلاح نژاد وکار نژاداصیل آمریکائی هیچ کاری نکرده وصفر صفر است .

نحل منفرد:یعنی شما نظرتان این است که حتی اگر یک نژادی در ایران عملکرد خیلی خوبی هم داشته باشد بهتر است آن را نیاوریم.

رحیم عبادی:نخیر به هیچ وجه. ما نژاد ایرانی داریم. این جمعیتی که الآن در ایران می بینید نژاد ایرانی است نژاد اصیل ایرانی است .

نحل منفرد: همینی که هست؟

رحیم عبادی :بله همین نژاد اصیل ایرانی است.

نحل منفرد: مگر نمی گوییم خرابش کرده ایم؟

رحیم عبادی : نخیر این نژاد اصیل ایران است. خراب شد تا اول انقلاب . ازسالهای ابتدایی پیروزی انقلاب جلوی واردات زنبور و ملکه گرفته شد ژن های ناخالص رفتند بیرون ، تدریجاً ژن غالب نژادی ما خودش را نشان داد. این را تحقیق می گوید و من نمی گویم ، تحقیق مستند علمی که توسط چندین محقق انجام شده است.

نحل منفرد: چه کسانی مثلاً؟

رحیم عبادی:آقای دکتر طهماسبی. نتیجه تحقیقاتشان را ببینید ، متمرکز شد فقط روی شاخصه های نژادی.

نحل منفرد:آقای بینفلد هم همینطور؟

رحیم عبادی:بله ، تحقیقات آقای بینفلد را ببینید، تحقیقات آقای دکتر اوتیس را ببینید اینها چاپ شده است مقالاتش در مجلات بین المللی چاپ شده است .

نحل منفرد:پس ما نژادمان را داریم هنوز؟ چون مبنای خیلی از حرفهایی که می زنیم این است که ما نژادمان را نداریم.

رحیم عبادی: نخیر هر که می گوید اشتباه می کند. ما نژاد اصیل مان همین است که الآن هست و به دلیل این بود که ما جلوی واردات ملکه را گرفتیم و نژادمان را حفظ کردیم.

نحل منفرد: یعنی این چیزی که الآن داریم همان مدا است.

رحیم عبادی: بله همان مدا است.

نحل منفرد: چند درصد آقای دکتر؟

رحیم عبادی: صد در صد مدا است. کدام مدا . مدایی که ما دنبالش هستیم. نه مدایی که 40 سال یا 50 سال پیش بود. نه مدایی که سال 1357-1358 بود . اون ناخالصی داشت. مدای قبل از انقلاب صفاتی داشت که الآن ندارد. مدای اوایل انقلاب صفات مخلوط با نژادهای خارجی را داشت. مدای امروز اصلاح شده است یعنی یک مقدار زیادی صفات نا مطلوبش را طی این سال ها خود زنبورداران حذف کرده اند. یعنی دائم آمده و گفته این زنبور خوب نیست آن را کنار می گذارم و اینکه بهتر است را استفاده می کنم.

نحل منفرد: یعنی چیزی که الآن داریم مثل 20 سال قبل از انقلاب است؟

رحیم عبادی: بهتر از 20 سال قبل از انقلاب هست.

نحل منفرد: پس معتقید یک اصلاحی را به صورت عمومی خود زنبوردارها انجام داده اند.

رحیم عبادی: بله به طور عمومی خود زنبوردارها انجام داده اند یک مقدار هم البته مراکزی که پرورش ملکه داده اند آنها اعمال کرده اند.

نحل منفرد: این حرف ، حرف مهمی است آقای دکتر. چون خیلی از انتقادات ما بر این اساس است که ما می گوییم مدا را نداریم و با این پیش فرض می گوییم وقتی نداریم بگذارید که یک چیزی را بیاوریم تا وضع مان بهتر شود.

رحیم عبادی: اشتباه می کنند. این زنبور خود ما است . توده ی خود ما است . خودش را نشان داده است. منتها این مدا مدای مقایسه شده ی عین 20-30-40 سال پیش نیست. هر سالی جلو رفته است بهبود پیدا کرده. به سبب اینکه پرورش دهندگان ملکه ما خودشان بهترین ها را تکثیر می کنند. زنبوردارهای ما هم خودشان بهترین ها را تکثیر می کنند و نگه می دارند. تدریجاً مدای امروزی صفات بدش را کمتر دارد. و صفات خوب را بهتر دارد.

نحل منفرد: خب اگر این موضوع صحیح باشد الآن مثلاً یک نفر می آید و نژادی را می آورد به کشور و شروع می کند به تکثیر آن و کسی هم اعتراضی نمی کند آیا این صحیح است.

رحیم عبادی: از خارج؟

نحل منفرد: بله ، البته بعضی ها هم روی گزینه های داخلی کار می کنند.

رحیم عبادی: اگر کسی از خارج وارد می کند اشتباه می کند هم قانوناً قدغن است و هم شرعاً ، اخلاقاً و از نظر علمی کار خطایی دارد می کند . من به صراحت می گویم هر کسی نژاد خارجی را در ایران تکثیر کند و توزیع کند این اشتباه محض است نمی گویم خیانت دارد می کند اما نا آگاهانه دارد ضربه به صنعت زنبورداری ایران می زند . نباید این کار را بکند.

من فقط داستان کوتاهی را برای شما بگویم که صحت عرایضم را متوجه شوید. جمعی بودیم که در سال 1367 به پیشنهاد وزارت جهاد کشاورزی به اتریش سفر کردیم. هدف بازدید از زنبورداری های مهم و دانشگاه ها ، ارزیابی آنجا و این بود که تشخیص دهیم که آنها چرا کارنیکا دارند و پیشرفت کرده اند و ما نمی توانیم در ایران داشته باشیم تا بیاییم و تصمیمی بگیریم . جمعی بودیم که برخی از افراد آن جمع هم هستند می توانید از آقایان بپرسید. من هم در آن 5-6 نفر بودم. بازدید هایی را از مراکز و زنبورداری های مختلف از کارنیکا داشتیم. می دانید کارنیکا یک نژاد خاص اروپا و منطقه بالکان است و بسیار خوب در آن منطقه کار می کند. اتفاقاً از زنبورستانی بازدید کردیم که داشت باران می آمد ، این زنبور در باران به راحتی کار می کرد و شهد می برد. من آنجا گفتم ببینید آقایانی که از ایران آمدید این زنبور اینجا دارد به راحتی در باران کار می کند . این ها خصوصیات نژادی است . زنبور ما اگر اینجا بود نمی توانست این کار را بکند و این زنبور هم اگر در شرایط ایران بود نمی توانست کارهایی که زنبور ما می کند را انجام دهد. مثلاً در شرایط خشک ما غیر ممکن است که این زنبور بتواند دوام بیاورد و کار کند. بگذریم . بازدیدهای ما انجام شد و از ایستگاه های تحقیقاتی و دانشگاه هایشان بازدید کردیم. یک روز آقای پروفسور روتنر که یکی از محققین بسیار شاخص و برجسته اصلاح نژاد زنبور عسل در دنیا است. خدا رحمت کند ایشان چند سال پیش فوت کردند. چندین کتاب نوشته اند و مقاله های خیلی زیادی دارند. بیشتر نوشته های ایشان مبنای اصلی کار اصلاح نژاد زنبور عسل است. ایشان ما را به خانه اشان دعوت کرند. گفتند: بیایید و یک کیک و قهوه با هم بخوریم. رفتیم و در تراس خانه اش نشسته بودیم که دورنمای خیلی زیبایی هم داشت. به هر حال شیرینی و قهوه خوردیم . از ما سؤال کرد و گفت: من امروز که دانشگاه بودم خبردار شدم که شما از ایران آمده اید اینجا بازدید کنید . می توانم یک سؤال از شما کنم. گفتم: بپرسید. گفت: چرا شما به اینجا آمده اید چه هدفی دارید؟ من هدفمان را گفتم . گفتم: بیشتر هدفمان این بوده است که بیاییم یک بازدیدی کنیم و ایده بگیریم ببینیم که شما چه کار کرده اید که کارنیکا دارید و ما می خواهیم این را الگو بگیریم و برخی از مسؤلین ما احتمالاً می خواهند کارنیکا وارد ایران کنند. دقیقاً نمی دانم که چه می خواهند کنند ولی به هر حال نظر شما را می خواهیم. گفت: بگذارید تجربه ای را برای شما بیان کنم . ما از اینکه کارنیکا را تولید کنیم و به شما بفروشیم خیلی خوشحال خواهیم شد – خدا رحمتش کند و نور به قبرش ببارد چون نا مسلمانی بود که حرف حق را به ما زد – جوان هایمان سر کار می روند و درآمد خیلی خوبی خواهیم داشت ولی این کار به صلاح شما نیست. گفتم: چرا؟ - عمدی می گفتم که بقیه بشنوند و بفهمند - گفت: این کاری را که شما می خواهید بکنید 20 سال پیش مصری ها کرده اند . مصری ها آمدند اینجا و از ما کارنیکا را بردند . طی 20 سال تمام زنبور خودشان را نابود کردند و نژاد زنبورشان کاملاً نابود شد. الآن دیگر زنبور اصیل مصری ندارند. نژادی که دارند ملقمه ای است از کارنیکا و نژاد خودشان که به هیچ وجه از آن رضایت ندارند و هر سال دارند ازما کارنیکا می گیرند. هر سال هزاران ملکه کارنیکا می خرند و می برند آنجا. بروید و بپرسید آیا آنها وضعشان خوب شد . بنابراین من توصیه نمی کنم . چون شما اینجا در خانه من هستید و از من سؤال می کنید من باید راستش را به شما بگویم. شما این کار را نکنید . متمرکز بشوید روی نژاد خودتان . آن را اصلاح کنید و یقین بدانید که بهترین نژاد برای کشورتان همان نژاد شما خواهد بود. ما این را شنیدیم و برگشتیم به ایران . گزارشات مبسوطی را به وزارت جهاد کشاورزی ارائه کردیم و از آن زمان بود که آن طرح ممنوعیت واردات ملکه مصوبه اش اجرا شد و این طرح ها به اینجا رسید و امیدواریم که نتایج بهتری هم حاصل شود.

نحل منفرد: مثال دیگری که می زنند . چینی ها را می گویند که مثلاً لگوستیکای ایتالیا را آوردند به عنوان یک خون تازه برای نژادشان و از پتانسیل های آن استفاده کردند و زنبور جدید با قابلیت های بهتری را تولید کردند. این کار را شما چگونه ارزیابی می کنید؟

رحیم عبادی: این منطقی است. به نظر من این کار کار خوبی است. ما در این طرح تحقیقاتی مان این را دیده ایم . دیده ایم که باید اصلاح نژادمان را پیش ببریم تا آنجایی که نژاد از نظر ژنی پاسخ مثبت می دهد باید از آن استفاده کنیم . یک جایی اگر پاسخ مثبت نداد برویم و بگردیم ببینیم کدام نژاد به ما نزدیک تر است و ما می توانیم از پتانسیل آن نژاد بهره بگیریم . اینجاست که ما می آییم و هیبرید تولید می کنیم.

نحل منفرد: این به معنی خراب کردن نژاد خودمان نیست؟

رحیم عبادی: نه ما نژاد خودمان را داریم با تمام خصوصیات ذاتی خودش و آن نژادی که صفت خاصی را در آن مناسب دیده ایم می آوریم و این دو تا را به عنوان والد استفاده می کنیم ، تلاقی می دهیم و از آن نوزادانی به وجود می آوریم که به آنها هیبرید می گوییم . این هیبرید صفاتی را دارد که مجموعه دو تا والدش دارند و آن را توزیع می کنیم بین زنبوردارانمان تا از آن استفاده کنند. این به این معنی نیست که نژادمان را از دست بدهیم این به این معنی است که ما نژاد خودمان را داریم و آن صفت خاصی را که از آن نژاد می خواهیم را با این ادغام می کنیم نتیجه اش را به زنبوردار می دهیم.

نحل منفرد: خب اگر ده سال این کار را بکنیم دیگر آن هیبرید غلبه پیدا می کند بر نژاد خودمان.

رحیم عبادی: نه این به این معنی نیست که ما دائم این کار را می کنیم . ما کار تحقیقاتی مان این است که بیاییم و آن ژن مورد نظر آن نژاد را انتقال بدهیم به نژاد خودمان و بعد این کار را متوقف می کنیم. در حقیقت نژاد خودمان را اصلاح می کنیم و بهبودش می بخشیم این کاری است که زمان می برد و در تحقیقات آینده باید انجام شود . حالا ما به آنجا ها نرسیده ایم . ما هنوز در اول راه هستیم ولی این در طرح دیده شده است که هر زمانی لازم بود محققین مربوطه از این کار استفاده کنند.

نحل منفرد: یکی از مباحث مطرح در اصلاح نژاد بحث حضور متخصصین ژنتیک هست. ما طرح های دیگر را رها می کنیم و طرح خود شما را مورد بررسی قرار می دهیم . اولاً آیا متخصصین ژنتیکی که در خصوص اصلاح نژاد در زنبورعسل تخصصی داشته باشند در کشور داریم و آیا آنها در فرآیند های اصلاح نژاد نقش دارند یا نه؟ دوماً آیا اصلا نیاز هست که حضور داشته باشند یا نه؟

رحیم عبادی: این هم سؤال خوبی است. من در ابتدای عرایضم در مورد اصلاح نژاد گفتم که اصلاح نژاد زنبورعسل یک فرآیند پیچیده ی علمی و زمان بر است . متخصصین مربوطه که بیشتر منظورم متخصصین ژنتیک و اصلاح نژاد است می روند سراغ حوزه هایی که راحت تر اند و راحت تر به نتیجه می رسند. غالبا نمی آیند در طرح هایی مثل این که حد اقل 7 سال باید وقت صرف کنند تا برسند به یک نسلی که قابل عرضه باشد وقت صرف کنند .

ببینید ما در این طرح اصلاح نژاد در جمعیت های بسته حداقل به نسل پنجم که رسیدیم می توانیم محصول را ارائه کنیم. برای اینکه به نسل پنجم برسیم حداقل باید 6-7 سال کار کنیم که این هم عملاً بیش از این طول می کشد. اینها غالبا نمی آیند در این حوزه کار کنند . سراغ رشته های دیگر می روند چرا ؟ برای اینکه در دانشگاه ها نیاز دارند به اینکه ارتقاء پیدا کنند از آنها می خواهند که مقاله داشته باشند اگر نداشته باشند آنها را زیر سؤال می برند در نتیجه آنها غالباً طرح هایی به دانشگاه شان ارائه می دهند که نتایج آنها بعد از 1-3 سال بتوانند ارائه کنند و مقالاتش چاپ شود. بعد هم از آن استفاده کنند و ارتقاء پیدا کنند. این از بخش دانشگاهی.

در بخش تحقیقاتی متأسفانه ما خیلی محقق متخصص در زمینه اصلاح نژاد زنبورعسل در کشور نداریم . هستند محققینی که متخصص اصلاح نژاد هستند مثلا در امور دام ، اما شما بروید در مؤسسه تحقیقات علوم دامی نگاه کنید ، چند نفر محققینی هستند که من هم به آنها خیلی ارادت دارم و در حوزه های تخصصی خودشان دارند کار می کنند اما خیلی به حوزه زنبور عسل نزدیک نشدند به همان دلائلی که عرض کردم. برخی از آنها کارهایی کم و بیش درحاشیه انجام می دهند اما هدف این کارها هم نوعاً این است که یک نتیجه ای سریع از آن بیرون بیاید . مثلاً وراثت پذیری فلان صفت را اندازه می گیرند یک سال یا دوسال طول می کشد و بعد هم یک مقاله می شود و بیرون می آید. آنها هم تحت فشار هستند. گرفتاری ما اینجا است که در ایران متأسفانه طرح های تحقیقاتی کاربردی ای که زمان بر هستند حمایت نمی شوند. نه انگیزه کار برای فرد متخصص باقی می ماند و نه مسؤلین چنین طرح هایی را حمایت می کنند. ببینید مثلا من خودم ده سال در این طرح وقت گذاشتم ، الآن دارم می گویم من یک چیزی را می توانم عرضه کنم . ده سال کم نیست. من اگر می خواستم در دانشگاه این کار را کنم از دانشگاه بیرونم می کردند. مؤسسه تحقیقاتی کار می کردم بیرونم می کردند. می گفتند نتیجه کار تو کجاست. هر سال می گویند گزارش بده . گزارش باید به صورت یک مقاله در بیاید . گزارش باید به صورت یک گزارش مکتوب قابل چاپ و قابل عرضه دربیاید . در اینجا ده سال گذشته است تازه می گویم گام اول را دارم بر می دارم . خب نتیجه این است ولی من وجود متخصص ژنتیک و اصلاح نژاد را در این طرح ها با گوشت و پوستم حس می کنم. باید حضور داشته باشد. در اینجا هم دعوت می کنم ، با صراحت دعوت می کنم هر عضوی که علاقه مند باشد در این طرح با ما همکاری کند حتی یک بخش کوچکی از کار را همکاری کند با کمال میل استقبال می کنم و از مسؤلین وزارت جهاد کشاورزی هم خواهش می کنم که استقبال کنند چون می توانیم ما همدیگر را کمک کنیم و باعث رشد و تعالی این بخش شویم.

نحل منفرد: خب اجازه دهید بنده سؤالاتی داشته باشم در مورد انجمن علمی زنبورعسل ایران ، دقت که می کردم دیدم شرایط سختی را برای عضویت در این انجمن قرار داده اند ، ببینید اولاً زنبوردار نیاز به یک مرجع علمی دارد. دوماً بیشتر زنبورداران ما علاقه مند به مشارکت بحث ها و تبادل نظرها هستند. وقتی یک جایی بحث نظری انجام می شود بعد این بحث ها می تواند به عمل منتج شود. یعنی نظرات مطرح شده کارشناسان در جمع زنبورداران به عملکرد صنعت پرورش زنبور عسل تبدیل شود. خب با این شرایط سخت خیلی از زنبوردارها نمی توانند عضو انجمن شوند . شاید بروند و مجموعه های دیگری را ایجاد کنند. آن مجموعه های دیگر از بدنه کارشناسی جدا است و می تواند راه به ناکجاآباد ببرد. چرا انجمن علمی زنبورعسل ایران یک حوزه محدودی را برای خودش انتخاب کرده و کار به کار کسی ندارد بیشتر زنبوردارها هم نمی توانند به آن بپیوندند؟

رحیم عبادی: سؤال خوبی را مطرح کردید اما مقصر این انجمن زنبورعسل نیست و مشکل اختصاص به انجمن زنبور عسل ندارد . تمام انجمن های علمی مجبورند که از چنین سیاستی تبعیت کنند. انجمن های علمی زیر نظر وزارت علوم تحقیقات و فناوری هستند. یک معاونت وزارت علوم که معاونت پژوهشی است بخش انجمن ها را اداره می کند. یک اساس نامه کلی تهیه کرده و در اختیار همه انجمن هایی که می خواهند کار خودشان را شروع کنند قرار می دهد. می گوید که شما باید از این اساسنامه تبعیت کنید. در آن اساسنامه قید شده است حد اقل اطلاعات و مدارک علمی اعضاء باید کارشناسی ارشد باشد. دانشجوها نیز اعضاء ناپیوسته می شوند . یعنی تا زمانی که مدرک کارشناسی ارشد شان را نگرفته اند عضو ناپیوسته هستند. ولی بعد که مدرک گرفتند می شوند عضو پیوسته . اتفاقاً ما در انجمن از ابتدا بسیار علاقه مند بودیم که یک راهی باز کنیم تا دیگران بتوانند عضو شوند.

نحل منفرد: آخر همانطور که خودتان گفتید ما در کشورمان تربیت کارشناس در این رشته نداریم پس این انجمن می شود فقط یک تعداد خیلی محدود.

رحیم عبادی: هیچ یک از اعضاء انجمن چنین هدفی ندارند دلشان می خواهد که زنبورداران و افراد علاقه مند بتوانند بیایند و عضو بشوند ولی متأسفانه الآن وزارت علوم نمی گذارد و راه را بسته است و همین امر باعث شده که به خود انجمن ضربه وارد شود . انجمن الآن یکی از مشکلات اصلی اش تعداد اعضایش است . به دنبال اعضاء جدید می گردد و افرادی را دعوت می کند تا عضو شوند .

نحل منفرد: خب با این شرایط کسی نیست.

رحیم عبادی: بله شرایطش را هرکسی ندارد.

نحل منفرد: انجمن نمی تواند کمیته های حاشیه ای دوم و سومی ایجاد نماید مثلاً بگوید کمیته کاربردی و آن کمیته ها ی دیگر را راهبری نماید.

رحیم عبادی:هر اقدامی انجمن بخواهد انجام دهد که ورای اساسنامه باشد زیر سؤال می رود و آنها انجمن را تعطیل می کنند. اگر بخواهد چنین کاری کند باید اول مجوزش را از دبیرخانه انجمن های وزارت علوم بگیرد . آنها هم به هیچ انجمنی مثلاً انجمن زراعت ، انجمن علوم دامی یا سایرین چنین اجازه ای را نداده اند یعنی کمتر از کارشناسی ارشد عضو این انجمن ها نیستند.

نحل منفرد: پس ما به عنوان زنبورداران باید خواهش کنیم از کارشناسان محترم که بیایند و یک انجمن غیر رسمی درست کنند و بحث های ما را اداره کنند.

رحیم عبادی: خب آن هم یک راهش است. البته تشکل های دیگر هم هستند نه اینکه نباشند تشکل هایی مثل اتحادیه ها ، شرکت های تعاونی ولی خب آنها هم مشکلات خاص خودشان را دارند.

نحل منفرد:این سؤال را اگر دوست دارید جواب دهید. سؤال من در مورد اتحادیه سراسری زنبورداران است. از زمانی که من اسم این اتحادیه را شنیده ام شخصی در رأس آن حضور داشته اند که همچنان هم حضور دارند. حتی وقتی در نظامات سیاسی دنیا در کشوری چنین اتفاقی بیافتد مردم دیگر کشورها وضع آنجا را می دانند. مسأله دوم دخالت مستقیم بخش دولتی در عزل و نصب افراد در اتحادیه ها است . تا زمانی که ما یک اتحادیه قوی نداشته باشیم بسیاری از مشکلات زنبورداران حل نمی شود . چون صدایشان به جایی نمی رسد. وضع موجود نتیجه چیست؟ چرا اوضاع ما اینچنین است؟

رحیم عبادی:اصلا شاید بهتر باشد من نظر ندهم ، اما چون روبروی من نشسته اید حداقل انتظاری که دارید این است که نظر شخصی خود را بگویم. حالا امیدوارم با این نظر شخصی به کسی بر نخورد. واقعیتش این است که هر تشکلی اگر خوب باشد بخاطر زیر مجموعه اش است ، اگر بد هم باشد بخاطر زیر مجموعه اش است. یعنی اگر اتحادیه زنبورداران ایران خوب عمل نکرده در درجه اول بدانید که زیر مجموعه اش خوب عمل نکرده است و اگر خوب عمل کرده آن زیر مجموعه است که باعث این پیشرفت شده . این مقدمه.

حالا برگردیم به خود اتحادیه. این اتحادیه با سابقه کم با وجود تمام کاستی هایی که بوده است من می بینم که پیشرفت خوبی داشته است . شما بروید نگاه کنید. یک مثال برای شما بزنم. در همین چند سال اخیر آنها یک صندوق توسعه زنبورداری درست کرده اند. صندوق توسعه سایر امور دامی که سابقه شان چندین برابر این صنعت است صندوقی با این قدرت و وسعت و امکانات ندارد.

نحل منفرد: این نتیجه کار اتحادیه بوده است؟

رحیم عبادی: بله نتیجه کار اتحادیه است با همکاری برخی از نهادهای دولتی و افراد ولی نقش اصلی را اتحادیه داشته است . البته من اسم از کسی نمی برم ولی یقین بدانید. اینکه بخش دولتی دخالت می کند ، عرض شود که بخش دولتی من فکر می کنم که اگر هم دخالت هایش گاهاً غیر منصفانه باشد دلیلش این است که باز هم خود اتحادیه کوتاه آمده است. اگر زیر مجموعه اتحادیه و خود زنبوردارها قوی وارد میدان شوند و کار کنند ، بخش دولتی مجبور است تبعیت کند. من یک چیزبه شما بگویم ، اتفاقا در این حوزه ، بخش دولتی همیشه سعی کرده است اتحادیه را کمک کند ولی آن قدرت و توانایی را نداشته است. یعنی من احساس می کنم انتظارات اتحادیه را بخش دولتی نتوانسته براورده کند. اتحادیه گاهی خواسته هایی دارد که بخش دولتی برای اجرایش ضعیف است. بنابراین نمی توانیم بگوییم که قدرت بخش دولتی است که دارد اتحادیه را اداره می کند. من این احساس را ندارم . احساس می کنم اتفاقاً بخش دولتی نمی تواند خواسته های اتحادیه را آنطور که شایسته است و نیاز آنها است برآورده کند.

بازهم تأکید می کنم در بخش تشکل های صنعت زنبورداری ما ضعیف هستیم . نیاز هست که زنبوردارها بیشتر وقت بگذارند نیاز هست که بیشتر همکاری کنند و نیاز هست که تشکل های سطوح بالا مثل اتحادیه ها را بیشتر تقویت کنند و اینها هستند که می توانند باعث رشد و تعالی صنعت شوند. هیچ وقت بخش دولتی نمی آید همین طوری چیزی را به زنبوردار دهد. اگر اتحادیه برود و فشار بیاورد ، اگر شرکت های تعاونی بروند و بخواهند یک چیزی را ، بخش دولتی در حد امکانش مجبور است که همراهی و تبعیت کند.

نحل منفرد: ان شاء الله ، خب سؤال بعدی ، ما یکی از مشکلاتمان در زنبورداری مشکلات زیست محیطی است. سال های اخیر می بینیم که زنبورهایمان دائم دارند کم بازده و کم بازده تر می شوند یکی از مباحثی که مطرح است این است که تعداد کلنی های زنبورعسل در ایران فوق العاده زیاد است ، از طرف دیگر با تخریب مراتع ، بحث جدید ریزگردها و انتشار شدید فلزات سنگین و سموم شیمیایی در محیط زیست مواجه هستیم چه اتفاقی برای زنبورعسل خواهد افتاد شما چه دورنمایی را برای زنبورعسل می بینید؟

رحیم عبادی: این یک حوزه بسیار مهم است که به غیر از زنبور عسل تقریبا دارد تمام موجودات زنده طبیعت را تحت تاثیر قرار می دهد. در راس همه آنها هم خود انسان است. شما می دانید آمار مرگ و میر سالانه ما درکشور فقط در اثر همین آلودگی های محیط زیستی چقدر است؟ کسی نمی داند ولی همین آمار خامی هم که بخش دولتی به ما ارائه می کند واقعاً وحشتناک است. من عدد حدود چهار هزار نفر در سال را شنیده ام . در اثر همین آلودگی های محیط زسیتی دارند نابود می شوند. ولی اعداد واقعی آن را خدا می داند و خیلی بیشتر از اینها است تمام حیوانات تمام موجودات زنده اعم از گیاه و حیوانات یقین بدانید که تحت تاثیر قرار می گیرند. زنبور عسل هم مستثنی نیست. زنبور عسل هم اتفاقا بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد چون در طبیعت چرای وسیعی دارد حداقل چهار پنج کیلومترشعاع پروازی دارد. از طرف دیگر زنبوردار آن را مهاجرت می دهد در اقصی نقاط کشور. جاهایی در کشورمان آلودگی ها بسیار بالاست به خصوص مناطق غربی کشور. حتی در مناطق مرکزی آلودگی بسیار شدید است . بله این اتفاق می افتد زنبور عسل تحت تاثیر قرار می گیرد و مریض می شود. بیماری های عجیب و غریبی از خودش نشان می دهد که نه زنبوردار می تواند کاری کند و نه متخصصین می توانند تشخیص بدهند . نهایتاً عملکرد چندانی نخواهد داشت و بعضی وقتها حتی موجب مرگ کلنی ها هم می شود. این گرفتاری ها هم هست همه هم می دانند آلودگی هوا ، آلودگی خاک ، آلودگی آب ، در سالهای اخیر ریزگردها که مقوله بسیار مهمی است دارد صنعت را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد ولی خب چه باید کرد؟

زنبوردار که کار زیادی نمی تواند انجام دهد جز اینکه کندوهایش را از این منطقه به منطقه دیگری ببرد آن هم به تشخیص خودش که گرفتاری های خاص خودش را دارد. هزینه های متعددی را دارد که هر کسی نمی تواند انجام دهد. کندوهایش روی کامیونش باشد و از این طرف به آن طرف برود. این گرفتاری ها برای صنعت هست ولی مسؤلین باید بهش توجه کنند. بیشتر این گرفتاریها مشکلاتی هستند که در حقیقت قیم اصلی اش دولت و سازمان ها و وزارت خانه های دولتی باید باشند.

ما حقیقتش در یکی دو سال گذشته با کمک همین اتحادیه ای که الآن شما به نوعی آن را نقد کردید رفتیم سراغ محیط زیست . اتحادیه ، خیلی جلسه با محیط زیست گذاشت . من فقط در چند جلسه آنها شرکت کردم . آقای لسانی بنده خدا صبح می آمد در منزل و من را به تهران می برد ، ظهر ساعت 2 تا ساعت 6 جلسه داشتیم و دوباره به اصفهان بر می گشتیم. محیط زیست ما متأسفانه هنوز به این موضوع تخصصی واقف نشده که زنبورعسل مهمترین موجود زنده ای است که طبیعت را حفظ می کند. ما ساعت ها با اینها بحث داشتیم ، ساعت ها جلسه گذاشتیم که این موضوع را تفهیم کنیم. آنها به ظاهر برخی از بخش ها یا افرادشان قبول می کنند ولی در آخرین جلسه ای که داشتیم متأسفانه محیط زیست یک دستورالعملی را صادر کرد که اصلاً دست و پای زنبوردار را می بندد. دراین منطقه نباید برود ، در آن منطقه نمی تواند برود ، در عرصه های ملی نباید برود .

نحل منفرد: زنبوردار را گفته اند !

رحیم عبادی: بله در حالی که در جلسات مکرر توجیه کردیم شما در هر نقطه ای از دنیا که بروید زنبور عسل مفید ترین جانوری است که به انسان دارد خدمت می کند. دلائل مختلف را به آنها ارائه کردیم. گفتیم زنبورعسل را شما باید نجات بدهید . در تمام عرصه ها آن را وارد کنید . آلودگی های محیط زیستی را باید سعی کنید که از محیط خارج کنید . به هر روشی که می شود باید زنبوردار را تشویق به حضور کنید و زنبور عسل را بخشی از محیط زیست بدانید. متأسفانه بازهم در آخرین جلسه ای که در اواخر تابستان سال گذشته بود و من به اتفاق آقای مهندس پورقرائی از انجمن زنبورعسل حضور داشتیم برخی از افراد بودند که دید منفی به موضوع داشتند و دستورالعملی را صادر کردند که من آن را دارم . در اتحادیه خانم رئیسی هم دارند .

من نامه ای به ایشان نوشتم که یک سال و نیم جلسه گذاشتید با محیط زیست و نتیجه این شد اما نا امید نشوید و بازهم به سراغشان بروید شاید روزی اثر داشته باشد. ببینید ما گرفتاری های اصلی مان در بخش محیط زیستی این است که متأسفانه خیلی از کارشناسان سطوح پایین محیط زیست شناخت ندارند و آگاه نیستند. نمی دانند که چه کار باید کنند. در سطوح بالای محیط زیست همه می دانند مثلاً خانم ابتکار از زنبور عسل بسیار حمایت و پشتیبانی کرد و حتی به معاونینش دستور داد که هر کمکی که می توانید بکنید. ولی وقتی این دستور به سطوح پایین تر از معاونین آمد اما و اگر ها شروع شد.

نحل منفرد: زنبور عسل را به صحرا راه نمی دهند.

رحیم عبادی: بله حتی می گویند که در عرصه های ملی هم شما نباید وارد شوید.

نحل منفرد: چرا آخر زنبورعسل که احیاء کننده عرصه ملی است.

رحیم عبادی: چرایش را باید از آنها بپرسید ، یک سری منطقه هایی را تعریف کرده اند و گفته اند در این مناطق هیچ موجودی نباید بیاید و هیچ موجود زنده ای نباید وارد شود و این را شامل زنبور عسل هم دانسته اند. حتی می گویند در عرصه های ملی سازمان جنگل ها و مراتع باید محدودیت هایی را اعمال کند . خب ما در چنین شرایطی قرار گرفته ایم که مسؤلین رده بالا می خواهند مشکلات زیست محیطی حل شود اما از طرف دیگر بدنه اجرایی عاجز است. وقتی به آنها می گوییم چرا اجرا نمی کنید؟ اولین جوابی که می دهند اینکه ما بودجه نداریم. ما طرح های وسیعی باید بدهیم و پول نیست. خب پول نباشد اقلاً فکرتان می تواند همراه باشد . فکر شما که همراه باشد 50 درصد مشکل حل می شود.

نحل منفرد : دانستن اینکه زنبورعسل عرصه ها را احیاء می کند که دیگر پول نمی خواهد.

رحیم عبادی: بروید و ببینید آخرین مصوبه ای که اینها به خانم رئیسی ابلاغ کردند چه بود. اگر زنبور عسل در عرصه های ملی نباشد همه این عرصه ها نابود می شوند. گرفتاری های اصلی ما در این حوزه ها است. در اینجاست که اتحادیه ها و مسؤلین بخش زنبور عسل کشور باید وارد عرصه شوند و فشار بیاورند به مسؤلین که چرا می خواهید این محدودیت ها را اعمال کنید. زنبورعسل چه آسیبی را به عرصه های ملی رسانده است یکی را بیان کنید.

نحل منفرد: آقای دکتر در مورد تعداد کلنی های موجود در ایران آیا آماری که ارائه می شود آمار صحیحی است و آیا این تعداد از نظر شما مناسب است؟

رحیم عبادی: ببینید آقای منفرد ، تعداد کلنی یک بحث است و بهره برداری صحیح از عرصه ها بحث دیگری ، ما کشورمان بسیار وسیع و متنوع است. بیش از یک میلیون و ششصد و پنجاه هزار کیلومتر مربع وسعت آن است با تنوع اقلیمی و پوشش اکولوژیک بسیار متنوع. این امکان بسیار خوبی است. اگر از این امکان درست استفاده کنیم به نظر من 7 میلیون کلنی که الآن به آن رسیده ایم خیلی مشکلی ایجاد نمی کند. مشکل اصلی اینجا است که این 7 میلیون کلنی با روش مدیریتی که الآن وجود دارد و از عرصه ها بهره برداری می کنند جواب نمی دهد. همه در زمان معینی در نقاط خاصی متمرکز می شوند و با این روش عرصه اصلا جواب نمی دهد. شما می دانید مثلاً در پاییز اکثر زنبورداران ما از مناطق مرکزی و جنوبی هجوم می آورند به منطقه جنوب غرب کشور یا در تابستان همه هجوم می آورند به یک سری مناطق ییلاقی خاص. خب این جواب نمی دهد.

نحل منفرد: خب آقای دکتر کجا بروند.

رحیم عبادی: عرض می کنم ما کشورمان کشور مستعد و وسیعی است. بسیاری از عرصه های ما از نظر پتانسیل عرصه مطالعه نشده است. اولین گام این است که باید عرصه ها و پتانسیل آنها شناسایی شوند که در چه منطقه ای ما چه عرصه ای را داریم ، این عرصه چه پوشش گیاهی ای دارد ، مدت گل دهی گیاهان آنها چقدر و در چه زمانی است . اینها در بیشتر جاها مطالعه نشده است. اگر تقویم عرصه ها را داشته باشیم می توانیم به صورت مثلاً استانی برای زنبوردارهایمان برنامه داشته باشیم . و اگر می خواهند کوچ بین استانی داشته باشند بگوییم که ظرفیت فلان منطقه اینقدر است . نه اینکه بدون هیچگونه حسابی هر کس برود در یک عرصه . الآن فرضا منطقه ای با ده کیلومتر مربع که مثلا باید 50 کندو در آن مستقر باشد 500 کندو مستقر می شود. خب این جواب نمی دهد مثل سفره ای است که ظرفیت 8 نفر را دارد و ما 30 نفر دورش بنشینیم. درست است که نشسته ایم و یک چیزی خورده ایم اما هیچ کس سیر نمی شود. من شاید 15 – 20 سال قبل این را گفته ام . گفته ام که به مراکز تحقیقاتی اتان بگویید تحقیقاتشان را روی این بخش متمرکز کنند .

نحل منفرد: آیا این آمار فعلی که بیش از 7 میلیون کلنی را در کشور نشان می دهد صحیح است؟

رحیم عبادی: حقیقت این است که من نمی توانم روی این آمار قسم بخورم. این آماری است که طبق یک فرمول به استان ها گفته می شود که ارائه نمایند. ممکن است در برخی از قسمت ها صحیح باشد و در برخی جاها خطا داشته باشد اما شما فرض کنید این آمار با خطای بعلاوه ، منهای پانصد هزار کلنی صحیح است. که این خطا در این عدد بزرگ تفاوت معنی داری را ایجاد نمی کند. ما تعداد زیادی کندو داریم. ایالات متحده آمریکا که وسعتش بیش از 7 برابر کشور ما است و بارندگی و پوشش گیاهی آن هم بسیار بیشتر از ماست تعداد کلنی هایش در سنوات مختلف کمتر از 3 میلیون بوده است. حالا چطور ما بیاییم در کشوری که یک هفتم آنجاست 7 میلیون کلنی داشته باشیم.

نحل منفرد: آنها احتمالا به گونه ای مدیریت می کنند که تعداد فراتر از این نشود؟

رحیم عبادی: بله آنها با توجه به عرصه هایشان مدیریت می کنند. ما این قضیه را رها کرده ایم و اگر بازهم کنترل نشود سال به سال اضافه خواهد شد و وضع بدتر از این خواهد شد. خب این جزو سیاست گذاری های وزارت جهاد کشاورزی است که باید سیاست گذاری کند و به استان ها بگوید که این مقدار در سال نباید بیشتر رشد داشته باشید.

نحل منفرد: در واقع باید تکلیف کند که شما این تعداد کلنی می توانید داشته باشید.

رحیم عبادی: بله هر استانی هم یک تعدادی ظرفیت دارد . اگر دقت کنید در برخی از استان های ما زنبورداران حتی به اندازه هزینه هایشان هم نمی توانند تولید داشته باشند که این جای تأسف است.

نحل منفرد: من دیشب خدمت دوستان در نجف آباد بودم می گفتند امسال متوسط 3-4 کیلو از هر کندو تولید داشته اند. مطلب دیگر اینکه سیستم مدیریتی ما در بخش زنبورداری خوب عمل نکرده است . دلیلش هم این است که نتایج خوبی را در این بخش نمی بینیم. سیستم آرمانی چه می تواند باشد؟ کی ، چطور و با چه مکانیسمی می تواند صنعت ما را اداره کند که به یک نتیجه مثبت برسد؟

رحیم عبادی:بله ،ببینید در مورد سیستم مدیریتی کلان کشور در بخش زنبور عسل است من قبل از انقلاب را کاری ندارم ، متاسفانه بعد از انقلاب همیشه ضعف داشته ایم . این ضعف هم همیشه بهشان منعکس شده. از اول انقلاب تا حالا اگر بروید باز هم قطعنامه های سمینارهای زنبور عسل کشور را نگاه کنید در تمام این قطعنامه ها موضوع تشکیلات وزارت جهاد کشاورزی در بخش زنبور عسل مطرح شده و بدون هیچ شک و تردیدی همه تأیید کرده اند که ضعیف است و نمی تواند این صنعت را اداره کند . پیشنهاد این بوده که برای اینکه تقویت بشود در بخش معاونت امور دام بایستی بخش زنبور عسل از زیر مجموعه اداره طیور ، زنبور عسل و کرم ابریشم خارج شود. یعنی تا زمانی که در زیر مجموعه طیور قرار گرفته است همیشه زنبور عسل تحت الشعاع است و نمی تواند رشد کند. این باید خارج شود و به صورت یک اداره کل برای خودش ساختار اداری مستقل داشته باشد و کارشناسان خبره ای را در آن به کارگیری کنند که این کارشناسان بتوانند کمک کنند و بخش زنبورعسل را سیاست گذاری ،هدایت و رهبری نمایند.

نحل منفرد: یعنی یک اصلاح ساختاری در وزارت جهاد کشاورزی انجام شود.

رحیم عبادی: دقیقاً و این پیشنهادی بوده است که سال های سال مداوم ما به وزارت جهاد کشاورزی ارائه نموده ایم و آنها خودشان هم می دانند ولی تا به حال هیچ کس موفق نشده است که این خواسته را عملی کند. حالت آرمانی این است.

اما فرض کنید ما این تشکیلات را هم به وجود آوردیم اگر نیروی انسانی قوی و خبره نداشته باشیم خیلی نمی تواند کاری انجام دهد. ما در دو بخش باید کار کنیم یکی تشکیلات است و یکی آموزش و پروراندن کارشناسان خبره ای که توان مدیریت در این سطح را داشته باشند در بخش دانشگاهی.

نحل منفرد: و این بخش دوم را وزارت علوم باید انجام دهد.

رحیم عبادی: بله و الآن این را نداریم. وزارت علوم باید بر مبنای تقاضای وزارت خانه های دیگر رشته ها را به وجود بیاورد. سؤال این است که آیا وزارت جهاد کشاورزی چنین تقاضایی را کرده است. آیا فشاری آورده است که من در این بخش کارشناسان لازم را ندارم و شما تربیت کنید. خیر چنین تقاضایی هم نبوده است و از این سمت هم چون اهمیتی دیده نمی شده است حتی همان دو واحد درس را هم اختیاری کرده اند. پس حالت آرمانی این است که ما در هر دوبخش کار کنیم. هم تربیت نیروی انسانی خبره و هم ایجاد تشکیلات اداری مدیریتی قوی و کارآمد البته بودجه هم همیشه کم و بیش مشکل داشته است اما اگر این دو تا باشد بودجه هم به تبعش درست می شود.

نحل منفرد: خب اگر سخنی با زنبوردارها دارید یا نکاتی را می خواهید بیان کنید در خدمت هستیم.

 


  • نویسنده : mellifera
  • تاریخ : سه شنبه 8 دي ماه 1394
  • 2237 بازدید
  • 6 نظر