سایت زنبورعسل ایران: شكل شناسي و فيزيولوژي

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

موضوعات : بیولوژی

سينه زنبور عسل

به طور كلي سينه در حشرات از سه حلقه به هم پيوسته به وجود امده و مركز تجمع اعضاء حركتي حشرات مي باشد.در اكثر حشرات،از جمله زنبور عسل،حلقه اول شكم به سينه متصل شده ،قطعه چهارمي را تشكيل ميدهد.در ناحيه سينه زنبورعسل سه جفت پا و دو جفت بال ديده مي شود.

سينه زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

غدد عطري زنبورعسل

غدد مولد مواد عطري در قسمت پشت شكم و در روي قسمت جلويي حلقه هفتم قرار دارند.اين قسمت توسط حلقه ششم پوشيده شده است.غدد عطري از تعداد زيادي سلولهاي ترشحي ساخته شده اند كه ترشحات خود را در روي حلقه پشتي شكم مي ريزند.

غدد عطري زنبورعسل

غدد عطري زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

 عمل سوخت و ساز در بدن موجودات زنده نيازمند مصرف اكسيژن و ايجاد گاز كربنيك است كه بايد از بدن دفع گردد.اين احتياج حشره توسط سيستم تنفسي تراشه اي(tracheal respiratory system)مرتفع مي گردد.تراشه ها لوله هايي هستند كه توسط روزنه تنفسي به خارج از بدن وصل ميشوند.از ده جفت روزنه تنفسي در زنبور عسل،سه جفت در طرفين سينه (هر بند سينه يك جفت)و هفت جفت در طرفين بندهاي شكم قراردارند.بافتهاي بدن اكسيژن لازم را به طور مستقيم از لوله هاي تنفسي و بدون دخالت خون گرفته  و گاز كربنيك را به ان پس مي دهند.در بعضي از قسمتهاي بدن لوله هاي تنفسي  بزرگ شده و به صورت كيسه هاي هوايي در امده اند.از ان جمله مي توان كيسه هاي هوايي بزرگ شكم  و كيسه هاي هوايي كوچك در سر و سينه و پاهاي حشره را نام برد.از اين كيسه هاي هوايي هنگام پرواز استفاده شده و اكسيژن به بافتهاي مورد نياز بدن ميرسد.

دستگاه تنفسي زنبورعسل

 

دستگاه تنفسي زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

الف) سر يك زنبور كارگر

سر هر زنبور كارگر از قسمتهاي مختلف زير تشكيل شده است:

۱.چشمهاي نقطه اي به تعداد سه عدد و در قسمت بالاي پیشانی قرار دارد.

۲.پيشاني در جلو سر.

۳.چشمهاي مركب در طرفين سر به تعداد دو عدد.

۴.شاخكها يا آنتن به تعداد دو عدد در طرفين سر زنبور قرار داشته كه در ملكه و كارگران 12بند و در زنبور نر 13 بند دارد.

۵.پوششي در جلو سر.

۶.لب جلو.                                                     

۷. آرواره هاي جلويي: كه در ملكه و كارگران قوي و در زنبور نر نسبتا ضعيف است.۸.اعضاي لامسه وسطي آرواره اي.

۹.آرواره وسطي.

۱۰.اعضاي لامسه انتهاي آرواره اي.

۱۱.خرطوم يا زبان كه از موهاي بسيار ريز و ظريف پوشيده شده است.

۱۲.قاشق: براي جمع آوري شهد از روي گلها.

ب) سر يك ملكه

سر ملكه از لحاظ شكل و ساختمان ظاهري درست همانند سر يك زنبور كارگر است. تفاوت بين اين دو تنها در كوتاه تر بودن خرطوم ملكه مي باشد.

ملكه به خرطوم درازي هم نياز ندارد زيرا نمي خواهد با خرطومش شهد را از روي گلها جمع آوري كند بلكه در داخل كندو دائما بوسيله كارگران تغذيه مي شود و حال آنكه كارگران بايد اغلب شهد را در پايين ترين و عميق ترين نقطه گلها جستجو كنند.در خيلي از موارد شهد در عميق ترين نقطه لوله هاي نسبتا دراز گلها قرار دارد و زنبور عسل براي جمع كردنش ناچار است كه خرطوم را بداخل آن تا عمق فرو برده و آن را بمكد.بنابراين داشتن خرطوم دراز در زندگي و فعاليتهايش نه تنها بسيار موثر بلكه حتي لازم هم است.

ج) سر يك زنبور نر 

سر زنبور ملكه و كارگر با هم شباهت دارند و تشخيص آنها مشكل است ولي سر زنبور نر با هر دو تفاوت زيادي نشان مي دهد بطوري كه تميزش از آنها حتي با چشم هم ساده است و با چند بار تمرين از عهده همه برمي آيد.مهمترين اختلافها بين آنها عبارتند از:در حالي كه چشمهاي مركب ملكه و زنبور كارگر از دو طرف سر به هم نمي رسند،چشمهاي مركب زنبور نر خيلي بزرگ بوده و از پشت سر از دو طرف به يكديگر مي رسند.اين واضح ترين و مهمترين فرق بين آنهاست و به كمك آن مي توان زنبور نر را حتي در حال پروازش شناخت.

زنبودرارها هم با استفاده از همین موضوع آنها را می شناسند.شناخت سایر اختلافات که در زیر شرحشان می آید تنها پس از گرفتن زنبور و دقت زیاد و یا حتی اغلب در آزمایشگاه امکان پذیر است.

۱.تعداد بندهای هر یک از شاخکها در ملکه و زنبوران کارگر 12عدد و در زنبور نر 13 عدد است.

۲.خرطوم زنبور نر کوتاه تر از زنبور کارگر است دلیلش هم مثل آنچه در مورد ملکه گفته شد دراین است که زنبور نر ازآن در جمع آوری شهد استفاده نمی کند.چون زنبور نر هم مانند ملکه بوسیله کارگران تغذیه میشود.

۳.آرواره های جلوی زنبور نر ضعیف تر از آرواره های جلوی کارگران است.

۴.سه چشم نقطه ای زنبور نر در جلو پیشانی ولی در ملکه و زنبور کارگر در بالای پیشانی قرار دارند.

 

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

در مناطق سردسیر کشورمان مثل شهرها و روستاهای مختلف آذربایجان و خراسان و اراک و همدان و کردستان و... دوره سرمای مداوم زمستانی می تواند در بعضی از سالها پیش از یک ماه طول بکشد یعنی مدت یک ماه یا بیشتر گرمای هوا چه در روز و چه در شب هیچ وقت از ۴ الی ۵ درجه بالای صفر تجاوز نکند.
در نتیجه زنبورعسل نمی تواند کندو را برای دفع مدفوع ترک نماید. زنبور عسل سالم تنها در خارج از کندو، آن هم درحال پرواز قادر به دفع مدفوع است. بنابراین به ناچار باید آنقدر در کندو بنشیند و منتظر بماند تا گرمای هوا بیش از ۸ درجه به بالای صفر برسد. در این موقع زنبور به سرعت از کندو خارج و تا چند متری آن پرواز کرده و خیلی تند در حال پرواز مدفوعش را دفع نموده و فوری به کندو باز می گردد. در گرمای کمتر از ۸ درجه سانتی گراد عضلاتی که پرهای زنبور عسل را ۲۰۰ بار در ثانیه حرکت می دهند فلج بوده و در نتیجه وی قادر به پرواز نیست.

عسل ماده ایست که تقریبا همه مواد موجود در آن جذب بدن انسان یا زنبورعسل می شود. تنها مقدار فوق العاده کمش غیر قابل جذب بوده و باید دفع شود. در سرمای زیاد و به ویژه مداوم که زنبور قادر به خروج از کندو و دفع مدفوع نیست، مدفوعات آن به تدریج و روز به روز در نزدیکی مخرج در محفظه ای کیسه مانند و قابل حجیم تر شدن به نام مخزن جمع و نگهداری می شوند تا در اولین گرمای مناسب هوا زنبور پرواز کرده و آن را دفع نماید.

سه عدد غده موجود در این مخزن یا همان غده های مخزنی با ترشحات خود مانع پوسیدگی محتویات مخزن می شوند، زیرا پوسیدگی آن باعث پوسیدن روده و در نتیجه مرگ زنبور نیز خواهد شد. به کمک غده های مخزنی زنبورعسل قادر است مدفوع را به مدت تقریبی یک الی دو ماه نگهداری کرده و در فرصتی مناسب در ظهر یک روز آفتابی به خارج از کندو پرواز کرده آن را دفع کند.
 
پرواز زمستانه و دفع مدفوع زنبور عسل
 
پرواز زمستانه و دفع مدفوع زنبور عسل

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

در شبکیه چشم انسان یک میلیون سلول مخروطی از سه نوع مختلف و یکصد میلیون سلول میله ای وجود دارد . توسط سلولهای مخروطی که هر یک از انواع آن جهت رنگی خاص تخصیص یافته اند ، دیدن رنگها ممکن شده است . در سلولهای مخروطی و میله ای طی فرآیندی نوری –شیمیایی ، پیامهای بینایی به شکل پالسهای الکتریکی توسط عصب اپتیک هدایت می شوند . عصب اپتیک دارای یک میلیون فیبر عصبی است که قادر به انتقال 10 میلیون بیت اطلاعات در ثانیه است . این در حالیست که سریعترین مودمها تنها قادر به انتقال 56000 بیت اطلاعات در ثانیه می باشند .تعداد بیتها در ثانیه به شدت نور بستگی دارد .
در حشرات ، بینایی توسط تعدادی چشم منفرد و یا مرکب تامین می گردد . چشم حشرات در مقایسه با چشم انسان غیر متحرک بوده و قابلیت فوکوس نیز ندارد و تنها قادر به دیدن مسافات بسیار کوتاه است . پروانه ها که دارای دید نسبتا بیشتری در میان حشرات هستند تا چند متر را می بینند در حالیکه زنبوران تنها قادر به دیدن تا مسافت 25 سانتی متر می باشند . حشرات برای جبران نقیصه بینایی خود به حس بویایی بسیار حساسی مجهز هستند .
تصور می شود چشم مرکب حشرات که دارای دو تا 30000 لنز می باشد ، تصویری موزائیک مانند ایجاد نماید . در بیشتر موارد دید حشرات تنها به تشخیص شکل و حرکت محدود می گردد اما در مورد سنجاقک که طعمه خود را در حال پرواز صید میکند بی تردید باید دارای دید بسیار بهتری از محیط اطراف خود باشد . سنجاقک با داشتن دو چشم مرکب بزرگ که هر یک از 30000 لنز تشکیل شده و دو چشم منفرد به خوبی با خوی صیادی و فعالیتهای حیاتی اش وفق یافته است . چشم حشرات هنگام تبدیل آنها از مرحله لاروی به مرحله بلوغ دچار تغییراتی می گردد . با وجود تفاوتهای بسیاری که بین چشم انسان و چشم حشرات مشاهده می گردد ، شباهت نزدیکی بین ژن مسئول کنترل تکامل چشم در انسان و حشره ای مانند مگس خانگی وجود دارد . سایر خصوصیات چشمها در حیوانات مختلف که منجر به بوجود آمدن تفاوتها می گردد توسط ژنهای دیگریکنترل می گردد . یک چشم منفرد که در میان یک چشم مرکب قرار گرفته ،
اوماتیدیوم ( ommatidium ) نامیده می شود . در این اماتیدیوم بلافاصله پس از عدسی ، یک مخروط کریستالی وجود دارد که به سلولهای طویلی بنام رابدوم ( rhabdome ) که در حقیقت یک صفحه فتورسپتور را تشکیل می دهند متصل می گردد . این سلولها توسط سلولهای شبکیه که رابدوم ترشح می کنند ، احاطه شده اند . مخروط کریستالی ، سلولهای رابدوم و شبکیه ، توسط سلولهای پیگمانه احاطه شده اند که اوماتیدیوم را از نظر نوری از سایرین جدا می کند . سلولهای شبکیه به سلولهای عصبی متصل می شوند که پیامها را به گانگلیون نوری هدایت می کنند .
در گونه هایی از حشرات که در شب فعالیت می کنند ، سلولهای رابدوم به مخروط کریستالی متصل نیستند در نتیجه اوماتیوم ها کاملا از یکدیگر جدا نشده اند که این موضوع به هدایت نور بیشتر اما شفافیت کمتر تصویر منجر شده است .
عمل دیدن طی یک فرآیند فتوشیمیایی صورت می پذیرد . مولکول رتینال ( retinal ) موجود در سلول رابدوم فتونهای نور جذب شده را از حالت منحنی به شکل مستقیم در می آورد . رتینال به غشای پروتئینی بنام اُپسین ( opsin ) متصل است که به این مجموعه رودوپسین ( rhodopsin ) می گویند . رتینال هنگام ایجاد تغییر در فوتون از این مجموعه جدا شده و پس از آن اپسین یک سلول عصبی را تحریک می کند . سلول عصبی پیام را به مغز هدایت کرده و تشخیص یک فوتون را توسط رابدوم به مغز اعلام می دارد . بدنبال آن رتینال به کمک ویتامین A با اپسین ترکیب شده و مجددا رودوپسین شکل می گیرد .
سیستم بینایی زنبور عسل شامل دو چشم مرکب و سه چشم ساده است . هر چشم مرکب از هزاران سلول حساس به نور  که به زنبور به درک نور ، رنگ و همینطور پرتوی UV آفتاب کمک می کنند تشکیل شده است .
سه چشم ساده زنبور بشکل مثلث بر روی سر حشره قرار گرفته که اسلی( ocelli ) نامیده می شوند. این چشمها اغلب به  تشخیص مقدار نور موجود در محیط به زنبور کمک می کنند اما قادر به درک تصویر نیستند .
قرنیه چشمان مرکب زنبور عسل از مو های بسیار ریزی پوشیده شده است . البته وجود مو بر روی قرنیه مختص زنبور عسل نیست و حشرات دیگری مانند مگس ها نیز دارای چشمان مرکب با قرنیه پرمو هستند . زنبور عسل هنگام جمع آوری گرده گلها ،
گرده ها را بر روی بدن ، پاها و سر و از جمله چشمها و آنتن خود جمع آوری کرده و سپس به داخل کیسه گرده موجود بر روی پاهای عقبی انتقال می دهد .
با وجود اینکه زنبور عسل طیف وسیعی از رنگها را بخوبی می بیند تنها قادر به تشخیص شش گروه اصلی رنگها از قبیل زرد ، آبی سبز ، آبی ، بنفش ، UV و رنگی که بنام ارغوانی زنبوری شناخته می شود و مخلوطی از زرد و UV است ، می باشد . این حشرات قادر به دیدن رنگ قرمز نیستند .
چشمان مرکب زنبور عسل از هزاران عدسی نازک که هریک صفحه ( facet ) نامیده می شوند تشکیل شده است . دانشمندان معتقدند که هر عدسی یک چشم مرکب قسمت کوچکی از دید زنبور را دریافت می کند سپس مغز تصویر هر یک از عدسی ها را گرفته و تصویر بزرگ موزائیک مانندی ارائه می دهد . مزیت چشم مرکب ، توانایی آن در تشخیص حرکت است . زنبوران بسادگی می توانند بین الگوهای یک پارچه و شکسته تفریق قائل شوند اما برتری بیشتری در تشخیص تصاویر شکسته از خود نشان می دهند و به همین علت یک گل متحرک و یک گل ساکن را از یکدیگر تمیز می دهند .بنابراین چشم زنبور عسل بخوبی جهت ادراک حرکت وفق یافته است .

ديدن زنبورعسل

آناتومي چشم زنبورعسل

چشم مركب زنبورعسل

 

چشم زنبورعسل



ارسال شده توسط کاربر MAJIDDARAT

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

مهمترین وظیفه زنبورهای کارگری که بیش از بیست روز از عمرشان گذشته است چرای در باغات ، مزارع و صحرا جهت جمع آوری شهد ، گرده گل ، آب و صمغ یا بره موم می باشد . به منظور انجام این گونه فعالیت ها این گروه از زنبورها مجبور به انجام پروازهای شناسائی و جهت یابی می باشند . برای انجام پروازهای شناسائی زنبورها ابتدا از کندو خارج شده و در اطراف آن به مدت حدود 5 دقیقه پرواز می کنند . این پرواز در هنگام بعد از ظهر انجام می شود و بعداً به کندو مراجعت می کنند . در این گونه پروازها ، زنبورها اختصاصاً محل دقیق کندوی خود را شناسائی می کنند . برای شناسائی دقیق محل کندو از علائم زمینی اطراف کندو مثل درختان ، بوته ها ، جویبارها و هر گونه علامت دیگر نزدیک کندو استفاده می کنند .

در مرحله بعدی پروازهای دیگری به نام جهت یابی انجام می دهند . زنبورهای کارگر برای جمع آوری شهد ، گرده گل ، آب و غیره ممکن است تا شعاع حدود 6 تا 7 کیلومتر از کندو پرواز کرده و دور شوند لذا لازم است جهت مراجعت به کندو راه خود را تشخیص داده و ضمناً از کوتاه ترین راه به کندو باز گردند .

برای جهت یابی ، زنبورهای کارگر از خورشی به عنوان قطب نما استفاده می کنند ، به این ترتیب که قادر به تشخیص شمال ، جنوب ، شرق و غرب خواهند بود . هر چشم مرکب از چندین هزار چشم ساده ساخته شده است که می توانند قسمتی از نور خورشید را دریافت دارند . یعنی اینکه چشم های ساده موجو در چشم مرکب به عنوان شیشه پلاریزه عمل نموده و درجه معینی از طیف نور را دریافت می نمایند و زنبور در مراجعت به کندو فقط در جهتی حرکت می کند که همان طیف نوری را که در رفتن دریافت داشته است دریافت دارد . زنبورهای کارگر برای پروازهای جهت یابی علاوه بر تحریکات نوری از علائم زمینی مثل درختان ، جویبارها ، تپه ها ، کوهها ، ساختمان ها و غیره و همچنین تحریکات بویائی گلها نیز برای جهت یابی خود استفاده می کنند .

زنبورعسل قادر اسنت نور خورشید را در موقعی که آسمان کاملاً ابری است دریافت دارد . این موضوع به علت حساسیت زیاد چشمهای زنبورعسل به اشعه ماوراءبنفش استکه از ابر عبور می کند . پس از انجام پروازهای شناسائی و جهت یابی و پس از آنکه منبع غذائی یافته شد ، زنبور چراکنند ه به کندوی خود مراجعت کرده و با انجام رقص های مخصوص و دادن مقداری از شهد به سایر زنبورها ، محل دقیق منبع غذا را اطلاع می دهد . در مورد منبع گرده گل ، علاوه بر انجام رقصهای مخصوص ، بوی گرده گل آورده شده نیز ملاک مهمی جهت یافتن آن منبع توسط سایر زنبورهاست .

زنبورهای چرا کننده تازه کار که اطلاغات را از زنبورهای با تجربه قبلی دریافت داشته اند ممکن است به خارج کندو رفته و به همان منابع غذا مراجعه نمایند . همان طور که قبلاً گفته شد زنبورهای چراکننده شهد گلها و آب را در چینه دان (معده عسل ) خود ، گرده گلها و صمغ یا بره موم را روی سبد گرده پاهای عقبی به کندو حمل می کنند .

اغلب مشاهده می شود که در جریان چرای زنبور در مزارع و باغات و پس از مراجعت به کندو تعدادی از زنبورهای چرا کننده اشتباهاً به کندوی مجاور وارد می شوند . این عمل خصوصاً در روزهای بادی تشدید می گردد . همچنین در صورتی که علائم زمینی کافی (مثل درختان ،ساختمان ها،جویبارها، تپه ها و غیره وجود نداشته باشد زنبورها نمی توانند به راحتی کندوی خور را بیابند و اغلب به سایر کندوها وارد می شوند . نسبت این گونه زنبورها که اشتباهاً به کندوی دیگر وارد می شوند گاهی تا 50% نیز می رسد .برای جلوگیری از این مسئله توصیه می شود که اولاً کندوها در محلی مستقر شوند که علائم زمینی کافی وجود داشته باشند ، ثانیاً از مستقر نمودن نزدیک به هم کندوها خودداری نمود ، ثالثاً رنگ کردن کندوها با رنگ های مختلف مفید واقع می شود و رابعاً قرار دادن سوراخ های پرواز کندوها در جهات مختلف نیز به حل این مشکل تا حدودی کمک می کند . زنبورهائی که اشتباهاً به کندوهای دیگر می روند اکثراً زنبورهای جوان هستند و موقعی که زنبورها به مدت طولانی در کندو محبوس بوده اند و یا کندوها را به محل جدیدی انتقال می دهندنسبت زنبورهائی که اشتباهاً به کندوهای دیگر وارد می شوند زیادتر می گردد . ضمناً زنبورهای نر بیشتراز کارگرها مرتکب این اشتباه شده و زنبورهای کارگر بیشتر از کندوهای ضعیف به کندوهای قوی وارد می شوند .

منبع : پرورش زنبورعسل نوشته دکتر عبادی

 مكالمه و رقصهاي زنبور عسل در داخل كندو

مكالمه و رقصهاي زنبور عسل در داخل كندو

رقص زنبورعسل

رقص زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : بیولوژی

نيش زنبورعسل در وهله اول براي اشخاص كار ازموده نيز نيز دردناك است.معمولا اولين نيش باعث تورم خواهد شد كه براي مدتي باقي مي ماند ولي در مقابل نيش مصونيت به دست مي ايد.لحظه اي بعد از نيش درد ان احساس مي گردد و بايد نيش را كه در گوشت فرو رفته با دست خارج كرد و كشيدن يا پيچاندن نيش باعث ميشود كه محتويات كيسه زهر در داخل بدن بيشتر مي شود و به دليل خاصي انقباضي كيسه زهر بايد زود ان را از پوست خارج كرد زيرا انقباض كيسه زهر باعث بيشتر وارد شدن زهر به بدن مي شود.نيش را بايد با نوك ناخن از محل زخم در خلاف جهت بدن خارج كرد.زنبوردار بايد با بكار بردن كلاه مخصوص زنبورداري از نيش زدن زنبور جلوگيري نمايد.مصونيت از نيش زنبورعسل و تعداد گزيدگي كه براي ايجاد مصونيت لازم است در افراد مختلف متفاوت است.و بعضي طبيعتا مصونيت دارند ولي برخي ديگر فوق الاده حساسند و نيش زنبور در انها توليد عكس العمل شديدي مي نمايد كه با درد و تورم همراه است.اين گونه افراد بايد بلافاصله به طبيب مراجعه كرده و معمولا ادرنالين زير نظر طبيب براي اين گونه افراد لازم مي باشد.  بايد به هنگام زنبورداري از عطر و ادكلن و كرمها استفاده نكرد و هيچوقت به زنبور ها بازدم نكرد زيرا گاز كربنيك  باعث تحريك زنبور ميشود.به هنگام نيش خوردن توسط زنبور فورن از ان منطقه دور شدن بهترين راه حل مي باشد زيرا زنبور در محل گزيدگي فرمون خاصي ترشح مي كند و شخص را علامتگذاري مي كند و از اين طريق ساير زنبورها را به همان نقطه جلب مي كند.

نيش خوردن زنبورعسل

نيش زنبورعسل

ادامه مطلب