سایت زنبورعسل ایران لوازم زنبوداری جهانی فروشگاه لوازم زنبوداری پرورش زنبورعسل ادوات زنبورعسل

تلقیح

موضوعات : تغذیه

نظر به اینکه بروز بیماری ها خود به خود نبوده و برای وقوع آن بایستی شرایط لازم فراهم شود و استرسها (گرما و سرما)می تواند سرآغاز آن باشد به منظور پیشگیری از بروز مشکلات بیماری ها و حفظ سرمایه و کسب درآمد نگهداری کلنی ها در شرایط مطلوب از اصول مهم بوده که نیاز به مقدمات دارد و زمستان گذرانی مهم ترین آن است .

اولین اصل:

وجود مقدار کافی و مناسب ذخیره غدا در کندو است .که باید حداقل برای هر کندو با ۵ قاب متوسط زنبور ۵کیلو عسل باشد. عسل مذکور بایستی به صورت قاب و با پولک سربسته باشد تا در زمان نیاز زنبوران نسبت به باز نمودن حجرات عسل و مصرف آن اقدام نمایند(در مناطق با طول زمستان متوسط).در صورتی که دستی در برنامه قرار داشته باشد می توان در رژیم غذایی دستی مقداری (شربت عسل)همراه نمود . (مقدار غذا با طول دوره سرما بستگی دارد )البته وجود گرده در قابها الزامی است .

دومین اصل 

ترتیب چیده شدن قابهاست یک قاب پوکه یا یک طرف خالی و طرف دیگر عسل از سمت خالی بایستی در جوار دیواره کندو قرار گیرد. قابهای مناسب تخم ریزی یا حاوی تخم ، لارو و شفیره کنار قاب مذکور قرار گرفته و سپس قاب حاوی غذا در قسمت کنار این قابها(به سمت مرکز کندو) قرار گرفته و سپس یک قاب خالی (پوکه) قرار گرفته کنار آن در هر طرف کندو یک میخ کوچک برای ثابت نمودن قابها به کندو زده و یا بقیه فضا را با قاب بدون موم به جهت ثابت نمودن قابها پر نموده و درب کندو را می بندیم (قرار دان گونی پلاستیک یا برزنت روی قابها و بستن سوراخ تهویه پشت کندو ، مغایر اصول بهداشتی است ) ولی استفاده از پوشش تخته سه لا یا فیبری دارای منفذ مناسب توصیه می شود در صورت لزوم می توان در یک جعبه کندو دو کلنی را مستقر کرد و دو سوراخ پرواز در ان تعبیع نموده و بین هر دو کندوی مستقل را به قرار دادن یک صفحه فیبری تا زیر سقف کندو به موازات قابها از کف تا زیر درب کندو آنها را از هم جدا نمود. سوراخهای تهویه درب و بدنه کندو نبایستی مسدود گردد.

سومین اصل:

ترکیب جمعیتی و میزان آن و مدیریت بیماریها می باشد.

الف) ترکیب جمعیتی: به این منظور در هر کلونی بایستی مقدار مناسبی تخم روز ، لارو و شفیره به انضمام تعداد مناسبی زنبور کارگر جوان وجود داشته باشد. و بهتر است هر ساله حدود ثلث تا نصف قابهای حجره دار نو شود.

ب) در مورد بیماریها نکات بسیاری باید قید شود. لیکن بدلیل اینکه در هر منطقه ای به علت بیماریهای خاص و شرایط ویژه نکات بهداشتی و درمانی همان منطقه باید رعایت شود و شرایط خاص را کارشناس هر منطقه بایستی بررسی و اعما نماید. لذا به ذکر نکات کلی و بطور اجماع اکنتفا می شود.

بنابراین فعلا مبارزه و کنترل آفات و انگلهای زنبور عسل (واروا ، نوزما آکارا پیس و ...) که از اهمیت بسیاری برخوردار است مختصرا بیان می شود.

در مورد واروا تا ۲% میانگین آلودگی زنبوران بدون اهمیت و میانگین تا ۵% قابل درمان و یا برنامه ریزی برای درمان در فصل بعدی می باشد. آلودگی بیش از ۵% بایست برنامه ریزی قاطع اعمال شود ( حذف کندوهای ضعیف یا ادغام آنها و مصرف دارو یا اقدامات بیولوژیک ضروری است.( میانگین آلودگی = معدل درصد آلودگی تعداد کندوهای نمونه گیری شده است ) (درصد آلودگی = تعداد کنه * ۱۰۰ تقسیم بر تعداد زنبور نمونه)

در مورد نوزما در صورت رویت علایم و شدت آلودگی باید تصمیم گیری و درمان مناسب انجام شود ابتدا اگر تعداد کندوهای آلوده کم بود (یک کندو) حذف آن و جدا سازی کندوهای مشکوک و درمان آنها و پیش گیری در بقیه کندو ها ضرورت دارد. ( ظهور علایم در بیش از یک کندو با توجه به رطوبت منطقه و یا کوچ به منطقه مرطوب درمان کلیه کندوها ضروری است) در صورت وجود سابقه قبلی بیماری مثلا در فصل بهار قبلی نیز بایستی نمونه گیری و آزمایش شود. اگر وجود بیماری به صورت مزمن یا مخفی تایید شد(بیش از ۶۰ عدد عامل بیماری در یک شان میکروسکوپی از محلول حاصل از سلایه شکم ۲۰ زنبور ) در صورت لزوم با توجه به وجود علایم و درصد آلودگی کندوها ( بیش از ۱% ) اقدام به مبارزه نمود.

در مورد آکاراپیس وودی در صورتیکه کوچ به مناطق خشک تر از محل استقرار قبلی در برنامه باشد نیاز به اقدام دارویی نمی باشد ضمنا اگر داروهای تدخینی و یا سیستمیک ضد واروا یا اسید اگزالیک و یا اسید فرمیک در مبارزه مصرف شود. از شدت وفور اکاراپیس ودی می کاهد و کنترل زنبورستان در فصل زاد و ولد بعدی ضروری است . اصولا این بیماری به رطوبت منطقه بستگی شدید دارد و در مناطق خشک دیده نمی شود.

در مورد لوک نیز بایستی با دقت و شدت عمل شود و عاری بودن کندوها از علایم بیماری قطعی گردد. و در صورت نیاز اقدام درمانی مناسب انجام شود( حذف کلیه کندوهای دارای علامت و تجویز دارو به هر کندو ۴ بار به فاصله یک هفته هر بار ۱۰۰ الی ۲۰۰ میلی گرم اکسی تتراسیکلین ۲۰% ) به ویژه در مبارزه با لوک آمریکای که درمان بلند مدت و نابودی هاگها پس از تبدیل هاگ به باسیل میسر و از اهمیت زیاد برخوردار است اصوالا تا هنگامی که هاگها در کندو باشد و با نوزادان تماس یابد. هاگها به باسیل تبدیل و سپس باسیلها هر کدام هزاران هاگ ایجاد و هاگها مجددا به باسیل تبدیل و باعث بروز بیماری می شود. حذف کلیه قابهای دارای علایم بیماری و جابجایی زنبورستان سرلوحه کار است.

(ضمنا سایر بیماریها نیز مهم است و باید مد نظز باشد ولی در درجه بعدی اهمیت است و حسب مورد بایستی اقدام شود)

توضیح اینکه رابطه میزان جمعیت کندو و حجم آن با طول دوره سرما و شدت سرما بایستی رعایت گردد. یعنی اگر طول دوره سرما یا شدت آن کم باشد جمعیت کمتری نیاز است و برعکس و به همین مبنا جمعیت بیشتر غذای بیشتری نیاز دار. بنابراین صلاح در این است که همیشه مقدار غذا بیش از نیاز کندو برای زمستان گذرانی در نظر گرفته شود که اگر سرما و عدم دسترسی به گل و تامین غذا بروز نمود جمعیت کندو از بی غذایی نابود نشود و تمام زحمات و هزینه مربوطه هدر نرود. البته مکان استقرار کندوها و تاثیر سرمای محیط استقرار بر مصرف عسل تاثیر داشته و سرمای قابل تحمل در کاهش مصرف عسل موثر است که باعث کاهش تحرک و کاهش تخم ریزی و جمعیت نیز می شود که جبران جمعیت در شروع گرما بایستی در اولویت باشد و بدین منظور می توان کوچ کوتاه یا لزوما بلند و تغذیه دستی تحریکی دو ماه قبل از نیاز به جمعیت فراوان اجرا گردد. و افزایش جمعیت با شروع وفور گل در طبیعت بایستی تطابق داشته و در واقع پیشواز فصل گل رفتن و جلوتر از صحرا و طبیعت بودن بایستی هدف اصلی در کسب عسل باشد.

استراتژی درمان

نظر به اینکه مصرف سموم (دارو)از نظر هزینه اقتصادی ونیروی کارگر و تاثیر منفی آن برروی ساختار بدنی زنبور (ژنها) به وبژه ملکه و باقی مانده دارویی در عسل و سلامت مصرف کننده عسل و عواقب ناشی از اثرات سوء سموم روی نسل های بعدی زنبور واجد اهمیت است و با توجه به اینکه بیماری های انگلی پیشگیری ندارد و برای تصمیم به درمان هم بایستی آلودگی در حد منطقی باشد تا اقدام به دارو درمانی سنجیده باشد .

بنابراین در استراتزی مبارزه و درمان واروا مصلحت در آن است که :

۱) برنامه مراقبت از این بیماری به ویژه در کندوهای با آلودگی قبلی از نظر اقتصادی – سلامت عسل و کندو – و هزینه نیروی کار مهم بوده و باید مد نظر باشد و در صورتی که آلودگی ثابت مانده با توجه به شرایط و فصل اقدام شود یا اگر رو به ازدیاد است تصمیم مناسب اتخاذ (درمان شود). در صورتیکه اگر الودگی رو به تنزل است از درمان دارویی پرهیز نمود .و به اقدامات حمایمی و بیولوژیک به منظور حصول نتیجه بهتر و سریع تر روی آورد .بدین سان با اعمال ادغام کندوهای مقاوم و تغذیه دستی و دادن قاب شفیره و زنبور جوان بالغ به مقاومت بیولوژیک زنبورها رسید .

۲) با توجه به ویژگی های زنبور عسل (خسلت نظافت گری + زنهای R,U و پدیده گرومینگ و خصلت اموزش پذیری عمل گرومینگ ، زنبوران تازه متولد یا منتقل به کندوی جدید عمل گرومینگ را فرا میگیرند)ذاز همین ویژگیها در جهت حذف درمان داروی ناخواسته باید استفاده نمود.

روش برخورداری با بیماری (استراتژی مبارزه با وآروآ)

گر معدل آلودگی در حد کمتر از ۲% بود کلا نیاز به درمان نیست و برنامه مرافبت سالی یکبار دو ماه بعد از شروع اولین تخم ریزی عمده یا ابتدای هر فصل کوچ به گرمسیر، بایستی انجام شود و اگر معدل آلودگی تا ۵% بود بایستی ابتلاء مشکوک قلمداد و شرایط کوچ و فصل راهنمای مراقبت بیماری در زنبورستان باشد و بر این اساس استراتژی درمان برگزیده شود. در صورتی که معدل آلودگی بیش از ۵% بود با توجه به فصل اگر ابتدای فصل زاد و ولد بود اقدام به درمان باید صبر نمود. در غیر این صورت حسب شرایط بایستی اقدام شود.

۱) نکته مهم : در صورت عدم استفاده از سموم مجاز (مصرف سموم غیر مجار بسیار خطرناک است)با حذف کندوهای ضعیف و غیر مقاوم به واروا و برنامه حمایت غذایی جمعیت و کمک بیولوژیک (استفاده از گونه های مقاوم ) پس از چند سال کندوها به نحو محسوسی قدرت مقابله و دفاع از خود علیه واروا را کسب می کند .

۲) نکته مهم : اصولا هر دارو در صورتی که وارد سیستم بدن زنبور شود از جنبه های مختلف تاثیرات متفاوتی در زنبورها دارد که بعضی سوء بوده و بهتر از حداقل مصرف داروها و حداکثر اعمال مدیریت و اقدامات حمایتی جهت مفقیت بلند مدت انجام شود (حتی الامکان اقدام دارویی دارویی و حمایت بیولوژیک توام باشد ).

۳) سموم مجاز بایستی طبق تناوب و دقیقا طبق توصیه سازنده و دامپزشک متخصص مصرف شود تا ضمن اجتناب از ظهور نسل مقاوم کنه به سم از تجمع و اثرات سوء یک نوع سم در کندو(در موم و زنبور و عسل )پرهیز نمود .

خلاصه: داروها به ویژه سموم ضد واروا بایستی بسیار اگاهانه مصرف شود تا از بروز نسل مقاوم کنه –انباشت سم و به ویژه یک نوع سم که ممکن است به حد خطرناک در موم و بدن زنبورها به خصوص ملکه و عسل برسد پرهیز شود و از اصول بیولوژیک و اقدامات حمایتی و تغذیه ای مناسب در کندوها بهره برد و ز توان مقابله طبیعی زنبوران با واروا استفاده شود تا علاوه بر پرهیز از مشکلات عدیده (مالی , بهداشتی ,ضعف کلی زنبوران و عدم تولید عسل و غیره ) عسل سالم تر و بیشتر و کار توام با موفقیت اقتصادی که هدف هر کسی است حاصل شود . قطعا به گزینی می تواند در این مورد نقش عمده ای داشته باشد و توصیه می شود این سموم نه کمتر و نه بیشتر از دستور سازنده یا دامپزشک متخصص استفاده شود .

 

نویسنده : دکتر سیروس کوشا -کارشناس سازمان دامپزشکی کشور

زمستان گذراني زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

بازديد كندوها براي اماده كردن كلنيها براي زمستان گذراني به شرايط اب و هوايي مناطق مختلف بستگي دارد.اماده سازي كلني ها براي زمستان گذراني بايد بلافاصله بعد از برداشت عسل در اواخر تابستان يا اوايل پاييز اغاز شود.در اين بازديد بايد سه عامل مورد توجه قرار گيرد.اول:وجود ملكه جوان و شايسته در كندوو وضعيت تخمگذاري ان.دوم:وضعيت جمعيت كندو.سوم:وضعيت ذخيره زمستاني كندو.در صورتي كه كندويي داراي ملكه پير و از كار افتاده بوده و يا كندويي بدون ملكه باشد در صورتي كه زنبوردار ملكه جوان تخمگذار در اختيار داشته باشد بايد ملكه پير را حذف كرده و ملكه جوان را به ان كندو معرفي كند.و در صورت نداشتن ملكه جوان چنين كندويي را در ليست كندوهاي ادغامي قرار دهد.در مورد وضعيت جمعيت كندو هر گاه كندويي در اواخر تابستان كمتر از چهار قاب جمعيت داشته باشد چنين كندويي را بايد ادغام كرد.با توجه به ذخيره زمستاني نحوه تغذيه بايد طوري باشد كه هر كندو براي يك قاب جمعيت حداقل دو كيلو عسل در اختيار داشته باشد.به عبارت ديگر يك كندوي ده قاب جمعيت بايد حدود 20كيلو عسل جهت زمستان گذراني داشته باشد.

بازديد كندوها براي زمستان گذراني زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

گرده گل

اندازه گرده گل از كوچكترين آن (Myosotis ) يك هزارم ميليمتر تا بزرگترين آن گرده گل كدو دو دهم ميليمتر با رنگهاي متنوع از زرد كم رنگ تا قرمز و قهوه اي كاملاً متنوع است .

در کنار عسل و عسلک، گرده گل (عنصر پرزينگي گل) مهمترين غذايي است که زنبور عسل براي زيستن و رشد بدان نياز دارد و آن را از روي گلهاي گياهان جمع آوري و به کندو آورده و صرف تغذيه لاروها مي نمايد. بدون گرده لاروها و زنبورها قادر به ادامه حيات نيستند، البته موادي وجود دارند که در مواقع ضروري براي مدت کوتاهي مي توانند تا اندازه اي جانشين گرده گل شود و کمبودش را نسبتا جبران نمايد ولي جانشيني دائمي مشکل و غيرممکن است.

در حال حاضر قیمت هر 100 گرم گرده گل بطور متوسط بین 15 الی 25 هزار تومان متغیر است

براي تشخيص دقيق نوع گل و منطقه اي كه عسل از آن تهيه شده ار ست ، اقدام به تجزيه گرده گل ميكنند كه هيچگونه احتمال اشتباه در آن نيست از اين طريق ، ميتوان ارزش عسلهاي موجود در بازار را تشخيص داد و آنهايي كه مي خواهند عسلهايي را به جاي نوع ديگر معرفي كنند ، نا اُميد كرد .

تنها با ديدن خواص فيزيكي ظاهري عسل ( شكل ظاهري ، طعم ، رنگ و عطر ) نمي توان با اطمينان كيفيت آنرا مورد تائيد قرار داد و تنها روش بدون خطا براي ارائه كارت هويت براي يك عسل، همان تجزيه گرده گل است، زيرا عسل داراي تعداد بي شماري گرده بوده ( تنها در يك كيلوگرم عسل ، چند ميليون گرده گل يافت مي شود كه معمولاً از ديد چشم غير مسلح پوشيده است.

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

انبار یا هر جایی که عسل در آن نگهدازی می شود باید پاکیزه و براحتی قابل تمیز شدن باشد ، و در دسترس حشرات ، جانوران و یا آلودگی های نظیر گرد و خاک نباشد . دمای انبار و طول مدت نگهداری نیز بر کیفیت عسل تاثیر می گذارد . اگر عسل را بعد از بسته بندی نهای در دمای 22 تا 25 درجه سانتی گراد انبار کنیم تغییرات آن در سطح قابل قبول بوده و موجب از بین رفتن رنگ ، طعم و آنزیم های عسل خواهد شد . عسلی که مرحله نهایی ( حرارت ) را نگذرانده است باید در دمای کمتر از 10 درجه سانتی گراد نگهداری شود . انجام این کار روی رنگ ، عطر و طعم عسل حتی پس از سالها هیچ تاثیری نخواهد گذاشت . بهترین دما برای نگهداری عسل 7 الی 12 درجه سانتی گراد می باشد .

از آنجائیکه عسل خیلی زود بوهای خارجی را به خود جذب می کند بنابراین نباید آنرا نزدیک موادی مانند پارافین ، قیر ، بنزین و ماهیای دودی نگهداری نمود .
از آنجائیکه عسل شدیدا جاذب الرطوبه است بنابراین در هر جا که نگهداری می شود اعم از جاهای مرطوب ، خشک ، داخل یخچال و قفسه ها باید فقط در ظروف سر بسته با سر پوش محکم باشد .
بر خلاف اغلب مواد غذایی عسل را می توان برای مدت نامحدود نگهداری نمود . عسل طبیعی بسته بندی شده در اثر گذشت زمان کمی از نظر طعم تندتر و از نظر رنگ تیره تر می شود ، اما کیفیت آن در صورتی که در معرض هوا قرار نگیرد تغییر ی نخواهد کرد .
نگهداری عسل به مدت طولانی ، روی ترکیبات آن اثرات زیادی می گذارد ، عسل شبدر محصول سال 1923 با عسل شبدر محصول 1957 ، با هم مقایسه شده است . افزایش میزان هیدروکسی متیل فورفورال ( HMF ) در عسل در طی مدت نگهداری ( زمان و حرارت ) بیانگر کیفیت عسل می باشد . میزان HMF در عسل در طی مدت نگهداری و درجه حرارت را نشان می دهد . 
 عسل داراي خاصيت اسيدي است و نگه داري آن در ظروف فلزي نامناسب است ، زيرا خاصيت اسيدي عسل موجب خوردگي ظروف فلزي و مهاجرت ذرات فلز به داخل عسل مي شود ؛ ظروف پلاستيكي و نايلوني باعث تغيير مزه و طعم عسل مي شود .

سالمترين روش نگه داري در حجم كم ظروف شيشه اي ، لعابي و سفالي  است ، براي نگه داري عسل با حجم زياد بايد از ظروف استيل يا ظروفي كه سطح داخلي آن به وسيله مواد مقاوم به اسيد پوشيده شده باشد استفاده نمود  .

انبار یا هر جایی که عسل در آن نگهداری می شود باید پاکیزه و براحتی قابل تمیز شدن باشد ، و در دسترس حشرات ، جانوران و یا آلودگی های نظیر گرد و خاک نباشد . دمای انبار و طول مدت نگهداری نیز بر کیفیت عسل تاثیر می گذارد . اگر عسل را بعد از بسته بندی نهایی در دمای اتاق انبار کنیم تغییرات آن در سطح نسبتا  قابل قبول می باشد .

عسلی که مرحله نهایی ( حرارت ) را نگذرانده است باید در دمای کمتر از 10 درجه سانتی گراد نگهداری شود . انجام این کار روی رنگ ، عطر و طعم عسل حتی پس از سالها هیچ تاثیری نخواهد گذاشت . بهترین دما برای نگهداری عسل منفی 7 الی 12 درجه سانتی گراد می باشد .به شرطی که ظروف مورد استفاده کاملا مقاوم به اسید بوده و همچنین حتی الامکان جریان هوا محدود و محیط بسته باشد  

از آنجائیکه عسل خیلی زود بوهای خارجی را به خود جذب می کند بنابراین نباید آنرا نزدیک موادی مانند پارافین ، قیر ، بنزین و ماهیای دودی چای  ، نگهداری نمود .

از آنجائیکه عسل شدیدا جاذب الرطوبه است بنابراین در هر جا که نگهداری می شود اعم از جاهای مرطوب ، خشک ، داخل یخچال و قفسه ها باید فقط در ظروف سر بسته با سر پوش محکم باشد .
بر خلاف اغلب مواد غذایی عسل را می توان برای مدت نامحدود نگهداری نمود . عسل طبیعی بسته بندی شده در اثر گذشت زمان کمی از نظر طعم تندتر و از نظر رنگ تیره تر می شود ، اما کیفیت آن در صورتی که در معرض هوا قرار نگیرد تغییر ی نخواهد کرد .

نگهداری عسل به مدت طولانی ، روی ترکیبات آن اثرات زیادی می گذارد ، از جمله می توان به افزایش میزان هیدروکسی متیل فورفورال ( HMF )  اشاره نمود که در عسل در طی مدت نگهداری ( زمان و حرارت ) بیانگر کیفیت عسل می باشد

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

طریقه نگهداری عسل

حرارت دهی عسل: ‏
غلظت و چسبندگی بيش از حد عسل سبب شده ، زنبورداران زمان استخراج ، فرآوری و بسته بندی عسل با ‏مشکلات فراوانی مواجه شوند . درجه چسبناکی عسل ها با توجه به نوع شهد ، منطقه برداشت و ترکيبات عسل ‏متفاوت است . چنانچه درجه چسبناکی عسل گياه مريم گلی در 25 درجه سانتی گراد در مقايسه با عسل شبدر ‏شيرين 28 واحد (توازن ‏poise ‏ ) بيشتر است . چسبناکی عسل عامل مهمی در فرآيند توليد است. چنانچه اين ‏خاصيت ويژه عسل می تواند مدت زمان طولانی را در استخراج ، تصفيه ، مخلوط نمودن و بسته بندی به خود ‏اختصاص می دهد . گرم نمودن عسل از چسبناکی عسل می کاهد به طور مثال درجه چسبناکی عسل شبدر شيرين ‏در 13/17 درجه سانتی گراد 600 توازن و در 17/1 درجه سانتی گراد 2/6 توازن است . از اين خصيصه در فرآيند ‏های توليد صنعتی استفاده های فراوانی برده می شود . خصوصيات عسل مربوط به ترکيبات اساسی پايدار قندها ‏نيست چرا که می توان آنها را در هر محصول شيرين ديگری مثل قند ساده ، شيره ميوه ها ، مارمالادها، و... يافت . ‏اين خصوصيت ويژه را می توان مربوط به ترکيبات جزئی شهد و خود زنبور دانست . بسياری از اين مواد که به ‏عسل ، بو و طعم و برخی خواص حياتی می بخشد بسيار نا پايدار و بی ثبات هستند يعنی آنها با حرارت دادن دچار ‏آسيب می شوند . با در نظر گرفتن موارد ذکر شده بر کيفيت و خواص فيزيکی مخصوص عسل ، آنرا با دقت تحت ‏تاثير حرارت قرار دهيم .‏

دمای مطلوب در زمان استخراج عسل
اغلب توصيه می گرددبرای سهولت در استخراج بلافاصله پس از از انتخاب شان های عسل ، آنها را درپوش ‏برداری و عسل آنرا استخراج نمود . اما چنانچه وقفه ای در اين ميان ايجاد شد نگهداری شانها در دمای 32 تا 35 ‏درجه به مدت يکروز قبل از استخراج عسل پيشنهاد می گردد . اين دما هم به تغليظ سازی و هم به استخراج آسانتر ‏عسل کمک می نمايد . لازم به ذکر است حرارت دهی بالا در زمان استخراج می تواند منجر به شکسته شدن شانها ‏درون اکستراکتور گردد.‏
‏ ‏
حرارت مطلوب در زمان تصفيه عسل ‏
تصفيه عسل از ناخالصی هايی که به هر دليلی با عسل مخلوط شده اند يکی از مراحل مهم در فرآوری عسل می ‏باشد . تصفيه عسل به منظور جدا سازی مواد جامد که در ظاهر و يا حتی در طعم ، بو ، و ترکيب عسل اثر می ‏گذارد و يا برای پيشگيری از شکرک زدن عسل صورت می گيرد . تصفيه شدن عسل شامل دو مرحله می باشد : ‏
‏1) تصفيه نا خالصی های بزرگ مانند قطعات موم ، قطعات بدنی زنبور ، سنگ ريزه و...‏
‏2) تصفيه ناخالصی های ريز مانند : دانه های گرده ، مواد کلوئيدی و....‏
برای سرعت بخشيدن به عمل تصفيه ، معمولاً عسل را مقداری گرم می کنند . عمل ته نشينی ناخالصی های بزرگ ‏در دمای 25 تا 30 درجه سانتی گراد تقريباً به سرعت صورت می گيرد . برای جدا سازی نا خالصی های ريز ، عسل ‏را بايد از صافی يا شبکه توری با سوراخ های 2/ تا 1/ ميليمتری عبور داد . ميزان دمای پيشنهادی برای اين عمل نيز ‏‏30 درجه سانتی گراد می باشد . نکته قابل توجه در اين قسمت از فرآوری اين که در هنگام ته نشينی حتی الامکان ‏از ظروف سر بسته استفاده شود در غير اين صورت سطح تماس عسل را با هوا کاهش داد و از ايجاد حباب های ‏هوا درون ظروف عسل جلوگيری به عمل آورد چون حتی يک حباب کوچک هوا در شرايط مساعد می تواند ‏هسته تشکيل شکرک باشد .‏
حرارت مطلوب در زمان بسته بندی
‏ حرارت دهی عسل در زمان بسته بندی به منظور کاستن از چسبندگی و سهولت در انتقالات از ظروف ذخيره به ‏ظروف کوچک و مورد نظر برای فروش صورت می گيرد . حرارت مطلوب برای اين کار بين 30 تا 40 درجه ‏سانتی گراد پيشنهاد می گردد.
پيشگيری از تخمير و شکرک زدن عسل ‏
اصولاً پيشگيری از شکرک زدن عسل به منظور نگهداری طولانی تر در قفسه های فروشگاه ها و حفظ حالت ‏فيزيکی مناسب و جلب نظر کننده صورت می گيرد وجود انواع ناخالصی های ريز و درشت ، رطوبت زياد ، ‏ترکيب خاص برخی عسل ها ، شرايط نگهداری عسل در شکرک زدن عسل موثر هستند . پيشگيری از شکرک ‏زدن و تخمير عسل در دو مرحله صورت می پذيرد : ‏
‏1) تصفيه عسل از نا خالصی ها ‏
‏2) حرارت دهی عسل به منظور ذوب بلور های کوچک و يا از بين رفتن حباب های ريز هوا و ساير نا خالصی ‏هايی که از صافی تصفيه عبور نموده اند که خود می توانند هسته تشکيل دهنده شکرک باشند . ‏
حرارت دهی پس از تصفيه به شرايط مختلفی وابسته است . نوع منبع شهدی عسل ، حجم عسل ، شرايط محيطی و ‏‏... از جمله عواملی اند که در ميزان حرارت دهی در پيشگيری از شکرک زدن موثر هستند . ‏
برخی منابع دمای 63 درجه سانتی گراد به مدت نيم ساعت برای پيشگيری توصيه نموده اند . برخی از منابع نيز ‏ميزان حرارت و مدت زمان حرارت دهی را بر اساس حجم عسل بدينگونه توصيه می نمايند :‏

زمان مورد نياز در اتاق های گرم برای ذوب بلور های ريز عسل ( با 5/17 آب) در اتاق داغ بدون هم زدن به اندازه ‏دمای اتاق
اندازه ظرف 40 درجه سانتی گراد 45 درجه سانتی گراد 50 درجه سانتی گراد‏
‏20 کيلوگرم 24 ساعت 18 ساعت 16 ساعت‏
‏50 کيلوگرم 48 ساعت 36 ساعت 24 ساعت‏
‏80 کيلوگرم 108 ساعت 72 ساعت 60 ساعت‏
‏300کيلوگرم ------ 108 ساعت 72 ساعت‏
حرارت مطلوب برای عسل های شکرک زده
برای ذوب بلور های شکر در مقياس تجاری درجه حرارت مناسب 60 تا 70 درجه سانتی گراد می باشد . مدت ‏زمان حرارت دهی تا موقعی است که قسمت زيادی از حجم عسل کريستاله شده ذوب گردد . در اين موقع حرارت ‏دهی را قطع می نماييم و مابقی عسل متبلور نيز با حرارت باقی مانده ذوب خواهد شد ‏
شيوه های حرارت دهی عسل ‏
نحوه حرارت دهی به عسل بايد به طور غير مستقيم صورت گيرد . همواره اين نکته را بايد در نظر داشت که عسل ‏به هيچ عنوان نبايد بجوشد . در مقياس های کوچک برای حرارت دهی ظروف عسل را می توان درون ظروف ‏بزرگتر و محتوی آب گرم قرار داد.
در اين روش بايد دقت نمود مقدار حرارت آب 5 تا 10 درجه بيشتر از مقدار حرارت مورد نظر برای عسل باشد .‏
در مقياس های بزرگ استفاده از مخازن بزرگ دو جداره و مخازنی که دارای لوله هايی حاوی آب گرم می باشند ‏و اين لوله ها به صورت منظم و پيچ در پيچ درون مخزن به طور غير مستقيم عسل را گرم می کنند ، نيز کاربرد ‏دارد.‏
استفاده از اتاق های حمام گرم نيز برای حرارت دهی در مقياس های تجاری متداول است . اين اتاق ها شامل ‏محفظه ای بسته ، دارای چند حفره ورودی بخار گرم و چند تخليه کننده هوا و کنترل کننده رطوبت هوا می باشند .‏
عبور عسل از روی سکو های شيب دار در اتاق های حمام و يا اتاق های خلع که سکوها در اين حالت گرم می ‏باشند نيز در مقياس های تجاری متداول می باشد . قرار دادن حجم زيادی از عسل درون ظروف سر باز درون اتاق ‏های حمام گرم با کنترل رطوبت نيز متداول است .‏
اثرات حرارت دهی بيش از حد عسل
امروزه کسانی که آشنايی کامل با عسل دارند ترجيح می دهند عسل را بدون اينکه حرارت ديده باشد مستقيماً از ‏منابع توليد اوليه تهيه و مصرف نمايند . 95 تا99 درصد از مواد جامد عسل را قند ها و بقيه آنرا انواع مواد معدنی ، ‏مواد آلی ، آنزيم ها ، پروتين ها ، چربی ها ، ويتامين ها ، اسيدها و مواد آروماتيک تشکيل می دهند . اين مواد بی ‏ثبات و به حرارت بسيار حساس اند . برخی خواص بسيار مفيد دارويی عسل به واسطه همين مواد مي دانند ‏
که توسط حرارت از بين می روند .در ادامه مثالی ساده راجع به تاثيرات مقدار حرارت بر روی آنزيم دياستاز که از ‏آنزيم های گوارشی زنبور عسل است و خواص تغذيه ای و درمانی فوق العاده ای دارد آورده می شود .‏
نيمه عمر دياستاز که برای دماهای مختلف محاسبه شده است
نيمه عمر زمانی است که در آن مقدار دياستاز به نصف ارزش اصلی خود تقليل يابد
دما ( درجه سانتی گراد) نيمه عمر دياستاز عسل
‏10 12600 روز‏
‏20 1480روز
‏30 200روز
‏40 31روز ‏
‏50 38/5 روز‏
‏60 05/1 روز‏
‏70 3/5 ساعت‏
‏80 2/1 ساعت‏
حرارت دهی بيش از حد ، نگهداری عسل در مقابل نور مستقيم خورشيد (مخصوصاً ويترين های فروشگاه های ‏عرضه عسل ) و نگهداری عسل در انبار در دماهای بالا در افت کيفيت نهايی عسل موثر هستند . از جمله علائم اين ‏نوع عسل ها می توان بدين موارد اشاره نمود : تيره شدن رنگ عسل ، تغيير عطر و بوی عسل ، تغيير مزه عسل ، ‏افزايش ميزان هيدروکسی متيل فورفوران HMF‏.‏
بهترين دما برای نگهداری عسل در انبار ها دمای پايين تر از 5 درجه سانتی گراد می باشد . ‏
در هر حال چنانچه مجبور به استفاده از حرارت در فرآوری عسل هستيد ، برای جلوگيری از کاهش افت کيفيت ‏پس از افزايش دما و انجام فرآوری دمای عسل را به سرعت پايين بياوريد .‏
در مديريت صحيح فرآوری عسل نيازی نيست در هر مرحله حرارت دهی صورت گيرد . مثلاً با حرارت تصفيه می ‏توان عمل بسته بندی را نيز انجام داد .‏
مدت زمان فرآوری را حتی الامکان کوتاه کنيد .‏
هفت قانون طلايی کيفيت عسل :‏
عوامل کنترل کننده عسل که به هفت قانون طلايی معروف هستند شامل موارد ذيل می باشند.‏
‏١- عسل بايد خالص بوده و با ماده ديگری مخلوط نشود.يعنی با توجه به قوانين مواد غذايی چيزی به آن اضافه يا کم نگردد.‏
‏٢- عسل بايد رسيده باشد يعنی بيش از نصف سلول های شان عسل دارای درپوش های مومی می باشند.‏
‏٣- جهت حفظ ترکيباتی مثل مواد معطر، آنزيم ها ، مواد ضد ميکروب و رنگدانه ها بايد عسل در شرايط طبيعی خود نگهداری ‏شود.‏
‏٤- عسل بايد تميز بوده فاقد ذرات موم ، اجزای بدن زنبورها و ساير حشرات باشد.‏
‏٥- عسل به صورت مايع (شفاف) وکريستالی بايد از غلظت خوبی برخوردار باشد.‏
‏٦- عسل بايد به خوبی بسته بندی شده و همچنين برچسب مناسبی داشته باشد.‏
‏٧- برچسب عسل بايد حاوی اطلاعات صحيحی شامل منشا گياهی عسل ،تغذيه زنبور و نام زنبوردار آن باشد.‏
اطلاعات روی برچسب عسل بايستی همواره صحيح باشد و خريدار را گمراه نکند.‏
روشهای مرسوم در فرهنگ عوام برای تشخيص عسل طبيعی از تقلبی پشتوانه علمی نداشته و روشهای صحيح و قاطعی نيستند.البته ‏اين مسئله يک امر طبيعی است زيرا عسل دارای خصوصيات پيچيدهای بوده و نيز تحت تاثير مستقيم شرايط محيطی قرار می گيرد. ‏مثلا در محيط های گرم به شدت روان شده ودر محيط سرد بسيار سفت و چسبنده است.همچنين در محيط مرطوب براحتی رطوبت ‏جذب می کند و در محيط خشک رطوبت آن کاهش می يابد.نور مستقيم خورشيد نيز براحتی ترکيبات آنرا تحت تاثير قرار می ‏دهد.‏
پس تشخيص عسل طبيعی مرغوب توسط خريداران بدون استفاده از وسايل آزمايشگاهی کار مشکلی است.البته زنبورداران و ‏افرادی که با فرآوری عسل سرو کار دارند تشخيص تجربی تسبتا خوبی دارند ولی هنوز روش ساده ای برای مردم وجود ندارد که ‏بتوانند براحتی عسل تقلبی رااز عسل طبيعی تشخيص دهند.البته در ازمايشگاه با دستگاههای ساده مرغوبيت و صدمات مختلفی که به ‏عسل وارد شده قابل اندازه گيری است. ‏
منابع :‏
‏١- شهرستانی ، ن (١٣٦٨) . زنبور عسل و پرورش آن ، مرکز نشر سپهر
‏٢- عبادی ، رحیم ، احمدی . عسل (١٣٦٩) . پرورش زنبور عسل، انتشارات راه نجات اصفهان .‏
‏٣- سید جواد سعادتمند (پاییز١٣٧٨) عسل تقلبی ، انتشارات آییژ .‏
4.Dietz , A(1990).The hive and honey bee .

تاثير تغير دما در عسل

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

نقش رنگیزها در جذب حشرات

رنگدانه های گیاهی به دو گروه اصلی کاروتنوئیدها و فلاونوئیدها طبقه بندی می شوند. کاروتنوئیدها ترکیبات ترپینوئیدی قرمز ، نارنجی و زرد هستند که به عنوان رنگدانه های فرعی فتوسنتز نیز انجام وظیفه می کنند. گسترده ترین گروه فلاونوئیدهای رنگی آنتوسیانین ها هستند. آنتوسیانین با رنگی نمودن گلها و میوه ها نقش مهمی در جذب جانوران جهت گرده افشانی و پراکنش بذر بر عهده دارند.
فلاون ها و فلاونل ها دو گروه اصلی فلاونوئیدها هستند که در گلها یافت می شوند. این ترکیبات ، طول موجهای کوتاهتر نور را جذب کرده و بنابراین بوسیله چشم انسان قابل رویت نیستند. اما حشراتی مانند زنبور که در منطقه ماورای بنفش طیف نور بینایی بهتری نسبت به ما دارند قادرند به این ترکیبات به عنوان راهنمای خوب عکس العمل نشان دهند. با استفاده از عکس برداری ماورای بنفش معلوم شده است که فلاونهای یک گل اغلب الگوهیا متقارن نواری ، نقطه ای یا دوایر متحد المرکز را تشکیل میدهند که راهنمای شهد گل نامیده میشود. این الگوها برای حشرات کاملا واضح بوده و گمان میرود که به شناسایی محلهای وجود گرده و شهد کمک میکند.

گرده

گرده گل

 

ادامه مطلب
موضوعات : تغذیه

زنبور عسل به مانند تمام موجودات زنده تحت حمله ميکروبها وويروس ها به بيماری های قارچی قرار ميگيرند. وبرای پيش گيری از آن بايد فاکتورهای مساعد کننده بيماری را رعايت کرد.

فاکتورهواشناسی:

درموقع که زنبورهارا تحريک ميکنيم که ملکه ها تخم ريزی را بيشتر کند واگر تخم ريزی زياد درکندو باشد هواسرد شود زنبور ها بصورت خوشه درآمده وآن قسمت که زنبور روی آنها نستند سرما خورده وبيمار ميشوند يا موم ورق را دروسط زنبورداده تا ببافد؛ چون سرما آمده از بافتن آن منصرف شده وکندو را بدو قسمت تقسيم ميکند وآن قسمت که ملکه نميباشد سلول ملکه ساخته وباعث بچه دادن طبيعی ميشود.

فاکتور غذا:

درصورت فقدان عسل وگرده گل وژيله شاهانه زنبورها ضعيف شده وتخم ريزی کم ميشود وهم چنين زنبورها دراثر کمبود پروتين تحت حملات بيماری های ويروسی قرار ميگيرند.

روش زنبورداری:

زنبوردار دراثر بازديد کندو های آلوده وعمليات ادغام کردن کمکی دادن وکوچ دادن آلودگی را درزنبورستان خورد وزنبورستان های ديگران کمک ميکند.

فاکتور ژنتيک:

بعضی از نژاد های زنبور نسبت به بعضی از بيماری ها حساس وضعيف ميباشند که اين کار باعث بيمارشدن کندوها ميشوند وهمچنين فاميل شدن زنبورها باعث ميگردد که زنبور ها خوب کار نکند که به آن ميگويد همخونی.

فاکتور باقی مانده ها درکندو:

دراثر درمان های شيميايي وآلودگی هوا وزراعت باعث ميگردد که مواد مضر به کندو حمل شده وزنبورهارا به مرور زمان آلوده کرده وضعيف ميکند.

فاكتورهاي مساعد كننده بيماريهاي زنبورعسل

ادامه مطلب
موضوعات : مقالات

مجید عاکف : مدا هنوز وجود دارد!

نحل منفرد: وقتی به اتاق کار مهندس مجید عاکف کارشناس مسئول بخش زنبور عسل سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی وارد می شوی مجموعه ای از تجهیزات زنبورداری توجهت را به خود جلب می کند. بی اختیار حس بودن در چادر یک زنبوردار فعال برایت تداعی می شود. در همین فضا گفت و گویی شکل گرفت که در آن ایشان به بیان تاریخچه ی اصلاح نژاد ملکه ی زنبور عسل در کشور ، روش های ساده ی اصلاح نژاد در زنبورستان ها و تشریح برخی فنون مدیریت کلنی های زنبور عسل پرداخت. 

مجید عاکف - نحل منفرد

 

نحل منفرد : سلام لطف کنید خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.

مجید عاکف : بسم الله الرحمن الرحیم . من عاکف هستم. کارشناس مسئول بخش زنبور عسل یا به عبارتی مسئول زنبور داری استان خراسان. افتخارم این است که یک زنبور دار هستم.  از دوران دبیرستان با زنبور آشنا شدم و الآن هم زنبور دار هستم. رشته تحصیلی ام زراعت اصلاح نباتات بوده است. کارشناسی ارشد رشته ی پرورش زنبور عسل را دارم . دوره های اصلاح نژاد زنبورعسل را در خدمت آقای دکتر بنیفل از موسسه تحقیقات آلمان ، گذرانده ام. کا ر اصلی ای که انجام داده ام در رابطه با پرورش ملکه بوده که همکار طرح جامع اصلاح نژاد ملکه بودم که مجری اش آقای دکتر طهماسبی در موسسه تحقیقات و امور دام تهران بودند.

جهاد خراسان - نحل منفرد

نحل منفرد: این همان طرحی است که در گرگان انجام می شد؟

مجید عاکف : نه این طرح در کرج انجام می شد . ما ده نسل را دنبال کردیم. یعنی تا ده نسل کار پرورش ملکه این پروژه بزرگ کشوری با من بود. سرپرست گروه بودم و با پانزده کارشناس دیگر این کار را انجام می دادیم . آقای دکتر نژادی و سایر همکاران این رکورد ها را آنالیز می کردند.

در اسفند ماه صد کندوی مادری و ده تا بیست ، کندوی پدری به ما می دادند و ما نسل اینها را عوض می کردیم. مثلاً از هر ملکه با همان شماره  بیست ، سی تا کپی می زدیم. دخترهای آن ملکه و نرشان را پرورش می دادیم. سالانه حدود دوهزار ملکه جوان با شماره های مشخص مثل همان صد کندوی اولیه تحویل می دادیم. تا اف ده من همکار این پروژه بودم . ما پانزده کارشناس اسفند ماه کار را شروع می کردیم و تا اردیبهشت دو ماه در جنوب کشور بودیم . گروهی که با ما کار می کردند شاید ده سال هیچ وقت سال تحویل خانه نبودند. در بیابان کار می کردیم هرچند بعضی جاها این مسائل دیده نشد و حتی آن کارشناسانی که ده پانزده سال در بیابان کار کردند گمنام هستند .

نحل منفرد: یعنی ایستگاه جفت گیری داشتید؟

مجید عاکف : کار ما در گروه فقط پرورش ملکه بود .

نحل منفرد: تلقیح مصنوعی که انجام نمی دادید؟

مجید عاکف : ما تلقیح مصنوعی نداشتیم. جفت گیری ها آزاد بود. نر را در منطقه غالب می کردیم . بیست تا کندو را نسبت به کندوهای دیگر قوی می کردیم تا اینها آنقدر نر تولید کنند که نرغالب شود . شفیره های نر کندوهای دیگر را هم خراب می کردیم که نری از آن ها متولد نشود. نر به قدری غالب می شد که اگر همسایگانی در منطقه باشند نتوانند تأثیر گذار باشند ، البته کسی هم نبود. این روشی است که در تمام دنیا استفاده می شود. روش دیگری هم هست که به همسایه ها ملکه می دهند تا اگر نری هم تولید شد از نر های خودشان باشد. به این دلیل که در عمل ایزوله درست کردن به حرف ساده است ولی در عمل دچار مشکل خواهد شد.

نحل منفرد: چرا به جزایر نمی رفتید؟

مجید عاکف : جزایر مشکل اقلیمی ، مشکل تدارکات و مسائل دیگری داشتند. یعنی ما می خواهیم زنبور پرورش پیدا کند ولی منابع گیاهی در جزایر کافی نیست. نمی توانیم در آنجا  کندو را به آن حد برسانیم. در کار پرورش ملکه نیاز به گرده گل داریم. حتماً این مسئله را شما خودتان می دانید اگر گرده گل کافی نباشد یا  حتی دارای پروتئین و چربی کافی نباشد ملکه ی شما بعد از دو یا سه ماه دچار نر زایی خواهد شد و شما پتانسیل لازم را نخواهید داشت.

     بحثی که با دوستان درمورد تلقیح مصنوعی داریم نیز همین است. بعضی از دوستان به این دلیل که به تلقیح مصنوعی یک مقدار جلوه دهند می گویند که بیایید صد در صد تلقیح مصنوعی را استفاده کنیم ولی تلقیح مصنوعی برای ملکه های تجاری به هیچ عنوان به درد نخواهد خورد. در حالی که برای اصلاح نژاد خیلی خوب است. یعنی شما یک نسل می توانید تولید کنید ولی در نسل های بعدی حتماً دچار مشکل خواهید شد. بنا بر این ما از روش جفت گیری آزاد استفاده می کردیم. در این پروژه مشاور طرح ، آقای دکتر بنیفیلد هم نظرشان این بود که از جفت گیری آزاد استفاده شود.

در پروژه های دیگری هم کار کرده ام. دو سال در بیروت در رابطه با ایستگاه پرورش ملکه و بانک ژنی که در آنجا داشتند کار کردم و در زمینه تولید ژل رویال ، پرورش ملکه و همچنین اصلاح نژاد تدریس می کردم.

پایان نامه کارشناسی ارشد من در رابطه با مقاوم سازی و روش های ژنتیکی مبارزه با کنه واروآ بود. که در آن سالهایی که من کار می کردم این بحث ، بحث تازه ای بود و هنوز کسی در ایران روی آن کار نکرده بود. مبارزه ژنتیکی با کنه واروآ یعنی شما بدون این که به کندو داروی شیمیایی بدهید زنبورهایتان را به کنه واروآ مقاوم کنید که در این زمینه چندین روش وجود دارد. یکی از روش ها گرومینگ ( grooming ) یا جوریدن هست. رفتار جوریدن در حیوانات و پرندگان دیده می شود که یک موجود موجود دیگر را می جورد و کنه آن موجود را از بین می برد. در زنبورها هم این رفتار دیده می شود برخی زنبورها زنبور دیگر را می جورند . پای کنه را می شکنند پوشش بدن کنه را می شکنند و کنه را به کف کندو می اندازند کنه دیگر نمی تواند بیاید و روی زنبور سوار شود.

نحل منفرد: این رفتار را زنبور های ما دارند؟

مجید عاکف : بله گرومینگ را ما داریم. اما چون این ها رفتار های ژنتیکی و معمولاً عامل آن ژن های مغلوب مغلوب هست ، این ژنها پنهان می شوند. این ژن ها نهفته اند. این ها را باید با روش های ژنتیکی و پرورش ملکه یا حتی تلقیح مصنوعی بروز داد و زیاد کرد  و فراوانی آنها را افزایش داد. می شود این رفتار ها را بروز داد. در دنیا الآن ملکه های بهداشتی یا اصطلاحاً "های ژین" (Hygiene Queen ) را تولید می کنند و با قیمت بالاتر می فروشند.

نحل منفرد: از نژادهای مختلف می تواند باشد ؟

مجید عاکف : هر نژادی می شود. اولین کاری که ما کردیم این بود که بگوییم در توده ی موجود در ایران آیا این رفتار اصلاً وجود دارد یا نه؟ همان سؤال شما.

نحل منفرد: که شما می گویید وجود دارد.

مجید عاکف : بله. البته گرومینگ را من کار نکردم. رفتاری را کار کردم که به اش می گویند "آن کپینگ اند ریمووینگ" ( on capping and removing ) این به آن معناست که زمانی که کنه می رود و در سلول مستقر می شود و از خون لارو استفاده می کند در آن زمان زنبور متوجه می شود که کنه رفته و لانه گزینی کرده است.

در مرحله شفیرگی وقتی سر سلول می خواهد بسته شود در آن لحظات آخر کنه  وارد آن می شود. بعد از ورود یک مدت بی هوازی است و بعد مرحله فعالیت آن شروع می شود که می خواهد تغذیه کرده و تخم گذاری کند. در این مرحله است که زنبور سر سلول را دوباره خودش باز می کند. یعنی "آن کپ" می کند. مثل در کمپوت باز کردن در سلول را باز می کند و چون اکسیژن وارد و تغییر و تحول ایجاد می شود کنه متوحش می شود و از سلول بیرون می زند و ممکن است گیر گروهی بیافتد که زخمی اش می کنند. با خارج شدن کنه از سلول زنبور دوباره سر سلول را می بندد.

نحل منفرد: شفیره آسیب نمی بیند؟

مجید عاکف : در این مرحله شفیره هنوز شروع به تغذیه نکرده است. می خواهد شروع به تغذیه کند. زنبور کنه را می فرستد بیرون. در سلول را باز می کند و کنه بیرون می زند اگر کنه بیرون رفت که رفت - این مرحله ، مرحله ی اول باز کردن در سلول است - اگر بیرون نرفت یک گروه دیگر نوزادانی را که رویشان کنه مستقر شده است به دندان می گیرند و به بیرون از کندو می اندازند. البته این گروه ، آن گروه قبلی نیستند. گروه قبلی یک ژنو تایپ مخصوص به خود را دارند و گروه قلیلی هم هستند که این کار را انجام می دهند.

نحل منفرد: خود نوزاد را با کنه به بیرون می اندازند؟

مجید عاکف : بله ، دو نفر در نیا خیلی روی این موضوع کار کرده اند یکی خانم اس وی واگ از آمریکا و یکی آقای بوکینگ از آلمان. آقای بوکینگ با ما همکاری نکرد و جواب ایمیل های ما را نداد ولی این خانم آمریکایی مقالاتش را در اختیار ما قرار داد و بعد نتیجه تحقیق ما را خواست. نکته جالب در بررسی مقالات اینجاست که زمانی که شما یک کنه داخل سلول داشته باشید یعنی جمعیت کنه ها کم باشد ، این کار صورت نمی گیرد. زمانی که سه کنه یا بیشتر روی بدن لارو باشد باز هم این کار صورت نمی گیرد. تنها زمانی صورت می گیرد که شما دو عدد کنه روی لارو داشته باشید. این خیلی جالب است. یعنی آثار خلقت را انسان در این جا می بیند. موجودی که هوش ندارد و می گویند بی هوش است و از قدرت ادراک برخوردار نیست رفتار غریضی اینجوری را انجام می دهد. دلیلش خیلی روشن است. زمانی که یک کنه است حیوان می گوید این با یک کنه به لارو من آسیب نمی زند. پس بگذار کنه هم باشد عیبی ندارد. این هم در کنار من زندگی کند.

نحل منفرد: پس به خودش زحمت اضافی نمی دهد.

مجید عاکف : بله، نیاز نیست زحمت اضافه بکشد یا لاروش را حذف کند. زمانی که دو تا است صدمه می زند و زنبور می تواند مبارزه کند یعنی قدرت مبارزه  دارد و قدرتی که در اختیار دارد مثمر ثمر است. در سلول را باز می کند. اگرنرفت لارو را بیرون می اندازد و کنه را حذف می کند. اما چرا وقتی سه تا است این کار را انجام نمی د هد؟ در آنجا می گوید آنقدر آلودگی بالا است که من باید همه نوزادان را حذف کنم و باز هنوز کنه روی بدن خود من و بقیه خواهرانم موجود است. بنا بر این کارم بیهوده است. این جا رفتار دیگری را انجام می دهد در این جا ما رفتاری داریم به نام ترک کندو یا ابسکندینگ (Absconding ) تمام نوزادان را در کندو باقی می گذارد و به شکل بچه زنبور کندویش را ترک کرده و به شکل خوشه روی درخت می آید. زنبورداری که اطلاع یا علم کافی ندارد فکر می کند زنبور بچه داده است. مراجعه می کند و می گوید آقای مهندس زنبور های من بچه داده اند در صورتی که فصل بچه دهی نیست وسط تابستان است. زنبور نه شاخون دارد نه اثری از شاخون دیده می شود. رفته روی درخت. هی می ریزم در کندو و دوباره به روی درخت بر می گردد. در این جا زنبوردار باید بداند این دارد از عامل آفت فرار می کند زنبور می داند چه کار می کند ولی زنبوردار علمش ناقص است و دوباره زنبور را بر می گرداند به مرکز آلودگی. اگر یک کندوی دیگر بگیرد و موم برایش گرفته و شان برایش بگذارد زنبور ماندگار می شود. ولی به کندوی خودش باز نمی گردد زیرا مملو از آلودگی است .

نحل منفرد: آقای مهندس چند درصد از زنبور های موجود در ایران این رفتار را دارند  ؟

مجید عاکف : کدام رفتار؟

نحل منفرد: همین مثلاً رفتار جوریدن یا بازکردن و ... .

مجید عاکف : در این باره تحقیقات متعددی صورت گرفته. چند درصد را نمی دانم ولی وجود دارد ما نمی توانیم بگوییم چند درصد در بعضی مناطق بیشتر وجود دارد در بعضی مناطق کمتر وجود دارد.  ولی وجود دارد و چون وجود دارد شما می توانید این رفتار را تکثیر کنید.

نحل منفرد: یعنی آن را در یک نژاد بارز کنیم؟

مجید عاکف : بله آن را می توانید نشان بدهید به دیگران الآن در ایستگاه های پرورش ملکه ما این کار  به عنوان یک خط و صفت دارد پیگیری می شود این که شما گفتید گرگان ، گرگان دارد همین کار را انجام می دهد ما هم در ایستگاه پرورش ملکه خودمان داریم عیناً همین کار را انجام می دهیم.

نحل منفرد:  در خراسان ؟

مجید عاکف : بله ، یعنی این صفت را داریم بارز می کنیم یعنی ملکه ای به دست پرورش دهنده ملکه می دهیم که دیگر احتیاج به دارو ندارد و زنبور خود به خود آفت را از بین می برد. نکته جالب اینجاست مثلاً در ایستگاه گرگان که همکاران ما ملکه پرورش می دهند زنبوردار می گوید شما می گویید این ملکه با کنه مبارزه می کند ولی کندو های من کنه دارد من کنه را می بینم . ما می گوییم بله شما باید کنه را ببینید ما نمی گوییم شما نباید کنه را ببینید ولی کنه به شما ضرر نمی رساند.

نحل منفرد: یعنی زندگی مسالمت آمیز با زنبور دارد؟

مجید عاکف : بله ، کنه وجود دارد و در یک حدی هست ولی آیا به شما ضرر می رساند؟می گوید خیر.حالا این رفتار به نام رفتار باز کردن در سلولها و خارج کردن لارو های آلوده در چه زمان انجام می شود؟ زمانی که فقط دو عدد کنه وجود داشته باشد. یعنی زمانی که با این رفتارش بتواند آن آفت یا بیماری را از کندویش حذف کند آن را بروز می دهد. این رفتار در رابطه با بیماری لوک آمریکایی هم هست. علت این که من در پایان نامه کارشناسی ارشدم روی این رفتار کار کردم همین بود. من می توانستم گرومینگ را بگیرم. جوریدن فقط در رابطه با کنه است ولی رفتار باز کردن درب سلول و لارو آلوده به کنه ، بیماری یا باکتری در رابطه با بیماری هایی نظیز لوک هم رخ می دهد. یعنی شما کندو را به لوک آلوده می کنید زنبوری که این رفتار را دارد لارو آلوده را بیرون می اندازد و آلودگی را به سطح پایینی می رساند. به همین دلیل هم به این رفتار ها رفتارهای بهداشتی می گویند. چون کندو را در یک سطحی از پاکیزه گی نگه می دارد. در آلودگی به لوک یا چالک برود (Chalkbrood نوزادان گچی) و یک سری بیماری ها این رفتار را از خودش بروز می دهد و می تواند کندو را در یک سطحی از آلودگی کمتر نگه دارد.  الآن در ایستگاه پرورش ملکه روی این موضوع کار می شود و نسل مقاوم هم بوجود آورده ایم البته گفتم که این صفات ، صفات مغلوب ، مغلوب است و در دنیا هم خیلی رویش کار شده است. در ایران اولین بار من در پایان نامه ام گفتم که این رفتار در توده موجود در ایران نیز وجود دارد. یعنی می توانید این صفت را در زنبورهای ما پیدا کنید و افزایش بدهید.

راه کار هم ارائه دادیم که این کار را  زنبور دارها چطور انجام دهند. من در کنگره کنه شناسی در دانشگاه رازی ارائه مقاله دادم که شبکه چهار هم آن را پخش کرد و مورد استقبال زنبور داران قرار گرفت چون من راهکار ارائه داده بودم.  الآن هم در ایستگاه های پرورش ملکه این کار را انجام می دهند.  یک قسمت از شان را انتخاب می کنند و بوسیله ازت یا سوزن شفیره های زنبور را در آن قسمت از بین می برند. دوباره شان را در اختیارش قرار می دهند . اگر در مورد بیش از نود درصد از این شفیره های مرده رفتار برداشتن درب سلول و خارج کردن نوزاد ها را ظرف بیست و چهار یا چهل و هشت ساعت بروز دهد این کندو دارای این صفت هست. از چنین زنبوری در نسل های پی در پی ملکه می گیرند و بعد از سه یا چهار نسل می توانند نسل مقاوم را بوجود آورند.

نحل منفرد: خب گفتید: کسانی که می خواهند در بنه خودشان اصلاح نژاد بکنند رفتار بهداشتی را هم می توانند رصد بکنند .می شود در این مورد کمی توضیح دهید؟ آیا این کار ساده است؟

مجید عاکف : بله خیلی ساده است. زنبوردار هیچ چیز نداشته باشد می آید زنبورهای خوبش را که صفات دیگرش خوب است از روی صفات دیگر انتخاب می کند. شما می بینید یک کندو عسلش خوب است. بچه دهیش خوب است. یا موارد دیگر. بعد در فصلی که شفیره دارید کادر مشخصی مثلاً ده در ده یا پنج در پنج را روی شفیره ها در نظر می گیرید و می روید یک سوزن ریز بر می دارید. کوچک ترین سایز سوزن را انتخاب کنید. شروع می کنید سر سلول ها را سوزن زدن و شفیره ها را کشتن. باید مراقب باشید هیچ سلولی از چشم نیافتد. هر چه رد کنید خطایتان زیاد می شود تمام شفیره ها را سوزن سوزن می کنید. درست شد؟ بالای کادر هم یک پونز می زنیم و این را داخل کندو می گذاریم. چهل و هشت ساعت بعد می رویم نگاه می کنیم. ببینیم که چقدر از اینها را خالی کرده است. یک زنبور می بینیم نصفش را خالی کرده است. به درد نمی خورد یک زنبور بیست تایش را خالی کرده است. این به درد کار نمی خورد. یکی همه اش را خالی کرده است. این می شود زنبور خوب. این می شود زنبوری که رفتار بهداشتی بالایی دارد. این زنبور را انتخاب می کنید و سال بعد ، از آن ملکه می گیرید در دخترانش هم همین کار را می کنید بعد از سه سال شما زنبور هایی را دارید که همه ی سلول ها را خالی می کنند.

ما در کار های تحقیقاتی همین کار را با ازت انجام می دهیم . چرا؟ علت دارد. برای این که شما وقتی سوزن می زنید خون زنبور از آن سوراخ بیرون می زند زنبور هم متوجه می شود. علاوه بر آن سلول سوراخ شده است ممکن است زنبوری که غیر از های جین باشد و این ژن ها را در بدنش نداشته باشد بیاید سر این را بردارد فضولی کند بگوید این زنبور خون زده است. پولک سر سلولش چرا سوراخ است. ما به خاطر این که این احتمال را کم کنیم و زودتر به نتیجه برسیم می آییم یک سیلندرهایی مثل قوطی های کنسرو لوبیا که سر و ته آن باز باشد را بر می داریم. روی شفیره قرار می دهیم .صدو شصت عدد سلول در این دایره قرار می گیرد. یک ملاقه از ازتی را که در گاوداری ها برای رنگ بری استفاده می کنند می ریزیم در قوطی . خیلی سوزنده است. با یک ملاقه ازت این قوطی یخ می زند. کاملاً ازت با برودت منهای صدو هشتاد درجه می جوشد و بخار می شود .

نحل منفرد: یعنی داخل این استوانه می ریزید؟

مجید عاکف : بله داخل قوطی می ریزیم. سر این سیلندر رفته است داخل موم شان شفیره ها و داخل آن سیصد میلی گرم ازت مایع می ریزیم. ممکن است از کناره هایش نشتی هم بدهد. ولی سعی می کنیم اینقدر این را داخل شفیره فرو کنیم که نشتی ندهد. ازت بخار می شود و همزمان منهای صدو هشتاد تا دویست درجه زیر صفر برودت ایجاد می کند. جوری که شفیره شما مثل استخوان صفت می شود یخ می زند و تمام شفیره ها می میرند .

نحل منفرد: درش خراب نمی شود؟

مجید عاکف : نخیر شما روی درش ازت ریخته اید و ازت هم بخار شده است ؟ رویش خراب نمی شود. این را یکی دو ساعت درون طبق بالای زنبور نگه می داریم تا گرم بشود و دوباره شفیره های مرده نرم بشوند. در تابستان بعد از دو ساعت یخ هایش باز می شود. وقتی یخ هایش باز شد در اختیار زنبور می گذاریم زنبور اصلاً متوجه نمی شود که این مرده است. چون رویش ازت ریخته اند. ازت نه بو دارد و نه چیزی. این را در اختیارش می گذاریم. بعد از چهل و هشت ساعت آن را بر می داریم و نگاه می کنیم. می بینیم زنبور درهایش را برداشته است یعنی فهمیده است زنبور مرده است. آنهایی که فهمیده اند زنبور مرده است می توانند بفهمند دو عدد کنه هم وجود دارد. این زنبورها را انتخاب می کنیم. سه سال که این زنبورها را انتخاب کنیم زنبور ضد کنه درست کرده ایم. دیگر زنبورشما احتیاج به هیچ دارویی نخواهد داشت. کاری که ما در ایستگاه هایمان می کنیم هم همین کار است.

نحل منفرد: یعنی بعد از سه نسل می توانند مطمئن شوند که این به عنوان یک صفت بارز در این زنبور وجود دارد؟

مجید عاکف : بله و بعد هم باید دائم کنترل کنیم یعنی هر سال این تست انجام گیرد. باز از بین ملکه های موجود بهترین ها انتخاب شوند. کار به جایی می رسد که کندو های شما دیگر احتیاجی به کنه کش یا آنتی بیوتیک ندارند.

نحل منفرد: اجازه بدهید حالا که کامل وارد بحث شده ایم من سؤال اصلی خودم را که حرف بسیاری از زنبوردارها است بپرسم. چون گاهی نمی توانند حرفشان را خیلی علمی بیان کنند بنده هم همینطور هستم. سؤال این است که: یکی از اصلی ترین مشکلات زنبورداری ما در ایران نژاد زنبور عسل است. خب بعد از انقلاب واردات ملکه ممنوع شده است. تقریبا ملکه ای وارد نمی شود و از طرفی قرار بود با تکیه به کارشناسان داخلی نژاد زنبور عسل ما اصلاح شود زنبوردارها خاطرات خوشی را درباره ملکه های وارداتی قبل از انقلاب نقل می کنند. می گویند اولاً نژاد زنبور خودمان که قبل از انقلاب از بین رفت دوماً ما از نعمت ملکه های وارداتی هم محروم شدیم اما از آن طرف کار کارشناسان داخلی هم به نتیجه ملموسی نرسید. یعنی ما هیچ وقت از کارشناسان داخلی ملکه هایی مشابه ملکه های خارجی آن زمان تحویل نگرفتیم که بازده عملکردشان بالا باشد. بنابر این فایده این اصلاح نژاد و این همه کار مطالعاتی چیست؟ اگر این همه هزینه برایش انجام می گیرد چرا ما به آن نتایج نمی رسیم؟  آیا بهتر نبود یک نژاد را انتخاب می کردند و همه آن را از خارج می آوردند و کل نژاد زنبور را در ایران تغییر می دادند. بعد روی آن مراقبت می کردند که خصوصیات مثبتش از بین نرود و ما اینقدر با زنبور کم بازده درگیر نبودیم؟

مجید عاکف : سؤالی که شما پرسیدید سؤالی اساسی است . با مجلات یا صدا و سیما هم که مصاحبه می کنیم این سؤال را می پرسند. ابتدا من مسئله ای را بگویم که همه جا گفته ام. زمانی که من داشتم در زمان تدوین پایان نامه کارشناسی ارشدم یک دوره ژنتیک را با آقای بنیفیلد که از مشاهیر اصلاح نژاد زنبور عسل در دنیا است - در اینترنت جستجو کنید کاسپار بنیفیلد (Kaspar Bienefeld  )مقالات و رفرنس های علمی زیادی از وی می یابید. ایشان یکی از کسانی است که در کار اصلاح نژاد در دنیا مطرح است و در موسسه ی تحقیقات آلمان  هستند، زنبوردارهای سرآمد اصفهانی اجازه گرفتند بیایند و از آقای دکتر راه حل بگیرند. سؤال شما را من از زبان آقای بنیفیلد مسئول بخش ژنتیک اصلاح نژاد آلمان غربی جواب می دهم. اجازه هم نمی دادند ، چون می گفتند کلاس درس است ولی دوساعت آمدند و گفتند آقای دکتر ما می خواهیم ملکه وارد کنیم ولی دولت ما اجازه نمی دهد. نظر شما چیست؟ آیا واردات ملکه به نفع ما نیست؟ این آقای دکتر حرف بسیار جالبی زد.  ایشان به زبان انگلیسی صحبت می کردند و گفتند: اگر من یک  تاجر بودم و من را دعوت کرده بودید حتماً می گفتم بیایید از کشور آلمان ملکه های کارنیکا را که خیلی دوست دارید و پر محصول هستند و در دنیا نتیجه داده اند را ما به شما بدهیم ، وارد کنید. هر سال ملکه از آلمان وارد کنید. اما من اینجا یک معلم هستم و به عنوان یک معلم آمده ام به ایران. به شما یک چیز می گویم ، کاری که کشور مصر کرد شما انجام ندهید. مصر یک نژاد بومی داشت و بی حد و حساب ملکه وارد کرد.

 

کاسپار بنیفیلد - نحل منفرد

نحل منفرد: کاری که ما قبل از انقلاب کردیم!

مجید عاکف : بله ، کاری که ما قبل از انقلاب کردیم. بی حد و حصر این کار را انجام داد. توده ی ژنی خودش را به کلی از بین برد. دیگر اثری از توده ی آفریقایی یا سوری که داشتند باقی نماند و دچار مشکل شدند. الآن ملکه های وارداتی به آنجا جواب نمی دهد.  نمی توانند با اینها کار کنند و آنچه که داشته اند را نیز از دست داده اند. گفتند : نظر من این است که شما آپیس ملیفرا مدا را دارید. البته این را هم با نظر کلی می گفت که دارید. ایشان حدود ده هزارتا از نجف آباد ، اصفهان ، شمال ، تهران و کاشان نمونه زنبور عسل ما را برد آلمان. یک سری آزمایشات مرفولوژیک(ریخت شناسی) انجام دادند.  بعد از چهار ماه جواب آمد که هنوز توده ژنی شما باقی است ، یعنی مدا هنوز وجود دارد .

نحل منفرد: چه سالی این آزمایشات را انجام دادند؟

مجید عاکف : فکر می کنم سالهایی که ایشان در ایران بودند سالهای 80-79 بود. از آقای دکتر طهماسبی بپرسید دقیق تر می دانند. جهت اطلاع شما و سایر زنبوردارها این را می گویم: کسانی که با علم ژنتیک آشنا هستند آپیس ملی فرا مدا نزدیک به نژاد قفقازی و نژاد کارنیکا است. یعنی اگر روی آن کار بشود نژاد ما حرف برای گفتن دارد. می تواند شانه به شانه ی آنها راه برود ولی باید رویش کارهای اصلاح نژادی انجام شود.

نحل منفرد: آسیبی که دیده است چقدر است؟

مجید عاکف : آسیب دیده است ولی هنوز موجود است. یعنی امکان زیست آن هنوز هست. هنوز صفاتش بارز و مشخص است.

نحل منفرد: چند درصد؟یعنی زنبورهای من چند درصد خصوصیات مدا را دارند؟

مجید عاکف : زنبوری که دست شماست یک توده مخلوط است ولی این صفات را شما باید بارز کنید. مشخص کنید.

نحل منفرد: یعنی هنوز می شود خالصش کرد؟

مجید عاکف : بله ، اعتقاد اصلاح نژاد بر این است که می شود بر روی این کار کرد. حالا خالص کردن نژاد بحث دیگری است.  روی پتانسیل های ژنتیکی این می شود کار کرد. اما نکته دیگر در اینجاست که ملکه ای را که از جای دیگر وارد می کنید آیا اطمینان دارید در این شرایط آب و هوایی به شما جواب دهد؟ سؤال من این است.

من بیروت بودم. نژادی که داشتند آپیس ملیفرا سوریکا بود. بسیار پر نیش و از نژاد های آفریقایی هم هست. بسیار پر نیش است. یعنی شما با لباس های معمولی نمی توانستید با زنبور کار کنید باید گتر می بستید. لباس های با توری فلزی می پوشیدید. که مبادا باد بوزد و خدای ناکرده یک لحظه تور به صورتتان بچسبد. لباس باید دستکش داشته و نفوذ ناپذیر می بود. اگر ذره ای روزنه پیدا می کرد صد در صد زنبور شمای زنبور دار را می کشت. در کندو را که باز می کردید کلاهتان از نیش زنبور سیاه می شد .

نحل منفرد: تجاری با این زنبور کار می کنند؟

مجید عاکف : به عبارتی بله ، تجاری کار می کنند. زمانی که ما آنجا کار می کردیم خیلی سؤال برای ما بود . اینها عاشق این بودند که از ایران برای شان ملکه برود و از این ناراحت بودند که این امکان وجود ندارد. ما با آقای سید مهدی ترحینی رئیس اتحادیه زنبوردارها در جنوب لبنان بازدیدی از زنبورستان های مختلف داشتیم. یک روز ایشان من را به منزلشان دعوت کرد. دیدم که ایشان با یک لباس آستین کوتاه و لباس راحتی گفت که بیایید برویم تا به شما یک زنبور نشان بدهم. من پرسیدم اینجوری؟! گفتند بله تعجب کردی؟ ما با ترس و لرز رفتیم و در کندو را باز کرد. دیدیم یک نژاد ایتالیایی ایشان دارد. مثل مورچه . زنبور نه بلند می شد نه آزاری داشت. گفتم: آقا سید شما که این را دارید چرا ازش استفاده نمی کنید؟ گفت شما بگویید. شما مهندس هستید. گفتم لابد محصول نمی دهد. گفت بله ایتالیایی است نیش نمی زند ولی در اینجا نمی تواند به ما محصول دهد کار نمی کند راندمان تولیدش پایین است. آن زنبور پر نیش اینجا راندمان تولیدش بالاست.

مجید عاکف : حالا من این مسئله ای است که خیلی برایم مشهود است. کارنیکا را مگر در کشور وارد نکردند؟چرا همه از کارنیکا استفاده نمی کنند؟خود من در زنبورستانم کارنیکا را دارم. با زنبورهای خودم قابل مقایسه نیست .

نحل منفرد: پس توصیفاتی که از ملکه های قبل از انقلاب می کنند که زنبور سه طبقه و چهار طبقه می شده است چیست؟

مجید عاکف : حالا خدمتتان عرض می کنم . قبل از انقلاب ما چند سال پیش بوده است؟

نحل منفرد:  سی و چند سال پیش.

مجید عاکف : آیا مراتع سی و چند سال پیش را با الآن قابل قیاس می دانید؟

نحل منفرد:  خیر

مجید عاکف : این یک عامل اصلی ، مراتع ما خراب شده است. دو ، در آن زمان چه چیز وارد می کردند؟ آیا کارنیکا وارد می کردند؟خیر هیبرید وارد می کردند هیبرید نژاد نیست. هیبرید است اسمش. هیبرید مید نایت وارد می کردند و هیبرید استار لاین وارد می کردند. این هیبرید ها برگزیده دو تا نژاد هستند و فرمول خاص دارند هیچ کس نمی تواند مید نایت را تولید کند. شاید 60 سال از تولید مید نایت می گذرد. فرمول ژنتیکش هنوز در اختیار خود میدنایت و امریکایی ها است. کسی نتوانسته بهش دست پیدا کند. آمدند نژاد قفقازی ، آپیس ملیفرا کوکازیکا را  با آپیس ملیفرا کارنیکا با فرمولهای ژنتیکی خاص تلاقی داده اند شده است میدنایت. میدنایت فقط مال آمریکاست و هیبرید است.

 هیبرید یعنی چه؟شما گوجه فرنگی را دیده اید بذر های هیبرید گوجه فرنگی و خیار  می آید. گوجه فرنگی بسیار درشت و با مزه ،  فوق العاده خوب. کشاورز می گوید خیلی خوب است. این را بذرش را رفتم کیلویی فلان مقدار خریدم حالا سال دیگر ازش بذر می گیرم. بذرش را که می گیرد و می کارد گوجه فرنگی ترشی بدست می آید. گوجه فرنگی ریز. میدنایت هم همین است. همان ها را من خودم داشتم از هاروارد و پسران از طریق شرکت گرده افشان و سایرین می آمد. همان موقع من زنبور دار و محصل بودم. ما می گرفتیم بیست تا سی تا سهمیه ما می شد. بله تا زمانی که خود ملکه بود من خودم نود کیلو صد کیلو عسل می گرفتم. دختر های آن بسیار پر نیش می شدند و آن عسل ها را به ما نمی دادند.

نحل منفرد: و نژاد را هم خراب می کردند.

مجید عاکف : بله ، عسل هم به ما نمی دادند. اون هیبرید ها که آن مشکل را دارد. هر سال باید دست گدایی دراز کنید و بگویید آقا به ما بده. بروید ارز این مملکت را بدهید و بخرید و هر ساله هیبرید وارد کنید. علاوه بر این ،  ژن این ملکه ها روی نژاد اصلی خودتان تاثیر گذار است. همان طور که تأثیر گذاشته اند. یکی از علت هایی که تولید نژاد زنبور خود ما هم کم شده ، تأثیر آنها است. این را هم می توان یکی از عامل ها قرار داد.

همین حالا رفته اند میدنایت آورده اند. اگر بخواهید من زنبوردارهای که آورده اند را اسم می برم. آقای ایکس ، وای ، زد . در شمال سه چهار نفر در استان های غربی یکی دو نفر مشخصات کامل این ها هست. می گویند ما ملکه کارنیکا به شما می دهیم. من هم از اینها گرفته ام . گاهی کارهای تجاری می کنند. ما گفتیم بیایید در کشور جلوی اینها را بگیرید. یک کمیته ای تشکیل بدهید که زنبوردار ، بنده خدا از این راه متضرر نشود. مراتع ما خراب و چیزی برای زنبوردار ندارد. یک عده هم آمده اند به عنوان کار و تجارت یک چیزهایی را می دهند که واقعیت علمی ندارد. کارنیکایی که معلوم نیست چند درصد خون کارنیکا دارد و چی هست بر می دارند و وارد کشور می کنند. بعد در این آب و هوا جواب نمی دهد. کدام یک از آنها جواب گرفته اند؟ تولیدشان چه میزان است؟ اگر تولیدشان خوب است چرا در زنبورستانهای مردم ما این تولید را نداریم؟ می گویند که این مقدار تولید دارد ، اما زمانی که از دست خودشان خارج می شود نتیجه چیز دیگری است. در دست خودشان ممکن است نمایشی هم نشان دهند. من هم بلدم کندوی نمایشی درست کنم پس به چه دلیل این زنبور وقتی وارد زنبورستان من می شود آن عسل را نمی آورد؟

نحل منفرد: آقای مهندس حرف شما درست اما آیا این سی و پنج سال که گذشته است فرصت مناسبی نبود که ما در این تحقیقات به یک نتیجه ملموس برسیم؟

مجید عاکف : چرا فرصت مناسبی بوده است اما من اگر بخواهم معضلات کار را بگویم ، شاید چیزهایی باشد که آنکس که بیشتر می داند غم بیشتری دارد و نمی تواند باز گو کند که چه گذشته است. آیا ما در همانجا هم راه را درست رفتیم یا خیر ؟

نحل منفرد: آیا فکر نمی کنید بخش خصوصی گزینه بهتری بود برای این که این کار را به سرانجام برساند؟

مجید عاکف : ببینید کارهای اصلاح نژادی را کلاً باید بخش دولتی انجام دهد به این دلیل که مقرون به صرفه نیست. هزینه ها را نمی توانند تأمین کنند. وقتی شما ده سال چیزی را پیگیری می کنید و بعد ممکن است به نتیجه برسد یا نرسد بنده زنبوردار و تاجر نمی آیم این کار را انجام بدهم که ده سال پول خرج کنم آیا بشود آیا نشود. پولم را می روم در جایی سرمایه گذاری می کنم که حتماً بشود ، اگر هم نشود ضرر ندهد و پولم هیچ نشود.

نحل منفرد: آقای مهندس یکی از زنبوردارها شهرضا شاید بشناسیدشان. ایشان می گفتند که به موازات جهاد ایشان هم شخصاً ایستگاه اصلاح نژاد ملکه احداث کرده و به نتایج خوبی هم رسیده بودند. این نتایج را من سالها بعد در زنبورستانشان دیدم. عملکرد زنبورهای شان با سایر زنبورها کاملاً متفاوت بود. منتها مشکل شان این بود که می گفتند: من وقتی که ملکه را تولید می کردم جهادی ها هم با امکانات دولتی ملکه تولید می کردند و ارزان تر می فروختند. به این ترتیب من را از دور خارج کردند و نتوانستم این کار را ادامه بدهم.  گلایه شان این بود که اگر به من فرصت داده می شد من می توانستم نتایج بهتری بگیرم چون من اینکاره بودم. راست هم می گفت چون برای یک زنبوردار ماندن در شرایط گرمای جنوب دور از خانواده خیلی طاقت فرسا نیست. چون کارش این است. اما برای یک کارشناس خیلی دشوار است. من نمی دانم حالا به هر حال این توقع در زنبورادارهای ما هست که ملکه مناسب در اختیار داشته باشند.

مجید عاکف : ببینید حرفشان درست است و ما قبول داریم. ولی آیا خود شما به عنوان یک زنبوردار اگر بدانید ملکه ای را به شما می دهد که مثلاً متوسط تولیدش پنج کیلو بالاتر از زنبورستان شما هست. آیا شما شب نمی روید جلوی خانه این آقا بخوابید و ملکه ازش بخرید ؟ آیا به دو برابر قیمت ملکه از ایشان نخواهید خرید ؟

نحل منفرد: بله

مجید عاکف : پس این حرف ایشان چیست؟ من اگر به ملکه ای برسم که تولیدش پنج کیلو بالاتر باشد و بدانم این ملکه کار می کند حاضرم تا چهار سال ملکه رایگان به زنبوردار بدهم ولی سال چهارم نه تنها رایگان نمی دهم بلکه به چند برابر قیمت به زنبوردار می فروشم. زنبوردار هم خواهد خرید باز هم کم خواهم آورد و در خانه من صف خواهند کشید. برای این که منافع اقتصادی برای من خواهد داشت. پس من حرف ایشان را قبول ندارم بنابر این اگر می توانسته تولید کند باید مجانی می داد تا رقابت بوجود بیاورد.

نحل منفرد: با بضاعت یک زنبوردار نمی توانست این کار را انجام دهد!

مجید عاکف : حالا اگر مجانی هم نه به همان قیمت مناسب باید عرضه می کرد بالاخره...

نحل منفرد: چند سالی عرضه کرده بود.

مجید عاکف : در صورتی که موفق می بود اگر گران تر از جهاد هم می فروخت صد در صد مشتری می داشت. چون تولید کم بود. ما حتی الآن در رابطه با ملکه با معضل روبرو هستیم. خود من به عنوان زنبوردار دنبال ملکه می گردم. ولی متأسفانه جو تبلیغاتی در مملکت بوجود آورده اند. شما حساب کنید یک ملکه را چهار میلیون تومان فروخته اند. آیا این به لحاظ علمی عقلانی است؟مگر این ملکه چه کار می خواهد کند؟ نتیجه کار این ملکه چه بوده است؟بروید از کسانی که خریده اند بپرسید. من شاهد عینی از خود اصفهان دارم که ملکه چهار میلیونی خریده اند و آمده اند شکایتش را به من می کنند. می گویند آقای مهندس چه کار کنیم. من می گویم شما عقل داشتید چرا رفتید این را خریدید. بهترین ها در دستان خود شماست. این را من نمی گویم بزرگترین متخصصین اصلاح نژاد می گویند. می گویند: بهترین ملکه ها در زنبورستان های خود شما یافت می شود. به شرطی که این گنج نهفته را بروید پیدا کنید. حکایت آن کشاورز است که به فرزندانش گفت گنج من در زمین است و زمین را شخم زدند و از هر یک خوشه هزار خوشه محصول برداشت کردند. این تلاش می خواهد. انتخاب می خواهد. باید از زنبور شناخت داشته باشید. از این روش های مدرن استفاده کنید. اگر می دانید در جایی ملکه خوبی از همین توده داخلی هست اشکالی ندارد بروید بگیرید بیاورید بعد خواهید دید که چقدر رشد خواهد داشت. الآن ایستگاه پرورش ملکه گرگان چه کار کرده است در اف 5 دارد حرکت می کند. زنبوردارها بروند و ببینند ولی جو درست نکنند. من نمی خواهم برای گرگان تبلیغ کنم ، ولی شما بروید بگیرید اگر این زنبور دارو خواست! به دارو احتیاجی ندارد و محصولش نیز بالاست ولی برای گرگان بالاست در همدان ممکن است جواب ندهد.

نحل منفرد: اصفهانی ها هم همین را می گفتند می گفتند در اصفهان آوردیم و جواب نداد.

ادامه مطلب