سایت زنبورعسل ایران: مقالات زنبورعسل

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

موضوعات : مقالات

رحیم عبادی: تکثیر نژادهای خارجی زنبورعسل در ایران به زنبورداری کشور ضربه می زند.

 رحیم عبادی استادی است که بسیاری از کارشناسان صنعت پرورش زنبور عسل ایران شاگردان وی هستند. دلسوزی اش نسبت به زنبورداران و پیگیری مجدانه مسائل آنان در جلسات نهادهای دولتی توسط وی زبان زد است. در گفتگو با ایشان با زندگی علمی او بیشتر آشنا شدیم و در مورد مسائل روز و طرح های اصلاح نژاد ملکه زنبور عسل در کشور گفتگو کردیم.

نحل منفرد : بسم الله الرحمن الرحیم. آقای دکتر از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید خیلی متشکرم. وقتی ما با اساتید مصاحبه می کنیم یکی از اهدافمان ثبت سوابق و معرفی ایشان به جامعه زنبورداران است. من احساس می کنم بخش مهمی از تاریخچه و هویت صنعت زنبورداری با هویت اساتید ما گره خورده. هر چند جنابعالی برای زنبوردار ایرانی کاملاً شناخته شده هستید اما در این مصاحبه اولین هدف ما این است که پیشینه شما را ثبت کنیم و جنابعالی را دقیق تر برای فعالین این حرفه معرفی نماییم. هدف دوم هم بهره مند شدن از نظرات شما در مورد موضوعات جاری بخش زنبورداری است. خواهش می کنم در ابتدای کار مرحمت بفرمایید خودتان را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید.

رحیم عبادی : بسم الله الرحمن الرحیم . قبل از هر چیز تشکر می کنم از اینکه زحمت کشیدید و وقتی را اختصاص دادید که مصاحبه ای با بنده داشته باشید. افتخار بنده است و خیلی خوشحالم که در خدمتتان هستم. بنده متولد سال 1326 در شهر اصفهان هستم . تحصیلات دوره ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراندم . در سال 1346 موفق به اخذ دیپلم دبیرستان شدم . آن زمان دوره متوسطه در رشته علوم طبیعی تحصیل می کردم . هر دانشگاهی برای خودش کنکور جدا داشت . در کنکور ورودی چند دانشگاه شرکت کردم و ترجیح دادم در دانشگاه تهران تحصیل کنم . به دلایل مختلف رشته کشاورزی را انتخاب کردم. در سال 1346 وارد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در رشته گیاه پزشکی شدم و دوره چهارساله کارشناسی سال 1350 به اتمام رسید.

همان سال در سپاه ترویج استان اصفهان در شهرستان نجف آباد مشغول خدمت سربازی شدم. دوران سربازی ام را می گذراندم که بعد از 6 ماه اطلاع دادند به سبب آنکه شاگرد اول دانشگاه در رشته خودت شده ای می توانی با استفاده از بورس تحصیلی در خارج از کشور ادامه تحصیل دهی. آن موقع ما می توانستیم دوران خدمت سربازی را متوقف کنیم و برای ادامه تحصیل برویم ولی چون 6 ماه را گذرانده بودم و قبلش هم 4 ماه دوران حین خدمت داشتم ترجیح دادم که دوره را تمام کنم و بعد بروم. همین کار را هم کردم و بعد از خدمت سربازی در سال 1352 عازم خارج از کشور شدم.

قبلا مقدمات را فراهم کرده و از چند دانشگاه آمریکا پذیرش گرفته بودم. به دانشگاه کالیفرنیا در دیویس رفتم ( http://ucdavis.edu University of California at Davis) . می دانستم که آن دانشگاه یکی از دانشگاه های رده بالای جهان در رشته کشاورزی است. به خصوص علاقه زیادی به رشته ی پرورش زنبور عسل داشتم . آن دانشگاه در این رشته بسیار پیشرفته بود.

در سال 1352 وارد آن دانشگاه شدم و دو سال اول را برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد سپری کردم. البته من در رشته حشره شناسی تحصیل می کردم . در دپارتمان ان تامولوژی Entomology یا حشره شناسی که یکی از بخش های تخصصی اش هم پرورش زنبور عسل بود. ما در آن زمان باید سه رشته اصلی و دو رشته فرعی انتخاب می کردیم. من پرورش زنبور عسل را به عنوان یکی از رشته های اصلی ام انتخاب کردم. در هر حال دوره کارشناسی ارشد تمام شد و وارد دوره دکترا شدم. دکترا را هم در همین رشته ادامه دادم. یعنی تمام دوره کارشناسی ارشد و دکترا را در رشته پرورش زنبور عسل به خصوص پرورش ملکه و گرده افشانی گذراندم. در سال 1359 فارغ التحصیل شدم و چند ماهی را شاید کمتر از یک سال آنجا در خود دانشگاه اشتغال داشتم . در ایران انقلاب شده بود و انقلاب در آستانه پیروزی بود . به شدت علاقه داشتم که برگردم و در ایران کار کنم. با پیروزی انقلاب بیشترتشویق شدم و در آبان ماه 1358 به ایران بازگشتم.

با دانشگاه صنعتی اصفهان هماهنگ کرده بودم و آنها من را به عنوان عضو هیئت علمی پذیرفته و دعوتنامه داده بودند. مستقیم به آنجا رفتم و مشغول به کار شدم. از اول بهمن 1358 در دانشگاه صنعتی اصفهان به عنوان استادیار استخدام شدم و تا سال 1367 استادیار بودم . از سال 1367 تا 1371 دانشیار بودم و از سال 1371 به مرتبه استادی رسیدم. من تا سال 1386 عضو هیئت علمی شاغل دانشگاه بودم . از سال 1386 به تقاضای خودم بازنشست شدم. گروه و دانشگاه به شدت به همکاری من نیاز داشت ولی به دلائل مختلف خودم را بازنشسته کردم . از سال 1386 تا کنون با وجود اینکه بازنشست شدم اما همکاری ام را با دانشگاه و سایر مؤسساتی که از قبل همکاری می کردم همچنان حفظ کردم.

خدمات دانشگاهی من اساسا به سه بخش تقسیم می شود. بخش های آموزش ، پژوهش و فعالیت های اجرایی. در بخش آموزش که عمده ترین کار دانشگاه است ، بنده دروس مختلفی را در رشته های حشره شناسی و پرورش زنبور عسل در مقاطع مختلف کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا تدریس کردم و در این مدت دانشجویان زیادی را آموزش دادیم و فارق التحصیل کردیم .

در بخش پژوهشی، تحقیقاتی را به صورت مستقل یا با همکاری دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی در رشته حشره شناسی و پرورش زنبورعسل در دوره های متفاوت انجام دادیم که نتایج آن ها به صورت مقالاتی در مجلات علمی بین المللی همچنین در کنفرانس های ملی و بین المللی مطرح شده و به چاپ رسیده است.

در بخش اجرایی در سنوات مختلف مسؤلیت هایی را در دانشگاه عهده دار بوده ام که به طور خلاصه به آنها اشاره می کنم . از سال 1359 تا 1361 به دلیل انقلاب فرهنگی که دانشگاه ها تعطیل شده بودند جهاد دانشگاهی تشکیل شد و بنده مسئول کمیته کشاورزی جهاد دانشگاهی در دانشگاه بودم. بعد از بازگشایی به سمت رئیس دانشکده کشاورزی منصوب شدم. بعد در دو دوره دیگر معاون رئیس دانشکده کشاورزی بودم . در سه دوره مدیر گروه گیاه پزشکی بودم. به مدت دو سال معاون اداری مالی دانشگاه بودم. به مدت سه سال رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه بودم. مجدداً یک دوره دیگر رئیس دانشکده کشاورزی شدم. برای دو دوره هم عضو هیأت ممیزه دانشگاه بودم . اینها مسئولیت های مختلفی است که در مقاطع مختلف در دانشگاه داشتم. در مدت خدمت دانشگاهیم به عنوان مدرس نمونه دانشگاه و یک مرتبه هم به عنوان استاد نمونه کشوری انتخاب شدم.

نتایج خدمات آموزشی بنده مشارکت در تربیت دانشجویان رشته های گیاه پزشکی ، حشره شناسی و علوم دامی به خصوص پرورش زنبور عسل بوده که اغلب آنها الآن فارغ التحصیلانی هستند که در ادارات و موسسات مختلف دولتی ، آموزشی و تحقیقاتی مشغول به کار هستند یا درمشاغلی که شخصاً راه اندازی کرده اند به مملکت خدمت می کنند. بیش از 30 دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی تحت راهنمایی اینجانب و بیش از 20 دانشجوی مقاطع تحصیلات تکمیلی تحت مشاورت بنده فارغ التحصیل شدند .

نتایج خدمات پژوهی بنده مقالات مختلفی است که به زبان فارسی و انگلیسی در مجلات علمی داخلی یا بین المللی در کشورهای مختلف به چاپ رسیده . مقالات متعددی هم در کنفرانس های ملی و بین المللی ارائه کرده ایم و نتایجش در آن کنفرانس ها منتشر شده و به چاپ رسیده. نتایج منتشر شده در قالب بیش از 60 مقاله علمی در مجلات علمی همچنین 80 مقاله ارائه شده به کنفرانس های ملی و بین المللی هست.

علاوه بر این 4 عنوان کتاب را با همکاری همکارانم در چندین نوبت چاپ کردم که عنوان هایشان را عرض می کنم. یک کتاب دارم به نام پرورش زنبورعسل که هفت بار چاپ و توزیع شده و الآن هم چاپ هشتمش در دست اقدام است که ان شاء الله در یکی دو ماه آینده از زیر چاپ در می آید. کتاب دیگری دارم به نام بیماری ها آفات و شکارچیان زنبور عسل . کتاب دیگری داریم به نام واژه نامه تخصصی زنبور عسل از زبان انگلیسی به فارسی که به صورت یک دیکشنری چاپ شده است و یک کتاب دیگر هم دارم به نام زبان انگلیسی برای دانشجویان گیاه پزشکی که این توسط سازمان سمت تا کنون 5 بار چاپ شده و بین دانشگاه های کشور توزیع شده است.

علاوه بر موارد فوق یک مورد ثبت اختراع دارم که این اختراع هم در ایران و هم در سطح بین المللی به ثبت رسیده و عبارت است از دستگاهی برای جمع آوری انبوه کنه واروآ از کلنی های زنبور عسل . ما همیشه برای انجام آزمایشاتمان مشکل داشتیم ، مثلاً در آزمایشات سم شناسی . وقتی نیاز به چند هزار کنه واروآ ی زنده داشتیم بدست آوردن آن کار مشکلی بود. در دنیا هیچ کس چنین کاری را نکرده بود که بتواند به راحتی این کار را انجام دهد ما در یک پروژه تحقیقاتی تحصیلات تکمیلی این دستگاه را اختراع کردیم و الآن وجود دارد و در جهان از آن استفاده می شود.

در مدت خدمات دانشگاهی ام بنده دو بار به فرصت مطالعاتی رفتم ، یک بار به آمریکا در سال 1366 تا 1367 که دردانشگاه کالیفرنیا فرصت مطالعاتی ام را گذراندم و یک بار هم سال 2005 در کانادا به دانشگاه گوئلف رفتم ویک سال را آنجا گذراندم و تحقیقاتی را در این دو دانشگاه انجام داده و به ایران بازگشتم.

علاوه بر فعالیت های دانشگاهی بنده از همان اوایل مراجعتم به ایران با مؤسسات و وزارت خانه های ذیربط در خارج از دانشگاه هم همکاری داشتم از جمله در سالهای بین 1359 تا 1366 یا 1367 با جهاد سازندگی همکاری می کردم. این همکاری در بخش های مختلف آموزشی ، پژوهشی و مشاوره ای بود . بخش عمده ای از این همکاری در پروژه راه اندازی ایستگاه های پرورش ملکه زنبور عسل در کشور و برای کلاس های آموزشی پرورش ملکه بود که در فرصت دیگری آن را توضیح می دهم .

هم زمان با وزارت کشاورزی آن زمان هم همکاری داشتم که بعدا این دو وزارت خانه در هم ادغام شدند . یعنی وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی تحت عنوان وزارت جهاد کشاورزی ادغام شدند و بنده از آن زمان تا کنون با وزارت جهاد کشاورزی همکاری دارم.

از دیگر فعالیت هایی که در خارج از دانشگاه بنده داشته ام مشارکت در برگزاری سمینارهای علمی زنبورعسل بوده است . ما تا کنون 7 سمینار علمی زنبور عسل در ایران بعد از پیروزی انقلاب برگزار کرده ایم که 5 سمینار اول با مشارکت معاونت آموزش و تحقیقات و معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی ، همچنین برخی از دانشگاه ها از جمله دانشگاه صنعتی اصفهان و برخی ازمؤسسات دیگر برگزار شده که من در آن 5 سمینار اول همکاری نزدیک داشتم . بعدا با توجه به اینکه انجمن زنبور عسل تأسیس شد برگزاری این سمینارها به عهده انجمن زنبورعسل ایران واگذار شد که در دو سمینار بعد یعنی سمینارهای ششم و هفتم هم با انجمن زنبور عسل ایران همکاری داشتم و این سمینارها برگزار شد .

دیگر فعالیت من مشارکت و همکاری برای تأسیس انجمن زنبورعسل ایران بوده . ما این انجمن را با مشارکت کارشناسان و مسؤلان دستگاه های مختلف در سطح کشور راه اندازی کردیم و بحمدالله فعلا سه دوره از این انجمن تشکیل شده ، در دوره اول انجمن بنده به عنوان رئیس انجمن زنبورعسل ایران انجام وظیفه کردم و هنوز هم به عنوان یک عضو کوچک آن انجمن با آن همکاری دارم. بنده در دو انجمن علمی همکاری دارم. یکی انجمن زنبور عسل ایران و دیگری انجمن حشره شناسی ایران است که از سال 1345 تا کنون عضو آن هستم و در آن همکاری داشته ام.

خب این در حقیقت خلاصه ای از فعالیت های بنده در بخش دانشگاهی و برون دانشگاهی بود که تا به امروز انجام داده ام حالا اگر سؤال خاصی باشد در خدمت شما هستم.

نحل منفرد: گفتید از همان ابتدا به پرورش زنبور عسل علاقه مند بودید ، این علاقه چگونه ایجاد شده بود؟

رحیم عبادی: این علاقه به خاطر حس کنجکاوی من در دوران بچه گی بود که هیچ وقت نتوانستم دسترسی به آن پیدا کنم. ماجرا این بود که در دوران کودکی در همسایگی منزل ما شخصی بود که چند کندوی زنبور عسل در منزل داشت و گه گاهی می رفتم و کار او را نگاه می کردم. هیچ وقت اجازه نمی داد که نزدیک بروم و ببینم که در داخل کندوها چه می گذرد. این داستان که می گویم مربوط به دوران دبستان بنده بود. شاید من در آن زمان ده - دوازده سال بیشتر نداشتم.

نحل منفرد: در اصفهان؟

رحیم عبادی: بله در اصفهان. بسیار کنجکاو بودم که ببینم چه خبر است. تنها چیزی که می دانم این بود که آن آقایی که این کار را می کرد یک بار به من مقداری عسل هدیه داد که بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم که چطور می شود که از داخل این جعبه این ماده شیرین بسیار لذت بخش برای ما تولید شود . دلم می خواست این را بفهمم. در آن دوران کودکی هیچ وقت متوجه نشدم ولی بعد در دوران دبیرستان کمی مطالعه کردم اما بازهم فرصتی که بروم و از نزدیک یادبگیرم را پیدا نکردم تا آخر دوران دبیرستان با شخصی که حدود 300 کندوی زنبور عسل داشت و دوست خانوادگی ما بود برخورد کردم. او من را دعوت کرد تا بروم و کندوهایش را ببینم. رفتم ولی حس کنجکاوی و سؤالاتی را که داشتم نتوانستم در همان یک جلسه ارضاء کنم .

این مصادف شد با زمان فارغ التحصیلی ام از دبیرستان. در آن زمان بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بودم و علاقه مند شدم که در این رشته ادامه تحصیل دهم. به دانشگاه تهران که رفتم ، متأسفانه چنین فرصتی برای من پیش نیامد. آنجا مشکلات زیادی داشتم. در همان سال اول پدرم را از دست دادم که پشتیبان مهمی برای من بود. ان شاء الله روحش شاد باشد. مشوق بزرگ من بود که به دانشگاه وارد شوم.

نحل منفرد: خدا رحمتشان کند.

رحیم عبادی : خدا اموات شما را هم رحمت کند. با فوت پدرم مجبور شدم برای امرار معاش کار مضاعف کنم . هم کار می کردم و هم در دانشگاه تهران تحصیل می کردم . علاقه داشتم که وارد این رشته شوم ولی دانشگاه تهران آن زمان امکانات کافی نداشت و حتی یادم می آید که یک کلاسی را برای ما گذاشتند 2 واحدی ، بگذریم که چه شد .

برای اولین بار که ما را برای بازدید از کندو بردند هیچ آموزشی به دانشجو نداده بودند که شما چگونه باید بیایید. دانشجو ها نه کلاه ایمنی داشتند و نه لباس ایمنی . مدرس همه دانشجویان را برد بالا سر کندو و در کندو را باز کرد . زنبورها بیرون ریختند و همه فرار کردند . با چنین صحنه ای روبرو شدم و حقیقتاً در آن دوره نتوانستم که ادامه کار دهم و علایق خودم را از این طریق ارضاء کنم تا اینکه زمانی که فارق التحصیل شدم تصمیم گرفتم که اگر خدا عنایتی کرد و فرصتی برای من پیش آمد در این رشته ادامه تحصیل دهم.

نحل منفرد: پس هدیه ای کوچک از یک زنبوردار با قصد خیر یک استاد را در این رشته به وجود آورد.

رحیم عبادی : دقیقاً . اتفاقاً بگویم که آن شخص زنبوردار یک راننده تاکسی اصفهان بود. می دانست که من یک روزی در این رشته وارد می شوم چون علاقه شدید من را می دید. روزی که می خواستم برای ادامه تحصیل به خارج بروم به دیدن او رفتم . گفتم فلانی تو باعث شدی که من این راه را بروم و دارم میروم فلان جا که در این رشته تحصیل کنم و تشویق تو و آن بازدیدی که من را بردی سر کندو باعث شد که این کار را کنم . خیلی خوشحال شد . به من توصیه کرد که : اگر رفتی حتماً برگرد و به ملت ، هموطنان و همشهریانت کمک کن چرا که ما خیلی در این رشته مشکل داریم و کسی نیست که ما را کمک کند. ما از نظر علمی خیلی عقب هستیم. به هر حال با توصیه ایشان و اشتیاق و علاقه خود رفتم و از همان روز اول که وارد دانشگاه کالیفرنیا شدم هدفم این بود .

در دانشگاه مستقیماً رفتم سراغ استادی که این کار را می کرد. آقای پروفسور لید لا Harry Hyde Laidlaw Jr 1907-2003 که روحش شاد . ایشان فوت کرده اند. حدود 12 سال پیش فوت کرد. رفتم سراغ ایشان . ایشان گفتند: من بازنشست شده ام ولی با تو همکاری می کنم .

Harry Hyde Laidlaw Jr 1907-2003

متوجه شده بود که من خیلی علاقه دارم و از یک قاره دیگر و یک کشور دیگری آمده ام . گفت : پیش من بیا آموزش های لازم را به تو می دهم . به ایشان گفتم: من از قبل از اینکه به اینجا بیام شما را شناسایی کرده و به اینجا آمده ام . گفت: باشد به خاطر علاقه شما با شما همکاری می کنم و شما را آموزش می دهم در حد توانم اما چون رسماً با دانشگاه همکاری نمی کنم برو پیش همکارم آقای پروفسور نرمن گری ( Norman Gary ) ایشان یکی از استادهای اصلی من بود – یعنی این دو نفر آقای پروفسور لید لا و آقای پروفسور گری از اساتید اصلی من بودند.

Photo by Kathy Keatley Garvey ( Apiculturist Norman Gary)

نحل منفرد: هر دو هم فکر می کنم از شخصیت های شناخته شده حوزه پرورش زنبور عسل در دنیا هستند.

رحیم عبادی : هر دو ، از بزرگترین شخصیت های علمی این رشته در دنیا هستند به خصوص آقای پرفسور لید لا که در بخش اصلاح نژاد ملکه زنبور عسل ، پرورش ملکه و تلقیح مصنوعی حرف اول را در دنیا می زند یعنی اکثر کسانی که در قرن بیستم فارق التحصیل شدند یا در بخش پرورش ملکه ، تلقیح مصنوعی و اصلاح نژاد آموزش دیدند شاگردان ایشان بوده اند. به هر حال من این توفیق را داشتم که چند سالی زیر نظر ایشان آموزش ببینم به خصوص پرورش ملکه و تلقیح مصنوعی را از ایشان آموزش دیدم .

اصول پرورش زنبور عسل ، رفتار شناسی و مدیریت زنبور عسل را از آقای پرفسور گری آموزش دیدم .

Thorp, Robbin . Photo by Kathy Keatley Garvey

در دانشگاه کالیفرنیا بخش گرده افشانی را عمدتا از آقای پرفسور ترپ Robbin Thorp که یکی از شخصیت های برجسته گرده افشانی دنیا هستند آموزش دیدم .

خیلی خوشحالم که به حمدالله دوره کارشناسی ارشد و دکترایم را در جای درستی قرار گرفتم و آموزش های لازم و صحیحی را که علاقه مند بودم دیدم . چون در چند پروژه همکا ری می کردم وقتی فارق التحصیل شدم بلافاصله از من خواستند که با آنها همکاری داشته باشم . حدود 8 ماه با آنها همکاری کردم تا اینکه انقلاب پیروز شد و در حقیقت با اصرار و علاقه خودم به ایران برگشتم ، اصلاً جایز ندانستم که آنجا بمانم . شرائط به گونه ای بود که خودم را ملزم می دانستم به کشورم بازگردم و به ایران خدمت کنم.

نحل منفرد: فرمودید یکی دو تا فرصت مطالعاتی را هم بعداً تشریف بردید، در آنها چه تحقیقاتی کردید؟

رحیم عبادی: من در فرصت مطالعاتی اول رفتم به همان دانشگاه کالیفرنیا. با همان آقای پروفسور گری یک کار تحقیقاتی ای را نیمه تمام داشتم که علاقه داشتم بروم و آن را تمام کنم . او هم علاقه داشت که من یک موقعی بروم و آن کار را تمام کنم. لذا در ادامه تحقیقات دوره دکترا آن کار را انجام دادم.

نحل منفرد: موضوع این کار چه بود؟

رحیم عبادی: موضوعش این بود که هنگامی که تلقیح مصنوعی انجام می دهیم از گاز کربن دی اکساید یا گاز سه او دو استفاده می کنیم . ما به این نتیجه رسیدیم که شاید این گاز در هنگام بیهوشی روی ملکه زنبور عسل تأثیر سوء بگذارد. علاقه مند بودیم بدانیم که واقعاً اینطور هست یا نه؟

من این کار را کردم ، رفتم و یک سری تحقیقات را انجام دادم و به این نتیجه رسیدم که حدس ما درست بوده است . ما وقتی گاز دی اکسید کربن را به مدت طولانی مثلاً در حد ده دقیقه روی ملکه زنبور عسل به کار بگیریم این باعث می شود که اختلالاتی روی ملکه به وجود آید . عین این آزمایش را روی کارگرها هم انجام دادیم. یعنی کارگرهای زنبورعسل را هم به وسیله گاز دی اکسید کربن تحت تأثیر قرار دادیم و یک سری از فعالیت هایشان را در مزرعه تحت کنترل قرار دادیم تا ببینیم آیا تأثیر دارد یا نه. تأثیر داشت. واقعیت آن است که با تحقیقاتی که ما انجام دادیم و نتایجش را هم در ژورنال Environmental Entomology منتشر کردیم http://www.entsoc.org – نشریه انجمن حشره شناسی آمریکا – این ثابت شد که تأثیر دارد.

وقتی ما گاز دی اکسید کربن را روی کارگر ها به کار گرفتیم اولاً طول عمر آنها نسبت به شاهد کوتاه شد. دوماً برخی از رفتارهایشان تغییر کرد. مثلاً زنبور عسل وقتی می رود صحرا اولین کاری که می کند صحرا را شناسایی می کند و بعد شروع می کند به فعالیت جمع آوری گرده و شهد . این فعالیت زنبور تحت تأثیر قرار می گرفت یعنی زنبورها دوره جمع آوری شهد وگرده اشان بسیار کوتاه می شد. یعنی دیگر نمی رفتند که گرده بیاورند. خب به تبع این جمعیت افت پیدا می کرد و عمرشان هم کوتاه می شد.

نحل منفرد: شما کارگرها را چگونه متأثر می کردید در محیط کندو گاز را منتشر می کردید یا یک بار تک تک بیهوش شان می کردید؟

رحیم عبادی: نه در یک کندوی مخصوص کارگر ها را از روز اولی که متولد می شدند بر می داشتیم و علامت گذاری و شماره گذاری می کردیم. مثلا 500 کارگر را در این کندو با رنگ سفید 500 کارگر یک روزه را در کندوی دوم با رنگ قرمز. بعد اینها را با تکرار های مختلف تحت تیمارهای مختلف قرار می دادیم. مثلاً یکی را تحت تیمار گازکربنیک صد در صد خالص ، یکی را تحت تیمار گاز کربنیک 90 درصد به اضافه 10 درصد اکسیژن و دیگری را با 80 درصد و 20 درصد و به همین ترتیب ادامه می دادیم .

نحل منفرد: به چه مدتی؟

رحیم عبادی: بین یک دقیقه تا 10 دقیقه. اینها تیمارهای مختلف ما بود. ما این کار را می کردیم و نتیجه تحقیقات مان در آن ژورنال در سال 1980 به چاپ رسید. این ثابت کرد که اگر گاز کربنیک خالص روی زنبور عسل به کارگرفته شود چه روی ملکه و چه روی کارگرها به مدت بیش از 3 دقیقه ... .

نحل منفرد: یعنی کمتر از 3 دقیقه مشکلی را ایجاد نمی کند؟

رحیم عبادی: خیر اما بیش از 3 دقیقه تأثیر سوء دارد که تأثیرات سوئش را آنجا توضیح داده ایم. پیشنهاد ما این بود که بهترین تیمار برای استفاده از گاز کربنیک در هنگام تلقیح مصنوعی ملکه زنبور عسل مخلوط کردن گاز کربنیک با اکسیژن و ازت است.

نحل منفرد: به چه میزان؟

رحیم عبادی 20 و 10 یعنی 70 درصد گاز کربنیک خالص ، 20 درصد اکسیژن و 10 درصد ازت.

نحل منفرد: این هم در 3 دقیقه؟

رحیم عبادی: خیر این اگر بیش از 3 دقیقه هم بشود خطری ایجاد نمی کند. فقط این مخلوط .

نحل منفرد : و بیهوشش هم می کند؟

رحیم عبادی : بیهوشش می کند و شما می توانید عملاً کار تلقیح را انجام بدهید ولی آن تبعات منفی را روی زنبور ندارد. خب این را ما انجام دادیم و در ژورنال هم چاپ شد در سطح بین المللی خیلی استقبال شد. بعد از ما هم محققین دیگری این کار را ادامه دادند ولی تلقیح کنندگان مصنوعی بعضی این کار را انجام می دهند و بعضی انجام نمی دهند. این واقعیتی است. چرا که هنوز تلقیح مصنوعی جنبه کاربردی عملی را در اکثر مناطق جهان پیدا نکرده. بیشتر محققین این کار را انجام می دهند. آن محققینی که از این موضوع اطلاع دارند سعی می کنند که رعایت کنند و آنها که اطلاع ندارند ممکن است که این کار را نکنند.

نحل منفرد : یک نفر باید آن گاز را تولید بکند تا بتوانند استفاده کنند؟

رحیم عبادی: تولید گازش خیلی مشکل نیست ، کپسول های دی اکسید کربن که همه جا هست. کپسول اکسیژن هم هست و کپسول ازت هم همینطور. شما آن ها را اگر به یک فلو متر – دستگاه جریان سنج – وصل کنید و این را روی 20 و آن را روی 10 و آن یکی را روی 70 تنظیم کنید می رود داخل یک چمبر همان چمبری که گاز از آن می آید و به سمت ملکه می رود وقتی با این روش این گازها را مخلوط کنیم کار عملی است. کار مشکلی نیست.

نحل منفرد: پس کسانی که تخصصی کار تلقیح مصنوعی را انجام می دهند ، اگراین کار را بکنند خیلی برایشان مفید است.

رحیم عبادی: مطمئنا با این کار تبعات منفی گاز روی ملکه کمتر خواهد شد.

نحل منفرد: چرا روی کارگر ها آزمایش کردید؟

رحیم عبادی: برای اینکه ثابت کنیم روی زنبور اثر دارد. ببینید ملکه و کارگر از نظر جنسیت یکی هستند. تنها تفاوتی که هست کارگر عقیم است ولی ملکه بارور. بنا بر این هر تأثیری که روی کارگر بگذارد روی ملکه هم می گذارد. چون کارگر رفتارهایش پیچیده تر است. در اصطلاح علمی می گویند که کامپلکس است. از نظر رفتاری روی کارگر بهتر می توانیم ارزیابی را به دست بیاوریم. ما سکانس رفتار کارگر را از روز اول تولدش تا روز مرگش تحت تأثیر این گازها تعقیب کردیم. بنا بر این شما یک طیفی از رفتارها را ارزیابی می کنید در حالی که این طیف رفتاری را روی ملکه شما نمی بینید. ملکه فقط به صورت یک ما شین خودکار دارد تخم گذاری می کند. طول عمرش را می توانید ببینید و میزان تخم گذاریش را ، ولی روی کارگر علاوه بر اینکه شما طول عمرش را می بینید عملکرد رفتاریش را هم می بینید. به همین دلیل بیشتر روی رفتار های کارگر متمرکز شدیم و بحمدالله نتایج خوبی در آن مقطع گرفتیم . این نتیجه کار آن یک سالی بود که آنجا بودم.

نحل منفرد: در فرصت مطالعاتی دوم چه کار کردید؟

رحیم عبادی: در فرصت مطالعاتی دوم با انگیزه مشخصی رفتم دانشگاه گوالف"http://www.uoguelph.ca" کانادا ، نزدیک تورنتو . گوالف شهر کوچکی است. یک شهردانشگاهی است در فاصله چهل تا پنجاه کیلومتری تورنتو . آنجا یک پروفسور بسیار شاخصی بود به نام آقای پروفسور گارد اوتیس (Gard Otis ) که من از قبل با ایشان ارتباط برقرار کرده بودم.

Professor Gard Otis

 

ادامه مطلب
موضوعات : مقالات

نحل منفرد : یعنی در جهاد برگزار شد و در دانشگاه نبود.

رحیم عبادی : بله آن زمان این کار انجام شد. دیدیم وزارت علوم نمی کند گفتیم خودمان انجام دهیم. ایشان استقبال کردند و ما این دوره را در مؤسسه تحقیقات علوم دامی کرج برگزار کردیم . می رفتیم و تدریس می کردیم یا آنها به اصفهان می آمدند.

نحل منفرد: چرا ادامه پیدا نکرد؟

رحیم عبادی: به دلیل اینکه مخالفت کردند. وزارت علوم مخالفت کرد. می گفت نخیر شما اجازه ندارید. حتی به اینها مدرک هم نداد. در نهایت خود وزارت جهاد کشاورزی مدرک معادل به آنها داد . این مدرک هم فقط برای خودش ارزش دارد. الآن در بسیاری از مؤسسات همان فارق التحصیل ها دارند کار می کنند. ما متأسفانه در این رشته در آموزش آکادمیک خیلی ضعیف هستیم.

نحل منفرد : و نیاز داریم.

رحیم عبادی: نیاز مبرم است. واقعا نیاز شدید داریم. باید کاری انجام شود که متأسفانه تا کنون نشده است.

نحل منفرد: خب اجازه بدهید برخی دیگر از سؤالات خودم را از محضرتان مطرح کنم. ما خدمت آقای مهندس عاکف که برای مصاحبه رسیده بودیم ایشان یک موضوعی را مطرح کردند تحت عنوان" اصلاح نژاد در جمعیت های بسته" گفتند: چنین پروژه ای در کشور در حال انجام است در مراکز مختلف اصلاح نژاد مثل گرگان یا خراسان پیگیری می شود و متصدی هماهنگی این کار در مراکز متعددی که وجود دارد جنابعالی هستید.

سؤال اول این است که اصلاح نژاد در جمعیت بسته به چه معنا است ؟ سؤالم کمی توضیحی می شود اما اجازه بدهید ادامه دهم ، بعد از انقلاب کارهایی در رابطه با اصلاح نژاد در کشور انجام شده است. حتما ارزشمند هم بوده اند. اما این کارها منجر به یک نتیجه ملموس برای زنبوردار نشده اند که یک ملکه ای را داشته باشد که عملکرد خوبی داشته باشد . زنبوردار نیازمند تأمین معیشت زندگی اش است. نیاز به ملکه با نژاد خوب دارد. از سوی دیگر از قول کارشناسانی مثل حضرتعالی گفته اند که شما با واردات ملکه به کشور مخالف هستید. این پروژه های انجام شده هم که نتیجه ملموسی نداشته اند. سؤال زنبوردار این است که ما در این شرایط خلاء چه کنیم. با این زنبور کم بازده گرفتار هستیم و کسی به داد ما نمی رسد. خواهش می کنم در رابطه با این موضوعات توضیح دهید.

رحیم عبادی: سؤال خوبی را مطرح کردید و به موضوع مهمی اشاره کردید. اگر اجازه بدهید قبل از اینکه دقیقاً به سؤال شما پاسخ دهم یک مقدمه کوتاهی را خدمتتان عرض کنم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یعنی قبل از سال های 56-57 ما در کشورمان سالانه تعداد قابل توجهی ملکه زنبور عسل از خارج وارد می شد. اینها غالبا ملکه های هیبرید خارجی بودند که از کشورهای مختلفی مثل ایتالیا ، اتریش ، آلمان ، استرالیا و آمریکا خریداری می شد و سالانه بین زنبورداران توزیع می شد. این ملکه ها با توجه به اینکه هیبرید بودند و غالبا نژاد های خارجی بودند مشکلاتی را برای صنعت زنبورداری ایران به وجود آوردند. اول از همه اگر از جنبه اقتصادی نگاه کنید وقتی شما ملکه از خارج وارد می کنید همیشه باید مقداری ارز از کشور خارج شود و مقدار زیادی هم وابستگی ایجاد شود. یعنی همیشه باید دستمان به طرف خارج دراز باشد.

دوم اینکه از نظر فنی و تکنیکی و تخصصی واردات ملکه تبعات منفی برای کشور داشته و دارد. تبعات منفی آن این است که اکثر بیماری ها و آفاتی که شما امروز ه در صنعت زنبورداری ایران می بینید مربوط می شوند به همان واردات ملکه در سال های قبل از انقلاب. تنها آفتی که من می دانم یقینا بعد از انقلاب در ایران ما دچارش شدیم کنه واروآ است. کنه واروآ در سال 1364 وارد ایران شد و آن هم از طریق مرز های شمال غربی . بگذریم بنا براین واردات ملکه تبعات واردات بیماری و آفت را به همراه دارد که هر کدام از این بیماری ها و آفات ممکن است تبعات بسیار زیادی را در کشور برای همیشه ایجاد کند همین طور که الآن هست. الآن هیچ زنبورداری نمی تواند بدون استفاده از دارو زنبورداری کند. این را من یقیناً به شما عرض می کنم. مگر یک جای ایزوله شده ای ببرد که هیچ کسی نزدیکش نباشد. زنبور همیشه مریض می شود و این مریضی ها هم اکثراً از خارج وارد ایران شده است. مثالش هم لوک آمریکایی ، لوک اروپایی ، انواع پارازیت ها که حالا نمی خواهم در جزئیات وارد شوم.

مقوله دیگری که بسیار از نظر من مهم است این است که ما اگر به تعریف نژاد مراجعه کنیم ، نژاد یک جمعیت یا یک توده ای از یک موجود زنده است که برای یک منطقه خاص طی میلیون ها سال سازش پیدا کرده و آدابته شده و بهترین بازده را در آن منطقه دارد. نژاد دیگری نمی تواند چنین بازدهی را داشته باشد. خب ما در ایران نژاد زنبور عسل ایرانی داشتیم. من به جرأت می توانم به شما بگویم در سال های اول بعد از پیروزی انقلاب نژاد زنبور عسل ایرانی تقریبا رو به انقراض بود. به سبب اینکه مرتب ملکه از خارج وارد کرده بودند و جمعیت زنبور عسل ایران آمیزه ای از نژاد های مختلف از جمله نژاد کارنیکا ، نژاد ایتالیایی ، نژاد قفقازی و ... شده بود که همه با توده بومی مخلوط شده بودند و یک جمعیتی به وجود آمده بود که هیچ اسمی نمی توانستیم رویش بگذاریم. نه نژاد ایرانی بود و نه نژاد های خارجی .

این مشکلات باعث شد که من شخصاً در همان سالهای اول که از خارج برگشتم به مسؤلین مربوطه گوشزد کنم که ما چنین مشکلی داریم و حواستان جمع باشد اگر دیر بجنبید توده زنبور عسل ایرانی نابود خواهد شد و دیگر هیچ وقت به آن دسترسی نخواهید داشت. خوشبختانه در آن سالها مسؤلین افراد دلسوزی بودند . با وجود آنکه در چند سال اول بعد از پیروزی انقلاب هم تعدادی ملکه وارد شد ولی زود متوجه شدند راه را دارند به اشتباه می روند و جلسه ای گذاشتند و هماهنگی ای انجام دادند با حضور معاون وزیر و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که مصوب کنند که واردات ملکه ممنوع و ما کار کنیم برای پرورش ملکه.

خب چه کارهایی باید می کردیم. اول از همه ما باید یاد می دادیم که پرورش ملکه چگونه است تا آن زمان هیچ کس بلد نبود . هیچ کس در ایران ملکه پرورش نمی داد. اینکه می گویم پرورش منظورم پرورش صنعتی یعنی به صورت انبوه است. من اولین کلاس های پرورش ملکه را در ایران در همین اصفهان برگزار کردم. از سال 1360 سالانه چند کلاس برگزار می کردم که اکثر آنها متقاضی اش جهاد سازندگی آن زمان بود. کارشناسان مختلف ، زنبوردارها و شرکت های تعاونی و اتحادیه ها را از استان های مختلف دعوت می کردند و ما اینجا کلاس برگزار می کردیم . در ایستگاه پرورش زنبور عسل دانشگاه ، یک مزرعه ای در اینجا داریم که مزرعه ی نسبتاً مجهزی است امکانات خوبی برای این گونه آموزش ها و آموزش های مکرر داریم . هدف ما این بود که این تکنیک را یاد بدهیم. لوازم و امکانات مورد نیاز را هم همه را من خودم یا از خارج آوردم یا اینجا ساختم و برای ارائه این آموزش ها آماده کردم.

ما این کار را انجام دادیم و طی ده سال یعنی از سال 1360 تا 1370 کلاس های دائم و فشرده را برگزار می کردیم. این دوره کلاس ها به صورت نرمال یک ماه طول می کشید که افراد اینجا می آمدند و شبانه روزی می ماندند ما یک ماه آموزش های تئوری و عملی را کامل می دادیم . بعضی مواقع هم به دلیل کمبود فرصت می خواستند که فشرده برگزار شود که در مدت کمتری به صورت فشرده برگزار می کردیم.

خوشبختانه طی یک دهه طیف وسیعی از زنبورداران و کارشناسان را آموزش فنی و تکنیکی پرورش ملکه دادیم و آنها کار را یاد گرفتند تا اینکه در اوایل دهه هفتاد احساس اصلی من که آن نیاز به داشتن ملکه های اصلاح شده است آنچنان چیره شد که رفتم به وزارت جهاد کشاورزی و گفتم شما الآن باید وارد عمل بشوید و کار اصلاح نژاد را انجام دهید. چون تولید ملکه الآن دیگر مشکلی ندارد. زنبورداران ملکه با کیفیت می خواهند. ملکه ای که اصلاح شده باشد. چند سالی طول کشید تا این موضوع را ما جا بیاندازیم. یعنی 2 تا 3 سال تبادل نظر کردیم . تازه در اواسط دهه هفتاد یعنی سال های 75-76 متقاعد شدند که یک پروژه اصلاح نژاد ملی را راه اندازی کنند و این پروژه زیر نظر خود وزارت جهاد کشاورزی باشد. البته بازهم متقاعد نمی شدند تا اینکه آمدند و یک کارشناس خارجی از آلمان آورند . آقای بینفلد از آلمان آمد که او هم بسیار کارشناس خوب و خبره ای است. در ابتدا هم که آمد من را هم دعوت کردند و رفتیم و در جلسه ای نشستیم و گفتیم چنین کاری باید انجام شود.

نحل منفرد: پس 5 ، 6 سالی از زمانی که شما اعلام کرده بودید طول کشیده بود؟

رحیم عبادی: بله آن هم رفتند و کارشناس خارجی آوردند تا مطمئن شوند کاری که ما می خواهیم بکنیم درست است. او هم تأیید کرد که راهی غیر از این شما ندارید که اتفاقاً در طراحی آن طرح اولیه هم آقای بینفلد مشارکت داشت.

طرح را مؤسسه تحقیقات علوم دامی آغاز کرد. البته این طرح خیلی سنگین بود. من هنوز هم اعتقاد دارم که آن طرح خیلی سنگین بود. از ابتدا من مایل به اجرای چنین طرحی نبودم اما چون همه تصمیم را بر اساس نظر آقای بینفلد گذاشتند ایشان هم چنین نظری داد که آنها اجرا کنند. بیش از 1200 کلنی برای اجرای طرح خریداری کردند برای شروع کار از 5 استان کشور. کار را شروع کردند و روی 3 صفت کار آغاز شد ، صفت رفتار ، صفت بچه دهی و تولید عسل . اینها تقریبا 17 سال است که روی این سه صفت کار کرد ه اند (زمان انجام مصاحبه مهر1394 ) الآن نسل 13 را در اختیار دارند.

نحل منفرد: یعنی تا سال 1390 کار می کردند.

رحیم عبادی: بله ، نتایجشان روی رفتار و بچه دهی خیلی خوب است. برای تولید عسل رضایت مندی خودشان تقریبا می شود گفت که تا حدود 60-70 درصد است. مشکل هم اینجا است که تولید عسل از نظر اصلاح نژادی مشکل ترین بخش است برای اینکه تولید فقط تابع ژن نیست. بخشی از آن تابع طبیعت است که آن هم دست انسان نیست. بنابر این روی این سه صفت کار کردند که دو صفت را صد در صد خودشان راضی هستند و زنبوردارانی هم که گرفته اند و برده اند راضی هستند . من در آن طرح نقش چندانی ندارم و از روز اول به عنوان یک مشاور کنار کار با آنها همکاری داشته ام. سعی کردم تا حدی که می توانم راهنما باشم ولی آقای دکتر طهماسبی و مجموعه همکارانشان در مؤسسه که خدا به ایشان خیر دهد خیلی در این طرح زحمت کشیده اند و به اینجا رسانده اند.این طرح توسط دو معاونت آموزش و تحقیقات و معاونت امور دام دارد اجرا می شود. یعنی از ابتدا تا به حال هم این دو معاونت وزارت جهاد کشاورزی باهم این طرح را به اینجا رسانده اند.

خب این طرح الآن به نسل 13 رسیده است. نسل 13 به عنوان ملکه های مادر کاملاً آمادگی توزیع بین زنبوردارها را دارد. البته عده ای انتقاد می کنند. شما الآن اگر بگویید روز است عده ای انتقاد می کنند که چرا گفتی الآن روز است. این یک واقعیت است اما آمار و اطلاعاتی که خود آقایان در سال های مختلف منتشر کردند و نتایجی که به توصیه من که گفتم این ملکه ها را به تعدادی از زنبوردارها بدهید و نظر آنها را بخواهید ببینیم که آنها چگونه ارزیابی می کند و نظر کتبی آنها را دریافت کردند. می گویند کسانی که دریافت کرده اند راضی بوده اند و آمار و داده هایشان هم اعداد مثبتی را نشان می دهد و طبیعتاً چنین نتایجی به انسان حکم می کند که این طرح آماده بهره برداری است. این طرح هنوز ادامه دارد یعنی طرح های اصلاح نژادی هیچ وقت متوقف نمی شود و ادامه دار هست ، رشدش فقط ممکن است تغییر کند.

حالا اجازه بدهید طرح دوم را که خودتان فرمودید به شما معرفی کنم بعد اگر سؤالاتی داشتید بفرمایید.

اجازه بدهید چون وقت محدود است آن یکی را هم من یک توضیح مختصری بدهم بعد مجموعاً اگر سوالی داشتید بفرمایید.

من با توجه به جمیع جهاتی که درسطح کشور می دیدم و تنوع اقلیمی که در نقاط مختلف کشوروجود داشت و اختلافاتی که در توده زنبور عسل درکشور می دیدم از اواسط دهه هشتاد به این فکر افتادم ما اگر می خواستیم کار اصلاح نژادی انجام بدهیم باید منطقه ای بکنیم، یعنی مثلاً برای منطقه شمال کشورمان یک نژاد خاص خودش را تربیت کنیم برای منطقه مرکزی ایران نژاد خاص خودش را و برای منطقه غرب کشورهمینطور. اتفاقاً اینکه عرض می کنم نتایج حاصل از تحقیقات دوران دکتری خود آقای دکتر طهماسبی بود. ایشان دوره دکتری یشان را زیر نظر من گذراند و رساله دکتری را به اتمام رساند البته با همکاری مرحوم دکتر اسماعیلی که روح ایشان شاد باشد ولی ما هر دو نفر رساله ایشان را هدایت کردیم نتیجه ای که از رساله دکتری ایشان درآمد این بود که ایران زنبور عسلش از نظر ترکیب ژنتیکی سه توده متفاوت هستند نوار شمالی ، منطقه مرکزی و منطقه غرب کشوربا توجه به مؤلفه های مختلفی که اندازه گیری کردیم داده ها این را نشان می دهد خوب منطق حکم می کند که ما هم اگرمی خواستیم کار اصلاح نژادی انجام بدهیم متناسب با این مناطق اصلاح نژاد انجام دهیم.

به همین دلیل در آن سالها یعنی حدود ده سال پیش ایده اصلاح نژاد در جمعیت های بسته را مطرح کردم برای اولین بار یک سمیناری درسازمان پژوهش های علمی و صنعتی برگزار شد رفتم آنجا یک سخنرانی تقریباً دو ساعته ارائه کردم و در آن بیان کردم که مناطق خاص چه ویژگی هایی زنبورشان دارد و ما اگر خواستیم اصلاح نژاد کنیم باید در این جمعیت بسته انجام بدهیم. وقتی می گوییم اصلاح نژاد در جمعیت بسته یعنی در درون خود این منطقه. یعنی من بیایم توده مثلاً فرض کنید استان گلستان را برای خودش یک جمعیت بدانم. مثلاً اگر استان گلستان فرض کنید دویست هزار کندو دارد این دویست هزار کندو را یک جمعیت ببینم و اصلاح نژادم را در داخل این دویست هزار تا انجام بدهم. یا مثلا اگر می گویم استان اصفهان یک جمعیت بسته است ما بیش از هفتصد هزار کندو داریم در اصفهان ، این هفتصد هزارکندو را یک جمعیت بسته ببینم و اصلاح نژادم را در داخل این هفتصد هزار تا انجام بدهم. خب،من ایده را ارائه کردم و بعد از آن مدیر کل معاونت اموردام وزارت جهاد کشاورزی آقای مهندس شهیری ، یادم نمی رود خدا خیر به ایشان بدهد الآن باز نشست شده است و در مشهد است. ایشان پذیرفت درجلسه و قرار بر این شد که ما این کار را بکنیم در آن سال یک اتفاق دیگری هم داشت می افتاد و این بود که وزارت جهاد کشاورزی شش تا ایستگاه پرورش ملکه داشت که فقط پرورش ملکه می دادند که آن هم زیر نظر من انجام می شد و ملکه هایشان را توزیع می کردند بین زنبورداران. در آن سال دیگرتصمیم گرفته بودند که حالا که دیگر زنبورداران خودشان پرورش ملکه می دهند و تکنیک را یاد گرفته اند لزومی ندارد ما این ایستگاه ها را داشته باشیم. تعطیلش می کنیم. داشتند تعطیل می کردند که من این ایده را مطرح کردم گفتم آقا شما این ایستگاه را تعطیل نکنید بیایید کاربری آن را تغییر بدهید به جای اینکه شما تولید کنید مثلاً سالی ده هزار تا ، بیست هزار تا ، پنج هزارتا،این را بیایید درش کار اصلاح نژادی انجام دهید و ملکه مادر تولید کنید و در اختیارپرورش دهنده های ملکه قرار دهید.این ایده را پسندیدند . گفتند بسیار خوب پیشنهاد خوبی است ما تمام امکانات را داریم. پس کاربری ایستگاه را تغییر می دهیم و این طرح را شما بدهید ما این طرح را اجرا می کنیم. ما طرح را دادیم وکارمان را شروع کردیم.

اولین ایستگاهی که آغاز کرد ایستگاه استان گلستان بود. سال 1386 آغاز کرد. ایستگاه گلستان امکانات خیلی خوبی دارد. ایستگاهش روی اصول طراحی شده . نقشه آنجا را خودم دادم حدود هفده سال پیش روی نقشه ساختند ایستگاه را . آن موقع کارشناسان بسیار خوبی هم داشتند برخی شان هستند برخی شان بازنشسته شدند کار را شروع کردند از آن سال بعضی ایستگاه ها از استانهای دیگر هم یکی یکی آمدند داخل میدان و آن شش تا همه شان شروع کردند البته با فاصله زمانی .

نحل منفرد: کجا ها هستند می شود بگویید؟

رحیم عبادی: بله ، می گویم خدمت شما. استان گلستان در گرگان که قدیمی تر هست. گیلان ، خراسان رضوی ، استان اصفهان ، فارس ، جنوب کرمان و اردبیل این شش ایستگاه را که داشتند ، قرار شد مراکز عمده دیگری را هم که مراکزاصلی پرورش زنبور عسل است مثل آذربایجان ها ، آنها هم حداقل یک ایستگاه داشته باشند . فشار زیادی آوردیم به آذربایجان غربی حتی دو سفر هم رفتیم آنجا که این را راه اندازی کنند ولی متأسفانه به دلایل مختلف که به خودشان مربوط می شود آنها هنوز شروع نکردند.

نحل منفرد:اما شما معتقد هستید که در ارومیه هم باید ایجاد شود؟

رحیم عبادی:بله حتماً باید داشته باشد که متاسفانه با وجود فشارهایی که آوردیم و دو سفر هم با مسئولین وزارت جهاد کشاورزی رفتیم با ایشان صحبت کردیم و طرح را توضیح دادیم و اعتبارات را گفتیم هنوز کار را شروع نکرده اند.

نحل منفرد: در استان کرمان در جیرفت است؟

رحیم عبادی: بله.این هفت ایستگاه الان فعال دارد کار می کند.حالا کارهایی که ما می کنیم این است این طرحی که من در جمعیت بسته ارائه کردم این است که ما در هراستان از آن توده استانی مان باید یک نمونه برداری اولیه بکنیم ...

نحل منفرد: نتایج کار قبلی را هم گرفته اید و دارید روی آن کار می کنید؟ یا آن را رها کردید؟

رحیم عبادی:نه کار قبلی منظورتان پرورش ملکه است؟

نحل منفرد: نه کاری که در واقع پانزده شانزده سال ادامه دادید؟

رحیم عبادی:آن مربوط به کرج است آن به این موضوع مربوط نیست.

نحل منفرد: پس به نتایجش هم کاری ندارید؟

رحیم عبادی: نه. اصلاً من به آن هیچ کاری ندارم. آن کاملاً مستقل و جداست و این جداست. من این را از صفر شروع کردم . با هدایت شخص خودم هم انجام دارد می شود . وزارت جهاد کشاورزی هم تا حالا در حد توانش نهایت همکاری را کرده است ، فقط توسط معاونت امور دام هم دارد اجرا می شود.

نحل منفرد: چرا کاری نداشتید؟

رحیم عبادی: بخاطر اینکه آنها راه دیگری رفتند...

نحل منفرد: خب اگر نتایجشان خوب بود طبیعتاً شما باید آن را ...

رحیم عبادی: خوب ببینید من استانهایی که شروع کردم .آنها هیچ وقت توده ای مثل استانهای شمالی ندارند. دو استان ما شمال است یک ایستگاه ما اردبیل است یک ایستگاه ما جنوب کرمان است آنها هیچکدام از اینها را ندارند من ژن را استانی فرض کردم .آنها از جایی که رفتند و نمونه گرفتند و توده اولیه شان را آغاز کرند تهران و کرج ، قزوین ، اصفهان و مرکزی این پنج تا استان بوده است من در اینها بجز اصفهان کاری نکرده ام ...

نحل منفرد:یعنی مخلوط شده و شما می گویید نباید مخلوط بشود؟

رحیم عبادی:نخیر ،اینها دارند منطقه مرکزی را پوشش می دهند، منطقه مرکزی برای خودش یک توده است باید هم انجام شود. من کارم را با آنها قاطی نمی کنم . من رفتم استانهایی را آغاز کردم که آنها کاری نکردند نمونه برداری نکردند و به اعتقاد من مراکز عمده است. مثلاً خراسان اینها هیچ نمونه ای نگرفتند. شمال ایران ، اردبیل یا کرمان هیچ نمونه ای ندارند . من جاهایی را شروع کردم که ضمن اینکه اهمیت دارد آنها نمونه اولیه ازش ندارند.

نحل منفرد:شما چند ساله که دارید کار می کنید؟

رحیم عبادی:اگر سال 1386تا حالا بگیریم نزدیک به ده سال است.

نحل منفرد:به کجا رسیده اید؟کجای راه هستید؟

رحیم عبادی:حالا من عرض می کنم خدمت شما.بگذارید به شما بگویم ما چه کار می کنیم ما این نمونه برداری را به عنوان جمعیت اولیه و پایه برای آن جمعیت بسته در استان انجام می دهیم. اولین کاری که می کنیم آماده سازی اینها برای سال بعد است . یک سری آمادگی های تخصصی و فنی دارد که به کارشناسان مان آموزش می دهیم که این کارها را بکنند.

نحل منفرد: نمونه ها را چطور جمع می کنید؟

رحیم عبادی: اینها می روند طبق یک دستورالعملی که به آنها داده ایم از زنبوردارهای عمده و تجاری که سابقه زنبورداری بیش از 10 سال دارند به صورت رندم نمونه می گیرند. مثلاً یک زنبوردار هست 300 تا یکی 500 تا و یکی 1000 کلنی دارد از اولی دو تا بعدی 3 و بعدی 4 تا می گیرند.

نحل منفرد: به زنبوردارها می گویید که زنبورهای برترشان را بدهند؟

رحیم عبادی: نه ، می گوییم ما می خواهیم 3 تا زنبورشما را رندم بخریم.

نحل منفرد : پس اصراری ندارید که زنبورهای برتر زنبورستان ها را جمع کنید.

رحیم عبادی : نه ، در دستورالعمل ما این نیست.

نحل منفرد : چرا؟

رحیم عبادی : دلیل این است که من دنبال ژن هستم. نه آن چیزی که آن زنبوردار دنبالش است. این ژن در این توده نهفته است. ما باید رندم آن را بردارم . ببینم این ژن از کجا می آید و چه طور باید آن را متمرکز کنیم. حالا این را جمع کردیم. جمعیت اولیه ما بین 150 تا 200 کلنی برای هر استان است. قابل کنترل است و راحت می توانم آن را اداره کنم. با یک یا دو کارگر این جمعیت را اداره می کنم. ما دستورالعملی را به کارشناسانمان داده ایم که در اینجا سالانه اجرا می شود و روی 7 صفت مختلف اندازه گیری می شود .

نحل منفرد : یعنی روی آن 200 کلنی

رحیم عبادی : بله همان 150 تا 200 کلنی اولیه که البته هر چه به جلو می رویم تعداد آنها کمتر می شود که حالا می گویم چرا. کاری که ما می کنیم این است که صفاتی را اندازه گیری می کنیم . این صفات شامل رفتار ، رشد جمعیت ، میزان جمع آوری گرده گل ، قدرت زنده مانی نوزادان ) از هر 100 تخمی که ملکه می گذارد چند تای آن زنده می مانند و به زنبور تبدیل می شوند(، بچه دهی – می خواهیم کندویی تولید کنیم که اصلاً بچه ندهد - مقاومت به بیماری ها خصوصاً مقاومت به کنه واروآ – می خواهیم زنبوری داشته باشیم که بدون آنکه دارو مصرف کنیم کنه نتواند با آن کاری کند – قدرت تولید عسل و نهایتاً توان زمستان گذرانی مناسب برای آن منطقه هستند.

این می شود هفت صفت که طی یک دستورالعمل به کارشناسانمان آموزش می دهیم برای هر صفت چگونه اندازه گیری کنند، جداولی را بهشان داده ایم. کارشناسان ما اکثراً با تحصیلات کارشناسی و بالاتر هستند. زیر نظر اینها یک یا دونفر کارگر فنی یا تکنسین هم حضور دارند و این کار را در دونوبت در سال انجام می دهند. یکی در بهار و یکی در تابستان تا پاییز. این داده ها را می گیرند یک فرومول هایی ما به اینها داده ایم آموزش هایی داده ایم یک نرم افزاری هم طراحی کرده ایم بهشان داده ایم و گفته ایم داده ها را که بدست آوردید وارد این نرم افزار کنید نرم افزار بطور اتوماتیک این را آنالیز می کند و یک سری اعدادی به ما می دهد. اینها دوبار در سال به من گزارش می دهند این گزارش را ما می خوانیم و نگاه می کنیم اگر ایرادی دارد اصلاح می کنیم اگر مشکلی نداشته باشد تأیید می کنیم می رود و در فایل شان بایگانی می شود.

ما سالانه چند نوبت از هر ایستگاه بازدید می کنیم یعنی من به همراه مسؤلین دفتر مرکزی در تهران می رویم ایستگاه به ایستگاه کارشان را چک می کنیم ، اگر مشکلی دارند سعی می کنیم آنجا به شان کمک کنیم علاوه بر این سالی دو یا سه مرتبه هم گردهمایی دسته جمعی داریم. یعنی همه ایستگاه ها کارشناسان و مسؤلینشان جمع می شوند در یک شهرستان آقایان هم از تهران می آیند ، نزدیک به 30 نفر می شویم دور هم می نشینیم ابتدا هر شهرستانی گزارش خودش را می دهد که چه کارهایی را از دفعه قبل تا حالا انجام داده است و چه مشکلاتی داشته است و به کجا رسیده است.

نحل منفرد : خب این روش مدیریتی شما هست ، روش اصلاح نژاد شما چگونه است ؟ مثلاً هفت خصوصیتی را که فرمودید اندازه گیری کردند با کلنی ها چه کار می کنند؟

رحیم عبادی : خب ببینید ما سال به سال بین اینها انتخاب می کنیم. روش اصلی ما روی selection است . سلکشن حذف و انتخاب . یک سری را حذف می کنیم و یک سری را انتخاب می کنیم. آنهایی را که انتخاب می کنیم مبنای کلنی های نسل بعد ما قرار می گیرند که از آنها ملکه پرورش می دهند و دوباره روی تمام کندوها گذاشته می شود مثلاً سال آینده تمام کندوها می شوند نسل چهار سال بعدش می شود نسل 5 اگر خوب کار کنیم حداکثر سالی یک نسل ما می توانیم جلو برویم . بعضی ایستگاه ها به دلیل مشکلاتی که دارند هر دو سال یک نسل تولید می کنند. مثلاً امکان دارد در یک منطقه آب و هوا اجازه ندهد که بعضی از صفات را اندازه بگیرند. یا جفت گیری ها انجام نمی شود.

نحل منفرد: پس مراکز مختلف شما نتایجشان در مراحل مختلف هست.

رحیم عبادی : بله با هم متفاوت هستند. الآن استان گلستان که در گرگان فعالیت می کنند و بیشترین سابقه را دارند به نسل هشتم رسیده اند و استان های دیگر ما از نسل 1 تا نسل 4 هستند مثلاً گیلان نسل 4 است ، اصفهان نسل 3 هست و تا آخر امسال نسل 4 را تولید می کند یا جنوب کرمان روی نسل 3 هستند. استان اردبیل نسل 2 را تولید کرده و مشغول تولید نسل 3 هستند .

نحل منفرد: سابقه کار همه یکی هست؟

رحیم عبادی: نه در سال های مختلف شروع کرده اند. ما هم قرار گذاشته ایم وقتی اینها به نسل 5 رسیدند ما یک ارزیابی دقیق می کنیم و اگر صلاح دانستیم اجازه توزیع به آنها می دهیم . حالا هدف چیست؟ هدف اصلی این طرح تولید ملکه های اصلاح شده مادری و توزیع آن بین تولید کننده های ملکه در استان مربوطه است. یعنی کسی که پرورش ملکه می دهد از اینجا می آید و ملکه مادر می خرد و آن را تکثیر کرده و بین زنبورداران توزیع می کند.

آن طرح قبلی هم یعنی طرح جامع اصلاح نژاد که در کرج در حال اجرا است آن هم هدفش همین است . آن هم باید ملکه مادری تولید کند و بین تولید کننده های ملکه توزیع کند که آنها تکثیر کنند و بین زنبوردارها توزیع کنند. ما الآن یک ایستگاه مان که استان گلستان است سه سال است که اجازه توزیع دارد ولی سایر استان هایمان اجازه توزیع ندارند. ما در استان گلستان با وجود مشکلاتی که داشتیم خوشبختانه به نتایج خوبی رسیدیم من شخصاً راضی هستم.

نحل منفرد : برای استان گلستان یعنی آن ملکه را صرفا برای استان گلستان تولید کرده اید، درست است؟

رحیم عبادی: برای گلستان ، هدف استان گلستان است اما این به این معنی نیست که اگر این ملکه را بردید در یک استان دیگر جواب نمی دهد ممکن است در بسیاری از صفات جواب بدهد و ممکن است مثلاً در یک صفت خوب نباشد.

نحل منفرد: دوستان ما در اصفهان می گفتند گرفته ایم و آورده ایم اینجا و جواب نداده است؟

رحیم عبادی: کی گرفته است؟ هیچ کس در اصفهان از استان گلستان ملکه نگرفته است . من می دانم چون آنها بدون اجازه من و بدون اجازه معاونت امور دام ملکه به هیچ کس نمی دهند .

نحل منفرد: آیا فقط همان جا توزیع شده و چه تعدادی بوده؟

رحیم عبادی: بله تنها همان جا توزیع شده است و تعدادش را خود مرکز می داند من الآن آمار ندارم اما من یک سال رفتم بازدید از زنبوردارهایی که این ملکه ها را گرفته بودند سؤال کردم که این ملکه را چطور دیدید؟ گفتند: بسیار راضی هستیم.

نحل منفرد: در آنجا به زنبوردارها داده بودید یا پرورش دهندگان ملکه.

رحیم عبادی: به پرورش دهندگان ملکه اما در آنجا پرورش دهنده ملکه نیامده بود بگیرد و آنها بین چند زنبوردار با تجربه توزیع کرده بودند و به هر کدام 4 تا 5 تا ملکه حذفی اشان یعنی ملکه های سال قبل را داده بودند و گفته بودند شما اینها را ارزیابی کنید و نظرتان را بگویید من رفتم سؤال کردم و آنجا پیش دو نفر از آنها رفتم و هر دو راضی بودند. اینها زنبورداران جوان با تجربه متوسط بودند گفتند ما هیچ مشکلی با این ملکه ها نداشته ایم منتهی دو سه ماه است که این ملکه ها را گرفته ایم . در این دوسه ماه رفتار عالی بوده ، بچه نداشتیم ، جمعیتش خوب رشد کرده در مقایسه با زنبورهای دیگر هیچ مشکلی نداشتیم .

نحل منفرد: به هر حال یک روش علمی برای ارزیابی این ملکه ها هم باید وجود داشته باشد؟

رحیم عبادی: ما چنین روشی را طراحی کردیم البته هنوز توزیع نشده بین زنبورداران مناطق. اتفاقاً در حدود دو هفته پیش با مسئولین وزارت جهاد کشاورزی که به اصفهان آمده بودند جلسه داشتیم،گفتم شما بایستی وارد عمل بشوید، یعنی اینکه شما باید با این دو مرکزی که ملکه اصلاح شده دارند قرار داد ببندید. مثلاً سالی دویست تا پانصد عدد ملکه مادر را تولید کنند که یکی در کرج است ، طرح جامع ، یکی هم در گلستان است که الآن به نتیجه رسیده . این دو تا بایستی وارد قرار داد بشوند تولید کنند و بعد فراخوان بدهید به پرورش دهندگان ملکه کشور که هر کسی می خواهد بیاید و با استفاده از این ملکه های مادر پرورش ملکه بدهد. این ملکه هارا بگیرد و ببرد تکثیر کند و آنها هم بین زنبورداران توزیع کنند. در این پروسه ما یک روش ارزیابی داریم یک فرم هایی را طراحی کردیم که این فرم ها توزیع می شود بین تولید کننده ملکه و بین زنبورداری که ملکه را می گیرد و سالانه گزارش می گیریم چند سؤال مطرح کردیم که آنها را باید جواب بدهد بعد بر مبنای آن اطلاعاتی که می گیریم دقیقاً خودمان و تولید کنندگان ملکه را ارزیابی می کنیم. خلاصه اینکه در این ده سال یا به روایتی پانزده شانزده سال گذشته در بخش زنبور عسل که اصلاح نژاد انجام داده ایم نتایج نسبی خوبی بدست آورده ایم. خیلی ها توانایی اجرای این کار را داشتند ولی وارد عمل نشدند خیلی از افراد که تخصص این کار را هم داشتند وارد اصلاح نژاد زنبور عسل نشدند .

نحل منفرد: منظور شما بخش خصوصی است؟

رحیم عبادی: نه ، در بخش دولتی و بخش دانشگاهی خیلی ها تخصص اش را دارند ولی وارد این عرصه نمی شوند دلیل آن هم روشن است ، این عرصه سخت است. اصلاح نژاد زنبور عسل به مراتب سخت تر از اصلاح نژاد سایر دام ها است. شما گاو و گوسفند و طیور و ... را می برید داخل یک سالن و هر کاری که می خواهید انجام می دهید و اصلاح نژاد می کنید ، پدر را دارید مادر را دارید و نسل به نسل می توانید آنها را حفظ کنید اما در زنبور عسل این طور نیست در زنبور عسل روی 50 درصد جفت گیری که در هوا انجام می شود هیچ کنترلی ندارید به هر حال ما این عرصه را وارد شدیم و به اینجا رساندیم و هیچ ادعایی هم نداریم فقط می گوییم که در حد توانمان سعی کردیم کاری برای مملکت انجام دهیم و امیدواریم که این کاری که انجام داده ایم مثمر ثمر واقع بشود.

نحل منفرد:از تلقیح منصوعی استفاده می کنید؟

رحیم عبادی :بله.تلقیح مصنوعی یک تکنیک است که فقط برای اصلاح نژاد است.من تلقیح مصنوعی را همانطور که اشاره کردم زیر نظر آقای پروفسور لید لا که خدا ایشان را رحمت کند و روحش شاد باشد آموزش دیدم. وقتی آمدم ایران دودستگاه را از آمریکا خریدم و با خودم آوردم چون می دانستم در ایران نیست.

نحل منفرد: می گویند شما از اولین کسانی هستید که در ایران این کار را انجام دادید.

رحیم عبادی: بله هیچکس قبلاً این کار را انجام نداده بود من با خودم این دو دستگاه را آوردم ایران و در آزمایشگاه خودم مستقر کردم بعد هم دو دستگاه دیگر خریدم البته از طریق دولت از طرف دانشگاه که البته آنها الآن اینجاست از سال تقریبا 1364تلقیح مصنوعی را در پایان هر دوره پرورش ملکه انجام می دادم. فقط از نظر اینکه دانشجویانم ببینند و به ایشان می گفتم این تکنیک یک تکنیک مستقل است یک دوره مستقل هم برای آموزشش باید ببینید ولی یک وسیله ای است برای کار اصلاح نژاد فقط ببینید که من چه می کنم که ایده داشته باشید منتها اولین کسی که آموزش رسمی دید زیر نظر من آقای دکتر طهماسبی است که در دوره تحصیلات دکتری اش آمد اینجا در اصفهان و یک مدتی را پیش من آموزش دید من آموزشش دادم و بعد هم رفت در مؤسسه خودش آنجا کار را شروع کرد دو دستگاه تلقیح مصنوعی که من شخصی و خودم خریده بودم و آورده بودم را به آنها فروختم ، حالا پولش مهم نیست هدف این بود که آنها مالکش بشوند چون من خودم دودستگاه را از آمریکا خریده بودم ...

نحل منفرد: در کرج؟

رحیم عبادی:بله در کرج است و از آن استفاده می کنند بعد آموزش هایی که دادم بعد از آن به آقای مهندس عاکف بوده است در مشهد و تعداد دیگری از کارشناسان در سطح کشوریک کلاس تخصصی تلقیح مصنوعی در مشهد برگزار کردم حدود فکر کنم پنج یا شش سال پیش بود که خود آقای مهندس عاکف زحمت برگزاری اش را کشید منتها من مدرس بودم یک هفته آموزش دادم حدود ده نفر کارشناس را آموزش دادم . دیگر در سالهای مختلف متناسب با تقاضایی که می آمد من کلاسها را برگزار می کردم ولی فقط جنبه آموزشی داشت.

نحل منفرد: من منظورم این بود که در این پروژه تان...

رحیم عبادی: بله در این پروژه! در این پروژه دیده شده در تمام این ایستگاه ها تلقیح مصنوعی باید انجام بشود و از این تکنیک باید استفاده کنند. تمام ایستگاه های ما الآن مجهز به دستگاه تلقیح مصنوعی شده اند همه اشان حد اقل یک یا دو دستگاه تلقیح مصنوعی دارند حالا یا از داخل خریده اند و یا از خارج تهیه کرده اند.

نحل منفرد: آموزش این کار را هم دیده اند؟

رحیم عبادی: تعدادی از آنها آموزش ها را دیده اند و تعدادی ندیده اند ولی متأسفانه اینها هم که آموزش را دیده اند با توجه به مشغله زیاد فرصت تمرین ندارند. این کار به تمرین زیادی نیاز دارد مثل رانندگی است شما وقتی رانندگی را آموزش می بینید بعدش باید تمرین کنید اگر وقتی گواهی نامه را گرفتید دیگر دست به فرمان نزنید رانندگی فراموشتان می شود این کار هم دقیقاً همینطور است . اینها متأسفانه تمرین نمی کنند چون گرفتارند و مشغول کارهای دیگر هستند بیشتر آنها اجرا نکرده اند فقط ایستگاه اردبیل ما هست که خوب روی تلقیح مصنوعی کار کرده و خوب هم استفاده کرده و الآن هم دارد با تلقیح مصنوعی عمل می کند. بقیه ایستگاه های ما از ایستگاه های ایزوله شده استفاده می کنند. یعنی همه آنها ایستگاه های ایزوله شده دارند هنگام جفت گیری می برند به ایستگاه های ایزوله شده و ملکه ها را با زنبورهای نری که خودشان پرورش داده اند تلاقی می دهند.

نحل منفرد: من دو نکته را خدمت شما عرض کنم : یکی در مورد توزیع ملکه به کسانی که ملکه تکثیر می کنند گفتید. طبیعتاً آن کسی که در بخش خصوصی می خواهد ملکه را پرورش بدهد عملکرد گرا خواهد بود ، احساس می کنم تا زمانی که شما تعدادی ملکه به زنبوردار ملکه ندهید و این ملکه ها نزد زنبوردارها جواب ندهند پرورش دهندگان ملکه تمایلی به دریافت ملکه های شما پیدا نکنند و نمی شود که به بخش خصوصی چیزی را دیکته کرد اگر عملکرد اقتصادی داشته باشد به دنبال آن می رود و آن هم باید آزمون شده باشد. دومین نکته ، یکی از انتقاداتی که زنبوردارها به طرح های اصلاح نژاد زنبور عسل می کنند این است که می گویند این کارشناس ها این کاره نیستند مثلا یک کارشناس نمی آید برود در بیابان کنار بنه اش بخوابد ، چادر بزند و سختی های بیابان را تحمل کند آیا بهتر نبود افرادی از زنبورداران علاقه مند را به نحوی منافع مادی اشان را هم تأمین می کردید و کنار کارشناسانتان به کار می گرفتید؟

رحیم عبادی: حالا برگردیم به نکته اول شما ، به هر حال عمل گرا بودن تولید کننده ها و زنبوردارها به نظر من کاملا منطقی به نظر می آید از جنبه اقتصادی وقتی به موضوع نگاه کنید همین است اما روش ها فرق می کند در آخر استفاده کننده نهایی زنبوردار است . اوست که باید تشخیص دهد که این خوب است یا نه . حالا اینجا بر می گردد به اینکه ما با توجه به امکاناتمان چنین کاری را می توانیم انجام دهیم یا نه . من در شرایط فعلی و در ده سالی که گذشت و فشاری که به این ایستگاه ها وارد آمد و تنگناهایی که در بخش دولتی داریم به خصوص نبود بودجه و امکانات بعید می دانم که آنها بتوانند به زنبوردار ملکه بدهند ما قبلا این کار را کرده ایم. همین جا در استان اصفهان سالی بود که 9هزار ملکه در ایستگاه خودمان تولید می کردیم بروید بپرسید همین جا در ایستگاه نجف آباد آقای نادری زیر نظر بنده سالانه 9هزار ملکه تولید کرد ...

نحل منفرد: من نمی گویم مجانی بدهید...

رحیم عبادی: نخیر من نمی گویم مجانی ، پولی ، دولتی الآن نمی شود. الآن وزارت جهاد کشاورزی معاونت امور دام نمی تواند امورات تحقیقاتی هر ایستگاه را تأمین کند و چون نمی تواند پول ندارد امکانات ندارد می اندازد گردن استان ،استان هم می اندازد گردن تهران . کارش

ادامه مطلب
موضوعات : مقالات

نحل منفرد: خب اگر سخنی با زنبوردارها دارید یا نکاتی را می خواهید بیان کنید در خدمت هستیم.

رحیم عبادی: من همیشه و در هر فرصتی به زنبوردارها عرض کرده ام که با وجود تمام مشکلاتی که در این صنعت داریم نا امید نشوید ، ما پیشرفت داشته ایم . پیشرفتمان هم خوب بوده است. وقتی می گوییم پیشرفت یعنی اینکه مقایسه کنیم خودمان را با سال های پیروزی انقلاب . خب آن زمان کجا بودیم و حالا به کجا رسیده ایم؟ در بخش های مختلف آموزشی مان ، در بخش های پژوهشی مان در بخش اجرایی مان در فرآورده هایمان در تولیداتمان در آگاهی هایی که زنبورداران ما دارند حتی در ترکیب سنی و تحصیلاتی زنبوردارانمان خیلی تفاوت ایجاد شده است. یک موقعی وقتی می گفتیم به زنبور باید کیک گرده بدهید اصلاً کسی در مورد آن چیزی نمی دانست. برخی می گفتند ما مرغ را بریان می کنیم و کف کندو می گذاریم برای زنبورها. چنین زمانی را ما داشتیم. اما خدا را شکر می کنیم که به حمدالله الآن حتی شرکت هایی تأسیس شده اند که در حال تولید نهاده های پرورش زنبور عسل و توزیع آن بین زنبوردارها هستند. زمانی بود که کسی داروها را نمی شناخت و اصلاً مصرف نمی شد. الآن زنبوردار می داند که مصرف دارو برای درمان یا پیشگیری از بیماری ها از نان شب خانواده اشان واجب تر است. در آموزش تکنیک های مدیریت کلنی ها هم پیشرفت های خوبی داشته ایم. اینها را می گویم که زنبوردار نا امید نشود ولی کافی نیست .

زنبوردارها باید تلاش کنند. کیفی هم باید تلاش کنند. باید سعی کنند معلومات شان را افزایش دهند. در هر جایی و از هر طریقی ، از طریق کتاب ، از طریق سایت ها ، مجلات ، شرکت در مجامع بین المللی مرتبط ، اینها خیلی ایده به زنبوردارها می دهد . بروند ببینند دنیا در چه سطحی است و ایران در چه سطحی .

نکته دیگری که به زنبوردارها توصیه می کنم این است که سعی کنند از حالت تک محصولی خارج شوند. الآن خیلی از زنبوردارها دارند از تک محصولی خودشان را خارج می کنند. ژله ، گرده یا بره موم تولید می کنند این خیلی خوب است. این بسیار کمک می کند که بتوانند بنیه مالی شان را قوی کنند. به خصوص برای سال هایی که جریان شهد در طبیعت خوب نیست.

توصیه دیگر من این است که سعی کنند خواسته های به حق خودشان را پیگیر باشند. فقط درد دل نکنند. زحمت بکشند بروند به تعاونی هایشان و اتحادیه هایشان فشار بیاورند و از آنها بخواهند. اگر تعاونی یا اتحادیه ببیند که زنبوردار دارد به او فشار می آورد مجبور است که حرکت کند و از بالادستی ها و دولتی ها و سایر بخش ها خواسته های زنبورداران را مطالبه کند. در آن زمان دولتی ها هم مجبور خواهند بود که تبعیت کنند. آنها تا یک حدی می توانند نا دیده بگیرند اما وقتی فشارها زیاد شود ناچار خواهند بود تبعیت کنند و به خواسته های شما توجه کنند.

زنبوردارها سختی هایی را دارند تحمل می کنند به خصوص این نابسامانی هایی که شرایط طبیعت بر آنها تحمیل کرده است. امیدواریم که هر چه زودتر این شرایط سخت برطرف شود تا هم آنها راضی باشند و هم جامعه راضی باشند و هم مسؤلین کشور بتوانند برنامه ها را پیش ببرند.

آخرین توصیه من این است که ما یک کشوری هستیم مسلمان . کشوری هستیم که می خواهد به عنوان مسلمانی که ادعا دارد در دنیا عرض اندام کند. چنین عرض اندامی نیاز دارد که آنچه که عرضه می کنیم شایسته یک مسلمان باشد. بنابراین سعی کنید که وقتی عسل تولید می کنید عسل تولید کنید. آنچه که اسمش را می گذارید عسل ، عسل باشد. نه اینکه بروید و محصولی را تولید کنید که آن محصول به اعتقاد من عسل نیست. وقتی بخواهید این محصول را صادر کنید اولین کاری که می کنند آن را یک آزمایش می کنند و رد می کنند. آبروی ایران اگر برای اولین بار رفت برای همیشه رفته است. ما هم دشمن زیاد داریم. دشمنان ما دنبال چنین آتو گرفتن هایی از ما هستند. بنابر این کاری نکنید که عمده ترین محصول شما که می خواهد به بازارهای جهانی راه پیدا کند با شکست مواجه شود.

خودتان می دانید مثلا در سال گذشته ما بیش از 80 هزار تن عسل در کشور تولید کردیم. این 80 هزار تن ظرفیت مصرف در ایران ندارد. بخش عمده ای از آن باید صادر شود. صادرات به شرطی موفق می شود که شما محصول مطلوبی را به بازارهای جهانی ارائه بفرمایید و بتوانید که رقابت کنید. خواهش من از شما زنبورداران ایرانی این است که سعی کنید که محصولی که تولید می کنید کیفیت خوبی داشته باشد. تا بتواند در بازارهای جهانی رقابت کند تا بتوانید دوام بیاورید ، آینده از شما استفاده کند و بچه های شما سربلند باشند و نسل های آینده هم افتخار کند به صنعت زنبورداری ایران .

به امید رسیدن به روزی که همه ما به ایرانی بودن مان ببالیم و سرافراز باشیم.

نحل منفرد: خیلی ممنون از وقتی که دراختیار ما قرار دادید.

رحیم عبادی: متشکرم ان شاء الله که موفق باشید.

 

نحل منفرد

www.healinghoney.ir

دانشگاه صنعتی اصفهان

مهر ماه 1394

ادامه مطلب
موضوعات : مقالات

 نحل منفرد: یکی از موضوعاتی که زنبورداران همیشه با کنجکاوی به آن نگریسته اند سبک زنبورداری صنعتی در آمریکای شمالی است. ابعاد بزرگ و راندمان بالای زنبورداری در این منطقه زنبورداران را شگفت زده می کند. در گفتگو با " حسین یگانه راد " زنبوردار ایرانی فعال در کشور کانادا ابعاد و ویژگی های شیوه زنبوردارای صنعتی را مورد بررسی قرار دادیم. وی در این مصاحبه توضیحاتی در مورد شیوه ی تولید ملکه ی زنبور عسل کاسپین و مکمل کاسپین سولوشن نیز ارائه کرد.

نحل منفرد : آقای یگانه لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید؟

حسین یگانه : من حسین یگانه راد متولد سال 1351 در روستایی به نام کوشکه سرا بین نوشهر و چالوس هستم. شغل خانوادگی ما در کنار کشاورزی پرورش زنبورعسل هم بود. پدر و اجداد من در کار پرورش زنبورعسل بودند. خودم از سن 8 تا 10 سالگی زنبورداری را با یک کندو شروع کردم. البته در کنار خانواده . همان سالهای اول ، یادم هست سال 1363 بود که یک کندو 140 کیلو عسل داد. این کندو برای من علامت خورد چون نژاد برایم اهمیت داشت. سال 65 پنج کندو و سال 68 هفتاد و پنج کندو و همینطور ادامه داشت تا به 350 کندو رسید. و سال 1378 به کانادا آمدم.

 

 

در سال 1368 یک کار علمی را با سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران شروع کردم که موضوع آن پیدا کردن کلنی های مقاوم به کنه بود. یک منطقه جنگلی را پیدا کرده بودم که زنبوردارها به آنجا نرفته بودند اما کنه به آنجا رفته بود. می دانید که پیشروی کنه مسائل خاص خودش را دارد. می گویند هر سال 30 کیلومتر پیشروی می کند. البته این بستگی به شرایط محیطی دارد. در برخی جاها بیشتر پیشروی می کند.

نحل منفرد : زنبورهای آنجا به کنه مقاوم بودند؟

حسین یگانه : زنبوری آنجا بود که با وجود کنه باقی مانده بود. کنه سال 57 – 58 به ایران وارد شد. من به سازمان پژوهشها گزارش کرده بودم که این زنبور با وجود ابتلا به کنه توانسته است باقی بماند. در آنجا آقای مهندس ..... بود که به خاطر مسائل سن و سال من به موضوع اهمیت نداد. البته همکاری و دوستی با ایشان ادامه داشت و من سال 69 مقداری روی کنه آکارین کار کردم.

نحل منفرد : کنه آکاراپیس ؟

حسین یگانه : بله آکاراپیس وودی . خلاصه کار و همکاری من با مراکز علمی ایران ادامه داشت اما من را تحویل نمی گرفتند چون تصورشان طوری بود که به عنوان یک زنبوردار علاقه مند به من نگاه می کردند.

یک اتفاق جالب سال 65 برای من پیش آمد . از طریق آقای کوروش تیرگری برادر زاده ی آقای دکتر سیاوش تیرگری که متخصص حشره شناسی در دانشگاه تهران بودند کتاب های مرتبط با زنبورداری به دست من رسید. بسیار علاقه مند بودم و هر کتاب مرتبط با زنبورعسل به دستم می رسید با سرعت آن را می خواندم. شاید باورتان نشود اما من 60 کتاب را در 60 روز خواندم. در شبانه روز شاید 4 – 5 ساعت می خوابیدم و بقیه را کتاب می خواندم. علت این بود که تا قبل از آن به این کتاب ها دسترسی نداشتم. اصلاً نمی دانستم که این قدر منابع در خصوص پرورش زنبور عسل وجود دارد.

خلاصه منابع از هر جا که به دستم می رسید می خواندم ، از سازمان پژوهشها ، از دامپزشکی خانم دکتر امامی ، مؤسسه ی سرم سازی کرج آقای دکتر جلیلی ، با همه اینها سعی کردم ارتباط داشته باشم ولی در کل به خاطر سن کم خیلی حرف هایم را در این سازمان ها جدی نمی گرفتند.

سال 73 – 74 بود که به کمک بستگانم که آزمایشگاه انسانی داشتند روی کشت های میکروبی بیماری های باکتریایی زنبور عسل کار کردیم. آزمایشگاه دقیق و آزمایشگاه فرشاد آزمایشگاه هایی بودند که در ارتباط با بیماری های انسانی کار می کردند اما از امکانات آنها برای مطالعه بر روی زنبورعسل استفاده می کردم. دختر عمه ام کارشناس بیوتکنولوژی و میکروبیولوژی بود و به من کمک می کرد. در آنجا ما فهمیدیم که اطلاعات در خصوص محیط های کشت در ایران خیلی پایین است. بعد که به کانادا آمدم متوجه شدم حتی اطلاعات کانادا و آمریکا هم در رابطه با میکروب ها خیلی پایین است. بعد ها فهمیدم که بحث های میکروبیولوژی فراتر از آن است که یک میکروبیولوژیست بتواند در یک آزمایشگاه دامپزشکی یا انسانی روی آن کار کند. کار ما شامل یک روش پیشرفته شناسایی میکروبیولوژی در ارتباط با بیماری های زنبورعسل بود.

نحل منفرد : بیشتر در مورد کدام بیماری ها کار می کردید؟

حسین یگانه: بیشتر روی لوک اروپایی و آمریکایی کار می کردیم که هم زمان به 3-4 عامل میکروبی دیگر برخورد کردیم. این میکروب ها شامل لاکتوباسیلوس ، سدومناز [و یک میکروب دیگر] بودند. اینها باکتری هایی بودند که به عنوان عامل بیماری های زنبور عسل گزارش نشده بودند. نتایج کارهایی را که با کمک دختر عمه و پسر عمویم در این حوزه انجام می دادیم را برای تأیید نزد خانم دکتر نسرین معظمی و آقای دکتر کیانی در سازمان پژوهشها فرستادیم.

این باکتری ها را جدا سازی می کردیم و به طور مستقل به زنبورهای سالم می خوراندیم تا تشخیص دهیم که به طور مستقل به عنوان عامل بیماری زا عمل می کنند یا نه.

خلاصه این کارها را انجام می دادیم تا اواخر سال 75 که من به سربازی رفتم. همان موقع در سال 1995 دعوت نامه ای را از لوزان سوییس و در سال 1997 از بلژیک دریافت کردم. در آنجا سه تا از مقاله هایی که ارائه کرده بودم پذیرفته شده بود اما سرباز بودم و نتوانستم بروم تا سال 1999 که برای گرد هم آیی جهانی ای پی موندیا( apimondia اتحادیه جهانی زنبورداران) به کانادا آمدم. اینجا که آمدم ویزای شش ماهه داشتم. قبل از آن در ایران تولید ژل رویال و ان کرومزوم ( n-chromosome ) را شروع کرده بودم و از سال 63 – 64 روی نژاد کاسپین کار کرده بودم. از سوی دیگر از سال های 71-72 که ژل رویال ان-کروموزوم را تولید کرده بودم روی زنبوردرمانی (Apitherapy ) هم کار کرده بودم. در آن زمان به طور اتفاقی متوجه شده بودم که ژله روی درمان زخم معده جواب می دهد.

 

نحل منفرد : لطفاً در همین جا بگویید این اصطلاح ان-کرومزمی یعنی چه؟

حسین یگانه : الآن برای شما توضیح می دهم. می دانید که کروموزوم ها در فعاليت های حياتى و مخصوصاً در انتقال صفات ارثى اهميت به ‌سزائى دارند .در موجودات زنده به صورت جفت جفت هستند. یعنی کروموزوم‌ها دو به ‌دو لنگه و نظير يکديگرند. هر کروموزوم صاحب يک لنگه ی همتاى خود است. که یکی از آنها از اسپرم و دیگری از تخمک آمده است و با نماد (n2) شناخته می شود. می دانید که زنبور نر تنها از تخمک ملکه تولید می شود که توسط هیچ اسپرمی بارور نشده لذا تنها نیمی از کروموزوم ها را دارد. وقتی ما می گوییم ان-کروموزوم در اینجا n به معنای نصف تعداد کرومزومها است. یعنی 50% کروموزوم ها. شما وقتی می گویید لارو نر می توانید به جای آن بگویید لارو ان - کروموزومی.

حالا چرا به این نوع ژله ان - کروموزومی می گوییم به این دلیل که در پیوندی که زده می شود از لاروهای نر استفاده می کنیم. البته اخیراً متوجه شدیم حتی وقتی از لارو کارگر استفاده کنیم مقدار اسید های چرب موجود در ژله ی تولیدی می تواند بالا باشد البته نه به اندازه لارو نر.

نحل منفرد : یعنی شما برای تولید ژله از لارو های کارگر پیوند نمی زنید و از لاروهای نر پیوند می زنید درست است؟

حسین یگانه : بله لارو نر دیگر تبدیل به ملکه نمی شود تا دو سه روز دوره لاروی اش را طی می کند و بعد از 2 – 3 روز خودش از ژله جدا می شود . این مطالب را ما از سال 2011 گزارش کرده ایم. البته برخی از مراحل تولید مخفی نزد خودمان است اما اصل مطلب را ما گزارش کرده ایم. این مطلب در سال 2011 در بوینس آیرس آرژانتین مطرح و بعد از آن در گردهم آیی های مختلفی مثل آلمان ، شیکاگو ، نیویورک ، چین و کیف اکراین مطرح شده است. گردهم آیی های دیگر هم از من می خواهند که در رابطه با این موضوع مقاله بدهم که البته به دلیل سایز بزرگ عملیات زنبورداری صنعتی و مشغله کاری همه جا نمی توانم بروم.

می دانید که زنبور برای تولید ژل رویال دو مجموعه غده مجزا در قسمت سر و در فک دارد. تا قبل از گزارش ما تصور بر این بود که همه لاروها تا قبل از سه روزگی از یک نوع ژل رویال تغذیه می شوند.در تحقیقاتی که من انجام دادم متوجه شدم که اسیدهای چرب و پروتئین موجود در ژله تولید شده برای لارو کارگر ، ملکه و نر با هم فرق دارند. اینکه قبل از این چه کسی آن مطلب را گزارش کرده بود نمی دانم . اما همین ها است که بین 30 تا 70 درصد مطالب مطرح شده در بسیاری از کتاب های زنبورداری از نظر متد ، تکنیک و روش اشتباه است. به دلیل این که دو فاکتور مهم در زنبورداری وجود دارد که روی آن کار نکرده اند . یکی نقش تغذیه ( nutrition ) و دیگری نقش فرومونها ( pheromones ) در زندگی زنبور عسل است. هر چیزی در زندگی زنبورعسل که روی آن دست بگذارید یک جوری با اینها در ارتباط است.

 

وقتی برای تولید ژله از لارو نر استفاده کنید اسید های چرب ژل تولید شده 10 برابر لارو ملکه است. اگر از لارو کارگر استفاده کنید اسید های چرب 6 تا 7 برابر لارو ملکه است. در تولید ژله مهم نیست از چه نوع لاروی استفاده می کنید مهم این است که زنبور از طریق تغذیه با کیک گرده که دارای فرومون لارو باشد خوب تغذیه شود تا پروتئین لازم برای تولید ژله را داشته باشد. به این طریق زنبور سلول را پر از ژله می کند. در سایت ما (www.caspianapiaries.com ) تصاویر این هست.

تولید خوب ژل رویال و ان-کروموزوم بر می گردد به حجم گرده و فرومونی که ما در کاسپین سولوشن داریم.

نحل منفرد : بیائید کمی در مورد زنبور داری صنعتی صحبت کنیم . زنبورداری صنعتی چگونه است؟

حسین یگانه : ببینید همه قسمت های زنبور داری صنعتی خیلی بزرگ است. تکنیک های شما باید قابلیت اجراء در واحد های بزرگ را داشته باشد. به عنوان مثال وقتی شما می خواهید عسل 10هزار کندو را برداشت کنید با روش تکان دادن قابها که در ایران انجام می شود نمی توانید کار کنید. شما هزار تن عسل خواهید داشت. در اینجا شما نمی توانید آن را با دست تکان بدهید.

 

نحل منفرد : شما برای این کار از چه وسیله ای استفاده می کنید؟

حسین یگانه : اینجا دو روش وجود دارد بعضی ها از ماده ای شیمیایی استفاده می کنند که زنبور به پایین برود اما من خودم از دستگاه فلوئر که باد تولید می کند برای تکاندن زنبورها استفاده می کنم. شما باید ماشین آلاتی را داشته باشید تا بتوانید در روز 10 تن عسل را از موم جدا کنید در غیر این صورت اصلاً نمی رسید کار را انجام دهید. خلاصه همه چیز دارای سایز صنعتی است.

 

بگذارید برای شما مثالی بزنم . امروز که شما تماس گرفته اید 14 آگوست است . ما کلاً 45 روز وقت داریم تا کارهایی که می گویم را انجام دهیم. من باید 200 تن عسل را از کندو بگیرم و اکستراکتور کنم. باید به 11 هزار کندو داروی کنه بدهم. باید 200هزار لیتر شربت را جهت تغذیه به زنبورها بدهم. 40هزار طبقه باید از روی کندوها جمع آوری شود. 11هزار کندو را باید در 5 نقطه جمع کنم. اینها الآن در 100 تا 150 منطقه پخش هستند که باید در 5 تا 10 منطقه جمع شوند. تا بتوان آنها را در ماشین های بزرگ بار کرد. واحد های ما 48 تایی و 80 تایی هستند .

نحل منفرد : یعنی زنبورهای شما در جاهای مختلف پخش شده اند.

حسین یگانه : بله در واحد های 48 تایی و 80 تایی

نحل منفرد : 11هزار کندو را !

حسین یگانه : بله بیشتر واحد ها 48 تایی است که در فواصل مختلف مساحتی در حدود 70 در 100 کیلومتر را پوشش داده است.

 

نحل منفرد : آیا در این 100 کیلومتر فقط شما زنبورداری می کنید و زنبورداران دیگر حق ورود به آن را ندارند؟

حسین یگانه : بله هر زنبوردار بزرگ محدوده خاصی را برای خودش دارد. حالا شما این حجم کار را توجه کنید. بعد باید 2هزار ملکه تعویض شوند که برای این کار باید ملکه های قدیمی گرفته شوند آن هم نه از یک جمعیت 5 قاب یا 10 قابی بلکه از یک زنبور قوی و ملکه ی جدید به کندو معرفی شود. اینها را وقتی زنبوردار معمولی نگاه می کند برایش قابل مقایسه نیست. همه این کارها می طلبد که شما تکنیک های مناسب مقیاس بزرگ را در کار داشته باشید . تکنیک هایی که من از آنها استفاده می کنم شاید 90 درصد با زنبوردارهای معمولی متفاوت باشد. وقتی به مشکلی برمی خورم می نشینم و فکر می کنم. بدون غرور و بدون توجه به مسائل حاشیه ای. اینجا بحث مدیریت این سیستم مطرح است. اوائل مقداری روی روش ایرانی خودم کمی متعصب بودم. اما کار که مطرح می شود منیت کنار می رود. باید بیایی و یک سیستم عملی برای کار پیدا کنی. بهترین کار همیشه این است که برویم از کسانی که در این کار تجربه بیشتر دارند سؤال کنیم ، روش های آنها را کپی کنیم و فقط 15% از روش های شخصی استفاده کنیم.

 

در زمینه بیماری ها و آفات مقیاس صنعتی با کوچک از نظر تحدید پذیری فرقی نمی کند. کنه ، لوک آمریکایی ، لوک اروپایی یا نوزما همه این ها می توانند کل مجموعه را از کار بیاندازند. به همین دلیل همیشه باید مراقب آمار و ارقام مربوط به آزمایشات ابتلاء زنبورها به این بیماری ها باشید. مقابله با هر بیماری در یک سیستم برای خودش دارای یک تکنیک است.

 

بهترین روش برای یادگیری سیستم صنعتی این است که شخص بیاید و دو سال داخل سیستم کار کند. در یک سال تکنیک ها را یاد بگیرد و یک سال روی آنها تمرین کند. من اینجا در کار سم زنبور عسل و ژل رویال و سایر محصولات جانبی کار می کنم . با اصرار آمریکایی ها مسئول زنبوردرمانی هم شدم و یک مقدار کارهای حاشیه ای این چنینی هم دارم. لذا فعال تر از خود کانادایی ها و آمریکایی ها عمل می کنم. کسی در این سایز کار ، زنبورش را از برتیش کلمبیا به آلبرتا جا به جا نمی کند . من به خاطر این فاصله بیش از 200 تا 300 هزار دلار هزینه جابه جایی بیشتر از بقیه دارم.

نحل منفرد : شما ملکه هایی را که استفاده می کنید خودتان پرورش می دهید؟

حسین یگانه : در مورد تأمین ملکه ما دو روش داریم. به یکی از موفق ترین ایستگاه های کیفی پرورش ملکه آمریکا سیستم و ملکه های لاین را داده ام و آنها ملکه کاسپین پرورش می دهند. در ابتدای بهار که هوای کانادا سرد است ما 50% ملکه ها را از آنها می خریم و 50% دیگر را خودمان تولید می کنیم.

 

نحل منفرد : شما فقط از نژاد کاسپین استفاده می کنید؟

حسین یگانه : من حقیقتاً تعصبی بر روی نژاد خودم ندارم. ولی سالیان زیادی هر نژادی را که گرفتیم حتی 50% این هم بازدهی نداشته است. کارنیولان ، کارنیکا حتی راشین کوئین روسیه و هر نژادی که در کانادا و آمریکا پرورش می دادند را گرفتیم ، هر نژادی را که امتحان کردیم 50% این هم بازدهی نداشته است. از نظر مقاومت به بیماری هایی مثل لارو گچی و ... هم کارآیی لازم را نداشتند. هر کس می گوید من نژاد خوبی دارم به او می گوییم 30 تا ، 50 تا برای ما بفرست . اما این روی 5 % از زنبورستان است که آنها را امتحان می کنیم . 95% از کاسپین استفاده می کنیم چون نمی شود که ریسک کرد.

نحل منفرد : ملکه هایتان را بعد از چه مدت عوض می کنید؟

حسین یگانه : دوست دارم که سالی یک بار آنها را عوض کنم اما عملاً در سال دوم آنها را عوض می کنم.

نحل منفرد : چه زمانی از سال ملکه ها را عوض می کنید؟

حسین یگانه : ما اسفند ماه شروع به تعویض برخی از ملکه ها می کنیم. از فروردین تا تیر هم ملکه ها را تکثیر و آرام آرام با ملکه های پیر جایگزین می کنیم.

نحل منفرد : خب یکی از مسائل این است که زمستان شما احتمالاً خیلی طولانی است.

حسین یگانه : تقریبا 7 ماه زمستان داریم.

نحل منفرد : چند ماه زنبور شما فعالیت دارد؟

حسین یگانه : 5 ماه فعال هست ولی دو ماه آخر زمستان یعنی قبل از آنکه حتی زنبور بتواند پرواز داشته باشد ما کار را شروع می کنیم.

نحل منفرد : چه کار می کنید؟

حسین یگانه : ببینید مثلاً من سالانه بین 20 تا 40 تن گرده از چین می خرم.

نحل منفرد : که کیک گرده درست کنید؟

حسین یگانه : به ازاء هر کندو سه چهار کیلو گرده می خریم و به آنها اشعه می دهیم تا اگر عامل میکروبی داشته باشد از بین برود و بعد از آنها برای تغذیه در زمستان استفاده می کنیم.

ادامه مطلب
موضوعات : مقالات

نحل منفرد : برای دادن اشعه به گرده ها انرژی اتمی آنجا به شما کمک می کند؟

حسین یگانه : خیر اینجا قانون است که وقتی گرده وارد می شود باید اشعه ببیند. یک شرکت خصوصی این کار را می کند. اداره بهداشت اینجا هم نظارت دارد که گرده ها از این مسیر عبور کنند تا به دست ما برسند.

نحل منفرد: پس دو ماه قبل از آنکه فعالیت زنبور شروع بشود شما تغذیه زنبور با کیک گرده را شروع می کنید.

حسین یگانه : بله و نکته دیگر این است که در زنبورداری صنعتی شما نمی توانید امکانات خود را زمانی که زنبور شروع به فعالیت می کند آماده کنید. از قبل باید آنها را آماده کرده باشید . مثلاً من امسال زمستان باید 20هزار طبقه و 200هزار قاب پلاستیکی را آماده کنم برای سال بعد یا 9 هزار پالت و 8 هزار درکندو باید در زمستان آماده شوند.

نحل منفرد : پس شما غیر از کادر کارگری یک کادر اداری هم باید برای مدیریت مجموعه داشته باشید؟

حسین یگانه : بله گریزی از این نیست اما سعی می کنیم نیروها در حداقل تعداد و بیشترین عملکرد باشند. مثلاً من خودم و یک نفر مدیر که در مجموعه دارم کارها را تقسیم کرده ایم و انجام می دهیم. اینجا نمی توانیم کادر اداری بزرگی داشته باشیم.

نحل منفرد: خب برگردیم به آماده سازی زنبور. آیا راز آماده شدن آن همین کیک گرده است یا موارد دیگری هم هست؟ مشکل مشابه در ایران این است که در ابتدای سال زنبور جمعیت کمی دارد و نمی تواند از گل های بهاری استفاده کند. شما در آنجا زمستان طولانی تر و شرایط سخت تری دارید آیا نژاد شما بهتر است که می توانید این مقدار بازدهی داشته باشید یا کارهای دیگری هم انجام می دهید؟

حسین یگانه : ببینید اینجا در کانادا و آمریکا هم همه جا جمعیت زنبور ها در حال کاهش است اما زنبورستان من و جان مارک و زنبوردارهایی که با ما کار می کنند آمارشان در حال افزایش است. فکر نمی کنم کسی در دنیا به اندازه من و جان مارک و[...] سه تا زنبورستانی که من اداره می کنم گرده استفاده کند. به همین دلیل است که ما با انبوه زنبور و انبوه جمعیت مواجه هستیم. شما هر نژادی که داشته باشید اما این زنبور ، عسل نداشته باشد می میرد یا اگر گرده نداشته باشد نمی تواند لاروهایش را پرورش دهد. نژاد تنها یکی از فاکتور های رشد جمعیت است. شما اگر گاو هولشتاین را هم به ایران بیاورید و غذا به آن ندهید می میرد. زنبورهم همین است. وقتی ملکه تخم گذاری می کند نیاز به گرده دارد. یا طبیعت باید این گرده را به آن بدهد یا شما باید بدهید یا ترکیبی از هر دو باشد.

نحل منفرد : مشکل زنبوردارهای ایرانی را شما چه طور می بینید. چند درصد مشکل آنها مربوط به نژاد است و چند درصد مربوط به نوع مدیریت؟ مثلاً اینجا نوعاً از چیزی به نام کیک گرده استفاده نمی شود.

حسین یگانه : ببینید مشکلات ما خیلی زیاد است. اولین مشکل ، نژاد زنبور عسل ایران است . بچه ده هست و قابل مدیریت نیست. شما از گاو محلی می خواهید که وزن یک تنی داشته باشد ، نمی شود. شما از انسان سیاه پوست بخواهید بچه سفید داشته باشد ، نمی شود. نژاد باید عوض شود. برای اینکه نژاد عوض شود فقط به پیوند زدن نیاز ندارید. سیستم پرورش ملکه از نظر کیفی باید درست شود. بعد از آن تازه شما یک ملکه ای دارید که بشود گفت قابل مدیریت است.

مشکل دوم اینکه بیماری ها باید کنترل شوند و برنامه های پیشگیری و درمان درست اجرا شوند. داروها کافی باشند. تست های آزمایشگاهی که تشخیص را درست انجام دهند و زنبوردارها تست های ساده مثل گرفتن آمار کنه از طریق ریختن تعدادی از زنبورها در الکل را یاد بگیرند .

مشکل سوم بر می گردد به بحث تغذیه. زنبور بدون گرده یعنی هیچ. شما اگر پروتئین را از ساختار تغذیه هر موجودی حذف کنید آن تمام شده است. پس باید یک سیستم کنترلی وجود داشته باشد و گرده مورد نیاز را تحت نظارت یک سیستم کنترل از اسپانیا یا چین وارد کشور شود. گرده اکنون به صورت قاچاق از مرز عراق و ترکیه در حال ورود به کشور است و بیماری ها را با خود به همراه می آورد. اگر این به صورت قانونی وارد کشور شود و اشعه ببیند و زنبور دار بیاید برای تغذیه از آن استفاده کند ، آن موقع زنبور دو ماه قبل از شروع کلزا می آید و سه نسل جمعیت می سازد. زمان دیگر مرداد ماه پس از عسل گیری است . در این هنگام زنبوری که به گرده دسترسی ندارد حالا بسته به اینکه در کجای ایران باشید باید به مناطقی کوچ کند که گرده باشد و زنبور با گرده تقویت شود تا با جمعیت جوان 10 – 15 قاب برای زمستان گذرانی برود. زنبوردار زحمت می کشد و جمعیت 2 قابه را تا 15 مرداد به بیست قاب می رساند . از آن موقع تا بهمن ماه دوباره می شود دو سه قاب. این در حالی است که می تواند جمعیت را حفظ کند. حفظ جمعیت چه می خواهد ؟ به گرده نیاز دارد. کنترل بیماری می خواهد و ساختار مدیریتی می خواهد .

زنبوردار ایرانی 100 تا کندو دارد و کنار زنبورهایش حضور دارد اما 50 تا از ملکه هایش پیر است. یعنی حتی نمی داند که ملکه اش را باید تعویض کند. اینها مراحل ابتدایی است که باید انجام شود بعد موقع کلزا وقتی شما با جمعیت 20 قاب بروی ، کندو به شما 40 کیلو عسل را می دهد. کافی است که 4 روز زنبور خوب کار کند. ما از کل عسلی که در کانادا برداشت می کنیم شاید 80 درصد آن در 5 روز یا یک هفته جمع آوری می شود. بله کندوی اینجا از 100 کیلو عسلش 70 کیلوی آن را در یک هفته جمع آوری می کند. اینجا اینطور نیست که ما 5 ماه عسل داشته باشیم. شما مطمئن باشید در ایران بیشتر از یک هفته تولید شهد دارید ولی زنبوردار زنبورش آماده نیست. نژادش خوب نیست.

نحل منفرد : شما در کانادا وابسته به مزارع هستید ، این درست است؟

حسین یگانه : بله همینطور است. کیفیت عسل کانادا به هیچ وجه کیفیت عسل ایران نمی شود. در ایران ما منابع طبیعی داریم. عسل های ارگانیک داریم . منابع متنوع گیاهی داریم که در هیچ جای دنیا آن را ندارند. ایران 4000 گونه گیاهی دارد که هیچ جای دنیا نیست. اینها کیفیت عسل ایران را بالا می برد.

متأسفانه در ایران هر کسی فکر می کند صرف اینکه دودی دست گرفت و تخم و ملکه و لارو را تشخیص داد زنبوردار است ، این راه به زنبورداری علمی ختم نمی شود. روش زنبورداری ایران الگوبرداری شده از اروپا است. اروپا خودش 85 تا 95 درصد عسلش را وارد می کند. کشورهایی که نمی توانند برای خودشان تولید کنند چطور می توانند معلم خوبی برای ایران باشند. این اشتباه ساختاری ای بوده است که روش کار اینگونه وارد کشور شده. اگر این ساختار به صورت صنعتی وارد می شد وضع این نبود.

نحل منفرد : آقای یگانه شما به پیشگیری از بیماری ها اشاره کردید. شما برای پیشگیری به همه زنبورهایتان آنتی بیوتیک می دهید؟

حسین یگانه : ما فوماژلین را در اینجا مجبوریم به خاطر اشاعه زیاد نوزما بدهیم که می گویند در ایران داروهای طبیعی ای به این منظور تولید شده است . [احتمالا منظور ایشان آسسول است] بیماری دیگر لوک آمریکایی است که من باکتری [ ....] را استفاده می کنم و نیاز به دارو دادن ندارم. لوک اروپایی را برایش دو تا سه بار در سال اول و آخر فصل از آنتی بیوتیک استفاده می کنیم.

نحل منفرد: آیا عسل های تولیدی شما با این روش آلودگی آنتی بیوتیکی نخواهد داشت؟

حسین یگانه : روشی که ما در دادن دارو همراه با کاسپین سولوشن استفاده می کنیم یک درصد حجمی است که در آمریکای شمالی توصیه شده است. ما یکی از 4 تا 5 شرکتی بوده ایم که عسل مان آلودگی آنتی بیوتیکی نداشته است. کمپانی هایی هم که با من کار می کنند همینطور بوده اند چون روش من را انجام می دهند. امسال من در کره جنوبی در این مورد صحبت خواهم کرد.

نحل منفرد : آقای یگانه اجازه بدهید کمی در مورد تکنیک های حمل کندوها صحبت کنیم. بنده می خواهم یادداشتی را در خصوص لزوم به وجود آمدن شرکت های حمل و نقل تخصصی کندوهای زنبور عسل در ایران بنویسم. چیزی که در عکس های شما دیدم این است که شما از تریلی و لیفت تراک برای حمل کندو استفاده می کنید ، در این مورد توضیح می دهید؟

حسین یگانه : تریلی های اینجا 440 کندوی دو طبقه ظرفیت دارند. ماشین های 5 تن 112 تا دو طبقه ظرفیت دارند. کفی ها مدل های مختلف دارند. کامیون های 5 تن و 3 تن را برای مسافت های کوتاه استفاده می کنیم.

 

نحل منفرد : تریلرها چه تعداد پالت گنجایش دارند؟ چند تا روی هم می زنید و چه تعداد در عرض و طول تریلر جا می شود؟

حسین یگانه : می دانید که پالت های ما 4 تایی هستند. یعنی روی هر پالت 4 کندو وجود دارد. اگر کندوها بدون طبق باشند هفت تا را روی هم می گذاریم. البته این بستگی به نوع ماشین کفی که استفاده می شود هم دارد. اگر کندوها دو طبقه باشند سه پالت را روی هم می گذاریم و در ماشین های کوچک کمتر.

نحل منفرد : در طول تریلر چند پالت جا می شود؟

حسین یگانه : 17 پالت در طول و 3 پالت در عرض البته بازهم بستگی به نوع کفی دارد.

نحل منفرد : پس طول تریلر های بزرگ آنجا احتمالا از اینجایی ها بیشتر است.

 

حسین یگانه : طول آنها 53 فوت است. البته نوع 48 فوت ، 53 فوت و نوع bee train را داریم که 60 فوت است.

نحل منفرد : برای بار کردن از لیفت تراک استفاده می کنید. لیفت تراک را چگونه حمل می کنید آخر روی کفی می آید؟

حسین یگانه : نه پشت ماشین های کوچک یک تریلر کوچک متصل می شود که لیفت تراک هم روی آن مستقر می شود و حمل می شود.

نحل منفرد : یعنی یک تریلر جدا گانه برای لیفت تراک است؟

حسین یگانه : می تواند همراه با مقداری بار زنبور هم باشد.

نحل منفرد : این ماشین آلات متعلق به خود شما است یا شرکت های حمل و نقل این خدمات را به شما می دهند؟

حسین یگانه : همه متعلق به شرکت خودمان است. مثلا من 4 لیفت تراک 5 تریلر و 10 ماشین کفی دارم تقریبا 400 هزار دلار تنها ارزش ماشین آلات ما است.

 

نحل منفرد : در مورد محصول کاسپین سولوشن و ملکه های کاسپین سؤالاتی مطرح است. آیا این محصولات تولید و عرضه اش در ایران توسط خود شما نظارت می شود یا آن را به اقوام سپرده اید؟

حسین یگانه : بله نظارت می شود.

نحل منفرد : در مورد کاسپین سولوشن مقداری توضیح بدهید . مقدار گرده آن چقدر است و کی باید از آن استفاده کرد؟

حسین یگانه : ترکیب اصلی کاسپین سولوشن سه تا فرمون است. فرمون لارو نر ، ملکه و زنبور کارگر. این فرمون ها هر کدام نقش متفاوتی دارند. چیزی که در صنعت زنبورداری به آن توجه نشد و بیشتر اطلاعات و تحقیقات زنبورداری را به گمراهی برد عدم آشنایی با نقش فرمون ها در کندو و تغذیه گرده است. در منابع اطلاعات مرتبط با این دو مورد حتی در حد ابتدایی هم وجود ندارد. زمانی که بحث ژنتیک مطرح می شود خیلی ها به دلیل فقدان اطلاعات گمراه می شوند و خیلی از مسائل زنبور که دلایل محیطی دارند را به ژنتیک ارتباط می دهند. با آگاهی از نقش فرمون ها اینکه خصوصیات بارز یک کندو مربوط به عوامل محیطی است یا عوامل ژنتیکی می توان به جای دو سه سال ، دو سه ماهه اطلاعاتش را به دست آورد. من شش تست اختصاصی را برای اندازه گیری این خصوصیات انجام می دهم.

مورد بعدی اینکه این فرمون ها کمک زیادی در تولید موم ، قبولاندن ملکه یا ادغام جمعیت ایفا می کنند. مثلاً زنبورها را می توانید با استفاده از فرمون ها هر زمان از سال ادغام کنید یا ملکه اش را تعویض کنید بدون اینکه همدیگر را بکشند. ما در این کار تا 1 درصد هم تلفات نداریم.

این کارها با استفاده از نقش فرمون ها انجام می شود. ببینید شما به دام ، طیور یا انسان که غذا بدهید می خورند اما به زنبور شما در زمستان قاب گرده بدهید ، نمی خورد یا کندویی که بی ملکه بشود گرده را نمی خورد یعنی مصرف گرده کندو رابطه مستقیم دارد با مقدار فرمون آزاد شده در کندو. اگر این فرمون ها را داشته باشی می توانی این رفتارهای زنبور عسل را کنترل کنید.

در مصرف کاسپین سولوشن نه تنها از نظر وجود این فرمون ها بلکه از نظر متد و روش مصرف هم کار شده است. اگر شما زمانی این فرمون ها را به زنبور بدهید که گرده در طبیعت نباشد نه تنها به زنبور کمک نمی کنید بلکه به آن ضررهم می زنید. برخی از کاسپین سولوشن بدون دقت در روش مصرف استفاده می کنند و زنبور از کار می افتد و آسیب می بیند در نتیجه ما به همه می گوییم که وقتی روش مصرف کاسپین سولوشن را در موارد مختلف داده ایم با توجه به این اطلاعات بوده است و دقیق آن را رعایت کنند.

 

نحل منفرد : لطفاً کمی در مورد اینکه این فرمون ها چگونه از زنبور تولید یا استخراج می شوند توضیح دهید؟

حسین یگانه : فرمون های سنتتیک شیمیایی وجود دارند اما هیچ کدام از آنها مثل فرمون طبیعی جواب نمی دهند . ما از خود لارو آنها را می گیریم. خود لارو را پودر می کنیم. تبلیغات زیادی در مورد فرمون های سنتتیک وجود دارد اما تفاوت استفاده از آنها با فرمون طبیعی مثل تفاوت استفاده از آرد سویا و گرده طبیعی است. یعنی اصلاً قابل مقایسه نیستند.

نحل منفرد : آیا در تولید کاسپین سولوشن دارو هم استفاده می شود؟

حسین یگانه : خیر ، کاملاً خالص و طبیعی است اما اگر زنبوردارها همراه با مصرف آن دارو هم مصرف کنند نتیجه بیشتری می گیرند. مثلاً در کنترل بیماری نوزما به جای اینکه ما بیاییم و 450 گرم فوماژلین را برای 50 لیتر استفاده کنیم وقتی از کاسپین سولوشن استفاده می شود همان مقدار دارو را برای 500 لیتر استفاده می کنیم . یعنی ده برابر دُز آن را کم می کنیم. این باعث می شود که دُز مصرف دارو یک دهم شود و بقایای کمتری داشته باشد و از طرف دیگر تأثیر دارو بهتر است چرا که زنبورها پروتئین ها را در متابولیسم هضم و جذب می کنند . پس داروهایی که روی فرآیند های متابولیسمی مؤثر هستند در اینجا می توانند تأثیر گذاری بهتری داشته باشند.

 

در مورد AFB هم شما وقتی آنتی بیوتیک را می دهید آن را همراه با شهد در موم ذخیره می کند که این خوب نیست چون بقایای آن در موم باقی می ماند اما وقتی به صورت پروتئینی می دهید زیاد بقایای دارویی ایجاد نمی کند و زنبور با تولید ژله ای که می کند آن را به لارو می خوراند. یعنی آنتی بیوتیک می رود آنجایی که باید برود اما در مصرف آن با شربت شکر این تأثیر را ندارد. در مورد AFB متد درمان چه در مورد کلنی هایی که بیماری را به صورت فعال دارند و چه در مورد کلنی هایی که بیماری را به صورت غیر فعال دارند با تصاویر در سایت ما موجود است.

نحل منفرد : پس به هر حال شما دارویی را وارد کاسپین سولوشن نمی کنید و فقط یک مکمل برای تغذیه زنبور عسل است.

حسین یگانه : بله

نحل منفرد : سئوال بعدی من در مورد ملکه های کاسپین هست. شما این ملکه ها را در کشور عرضه کرده اید. شیوه و تکنیک شما برای اصلاح نژاد و عرضه این ملکه ها چه بوده است. آیا از تکنیک تلقیح مصنوعی استفاده کرده اید؟

حسین یگانه : تولید کاسپین با استفاده از تلقیح مصنوعی نبود. از سال 2006 من تلقیح مصنوعی را شروع کردم و تا بیش از سال 2010 آن را ادامه ندادم. شما در تکنیک تلقیح مصنوعی هم باید کلنی ها را برای استخراج نری که می خواهید با ملکه جفت بخورد به منطقه ایزوله ببرید. اگر در منطقه ایزوله نباشید هر نری وارد کندو می شود.

بعضی می گویند ما نرها را علامت می گذاریم. وقتی اینجور حرف می زنند یعنی این کار را نکرده اند. مثل این است که یک نفر بگوید من ماشین دارم و توی ماشین علف می ریزم که راه برود. این به این معنی است که این فرد نمی داند که ماشین چیست. اما کسی که تلقیح مصنوعی کار کرده است باید یک سری از اطلاعات پایه را داشته باشد. شما وقتی در یک واحد نیمه صنعتی برای تولید ملکه کار می کنید ببینید از 100 زنبور نر موجود در کندو 60 تای آنها تولید اسپرم نمی کنند. می ماند 40 تا. از این 40 تا 20 تای آن بالغ هستند و 20 تا نابالغ. حالا اگر زنبورداری بخواهد از هر کندویی 200 تا نر را علامت بزند خیلی اگر موفق باشد 40-50 تای آنها در آخر مناسب جفت گیری باشند. پس این کار طبیعتاً عملی نیست. حالا اگر بخواهیم کلنی ها را در منطقه ایزوله ببریم که این کار منطقی است ، خب دیگر چرا تلقیح مصنوعی کنیم. ملکه ها را می گذاریم به صورت طبیعی جفت بخورند دیگر. پس وقتی که برای تلقیح مصنوعی صرف می کنید ارزش آن را ندارد. من برای تلقیح مصنوعی ملکه به 2 دقیقه وقت نیاز دارم.

نحل منفرد : آیا شما این منطقه ایزوله را در ایران داشتید تا کاسپین را تولید کنید؟

حسین یگانه : ببینید من می توانم چند منطقه ایزوله در ایران برای شما نام ببرم که خیلی ها می گویند ما منطقه ایزوله نداریم. مثلاً فاصله ای مثل اتوبان تهران – قم زنبوری در آنجا وجود ندارد. شما به جایی نیاز دارید که مثلا تا 10 کیلومتری آن زنبور نباشد. ما کاسپین را در ایران inbreed کردیم. در این مرحله ما چهار خانواده را قاطی کردیم . سه تا کاسپین و یکی از یک نژاد دیگر را قاطی کردیم . اینها بهترین جواب را می دهند. وقتی آن نژاد دیگر را قاطی کردیم ما سه تا از بهترین inbreed ها را از حالت هموژنایز یا یک دست بودن درآوردیم و آنها را میکس کردیم. از آنها هر سال 100تا از بهترین ها را جدا می کنیم. فرقی هم نمی کند که چه رنگی باشند. یک موقع زرد ، یک موقع خرمایی یا یک موقع مشکی اما معمولاً خرمایی ها و مشکی ها بهتر جواب می دهند.

نحل منفرد : پس یعنی شما عامل رنگ یکسان را در کاسپین ندارید؟

حسین یگانه : نه کاسپین را به یک رنگ نداریم. ما هفت فاکتور داریم که بیشتر در جذب پروتئین تعریف شده اند. برای فهمیدن میزان جذب پروتئین گرده 100 کلنی که مصرف گرده بالاتری داشته اند را جدا می کنیم. این مصرف بالای گرده دلیل بهتر بودن نژاد نیست. در این مرحله باید بفهمیم دلیل این مصرف بالاتر نژاد بوده یا شرایط محیطی.

نحل منفرد : خب چطور این را تشخیص می دهید؟

حسین یگانه : ما آنها را با انجام 6 تست جدا می کنیم. یک وقت هست که 100کلنی ما به 20 تا تبدیل می شود یعنی 80 تای آن دلایل محیطی داشته است.

نحل منفرد : اینها چه تست هایی هستند؟

حسین یگانه : من در وب سایت توضیح داده ام که عملاً چطور این تست ها انجام می شود. ما این 100 کلنی را دقیقاً در یک شرایط محیطی یکسان قرار می دهیم. ما از هر کدام 2 کیلو جمعیت یتیم می گیریم و آنها را روی 7 قاب پوکه می ریزیم. یعنی هیچ قاب گرده و عسلی نداشته باشند. سعی می کنیم جمعیت ها را از روی قاب های تخم برداریم تا در یک کلنی جمعیت پرستار بیشتر نباشد و بافت جمعیتی یکسانی داشته باشند.

در طول یک هفته آنها را با شربت و کیک گرده به مقدار یکسان تغذیه می کنیم. البته قبل از جدا سازی ما از قسمت کتین شکم آنها نمونه برداری می کنیم تا ببینیم چقدر چربی یا پروتئین ذخیره شده دارند. ما فرض را بر این می گذاریم که میانگین همه 5 تا 6 درصد دارند. همه را که با یک فرمول تغذیه کردیم بعد از 5 روز و دو هفته دوباره آنها را تست می کنیم. برخی از این زنبورها وزن چربی و پروتئین ذخیره شده اشان به 13 درصد می رسد. دیگران به 9-10 درصد رسیده اند. خب در یک شرایط یکسان آنهایی که توانسته اند 13 درصد وزن بیشتر بگیرند قابلیت جذب پروتئین بیشتر دارند.

گروه اول شامل بهترین میزان جذب و گروه دوم که از نظر جذب در رده دوم قرار می گیرند را علامت گذاری می کنیم. حالا به هر کندو 3 قاب تخم روز می دهیم. تخم ها را که بستند آنها را برمی داریم. در این مرحله می شماریم که تخم ها را چند روزه می بندند. بعضی 9.5 روزه می بندند و گروه دیگری تا 12 روز. آنهایی که 9.5 روزه می بندند معنی اش آن است که پروتئین بیشتری تغذیه کرده اند . دوباره آنها را علامت گذاری می کنیم. معمولاً در 99 درصد موارد همان گروه اول است که در این تست هم جواب مثبت می دهد. پس تست یک و دو نشان داد که مثلاً تا به حال گروه اول بهترین جذب پروتئین را دارند.

در تست سوم وقتی تخم های سربسته را برداشتیم به همه کلنی ها یکی 50 تا پیوند می دهیم. در این مرحله کلنی هایی که تعداد بیشتری از پیوندها را قبول کرده اند را علامت می زنیم و اینکه چند روزه پیوند ها را می بندند . یک سری 4 روزه و بقیه تا 6 روز و 6.5 روز آنها را می بندند. معمولاً بازهم گروه اول برتر از بقیه قرار می گیرند.

در مرحله بعد به هر کدام 200 پیوند می دهیم تا میزان تولید ژله آنها را تست کنیم. البته همه کلنی ها مثل هم تغذیه هم می شوند. در اینجا بگویم که تا این مرحله همه کلنی هایی که به دلایل محیطی جذب پروتئین بالاتر داشته اند دیگر معمولاً مرده اند و نمی توانند ادامه دهند یا تولید ژله داشته باشند. انجام همه این تست ها به یک ماه نمی رسد. بعد از بسته شدن سلول ها ، که تا اینجا 20 کلنی انتخاب شده خود به خود به 10 کلنی تبدیل شده اند وبقیه کلنی ها با 80 درصد تلفات از بین رفته اند.

در مرحله بعد مجدد به هر کدام از کلنی های باقیمانده سه قاب تخم روز می دهیم. می بینیم که کدام ها بیشتر تخم ها را می بندند. یک سری یک کف دست را بسته اند و خودشان می میرند ، یک سری اصلاً نمی توانند ژله بدهند و لاروها را بیرون می ریزند ، یک سری دو قاب یا یک قاب و نصفی تخم سربسته درست کرده اند.

آنهایی که در این مرحله توانسته اند ژله تولید کنند و این تخم ها را ببندند مشخص می شود که میزان جذب پروتئین آنها به دلایل محیطی نبوده بلکه ژنتیک هست. شاید تست اول و دوم را به صورت تصادفی یک کلنی عبور کند اما این همه تست را که نمی تواند بگذراند. با این روش 20 کلنی انتخابی در تست اول شاید تبدیل به 3 کلنی باقی مانده شده باشند. از این سه کلنی هم ملکه پرورش می دهیم و هم زنبور نر و با هم جفت می خورند.

چرا اینها بهتر هستند؟ شما هر نژادی را که بخواهید خالص کنید باید 16 سال آن را inbreed کنید تا خالص شود. وقتی شما یک ملکه را می خواهید inbreed کنید می توانید آن را تا 3 سال حفظ کنید. بعد از 3 سال از اف یک به اف دو می رسید. ظرف 6 سال 75 درصد آن را خالص کرده اید. در سه سال بعدی 12.5 درصد یعنی مجموعاً 87.5 درصد خالص شده است . در سه سال بعد به 96 درصد می رسید اما از اینجا هم خونی تازه شروع می شود. البته شاید تا سال 16 هم مشکل نداشته باشید.

 

حسن کار ما چیست آن که بلایی که بر سر میدنایت و استارلاین آمد دیگر بر سر ما نمی آید و دچار هم خونی نمی شویم. کسی که نژاد خوب پرورش می دهد اگر نتواند بعد از 16 سال دو سه تا نژاد خوب را وارد کند که از هم خونی جلوگیری کند بهتر است این کار را نکند.

اصولاً در زنبورداری صنعتی زنبوردارها به دنبال تولید نژاد نیستند. بیشتر دنبال کارهای خدماتی مثل تولید ملکه از نژاد های موجود هستند. مشکلی که در ایستگاه های ایران برای اصلاح نژاد داریم بیشتر مربوط به نژاد است. زنبورهایی که داریم نیش می زنند ، بچه می دهند و نژاد قابل کنترلی نیستند.

ما قبل از هر چیزی نیاز به نژادی داریم که قابل مدیریت باشد ، بچه ندهد ، نیش زن نباشد ، تک محصولی نباشد یا مثل کارنیولان در یک دوره به رشد نرسد وبعد سریع افت کند. کارنیولان از نژاد های تک محصولی است در یک دوره به اوج می رسد و بعد افت می کند.

زنبورهای کاسپین اواسط فروردین و اوایل اردیبهشت به حداکثر جمعیت می رسد و بعد هم افت نمی کند. نژاد کارنیولان یک ماه بعد به حداکثر رشد می رسد. نژاد ملکه های "های ژنیک" 45 روز بعد ، نژاد [ ...] با 2.5 ماه تأخیر نسبت به کاسپین به حداکثر جمعیت می رسد. من تعصبی بر روی کاسپین ندارم اما هر نژادی را که استفاده کردیم 50 درصد بازدهی کاسپین را نداشت. به همین دلیل الآن نژاد کاسپین گران ترین و پر طرفدارترین ملکه آمریکای شمالی است. الآن سه تا ایستگاه پرورش ملکه آمریکا 50 درصد ظرفیت شان را کاسپین تولید می کنند.

نحل منفرد : آقای یگانه متخصصین ژنتیک در اصلاح نژاد شما نقشی دارند؟

حسین یگانه : نه من تمام این کار را خودم انجام می دهم. فقط یک تلقیح مصنوعی را از سوزان کبی یاد گرفتم.

نحل منفرد : برای حفظ نژاد یک پایش دائمی هم نیاز هست این کار را الآن در کجا انجام می دهید؟

حسین یگانه : در این روش نژاد تا 16 سال حفظ می شود. من در این روش inbreed می کنم بعد میکس می کنم و بعد از بین آنها بهترین ها را انتخاب می کنم.

نحل منفرد : این کار پایش را خود شما انجام می دهید یا آن شرکت های آمریکایی که فرمودید انجام می دهند.

حسین یگانه : خودم این کار را انجام می دهم و محصول را به ایستگاه های پرورش ملکه می دهم. از 8 ایستگاه پرورش ملکه آمریکا 3 تا از آنها کاسپین را پرورش می دهند.

نحل منفرد : چیزی که در ایران به نام کاسپین عرضه می شود لاینش را از آنجا می فرستید و اینجا تکثیر می شود؟

حسین یگانه : قبلا در سال 2006 سه تا از بهترین ها ها را آوردم و با کاسپینی که در ایران از قبل داشتیم 50 تا ملکه را تلقیح مصنوعی کردم بعد از آن هم چند سالی از کانادا بهترین ها را آوردم. یعنی از 100 تایی که بهترین ها را جدا می کردیم 10 تای آن را به ایران می آوردم. اما این کار باعث شده است که الآن دیگر نیازی به آوردن لاین از کانادا به ایران نداریم.

نحل منفرد : یعنی به جایی رسیده است که خودش کیفیت لازم را دارد؟

حسین یگانه : بله به جایی رسیده است که همانجا ما inbreed داریم. نیازی نیست که بخواهیم از اینجا سرویس بگیریم .

نحل منفرد : در مورد موضوع اصلاح نژاد چیزی هست که بخواهید بگویید؟

حسین یگانه : ببینید درست نیست که بگوییم من اصلاح نژاد می کنم باید بگوییم که من inbreed می کنم و بعد تلاقی می دهم. در پرورش ملکه در دنیا مدعی زیاد داریم. آخرش به این بر می گردد که در مزرعه کدام جواب می دهد.

نحل منفرد : یعنی در این کار نتیجه گرا باشیم.

حسین یگانه : بله باید نتیجه را توجه داشت. تست هایی را که برای انتخاب به شما گفتم هیچ کس ندارد و تا این روش را هم نداشته باشند مسیر را اشتباه می روند. طرف می گوید این کندوی من 100 کیلو عسل داد پس این نژادش خوب است. از اینها وقتی 20 تا را جدا کنید می بینید که 12 تای آن ربطی به نژاد نداشته است. شرایط محیطی بوده است. یک مسئله ای که مطرح است این است که همه می آیند و برای اصلاح نژاد از روش های دیگران مثل بک فست و برادر آدام و دیگران استفاده کنند و آنها هم چون نقش فرمون ها و پروتئین دپازیت را در نظر نگرفته اند خیلی از انتخاب هایشان اشکال داشته است. پس نباید فقط به بزرگی نام افراد توجه کرد.

نحل منفرد : آیا شما توصیه ای برای مراکزی که در ایران اصلاح نژاد می کنند دارید؟

حسین یگانه : به نظر اگر انتخاب ( selection ) را به همین روش که من گفتم انجام دهند نتایج خوبی می گیرند. بهتر این است که بدون تعصب بیایند کانادا و آمریکا و همه جای دنیا ، بهترین نژاد ها را بگیرند ، از هر ایستگاه 50 تا ملکه بگیرند و بعد با همین تست ها روی آنها کار کنند و انتخاب را انجام دهند و آنها را با شرایط منطقه بیازمایند.

معمولاً ملکه هایی که در منطقه سرد جواب دهند در مناطق گرم هم کارایی خوبی دارند. ملکه هایی که پروتئین دپازیت بالا دارند همه جا جواب می دهند.

نحل منفرد : گفته بودید که 60-70 درصد مطالب کتابهای ما غلط است.

حسین یگانه : نه فقط مال ما . در اینجا هم غلط است.

نحل منفرد : ما کتاب در مورد زنبورداری زیاد اما کتاب مرجع چند تایی بیشتر نداریم. منظور شما کدام کتابها است؟

حسین یگانه : همه کتابها منظورم است. علت هم دارد. ببینید من یک مثال برای شما بزنم . شما برای معرفی ملکه در مرداد ماه هیچ کتابی توضیح نمی دهد که چه کنیم که زنبور ملکه را نکشد. یا در مورد ادغام جمعیت در مرداد و شهریور مطلبی ندارند. در درمان لوک آمریکایی مطلب ندارند. در صورتی که من برای اینها جواب دارم. در کانادا بریتیش کلمبیا حداقل تلفات زنبور را دارد. نه به خاطر اینکه هوای گرمتری دارد ، رطوبت دارد که خودش خیلی بد است. چرا ؟ چون 70 درصد زنبور به صورت مستقیم و غیر مستقیم دست حسین یگانه است. بیشترین فروش زنبور را من و جان مارک داریم و یکی دیگر که همه با فرمول حسین یگانه کار می کنند. پس چیزی که چند سال پشت سر هم جواب می دهد به دلیل سیستم مدیریتی و روش کار است. اگر یک یا دو بار بود می گفتیم تصادفی و به دلیل شرایط محیطی است اما اگر چیزی در سالهای دراز تکرار شد حتما به دلیل برنامه ریزی ، تخصص و اطلاعات بوده است. خیلی از بیماری ها مثل لارو گچی یا لوک را ما نداریم.

برای من در گذشته اینکه من را بشناسند و بپذیرند مهم بود. الآن اصلاً مهم نیست. الآن سخنران های گردهمایی های جهانی از طرف آمریکا را من تعیین می کنم چه کسی بیاید و چه کسی نیاید. حتماً دلیلی دارد که آمریکایی ها این کارها را به من سپرده اند. در ایران خیلی در گذشته انگیزه داشتم که به اصلاح شرایط موجود کمک کنم ولی وقتی شما را نپذیرفتند و خوش آمد به شما نمی گویند دیگر کاری نمی توانید بکنید. وقتی کسی که 50-100 تا زنبور دارد مدعی اطلاعات است و حرف علمی را نمی پذیرد یا بخش کارشناسی من را دشمن خودش می بیند و مقابل من می ایستد نمی شود که کار کرد.

نحل منفرد : اگر از ایران هیئت های کارشناسی بخواهند بیایند و با سبک ها و روش های آنجا آشنا شوند ، آیا امکانش وجود دارد؟

حسین یگانه : امکانش هست. من دعوت می کنم و مشکلی ندارد. خیلی از کارشناسان آمدند دیدند و برگشتند اما حرف نزدند. حد اقل 7-8 نفر از جمله دکتر عراقی یا دکتر کوشا تا به حال آمده اند. نماینده فائو پارسال آمده بود که دو هفته ماند پیش من تا یاد بگیرد یا نماینده کشور پرتقال دوماه پیش من ماند تا یاد بگیرد اما وقتی یک کارشناس ایرانی می آید اولین چیزی که باید پاره کند کاغذ مدرکش است. یعنی باید از ذهنیتی که دارد بیرون بیاید و این سیستم را یاد بگیرد و قول بدهد که برگشت به چند نفر آموزش دهد. اگر ده بیست نفر بیایند اینجا واین سیستم را یاد بگیرند خیلی برای کشور مفید است.

نحل منفرد : مطلب دیگر اینکه گفته بودید بزرگترین مشکل شما مشکل کارگر هست. اگر از ایران کسانی بتوانند بیایند شما می توانید آنها را جذب کنید؟

حسین یگانه : اگر بتوانند بیایند بله اما ویزا به آنها نمی دهند.

نحل منفرد : شاید افرادی بتوانند به هر طریق ویزا بگیرند.

حسین یگانه : اگر بیایند ما در خدمتشان هستیم و خیلی خوشحال می شویم.

نحل منفرد : آقای یگانه رقم هایی را که شما در کارتان ذکر می کنید از نظر تعداد کلنی و تجهیزاتی که دارید رقم های کلانی را می خواهد آیا شما از اینجا سرمایه بردید یا سیستم بانکی آنجا به شما کمک کرده است؟

حسین یگانه : نه ، نه ، نه . من وقتی به اینجا آمدم 6000 کندویی را که دولت کانادا باید آتش می زد درمان کردم و کندویی 5 دلار گرفتم. البته 30000 دلار را هم یک جا به من ندادند و در سالهای مختلف پرداختند. بعد زنبوردارها به من نیاز داشتند و به آنها کمک می کردم. بانک اینجا به ما یک دلار هم وام نمی دهد.

نحل منفرد : پس بانک های آنجا هم مثل اینجا هستند؟

حسین یگانه : به ما وام نمی دهند. دولت هم حمایتی نمی کند و به دنبال مالیات است . من روی پای خودم رشد کرده ام.

نحل منفرد : چه چیزی به شما کمک کرد آیا سیستم اقتصادی مناسب بود؟

حسین یگانه : من حقیقت به اطلاعات خودم اعتقاد داشتم. خیلی از اطلاعات را با زنبوردارها معامله کردم. مثلاً زنبورداری بلد بود که در روز 50 تن عسل بگیرد اما بلد نبود که بیماری لوک آمریکایی را درمان کند . درمان AFB را به او یاد می دادم که چگونه با محصولات من انجام دهد تا کارش حفظ شود و او هم باید چگونگی برداشت عسل به روش صنعتی را به من یاد می داد. و بعد هم کار کردم ، کار ، کار ، کار.

نحل منفرد : در آنجا از چند کندو شروع کردید؟

حسین یگانه : 30 کندو.

نحل منفرد : اگر این حجم بالای تولید شما را ما یک صدمش را اینجا داشتیم برای فروش آن بیچاره می شدیم ، شما برای بازاریابی و فروش محصولاتتان چه کار می کنید؟

حسین یگانه : ما اینجا آن را کیلویی 4 دلار و 70 سنت عمده می فروشیم.

نحل منفرد : به چه کسی می فروشید؟

حسین یگانه : به شرکت های بسته بندی عسل. وقت برای بسته بندی یا توزیع خرد وجود ندارد. اینجا ایرانی ها زیاد هستند اما من 2 کیلو عسل هم به آنها نمی فروشم. طرف 2 کیلو عسل می خرد و فردا تماس می گیرد و دو ساعت سؤال می کند. کارگرها معطل هستند تا کارشان را درست کنم و باید بمانم تا در مورد دو کیلو عسل توضیح بدهم.

نحل منفرد : من سؤالات خودم را پرسیدم اگر شما مطالبی دارید بفرمایید؟

حسین یگانه : چند مطلب هست که در زنبورداری مهم است. اول نژاد ملکه است. دوم پیشگیری از بیماری ها است. فرضا اگر نوع دارویی که ما برای مبارزه با کنه استفاده می کنیم اشتباه باشد تلفاتی که می دهیم غیر قابل جبران است. ما روش پیشگیری داریم و ایران روش درمان دارند که تلفات را اول می دهند. سوم تولیدات جانبی است که زنبورداران ایرانی باید روش های تولید آن ها را یاد بگیرند. چهارم هم بحث زنبورداری صنعتی است که باید در ایران تکنیک های آن رواج پیدا کند اگر این چهار مورد در ایران شکل بگیرد خیلی از مشکلات حل می شود.

نحل منفرد : فکر نمی کنید اگر زنبورداری صنعتی در ایران رواج پیدا کند خیلی از زنبوردارها بیکار می شوند؟

حسین یگانه : چرا؟

ادامه مطلب
موضوعات : مقالات

 

نحل منفرد: موضوع ضعف عملکرد توده زنبور عسل موجود در ایران و اصلاح نژاد آن یکی از مشکلات اصلی و بحث های رایج زنبورداران ایرانی است. حل این مشکل جز با مدیریت ملی و اقدام مجدانه بخش دولتی امکان پذیر نیست. یکی از زنبورداران عزیز که مطالعات و آشنایی خوبی با موضوع اصلاح نژاد زنبورعسل دارد و دارای تحصیلات آکادمیک و سالها تجربه در این حوزه است ،  نقطه نظرات و راهکارهایی را در قالب سرمقاله برای ما ارسال نموده اند که در اینجا منتشر می شود. بدیهی است با توجه به انتقاداتی که در این نوشته به بخش دولتی وارد شده است " نحل منفرد " آمادگی دارد در صورت ارسال جوابیه مراجع ذیصلاح آن را عیناً منتشر نماید.


نگرش و عملکرد دولت در پرورش و اصلاح نژاد زنبور عسل


ویژگی های خاص زنبورعسل در مقایسه با سایر موجودات از قبیل مشکل کنترل جفتگیری یا وجود اختلاف طبقه ای بین ماده ها (کارگر و ملکه) باعث بروز مشکلاتی در راه پیشرفت و بهبود اصلاح نژاد آن شده است. البته با تدابیر روشن و دقیق می توان به این مشکلات  فائق آمد.
 بعد از حدود 10 سال کار اصلاح نژاد روی زنبورعسل ایرانی حاصل کار در پژوهشی مورد مطالعه قرار گرفت و نتایج آن تابستان سال 88 در مقاله ای با عنوان " ارزیابی صفات تولیدی و رفتاری کلنی های زنبور عسل اصلاح شده ایرانی Apis mellifera meda و مقایسه آن با کلنی های شاهد و نژاد کارنیولان Apis mellifera carnica در شرایط ایران" در مجله شماره 1 علوم و فنون زنبور عسل ایران منتشر شد.

 


 

در اين تحقيق براي تعیین پيشرفت ژنتیکی ملکه های تولیدی ، ملكه هاي اصلاح شده ايراني با ملكه هاي شاهد و نژاد كارنيولان در شرايط ايران مقایسه شده اند که خلاصه نتایج آن به شرح زیر است:
 در طول بهار و تابستان 1387 صفات توليد عسل، بچه دهی، رفتار دفاعي و زمستان گذراني كلنی هاي زنبورعسل در شرايط يكسان مديريتي و محيطي  مورد مطالعه قرارگرفته اند.
 در مقايسه انجام شده از نظر توليد عسل كلنی هاي نژاد كارنيولان با توليد عسل بالاتر در گروه یک، و زنبورعسل اصلاح شده ايراني نيز بالاتر از كلنی هاي شاهد در گروه دوم قرار گرفتند و هر سه  تيمار (گروه) اختلاف معني دار  آماري داشتنند.
 در ارزيابي رفتار دفاعي كلنی هاي نژاد كارنيولان و زنبوران اصلاح شده  ی ايراني با رفتار دفاعي مطلوب تر و آرامش بيشتر در يك گروه و بالاتر از كلنی هاي شاهد قرار گرفتند.
 مقايسه صفت زمستان گذراني نشان داد كه در کلنی هاي اصلاح شده ايراني و كلنی هاي شاهد با جمعيتي بالاتر و شرايطي مطلوبتر در گروهي برتر از نژاد كارنيولان قرار می گیرند .
از نظر صفت بچه دهي نيز كلنی هاي نژاد كارنيولان و اصلاح شده ايراني با شرايطي مطلوب تر در گروهي برتر از كلنی هاي شاهد قرار گرفتند.
یکی از مواردی که باید به آن اشاره کرد این است که در زمان مقایسه گروههای مختلف سعی می شود که گروه ها از نظر تکرار یکسان و برابر باشند که در این مقاله متاسفانه این کار انجام نشده (به این مورد در داخل متن مقاله اشاره شده است نه در چکیده) 20 کلنی برای شاهد و 20 کلنی برای نژاد اصلاح شده و تنها 10 کلنی برای کارنیولان در نظر گرفته شده که در نتیجه گیری آزمایش می تواند تأثیر گذار بوده و موجب قضاوت نادرست از عملکرد نژادها باشد.
شایان ذکر است در این مقایسه ، از نظرعسل دهی نژاد کارنیولان بالاتر از دو گروه دیگر قرار دارد، در مورد زمستان گذرانی نژاد اصلاح شده و شاهد در یک گروه قرار دارند یعنی نژاد اصلاح شده فرقی با شاهد( اصلاح نشده) ندارد، این در صورتی است که  یکی از مشکلات و معضلات زنبوردارهای ایرانی زمستان گذرانی ضعیف کندوها است که بعد از 10 سال عملیات اصلاح نژاد هنوز متأسفانه تفاوت معنی داری بین گروه اصلاح شده با شاهد مشاهده نمی شود.
در مورد آرام بودن کلنی ها ، اشاره شده است نژاد اصلاح شده ایرانی با کارنیولان در یک گروه قرار دارد یعنی نه تنها نژاد اصلاح شده آرام شده بلکه تقریبا فاصله خودرا طبق جداول ارائه شده با آرام ترین نژاد دنیا به حداقل رسانده.
 آیا واقعا می شود ادعا کرد نژاد اصلاح شده ایرانی از نظر آرام بودن هم طراز کارنیولان است؟ در مقاله شاید بشود نوشت اما در گزارشات زنبوردارانی که از این نژاد اصلاح شده استفاده کرده اند چنین چیزی مشاهده نمی شود.
از نظر بچه دهی نژاد اصلاح شده ایرانی با کارنیولان در یک گروه قرار گرفته اند و اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه وجود ندارد، به طور کلی طبق این مقاله می توان این طور نتیجه گرفت که ما الآن به غیر از عسل دهی مشکل آنچنانی از نظر اصلاح نژاد نداریم، در صورتی که عملاً در تمام زمینه ها با نژاد فعلی مشکلاتمان کماکان ادامه دارد و متأسفانه چنین چیزی را مشاهده نمی کنیم و  زنبوردارها از عملکرد نژاد موجود راضی نیستند.
 می توان یکی از دلایل واردات غیر قانونی ملکه به کشور را عدم وجود نژاد مناسب و متناسب با نیازهای زنبور داران دانست و باید دولت برنامه منظم و کاربردی دقیقی جهت حل مشکل نژاد زنبور عسل داشته باشد.

 



چرا از ورود ملکه ی نژاد های برتر به کشور خود داری میکنیم؟
مسئولین برای پاسخ به این سؤال دو دلیل ارائه می دهند. 1- ورود بیماریهای مختلف 2- خارج از کنترل بودن نرهای زنبورعسل در هنگام جفتگیری که باعث اختلاط در نژاد و ازبین رفتن ذخایر ژنتیکی داخلی می شود.
متخصصین اصلاح نژاد در ایران دو دسته اند. دسته اول اعتقادشان بر این است که به دلیل تطبیقی که زنبور عسل در هر منطقه با شرایط اقلیمی پیدا می کند اگر روی نژاد بومی کار شود یعنی صفات بد آن را کاهش و صفات مثبتش را افزایش دهیم نژاد مناسب تری خواهیم داشت ، هم اکنون کارشناسان بخش دولتی کشور با این نظر موافق هستند.
دسته دوم معتقدند ما می توانیم مثل سایر موجودات نژادهای برتر زنبور عسل را وارد کشور کنیم.
دسته اول به سه دلیل با دسته دوم مخالفت می کنند : 1- مثل مصر نژاد خود را از دست می دهیم. 2- آفات و بیماریها وارد کشور می شود. 3- وابستگی به کشورهای دیگر پیدا می کنیم. این مطالب تماماً گفته ها و نظرات مسئولین بود که به آنها اشاره شد.
مسئله اول که مطرح شده، ورود بیماریها است. به نظر می رسد  برای جلوگیری از ورود بیماری ها راه کار، جلوگیری از ورود ملکه نیست بلکه ورود ملکه به صورت کاملاً کنترل شده  ، تحت نظارت و برنامه ریزی شده است.
 زمانی مشکل بیماری ها مطرح می شود که  ملکه به صورت فله ای وارد کشور شود. در برنامه های اصلاح نژاد هر ملکه ای را بدون مطالعه و بدون آگاهی کامل وارد کشور نمی کنند.
 مسئله دوم خارج از کنترل بودن نرها است. حل این مشکل به برنامه ریزی دقیق اصلاح نژاد کشور وارد کننده باز بر می گردد ، سؤال این است آیا تمام  کشورهای پیشرفته در صنعت زنبورداری الزاماً نژاد خودشان را داشته و اصلاح کرده اند یا از نژادهای دیگر هم کمک گرفته اند؟ خب پاسخ روشن است برای به دست آوردن یک دسته از ژنهای مورد نظر که بتواند نیازهای زنبوردار را با اهدف مشخص تأمین کند ما نیاز به استفاده از ژنهای دیگر داریم ، نژادهای برتر دنیا فقط با کاهش معایب شان به برتری نرسیده اند بلکه از نژادهای دیگر در بهبود و افزایش پتانسل ژنتیکی کمک گرفته شده و طی تکرارهای مکرر به یک ژن مطلوب رسیده اند.
  مورد بعدی که خیلی در محافل گفته می شود اتفاقی است که در کشور مصر افتاده است و این کشور با واردات بی رویه ملکه نژاد بومی خود را به طور کامل از دست داده است، خب جواب این مسئله هم روشن است. ما نباید انتظار داشته باشیم که با واردات فله ای ملکه بتوانیم به نتیجه ای برسیم . ورود ملکه باید به صورت مطالعه شده انجام گیرد و از صاحب نظران این رشته برای کنترل دقیق آن کمک گرفته شود.
 مشکل مطرح شده بعدی وابستگی به کشورهای بیگانه است. باید گفت هدف ما  وارد کردن ملکه هیبرید نیست که بخواهیم هر ساله به کشورهای بیگانه نیاز داشته باشیم بلکه هدفمان اصلاح نژاد و رسیدن به یک ژنتیک دلخواه است که در این میان از نژادهای دیگر کمک گرفته می شود. این مهم به نگهداری لاینهای مختلف وارد شده و مطالعه و بررسی دقیق آنها طی سالهای متوالی نیاز دارد، اگر ما این طور تصور کنیم که به کشورهای بیگانه وابسته می شویم حتماً قبل از آن به این نتیجه رسیده ایم که هدفمان از واردات ملکه اصلاح نژاد نیست، چرا که معنی اصلاح نژاد وابستگی به کشورهای بیگانه نیست.


 در اینجا سؤالاتی را در مورد اصلاح نژاد و پرورش زنبورعسل مطرح کرده ایم که امیدواریم مسئولین جهاد کشاورزی و محققین موسسات تحقیقاتی دولتی پاسخ معقول و منطقی برایشان داشته باشند:
1-    تا کنون 9 شماره از مجله علوم و فنون زنبور عسل منتشر و به چاپ رسیده است. اگر محتوای این 9 مجله را بررسی کنیم متأسفانه از نظر علمی و عملی نوشته ها و مقالات موجود در مورد زنبور عسل بسیار ضعیف بوده چرا که محور اصلی اکثر مقالات چاپ شده در مورد،  سخنرانی ها ، کاربرد فراورده های زنبور عسل ، فواید عسل و.... است . حال سؤال این است که هدف از انتشار مجله سخنرانی کردن است یا آگاهی دادن فنون روز زنبورداری به زنبورداران ؟
2-    ما چه تعداد کتابهای پرمحتوا در زمینه زنبورداری داریم؟ شاید یکی دو تا که میشود به کتاب دکتر شهرستانی و دکتر عبادی در این باره اشاره کرد بقیه کتابها، متأسفانه اکثرا از غنای علمی و عملی کافی برخوردار نیستند، آیا در زمینه افزایش اطلاعات زنبورداران دولت در بخش چاپ کتابهای پرمحتوا برنامه ای دارد؟ در زمینه ژنتیک و اصلاح نژاد زنبورعسل چطور؟ ما یک کتاب مرجع هم در این مورد در اختیار نداریم، یکی دوتایی هم که هست که به بطور مثال " اصول اصلاح نژاد زنبورعسل " آقای بصیری و مستاجران که به صورت پراکنده مسائلی را بیان کرده اند و نمی توان به عنوان منبع و مرجع معتبر آنهارادر نظر گرفت.


3-    در زمینه روشهای عملی و کاربردی استخراج ژل رویال و زهر زنبورعسل آیا واقعاً در بخش دولتی افراد متخصصی را در اختیار داریم ؟ سخن گفتن در مورد فراورده ها یک بحث و استخراج و تولید آن بحث دیگر و بازاریابی محصولات تولیدی بحثی دیگر است. آیا دولت در این حوزه ها برنامه ای دارد؟ آیا به مسئولینی که ادعاهای آنچنانی هم دارند، افراد شخصی باید تولید ژل رویال را آموزش دهند؟ سالانه همایش های مختلفی در زمینه زنبور عسل در کشورهای مختلف انجام می شود که مسئولین ما در آنها حضور دارند حاصل دستاوردهای این همایشهای بین المللی چه چیز بوده است؟
4-    آیا هدف از نوشتن مقاله پرکردن شماره 10 ، 11 و ....مجله است؟
5-    تا به حال چند مقاله با موضوع مقایسه نژاد ایرانی با سایر نژادهای برتر منتشر شده که بتوان قضاوت صحیح از عملکرد نژادها داشت؟ چرا این چنین پافشاری بی اساسی جهت حفظ چیزی که اسمش را نژاد گذاشته ایم دارند؟
6-    اگر می شود با کنترل توأم با احتیاط و آزمایش دقیق نژاد جدیدی جهت به کار گیری آن در امر اصلاح استفاده کرد  ، چرا در این خصوص اقدام نمی شود؟
7-    اگر ده سال اصلاح نژاد در کشور پیگیری شده، محل دقیق منطقه ایزوله ای که یکی از لازمه های اصلاح نژاد است کجاست؟ آیا با بردن کندو به صحرا و افزایش نرهای کندوهای مشخص و دادن ملکه به همسایه ها به امید اینکه داریم اصلاح نژاد می کنیم می توانیم به نتیجه صحیح برسیم؟
8-    آیا نژاد موجود واقعاً کارایی و پتانسیل ژنتیکی لازم جهت جوابگو بودن به یک زنبورداری صنعتی را دارد؟  آیا روش کار و سیستم مدیریت و پرورش و اصلاح نژاد اشتباه بوده یا نژاد موجود کارایی لازم را جهت افزایش راندمان تولید ندارد یا تمام موارد؟  آیا مسئولین با مدیریت صحیح زنبورداری آشنا هستند؟
زنبورداری صنعتی به کارگیری روش های مکانیزه و نوین در زنبورداری جهت کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری است. آیا بخش دولتی توانسته روش های نوین در این حوزه را در اختیار زنبورداران قرار دهد؟ بخش دولتی چه حمایتی از بخش خصوصی در زمینه ارتقاء اطلاعات در این زمینه کرده است؟


نقش دولت در زنبورداری
متأسفانه در دهه های اخیر حمایت مناسبی از صنعت زنبورداری انجام نگرفته است. دلیل آن می تواند نگرش اشتباه مدیران کلان کشور و تصمیم گیرندگان مرتبط با آنان باشد که به زنبور به عنوان یک حشره تولیدی - اقتصادی نگاه نمی کنند.
این عدم حمایت باعث رکود شدید در این بخش شده و دلسردی زنبورداران را به همراه داشته است. امروزه زنبوری برای یک منطقه قابل توصیه است که بهترین نتایج اقتصادی را در آن منطقه داشته باشد نه اینکه بر اساس ملاحظاتی از قبیل رسومات ، منشأ بومی، رنگ یا شکل از آن استفاده شود. اگر از یک نژاد خارجی بعد از آزمون دقیق جهت افزایش راندمان و اهداف  خاص بتوان کمک گرفت دلیلی برای عدم این کار وجود ندارد، این چیزی است که در برخی از کشور ها اتفاق افتاده است، مثلاً  پایه ملکه های اصلاح شده در کشور چین جهت تولید ژل رویال نژاد لگوستیکای ایتالیا  بوده است ولی از آن جهت هدف مشخص کمک گرفته شده است. این به این معنی نیست که الآن ملکه های موجود در چین لگوستیکا هستند ، خیر بلکه از غنای ژنتیکی آن جهت اهداف خاص کمک گرفته شده، آیا چین با وارد کردن لگوستیکا نژاد خود را از دست داده است؟ خیر چرا که چندین مؤسسه ودانشگاه در چین به طور مرتب در جریان روند برنامه اصلاح نژادی با اهداف مشخص مشغول به فعالیت هستند، به طور مثال  از سال 1980 در آزمایشگاه پرورش زنبورعسل در کالج علوم دامی دانشگاه ژیجیانگ جهت بهبود روشهایی که منجر به افزایش تولید ژل رویال شود کار و تحقیقات آغاز شده و بیشتر تحقیقاتشان بر مبنای آزمایش و تجربه بوده است.
 ما موسسه تحقیقاتی موثری که به صورت جدی پیگیر مسئله اصلاح نژاد زنبور عسل در کشورمان باشد نداریم.  اکتفا کردن به اینکه بهترین نژاد همانی است که در آن منطقه تطبیق پیدا کرده ما را به جایی نخواهد رساند. متأسفانه دولت نه تنها حمایتی از زنبوردار در هیچ یک از بخشهای اصلی مرتبط با زنبورداری انجام نداده بلکه به دلیل نبودن افراد متخصص کافی در بخش دولتی که تصمیم گیرنده نهایی و اصلی است ، در این حوزه پس رفت هم داشته ایم.

راهکارها:
در صنعت پرورش زنبور عسل مشکلات ما فقط در بخش اصلاح نژاد نیست اما در اینجا به طور خلاصه به چند راهکار اشاره می شود:
1-    اولین قدم در اصلاح نژاد داشتن منطقه ایزوله است ، اصلاح نژاد بدون منطقه ایزوله بی معنی است، پس قبل از هر چیز ما باید به فکر ایجاد چنین منطقه ای باشیم و این امر با همکاری و برنامه ریزی دقیق دولت امکان پذیر است.
2-    تکنیک تلقیح مصنوعی روند اصلاح نژاد مارا تسریع می کند و می توان  در بخشی از فرایند اصلاح نژاد از آن استفاده کرد، دوستان اشتباه برداشت نکنند تلقیح مصنوعی به معنی اصلاح نژاد نیست در واقع تکنیکی است که ما را در رسیدن سریع به نتیجه کمک خواهد کرد.
3-    تربیت متخصصینی که غنای علمی و توان انجام این کار را داشته باشند. ما در کشور صرفاً به افراد دارای مدرک تئوری که تعدادشان هم کم نیست نیاز نداریم بلکه به کارشناسانی که واقعاً زمان خود را مشتاقانه صرف زنبورعسل کنند و توان ماندن در کنار زنبورها در شرایط سخت را داشته باشند نیاز مندیم. آقای " برادر آدام " که برای همه نامی آشناست صرفاً یک کشیش بوده که دو کتاب عالی در مورد زنبور عسل و اصلاح نژاد نوشته است. ما به چنین افرادی نیازمندیم . می توان گفت ما افراد زنبور شناس اینچنینی در کشور بسیار کم داریم و آنهایی که چیزی می دانند به صورت انفرادی کار می کنند. البته بخش دولتی باید از پتانسیل این گونه افراد استفاده کند.

 


4-    نژاد فعلی موجود در ایران از پتانسل ژنتیکی که نیاز زنبوردار را فراهم کند برخوردار نیست، لذا  به نظر می رسد جهت ارتقاء پتانسل ژنتیکی نژاد موجود از نژادهای دیگر نیز استفاده کرد.
5-    دولت باید کمک های مالی خود را در اختیار افراد مورد قبول ، مشتاق و متخصص در این امر که در بخش خصوصی اقدام به اصلاح نژاد یا تولید ملکه می کنند قرار دهد البته منظور وابستگان به مسئولین دولتی نیستند.
6-    بکارگیری متخصصین علم ژنتیک که واقعاً از روند کار اطلاع داشته، و سابقه کار عملی داشته باشند.
7-    در سمینارها به جای پرداختن به سخنرانیهای بی محتوا و ساعت پر کن صاحبان مدارک آکادمیک یا مسئولین دولتی ، از کسانی که حرف و تجربه ای برای ارائه دارند استفاده شود. دولت می تواند حتی از کارشناسان خارجی هم در این امر بهره گیرد.

 

 اعطاء جایزه خوارزمی به پرفسور J. Woyke ( از بزرگان اصلاح نژاد ) که در سال 2002 به تهران آمده بودن


8-    ما به افراد کاردان و با انگیزه نیازمندیم صرف بیان تئوری های به ظاهر علمی که در عمل کاربردی ندارند دردی را دوا نمی کند.
9-    سالهاست اتحادیه های زنبورداری در خواب هستند. بخشی از مشکل را خود زنبوردارن با انتخاب ناصحیح اعضاء هیئت مدیره اتحادیه ها به وجود آورده اند، از تمام زنبوردارن خواهش می کنیم در انتخاب اعضاء دقت کنند، نگذارند صرف اینکه کسی 1000 کندو دارد بیاید و رئیس هیئت مدیره شود. چنین شخصی وقتی ندارد که به کار اتحادیه برسد. ملاک انتخاب اعضاء را بالا بودن تعداد کندو و فامیل و آشنا بودن قرار ندهید بلکه لازمه ی چنین کاری دانش ، پویایی ، انگیزه و استقلال فکری است.
10-    هرکس بتواند برای کمک به این صنعت یک گام کوچک بردارد باید دست او را به گرمی فشرد و از وی استقبال کرد، با سنگ انداختن جلوی او، کاری از پیش نخواهیم برد.
با سپاس
نام نویسنده نزد " نحل منفرد " محفوظ است.

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه, مقالات

 بررسي وضعيت زمستانگذراني كلني هاي زنبور عسل مستقر در مزارع آفتابگردان

در جهان امروز افزايش تو ليد در هر محصولي با توجه به افزايش جمعيت روزافزون دنيا از اهميت خاصي برخوردار است . در پرورش زنبور عسل از روشهاي مختلف جهت ازدياد توليد استفاده مي شود متاسفانه استفاده از روشهاي غير اصولي از قبيل تغذيه با شكر ضمن آسيب رساندن به اقتصاد ملي از طريق مصرف بيش از حد شكر باعث پايين آمدن كيفيت عسلهاي توليدي نيز مي گردد . در حالي كه استفاده از منابع غني شهد از قبيل شهد آفتابگردان مي تواند جايگزيني مناسب جهت بالا بردن مقدار عسل توليدي گرديده ودر هزينه هاي پرورش صرفه جويي بعمل آيد .


بررسي وضعيت زمستانگذراني كلني هاي زنبور عسل مستقر در مزارع آفتابگردان


کندوی زنبور عسل

در استان آذربايجان غربي بدليل اينكه زنبورداران معتقدند كه كلنيهايي كه در مزارع آفتابگردان مستقر مي شوند زمستانگذراني مناسبي ندارند لذا اغب زنبورداران از انتقال كلنيهاي خود به مزارع آفتابگردان خودداري مي نمايند .طرح حاضر در راستاي حل مشكل فوق اجرا ء گرديد تا بصورت علمي وآماري بررسي هاي جدي در مورد تلفات و نحوه استفاده از آذوقه زمستاني و معايب و مشكلات مربوطه را بنمايد

مراحل اجراي طرح:

1- رعايت اصول پرورشي
2- انتقال به ييلاق
3- برداشت عسل نوبت اول
4-انتقال به مزرعه آفتابگردان
5- برداشت عسل نوبت دوم وسوم
6- انتقال از ييلاق و مزرعه آفتابگردان به ايستگاه
7- تعويض عسلها و آماده نمودن براي زمستانگذراني
8- تغذيه با خمير گرده نوبت اول
9- كنترلهاي بهداشتي و پيشگيري
10- تغذيه با خمير گرده نوبت دوم و سوم و انداره گيري باقيمانده خمير گرده قبلي
11 - اندازه گيري تخم و لارو و شفيره ، عسلهاي باقيمانده ، تلفات زمستاني ، آلودگي به نوزما
12 - اندازه گيري جمعيت كل كندو بر اساس قاب وكسري از قاب و مشخص نمودن كلنيهاي پايدار
13 - مقابسه آماري

نتايج مورد انتظار:

از نظر تولید عسل در بین تیمار های مزرعه آفتاب گردان ABCD و مزرعه ییلاق EFGH اختلاف معنی داری وجود دارد (P>/001 ) و تیمار های مزرعه آفتاب گردان ABCD با میانگین تولید 22.77 کیلو گرم تقریبا  دو برابر تیمار های مزرعه ییلاق EFGH با میانگین تولید عسل 10.97 کیلو گرم می باشد.

از نظر جمعیت در زمان برداشت عسل در بین تیمار های مزرعه آفتابگردان ABCD و مزرعه ییلاق EFGH اختلاف معنی داری وجود دارد. (P>/001 ) و تیمار های مزرعه آفتاب گردان ABCD با میانگین جمعیت 6.8 قاب (کادر) تقریبا 1.5 قاب (کادر) جمعیت کمتری از تیمار های مزرعه ییلاق EGFH با میانگین جمعیت 8.35 قاب (کادر) می باشد. میزان اندازه گیری (تخم + لارو + شفیره ) در بهار که با کادر درجه بندی شده 5*5 سانتی متر انجام گرفت ندشان داد دکه در بین تیمار های مزرعه آفتاب گردان  ABCD و مزرعه ییلاقEFGH اختلاف معنی داری وجود دارد. (P>/005 ) که با تفکیک آن به اندازه گیری جداگانه تخم و لارو و شفیره در صفت تخم مزرعه آفتاب گردان ABCD با متوسط تخم 14.9 نسبت به مزرعه ییلاق EFGH با متوسط تخم 9.1 اختلاف معنا داری را نشان می دهد.

(P>0.001 ) و صفات لارو و شفیره اختلاف معنی داری را نشان ندادند و همچنین در گروه هایی که با عسل آفتابگردان ACFH وارد مرحله زمستانگذرانی شدند نسبت به گروه هایی که با عسل ییلاق BDEG وارد مرحله زمستانگذرانی شدند از نظر میزان تخم تفاوت معنی داری داشتند (P>0.05) و گروه عسل آفتاب گردان ACFH با متوسط تخم 13.4 نسبت به گروه عسل ییلاق BDEG با متوسط تخم 10.7 وضعیت بهتری داشتند.

 

توصيه هاي كاربردي :

- استفاده از شهد مزارع آفتابگردان بعلت ازدياد محسوس برداشت عسل بعد از پايان يافتن دوره شهد دهي مراتع ييلاقي پيشنهاد مي گردد. در صورت رعايت اصول پرورشي آسيب چنداني از نظر جمعيت و غيره به كندو وارد نمي آورد . كاهش جمعيت حدود يك و نيم قاب در مقابل برداشت عسل در حدود دو برابرمي تواند توجيه پذير باشد.

در شرايطي كه وجود امكانات بالقوه از قبيل كشت زياد آفتابگردان وجود دارد مي توان با آوردن متوالي در %30 انتها و 50 % و 70 % طول گلدهي بتدريج كلنيها را با اين امر آداپته نمود.

- برداشت عسل از مزارع آفتابگردان با دادن پوكه هاي خالي و برداشت همان پوكه ها كه با عسل پر گرديده مي تواند هفته اي يك يا دو بار صورت گيرد.

- انتقال كلني ها به مزارع آفتابگردان هم توليد عسل طبيعي و بدون شكر را براي ما بدنبال دارد و هم در امر گرده افشاني اين گياه و افزايش محصول آن نقش بسزائي دارد و ما در واقع بهره دو جانبه از آن مي بريم

- با اين روش مي توان عسل تك پايه آفتابگردان توليد نمود كه بعنوان عسل داروئي با منشا ء آفتابگردان مي تواند مورد استفاده قرار گيرد و تمام خواص داروئي و درماني گياه آفتابگردان را دارا باشد.

- مقدار مصرف خمير گرده در هر نوبت موقعي كه از خود گرده بصورت پودر شده به همراه عسل استفاده گردد 200 تا 250 گرم و در سه نوبت : اوايل زمستانگذراني - اواخر زمستانگذراني - و يك نوبت حد فاصل بين اين دو . درزماني كه دماي هوا كمي بالا رفته و هوا آفتابي است كه اين مي تواند بسته به وضعيت شرايط آب و هوايي و دماي آن زمان به اوايل يا اواخر فصل زمستانگذراني منتقل شود

- حداقل زمان لازم براي مصرف 200 گرم خمير گرده 20 روز در شرايط مساعد در نظر گرفته شود.

-پيشنهاد مي گردد اين طرح بعنوان يك طرح ملي در مناطق ديگر كشور كه كشت آفتابگردان زيادي دارد نيز اجرا گردد .

- نيازاست يك طرح ترويجي جهت آشنايي و بهر هبرداري زنبورداران منطقه توسط واحد ترويج به مورد اجرا درآيد.

منبع:zanbordaran.ir

ادامه مطلب
موضوعات : مقالات

قانون عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون بین‌المللی اتحادیه زنبورداران
شماره۳۰۶۱۵/۸۰ -۶/۶/۱۳۹۱
عطف به نامه شماره ۷۴۳۱۱/۳۹۷۱۹ مورخ ۱۳/۵/۱۳۸۷ در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم (۱۲۳) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قانون عضویت دولت جمهوری‌ اسلامی ‌ایران در فدراسیون بین‌المللی اتحادیه زنبورداران که با عنوان لایحه به مجلس ‌ شورای اسلامی تقدیم گردیده بود، با تصویب در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ ۱۱/۵/۱۳۹۱ و تأیید شورای محترم نگهبان به پیوست ابلاغ می ‌ گردد.

شماره۱۱۵۹۱۱ -۱۹/۶/۱۳۹۱

«قانون عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون بین‌المللی اتحادیه زنبورداران» که در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ یازدهم مرداد ماه یکهزار و سیصد و نود و یک مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۲۵/۵/۱۳۹۱ به تأیید شورای نگهبان
رسیده و طی نامه شماره ۳۰۶۱۵/۸۰ مورخ ۶/۶/۱۳۹۱ مجلس شورای اسلامی واصل گردیده است، به پیوست جهت اجراء ابلاغ می‌گردد.
 
قانون عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون بین‌المللی اتحادیه زنبورداران

ماده واحده ـ به دولت اجازه داده می‌شود در «فدراسیون بین‌المللی اتحادیه زنبورداران» به شرح اساسنامه پیوست عضویت یابد و نسبت به پرداخت حق‌عضویت مربوط اقدام نماید. دستگاه اجرائی طرف عضویت وزارت جهاد کشاورزی است.

تبصره ـ رعایت اصل هفتاد و هفتم (۷۷) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اجرای ماده (۲۶) اساسنامه الزامی است.

اساسنامه فدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های زنبورداران

مصوب مجمع‌ عمومی مورخ سپتامبر ۲۰۰۹میلادی (مهرماه ۱۳۸۸هجری‌شمسی)، مون‌پلیه، فرانسه

ماده۱ـ نام

آپیموندیا نام فدراسیون بین‌المللی اتحادیه ‌ ‌های زنبورداران و سایر سازمان‌های فعال در بخش پرورش زنبور عسل است. فدراسیون به موجب قطعنامه‌‌های مصوب سیزدهمین همایش بین‌المللی پرورش زنبور عسل در سال ۱۹۴۹ میلادی (۱۳۲۸ هجری‌شمسی) در آمستردام تأسیس شد و جانشین دبیرخانه همایش بین‌المللی زنبورداران که در سال ۱۸۹۵ میلادی (۱۲۷۴هجری‌شمسی) تشکیل شد، می‌باشد. آپیموندیا سازمانی با مدت نامحدود است. فعالیتهای آن تابع اساسنامه زیر است:

ماده۲ـ مقر

مقر آپیموندیا در شهر رم در ایتالیا می‌باشد. هرگونه جابه‌جایی محل استقرار مقر منوط به تصویب مجمع عمومی خواهد بود.

ماده۳ـ اهداف

ارتقای رشد علمی، فنی، بوم‌شناختی، اجتماعی و اقتصادی پرورش زنبورعسل در تمام کشورها و ارتقای سطح همکاری بین انجمن‌های زنبورداران، مجامع و شخصیت‌های علمی درگیر در حوزه پرورش زنبور عسل در سراسر جهان از جمله اهداف تأسیس آپیموندیا می‌باشد.

کمک به اجرای طرحهای ابتکاری که می‌توانند در بهبود و پیشرفت پرورش زنبور عسل به عنوان یک حرفه ایفای نقش نمایند و همچنین ارائه خدمات به منظور حفظ سودآوری فرآورده ‌ ها از دیگر اهداف تأسیس آپیموندیا محسوب می‌شود.

ماده۴ـ نیل به اهداف

نحوه انجام کارها به گونه‌ای که نیل به اهداف میسر گردد، در آیین‌نامه ‌ ها و دستورالعمل ‌ ها مشخص می‌شوند. آپیموندیا بر اساس اهداف، بنیادی را تحت عنوان اف.آی.آی.تی.ای.ا در رومانی تأسیس نموده است.

ماده۵ ـ اعضای آپیموندیا

اعضای اصلی: اعضای اصلی می‌توانند هر انجمن یا سازمان هر کشوری باشند که برای تأمین منافع زنبورداران و پرورش زنبور عسل در راستای اهداف آپیموندیا فعالیت می‌کنند و خواهان آن هستند که یکی از اعضای آن باشند. به اعضای اصلی بر اساس تعداد اعضاء و تعداد مناطق در اختیار آنها جهت پرورش زنبورعسل، آرائی طبق جدول زیر تخصیص داده می‌شود:

 

مناطق در اختیار

جهت پرورش ‌زنبورعسل
    

اعضاء

۵۰ ـ ۰
    

ـ۵.۰۰۱

۱۵.۰۰۰
    

ـ۱۵.۰۰۱

۳۰.۰۰۰
    

ـ۳۰.۰۰۱

۱۰۰.۰۰۰
    

بیش از ۱۰۰.۰۰۰

۱۰۰.۰۰۰ ـ ۰
    

۱
    

۲
    

۳
    

۴
    

۵

۳۰۰.۰۰۰ ـ ۱۰۰.۰۰۱
    

۲
    

۳
    

۴
    

۵
    

۶

۹۰۰.۰۰۰ ـ ۳۰۰.۰۰۱
    

۳
    

۴
    

۵
    

۶
    

۷

۲.۷۰۰.۰۰۰ـ ۹۰۰.۰۰۱
    

۴
    

۵
    

۶
    

۷
    

۸

بیش از ۲.۷۰۰.۰۰۰
    

۵
    

۶
    

۷
    

۸
    

۹

اعضای وابسته: مراجع، نهادها یا آزمایشگاههایی که مسؤولیت انجام مطالعات یا  تحقیقات در حوزه پرورش زنبور عسل و یا موضوعات مربوط را بر عهده دارند. این اعضاء در مجمع عمومی تنها یک رأی دارند.

اعضای مستقل: این اعضاء افرادی هستند که به مباحث مربوط به پرورش زنبور عسل حقیقتاً علاقمند هستند یا نهادهایی هستند که در بخش‌های تولید و تجارت فرآورده‌های زنبور عسل یا در ارتباط با ساخت و فروش تجهیزات فنی، اهداف اقتصادی مشخصی را دنبال می‌کنند و خواهان همکاری با آپیموندیا هستند و ممکن است به صورت اعضای مستقل به عنوان بخشی از فدراسیون پذیرفته شوند. این اعضاء در مجمع عمومی فاقد هرگونه حق رأی هستند.

مسؤولیت اتخاذ تصمیمات مقتضی در ارتباط با پذیرش اعضای اصلی و وابسته که حقوق و وظایف آنها در آپیموندیا بلافاصله عملیاتی می‌شود به شورای اجرائی محول گردیده است. از اینرو، هـرگونه پذیرش منوط به تأیـید مجمع عمومی خواهد بود. دبیرکل در صورت تأیید مجمع عمومی، موظف به رسیدگی به درخواست پذیرش اعضای مستقل می‌باشد.

ماده۶ ـ حقوق اعضاء

تمام اعضاء از حق دریافت اطلاعات و اطلاعیه‌های صادره توسط آپیموندیا که در اخبار یا سایر نشریات فدراسیون چاپ و منتشر می‌شوند، برخوردار هستند. تمام اعضائی که واجد رأی دادن هستند از این حق برخوردارند تا اشخاص موردنظر خود را جهت تصدی پستهای بلاتصدی آپیموندیا نامزد نمایند. تمام اعضاء محق خواهند بود تا سخنرانی ‌ ها و مقالات را جهت چاپ در همایش‌ها، محافل علمی و نشریات تسلیم کمیسیون‌های ذی‌ربط نمایند. انتخاب و هرگونه تصمیم‌گیری به وسیله کمیسیون ‌ ها انجام خواهد شد و تصمیمات آنها لازم‌الاجراء و الزام‌آور است. تمام اعضاء و نمایندگان آنها از حق حضور و شرکت در همایش‌ها، محافل علمی و سایر رویدادهایی که توسط آپیموندیا و با هزینه پایین سازماندهی می‌شوند، برخوردار هستند.

ماده۷ـ وظایف اعضاء

عضویت در آپیموندیا، تمام اعضاء را متعهد می‌سازد تا :

۱ ـ براساس اساسنامه، مقررات فدراسیون، آیین‌نامه‌ها، رهنمودها و قطعنامه‌های مصوب آپیموندیا و ارکان آن را رعایت نمایند.

۲ـ از ارائه هرگونه طرح ابتکاری مغایر با اهداف آپیموند یا و قطعنامه‌های مصوب ارکان آن خودداری کنند. تمام اعضاء ملزم خواهند بود تا حق عضویت سالیانه‌ای را که توسط مجمع‌ عمومی تعیین می‌شود، ظرف سه ماه اول سال پرداخت نمایند. مبالغ این حق عضویت در آیین‌نامه‌های مربوط درج شده است.

در صورت هرگونه تأخیر در پرداخت، هیأت مدیره محق خواهد بود تا حقوق عضو مورد نظر را، مادامی که وی نسبت به جبران آن اقدامی به عمل نیاورده است، به حالت تعلیـق در آورد. تمام اعضاء موظف هستند تا نسبت به ترویج و اشاعه نظرات آپیموندیا و کمک فعالانه به توزیع مطالب اطلاعاتی مبادرت نماید و به منظور ارتقاء و پیشرفت فدراسیون، اطلاعیه ‌ هـا، اطلاعات و پیشنهادهای لازم را عرضه کنند. تمام اعضاء موظف هستند تا مراتب هرگونه تغییر و جایگزینی افرادی که حق نمایندگی از طرف ایشان به آنها داده شده است را بدون درنگ به اطلاع دبیرکل برسانند. چنانچه عضوی در انجام این کار کوتاهی نماید، آپیموندیا همچنان فرد قبلی را به عنوان همان نماینده عضو، در نظر خواهد گرفت.

ماده۸ ـ انقضای عضویت

موارد انقضای عضویت به شرح زیر می‌باشد:

۱ـ استعفاء: اعلامیه مربوط به استعفاء باید به صورت مکتوب و پس از امضاء توسط نماینده مجاز و سه ماه قبل از پایان سال تقویمی از طریق پست سفارشی برای دبیرکل ارسال گردد.

۲ـ در صورت عدم پرداخت حق عضویت سالیانه ظرف یک‌سال از موعد پرداخت (بند ۲ ماده ۷)

۳ـ در صورت پایان داده‌شدن به عضویت یک عضو به‌وسیله قطعنامه مجمع‌ عمومی به ‌ دلیل تخطی از اساسنامه فدراسیون یا قطعنامه‌های مصوب ارکان ذی‌ربط فدراسیون

تصمیم در خصوص پایان دادن به عضویت، توسط شورای اجرائی اتخاذ و توسط مجمع‌ عمومی تأیید می‌شود. این تصمیم در پایان سالی که این تصمیم تأیید شده است، لازم‌الاجراء می‌شود و به این ترتیب کلیه حقوق عضو معزول نسبت به دارایی‌های آپیموندیا خود به ‌ خود از وی سلب می‌گردد.

ماده۹ـ ارکان فدراسیون

ارکان آپیموندیا به شرح زیر است:

۱ـ مجمع عمومی

۲ـ هیأت مدیره

۳ـ شورای اجرائی، و

۴ـ کمیسیون‌های دائمی هفت‌گانه

ماده۱۰ـ مجمع عمومی

مجمع‌ عمومی مرکب ‌از نمایندگان اعضای دارای حق‌رأی (موضوع ماده ۵) می‌باشد. بر اساس تعداد اعضائی که هر عضو نمایندگی آنها را دارد و تعداد مناطق در اختیار اعضای مذکور جهت پرورش زنبور عسل، تعداد مشخصی رأی به هر عضو تخصیص داده می‌شود. اعضای فاقد حق رأی (موضوع ماده ۵) می‌توانند در مجمع عمومی حاضر شوند و در مذاکرات و مباحث شرکت کنند.

ماده۱۱ـ فراخوان مجمع عمومی

مجمع عمومی عادی به صورت دو سالانه و در جریان همایش بین‌المللی آپیموندیا برگزار خواهد شد. برگزاری مجمع‌ عمومی فوق‌العاده منوط به درخواست نیمی از اعضای شورای اجرائی یا یک سوم اعضای واجد حق رأی خواهد بود. دبیرکل ملزم خواهد بود تا حداقل دو ماه قبل از تاریخ مقرر، از اعضاء جهت حضور در مجمع عمومی دعوت به عمل آورد. دستور جلسه، مکان، تاریخ و زمان برگزاری جلسه باید در متن دعوتنامه گنجانده شود. در صورت هرگونه درخواست مبنی بر صدور قطعنامه در خصوص تغییر اساسنامه، لازم خواهد بود تا پیشنهادات مربوط جهت تغییر مواردی که نیاز به تغییر دارند در دعوتنامه قید گردد. در صورتی که امکان دعوت به موقع از مجمع عمومی جهت رأی‌گیری درباره موضوعاتی که نیازمند اقدامات فوری هستند وجود نداشته باشد، رئیس یا هیأت مدیره محق خواهد بود تا نسبت به رأی‌گیری غیرحضوری و از طریق پست مبادرت نماید. یک تصمیم در صورتی اتخاذ شده تلقی خواهد شد که سه چهارم تمام اعضاء، ظرف مهلت تعیین شده به نفع تصمیم مورد نظر رأی داده باشند.

ماده۱۲ـ حد نصاب و رویه مجمع عمومی

در صورتی که اعضای دارای نمایندگی یک سوم از کل تعداد آراء در مجمع عمومی حضور داشته باشند و در مواردی که نمایندگان حاضر با دو سوم اکثریتی که دعوتنامه را طبق اساسنامه فدراسیون و به موقع دریافت نموده‌اند منطبق باشد، در آن صورت مجمع ‌عمومی به حد نصاب رسیده است. رئیس آپیموندیا یا در غیاب وی، نائب رئیس آپیموندیا به‌عنوان رئیس مجمع‌ عمومی عهده‌دار امور خواهد بود. در صورتی که امکان حضور این دو در مجمع‌ عمومی میسر نباشد، اعضای حاضر باید رئیس جلسه را از میان اعضای شورای اجرائی انتخاب نمایند. تصمیمات توسط مجمع عمومی و با اکثریت نسبی آراء مأخوذه، به تصویب می‌رسد. هرگونه تغییر در اساسنامه فدراسیون نیازمند اکثریت دو سوم آراء خواهد بود. تغییر در آیین‌نامه‌ها، براساس اکثریت نسبی آراء به تصویب خواهد رسید. انحلال آپیموندیا، انتقال دارایی‌های آن، تعیین مدیر تصفیه و تعیین اختیارات وی مستلزم اکثریت سه چهارم آراء خواهد بود. رویه رأی‌گیری توسط مجمع‌ عمومی و براساس اکثریت نسبی آراء تعیین خواهد شد. صورتجلسات توسط دبیرکل در اختیار اعضاء قرار داده می‌شود.

ماده۱۳ـ اختیارات مجمع عمومی

مجمع عمومی در قبال موارد زیر مسؤول خواهد بود:

۱ـ تعیین فعالیت آپیموندیا به خصوص با توجه به ویژگی‌های مهم مأموریت و اهداف، تصویب دستورالعمل‌ها و تأیید گزارشات فعالیت واصله از ارکان فدراسیون

۲ـ انتخاب مکان همایش‌های بین‌المللی آپیموندیا که در آینده برگزار خواهند شد.

۳ـ  انتخاب هیأت مدیره

۴ـ انتخاب رؤسای کمیسیونهای دائمی

۵ ـ تأیید و توشیح انتصاب هیأت بازرسی

۶ ـ انتصاب رؤساء و اعضای افتخاری ( موضوع ماده ۲۲)

۷ـ پذیرش اعضای جدید ( موضوع ماده ۵)

۸ ـ لغو عضویت (موضوع ماده ۸)

۹ـ تصویب بودجه و گزارش مالی

۱۰ـ تصویب آیین‌نامه‌ها از جمله حق‌عضویت‌ها

۱۱ـ تصویب همکاری با سایر سازمان‌ها

۱۲ـ تصویب تغییر محل استقرار مقر آپیموندیا

۱۳ـ  تصویب تغییرات در اساسنامه فدراسیون

۱۴ـ انحلال آپیموندیا، استفاده از دارایی‌ها و انتصاب مدیرتصفیه و

۱۵ـ  انجام مشورت‌هایی درخصوص اقدامات مربوط به نحوه اجرای تصمیمات

ماده۱۴ـ شورای اجرائی

شورای اجرائی متشکل است از:

۱ـ اعضای هیأت مدیره؛ و

۲ـ رؤسای کمیسیون ‌ های دائمی هفت‌گانه

تمام اعضای شورای اجرائی به مدت چهار سال انتخاب می‌شوند و می‌توانند مجدداً انتخاب شوند. در جریان هر یک از مجامع عمومی‌عادی، نیمی ‌از تمام پستها جهت تصدی مجدد به شور گذاشته می‌شود. برخورداری از مهارت‌های خاص برای انجام وظایف پست مورد نظر و تعهد فردی به انجام این وظایف از جمله پیش ‌ شرطهای انتخاب به شمار می‌رود . اعضاء یا شورای اجرائی می‌توانند نامزدهایی را برای مشاغل بلاتصدی به انضمام معرفی‌نامه و سوابق شغلی تفصیلی حداکثر دو هفته قبل از مجمع عمومی، که در آن انتخابات جهت پستهای بلاتصدی در آن انجام می‌شود، به دفتر دبیرکل معرفی نمایند. اعضای شورای اجرائی ملزم خواهند بود تا وظایف خود را به صورت افتخاری انجام دهند. پرداخت حقوق و هزینه‌های رفت و آمد منوط به تأمین بودجه خواهد بود.

ماده۱۵ـ فراخوان شورای اجرائی

رئیس یا دبیرکل سالی یک‌بار شورای اجرائی را برای برگزاری جلسه فراخوان خواهند کرد و اجلاس آن باید در صورت امکان قبل از برگزاری مجمع‌ عمومی باشد. فراخوان شورای اجرائی به صورت درخواست کتبی حداقل یک سوم از اعضای آن نیز صورت می‌پذیرد. دعوتنامه باید قبل از تاریخ مقرر ارسال گردد و باید در بردارنده مواردی از جمله دستور جلسه، مکان، تاریخ و زمان جلسه باشد. حد نصاب جلسات شورای اجرائی‌، حضور یک سوم از اعضای آن می‌باشد. شورای اجرائی‌ تصمیمات خود را با اکثریت نسبی اتخاذ خواهد کرد. در صورت تساوی آراء، رئیس دارای رأی قاطع خواهد بود. صورتجلسات باید بلافاصله منتشر گردد.

ماده۱۶ـ وظایف شورای اجرائی‌

وظایف شورای اجرائی‌ به شرح زیر می‌باشد:

۱ـ تمام فعالیت ‌ های سازمانی که در زمره مسؤولیت سایر ارکان قرار نمی‌گیرند.

۲ـ تا حد امکان اجرای تصمیمات مجمع عمومی تا جایی که موارد مزبور در زمره مسؤولیت هیأت مدیره قرار نگیرند.

۳ـ تصمیم ‌ گیری درباره تمام موضوعات عمومی و مسائل مورد علاقه زنبورداران بر اساس برنامه‌کاری، پیشنهادات کمیسیون ‌ ها و اصول و دستورالعمل‌های وضع شده توسط مجمع عمومی

۴ـ تعیین موضوعات اصلی همایش ‌ های آپیموندیا:

الف) تصمیم‌گیری درخصوص پذیرش اعضاء

ب) تصمیم‌گیری درخصوص از دست دادن شرایط هر یک از اعضای آپیموندیا

پ) بررسی بودجه و تسلیم گزارش بودجه به مجمع‌ عمومی جهت تصویب

۵ ـ ارائه پیشنهاداتی به رؤسای کمیسیون‌های دائمی و

۶ ـ تصمیم‌گیری درباره دستورالعمل ‌ ها تا جایی که انجام این کار در زمره مسؤولیت ‌ های مجمع عمومی نباشد.

ماده۱۷ـ هیأت مدیره

هیأت مدیره مرکب از رئیس، نائب رئیس و دبیرکل است. جلسات هیأت مدیره در هر زمان که هر یک از اعضای آن لازم و ضروری بدانند، تشکیل خواهد شد. دعوتنامه باید در بردارنده دستور جلسه باشد و باید حتی‌الامکان یک ماه قبل از تاریخ مقرر ارسال شود. هیأت مدیره مسؤولیت نظارت بر اجرای بدون اشکال امور و فعالیت هیأتهای مختلف آپیموندیا را بر عهده دارد. هیأت‌مدیره در هر زمان که لازم و ضروری بداند، تصمیمات مقتضی را اتخاذ خواهد نمود. علاوه بر این هیأت مدیره درخصوص موضوعات عمده به عنوان گروه مطالعاتی شورای اجرائی‌ ایفای نقش می‌کند.

ماده۱۸ـ رئیس

رئیس یا در غیاب وی نائب رئیس یا دبیرکل به نیابت از اعضاء و اشخاص ثالث، از نظر قانونی نماینده آپیموندیا خواهد بود. ریاست جلسه در تمام اجتماعات و نشستها، بر عهده رئیس خواهد بود و اگر وی قادر به حضور در این‌گونه جلسات نباشد، نائب رئیس یا دبیرکل به عنوان نماینده رئیس در آنجا حضور خواهند یافت. در مواردی که دبیرکل یا سایر اعضای شورای اجرائی‌ قادر به ایفای وظایف خود نباشند، رئیس باید این مسؤولیت را بر عهده بگیرد. در مواردی که دبیرکل قادر به ایفای وظایف خود نباشد، رئیس حق و وظیفه دارد بر حسابهای بانکی و دارایی ‌ ها و امور مالی آپیموندیا نظارت نماید.

ماده۱۹ـ نائب رئیس و دبیرکل

نائب رئیس به عنوان نماینده قانونی، نمایندگی آپیموندیا را بر عهده دارد، مشروط به این که رئیس، وی را برای این وظیفه منصوب نموده باشد. نائب‌رئیس مسؤول اطمینان حاصل نمودن از این است که فعالیت ‌ های آپیموندیا در چهارچوب مفاد اساسنامه انجام می‌شود. نائب‌رئیس در قبال نظارت بر مدیریت مالی عملیات و دارایی‌های آپیموندیا مسئول شناخته می‌شود. دبیرکل مسؤول اجرای فعالیت‌های دبیرخانه‌ای و سایر فعالیت‌های سازمانی خواهد بود. وی در قبال مدیریت مالی آپیموندیا مسؤول شناخته خواهد شد. وی همچنین در قبال گزارش مالی و بودجه، مسؤول خـواهد بود و ملزم خواهد بود تا صورت دارایی‌های متعلق به آپیموندیا را به روزسازی نماید.

ماده۲۰ـ کمیسیون‌های دائمی

کمیسیونهای دائمی هفتگانه عبارتند از:

۱ـ کمیسیون دائمی زنبور درمانی

۲ـ کمیسیون دائمی زیست‌شناسی زنبور عسل

۳ـ کمیسیون دائمی اقتصاد پرورش زنبور عسل

۴ـ کمیسیون دائمی پرورش زنبور عسل برای توسعه روستایی

۵ ـ کمیسیون دائمی فناوری و کیفیت پرورش زنبور عسل

۶ ـ کمیسیون دائمی بهداشت زنبور عسل

۷ـ کمیسیون دائمی گرده‌افشانی و گیاهان مورد علاقه زنبور عسل

هدف از تشکیل کمیسیون‌های دائمی عبارت است از مطالعه و بررسی تمام موضوعات اساسی مربوط به زمینه‌های مرتبط با تحقق اهداف مندرج در ماده (۳) هیأت‌اجرائی‌ می‌تواند به منظور ارائه خدمات مشاوره‌ای به کمیسیون‌های دائمی در زمینه‌های مختلف، کارگروههایی را تشکیل دهد یا برای وظایف خاص می‌تواند دو یا چند کمیسیون دائمی را با هم ادغام نماید. کمیسیون‌های دائمی، جلسات کارشناسی را برای اجرای همایش ‌ های آپیموندیا تدارک می‌بیند و مقالاتی را که باید ارائه شوند انتخاب خواهد کرد. کمیسیون‌های دائمی در قبال ویراستاری علمی نسخه الکترونیکی رسمی نشریه «اپیکتا» مسؤول هستند. کمیسیون‌های دائمی علاوه بر رؤسایی که توسط مجمع عمومی انتخاب می‌شوند، مرکب از سه یا بیش از سه عضو کارشناس نیز می‌باشند که توسط رؤسای کمیسیون مربوط معرفی و توسط هیأت مدیره منصوب می‌شوند.

ماده۲۱ـ هیأت بازرسی

هیأت بازرسی ملزم خواهد بود تا بر جنبه‌های اقتصادی و حقوقی مدیریت، نظارت نماید. گزارشهای مکتوب توسط دبیرکل و نائب رئیس به مجمع عمومی ارائه می‌شود. هیأت بازرسی باید برای مدت چهار سال انتخاب شوند و انتخاب مجدد آنها امکانپذیر می‌باشد.

ماده۲۲ـ رئیس افتخاری و اعضای افتخاری

مجمع عمومی به‌دنبال پیشنهاد شورای اجرائی‌ می‌تواند با اکثریت نسبی‌آراء، رئیس پیشین آپیموندیا یا هر یک از اعضای دیگر شورای اجرائی‌ را که خدمات ارزشمند ارائه نموده‌اند، به عنوان رئیس افتخاری برگزیند.

مجمع عمومی یا شورای اجرائی‌ می‌تواند مسؤولیت وظایف مهم نمایندگی یا داوری را به رئیس افتخاری محول نموده یا اینکه از او به عنوان مشاور در صورت بروز مشکلات در داخل یا با سازمان‌های عضو استفاده نماید. مجمع عمومی به ‌ دنبال پیشنهاد شورای اجرائی‌ می‌تواند زنبورداران، دانشمندان برجسته یا کارمندان لایق تشکیلات آپیموندیا را به عنوان اعضای افتخاری منصوب نماید. رئیس افتخاری، نقش رئیس اعضای افتخاری را ایفاء می‌نماید. اعضای افتخاری از پرداخت حق عضویت معاف هستند.

ماده۲۳ـ همایش‌های بین‌المللی

همایش‌های آپیموندیا معمولاً به صورت دو سالانه برگزار می‌شود. سازماندهی و اجرای این همایش‌ها بر عهده آپیموندیا و عضو وابسته کشوری است که این همایش در نظر است طبق تصمیمات مجمع عمومی در آن برگزار شود. در ارتباط با نحوه درخواست برگزاری همایش آپیموندیا، رهنمودهایی در آیین‌نامه‌های آپیموندیا ارائه شده‌است. براساس آیین‌نامه‌های آپیموندیا و موافقتنامه، رعایت دستورالعمل‌های شورای اجرائی‌ از سوی برنامه‌ریز ذی‌ربط الزامی خواهد بود.

ماده۲۴ـ دارایی‌ها

مدیریت دارایی‌های آپیموندیا بر عهده هیأت مدیره خواهد بود.

ماده۲۵ـ بودجه و مدیریت

جلسه بازنگری مسائل مالی آپیموندیا باید به صورت سالیانه برگزار گردد و گزارش مالی به صورت دو سالانه به استماع مجمع عمومی برسد.

ماده۲۶ـ تغییر در اساسنامه آپیموندیا

هیأت مدیره، شورای اجرائی‌ و اعضای واجد حق رأی می‌توانند درخواست تغییر اساسنامه را تسلیم نمایند. این درخواست ‌ ها باید شش ماه قبل از مجمع‌ عمومی توسط رئیس یا دبیرکل دریافت شوند. دبیرکل ملزم خواهد بود تا این درخواست‌ها را حداقل دو ماه قبل از مجمع عمومی، در اختیار اعضای واجد حق رأی قرار دهد. تغییر در اساسنامه فدراسیون، مستلزم رأی اکثریت دو سوم اعضای حاضر می‌باشد. اگر امکان برگزاری مجمع‌ عمومی طبق برنامه بنا به هر دلیل وجود نداشته باشد، تغییر در اساسنامه فدراسیون به صورت رأی‌گیری مکتوب که مسؤولیت سازماندهی آن بر عهده هیأت‌مدیره می ‌ باشد، انجام خواهد پذیرفت. این تغییرات نیز باید با رأی اکثریت دو سوم تمام اعضاء به تصویب برسد. هرگونه تغییر در اساسنامه آپیموندیا توسط مجمع عمومی بلافاصله پس از تصویب آنها نافذ خواهد شد.

ماده۲۷ـ آیین‌نامه‌ها

آیین‌نامه‌ها، وظایف داخلی آپیموندیا و ارکان آن، رابطه حقوقی با اعضای آن، حق عضویت ‌ ها، اجرای موضوعات تجاری، برگزاری همایش‌ها و محافل علمی، پرداخت ‌ ها و فهرست‌های قیمت، رابطه آپیموندیا با سازمان ‌ ها و مؤسسات وابسته و انجمن‌های دائمی را تنظیم می‌نماید. هیأت مدیره، شورای اجرائی‌ و اعضای واجد حق رأی می‌توانند درخواست تغییر آیین ‌ نامه ‌ ها را تسلیم نمایند. این درخواست‌ها باید شش ماه قبل از مجمع عمومی توسط رئیس یا دبیرکل دریافت شوند. دبیرکل ملزم خواهد بود تا این درخواست‌ها را حداقل دو ماه قبل از مجمع‌ عمومی در اختیار اعضای واجد حق رأی قرار دهد. تغییر در آیین‌نامه‌ها مستلزم رأی اکثریت نسبی اعضای حاضر می‌باشد.

ماده۲۸ـ انحلال

در صورت انحلال فدراسیون، مجمع عمومی ملزم خواهد بود تا با رأی اکثریت دو سوم تمام اعضای خود درباره انتقال دارایی ‌ ها به نفع یک یا چند سازمان بین‌المللی که آپیموندیا با آنها ارتباط کاری دارد و قادر به انجام فعالیت‌هایی در راستای تأمین منافع پرورش زنبور عسل در سطح جهانی هستند، تصمیم‌گیری نماید. در صورتی که مجمع‌ عمومی تصمیم به انحلال بگیرد، در آن صورت مجمع‌ عمومی نسبت به تعیین دریافت‌کننده و مدیر تصفیه و ضوابط و شرایط تصفیه مبادرت می‌نماید. اگر امکان برگزاری مجمع‌ عمومی طبق ‌برنامه بنا به هر دلیل وجود نداشته باشد، انحلال فدراسیون به صورت رأی‌گیری مکتوب که مسؤولیت سازماندهی آن بر عهده هیأت مدیره می‌باشد، انجام خواهد پذیرفت. انحلال باید با رأی اکثریت دو سوم تمام اعضاء به تصویب برسد.

ماده۲۹ـ متن اصلی

نسخه اصلی و الزام‌آور اساسنامه فدراسیون، نسخه زبان انگلیسی خواهد بود که برای تمامی ارزیابی‌‌ها، بحثها و تفسیرها ملاک می‌باشد.

قانون فوق مشتمل بر ماده واحده منضم به متن اساسنامه شامل بیست و نه ماده در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ یازدهم مردادماه یکهزار و سیصد و نود و یک مجلس‌شورای‌اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۲۵/۵/۱۳۹۱ به تأیید شورای‌نگهبان رسید.

نویسنده: علیرضا خواجه

ادامه مطلب