خوش آمدید

درخت بادام

یافتن آشيانه جديد در زنبور عسل

موضوعات : مقالات

وقتي تراكم جمعيت يك كلني زنبور عسل زياد شود (كه اين حالت معمولاً اواخر بهار يا اوايل تابستان رخ مي‌دهد)، ملكه مادر همراه با حدود نيمي از زنبورهاي كارگر، كندو را ترك مي‌كند تا يك كلني جديد بنا كند كه به اين عمل، بچ زدن (swarming) مي‌گويند. در همان حال يك ملكه دختر و بخشي از زنبورهاي كارگر براي تداوم كلني قبلي در كندو (يا هر نوع آشيانه ديگر) باقي مي‌مانند. زنبورهايي كه بچ زده‌اند، معمولاً روي شاخه‌هاي درختان در نزديكي كندوي اصلي تشكيل خوشه مي‌دهند. زنبورها با توجه به ذخاير اندك غذايي معده‌شان نمي‌توانند براي مدت طولاني زنده بمانند، بنابراين ضروري است هر چه زودتر مكان مناسبي پيدا كنند. به طور معمول يك مكان جديد بايد دورتر از قلمرو تغذيه‌اي آشيانه قديمي باشد، اما نه آنقدر دور كه انرژي زيادي در طول پرواز از بين رود. بعد از انتخاب مكان كلني كه در ادامه نوشتار به آن پرداخته خواهد شد‌، كارگران ساختن آشيانه با استفاده از موم را شروع مي‌كنند. موم، ماده منحصر به فردي است كه در زنبورهاي اجتماعي وجود دارد و به وسيله كارگران از غدد مومي موجود در شكم ترشح مي‌شود. موم در دماي 35 درجه سانتيگراد داخل كندو كاملاً نرم است و براي ساختن سلول‌ها همراه با بزاق به كار گرفته مي‌شود.

منبع:http://sharghnewspaper.ir/Released/89-09-10/258.htm

نوشته دکتر کامبیز مینایی

ادامه مطلب

بیماری لوک اروپایی

موضوعات : بیماریها

بیماری لوک اروپایی

لوك اروپایی، تحت نامهای لوك خوش خیم ، لوك بدبو، لوك اسید عامل آلودگی منطقه ای شفیره های زنبوران عسل می باشد. شدت آن ، به تنهایی یا همراه با لوك آمریكایی، آنرا در گروه مشهور به بیماریهای واگیر جا داده است . در سال 1904، هم زمان با کشت باسیلوس لاروا یك آلودگی دیگر در شفیره ها تشخیص داده شد كه علایمی مغایر با لوك آمریكایی داشت و بعنوان لوك اروپایی شناخته شد. با وجودیكه این بیماری به قاره اروپا محدود نبود.

عامل بیماری :

بر خلاف لوك آمریكایی، لوك اروپایی یك آلودگی است كه توسط باكتریهای گوناگون ایجاد میشود. مشهورترین عوامل عبارتند از:

ـ میكروب ملی سو كوكوس پلوتونیوس یا استرپتوكوكوس پلوتون:

بموجب تحقیقات وایت White ، مهمترین عامل ایجاد كننده بیماری است ، این میكرو ارگانیسم به شكل كوكسی یا دانه های تسبیح ، چند شكلی ، معمولاً بصورت كم و بیش گرد به قطر یك میكرون است.این میكروب گاهی بصورت تك تك و گاهی بصورت رشته یا دانه های تسبیح، ولی اغلب بصورت توده مشاهده میشود و گرم مثبت است. این میكروب هاگدار یا اسپور دار نمیشود ، لذا مقاومت آن محدود است، یك سال در شرایط خشكی و بیست و پنج روز در شرایط معمولی میتواند زندگی كند.
 

ـ میكروب باسیلوس آل ویی:

نقش این میكروب در سال 1885 بوسیله دو نفر به نامهای Cheshire و Chayne كه بیماری را بطور تجربی ایجاد كردند ، روشن گردید. كار آنها بعداً توسط محققان دیگر، Borchert و Timasec ،تایید گردید. این میكروب یك باسیل گرم مثبت به اندازه2 - 7× 8/0-2/1 میكرون میباشد و می تواند تولید اسپور نماید. این اسپور ها از اسپور های باسیلوس لاروا به مراتب بزرگتر و اضلاع موازی دارد. مقاومت آن كمتر و میتواند 30دقیقه در 100 درجه سانتی گراد مقاومت نماید.

میكروب آكروموباكتر اوریدیس :

یك باسیل گرم منفی ، كه تولید اسپور نمی نماید و میتواند به تنهایی یا با سایر عوامل پاتوژن ایجاد بیماری نماید. نسبت به سایر عوامل از اهمیت كمتری برخوردار است. میتواند مرگ لاروی را كه قبلاً آلوده شده ، تسریع نماید.

ـ میكروب استرپتوكوكوس فكالیس:

این باكتری اغلب همراه سایر اجرام آلوده كننده یا میكروبها مشاهده میشود ، در برخی موارد این باكتری شدیداً غالب است و همچنین میتواند علایم مشخص ایجاد نماید.

ـ میكروب باسیلوس لاتروسپروس:

این میكروب دارای یك اسپور جانبی میباشد . توانایی بیماریزایی آن مورد بحث است. انتقال تجربی جرم انجام و بیماری نیز ایجاد شده است.

 دخالت باكتریهای گوناگون در این بیماری هر كدام ایجاد بیماری لوك اروپای با علایم مشخص می نمایند. احتمال دخالت ویروس ها در ایجاد بیماری وجود دارد، اما تئوری دخالت یك ویروس معین مردود است. برخی موارد ویروس عامل لارو كیسه ای با استرپتوكوكوس فكالیس از عوامل ایجاد كننده لوك اروپایی می باشند، كه لاروها علایم مشخصه لوك اروپایی را نشان داده و میتوان حضور این ویروس را به میزان بالا تشخیص داد. همچنین در هنگام حمله ویروس فلجی حاد (APV )به زنبوران، كه به شفیره ها و زنبوران بالغ از طریق واروای ماده منتقل میشود، علایم معین لوك اروپایی دیده میشود. دخالت میكرو ارگانیسم های مختلف در ایجاد لوك اروپایی موجب ارایه تفسیر های مختلف توسط محققین شده است. گروهی تئوری وجود یك نوع لوك اروپایی را علی رغم وجود عوامل گوناگون ایجاد كننده بیماری پذیرفته اند. این نظریه می گوید كه علایم ثبت شده گوناگون مربوط به انواع اختصاصی بیماری نمیباشد.

گروهی با توجه به عامل یا عوامل ایجاد كننده و علایم مخصوص، بیماری خاصی را مطرح می نمایند.

·         لوك اروپایی معمولی با اجرام غالب استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی

·         لوك اروپایی حاد با جرم غالب باسیلوس آل ویی

·         لوك اروپایی مزمن با جرم غالب استرپتوكوكوس فكالیس

عوامل مستعد كننده:

عامل مستعد كننده ای كه بطور عموم پذیرفته شده ضعف تغذیه ای است . در بعضی از مناطق معلوم شده كه وقتی كلنی های قوی با یك دوره بارندگی ، سرما یا خشكی طولانی مواجه می شوند كه در تأمین گرده اختلال ایجاد شود،  یا در بعضی از اوقات سال كه میزان گرده كاهش می یابد. بیماری ظهور می نماید. تضعیف كلنی به هر دلیل ،تغییرات جوی، اختلال در توازن گروههای جمعیتی كلنی ، وجود عوامل بیماری زای دیگر (واروا) ، در بروز بیماری میتواند اهمیت داشته باشد.

بیماریزایی :

در موقعیت بروز بیماری ، عامل از طریق مواد غذایی به لاروها منتقل و با رسیدن به روده میانی به شكل سریع تكثیر میشود. آلودگی محدود به روده بوده و منجر به سپتی سمی نمیشود. لارو در اثر محرومیت از غذا و رشد سایر باكتریها تلف میشود.

علائم :

بروز علایم لوك اروپایی در مرحله باز بودن شفیره ها ، در اغلب موارد تشخیص بیماری را آسان می نماید. شفیره ها موزاییك مانند و  بوی مخصوص دارد که كم و بیش قابل تشخیص و متفاوت با بوی لوك آمریكایی است. لاروها در كف حجره ها مشاهده میشوند. كم و بیش شكل و قطعه بندی خود را حفظ كرده اند ، ولی اغلب وضعیت غیر طبیعی دارند، به دیواره حجره چسبیده نیستند، كشدار نبوده ولی نرم میباشند و با لمس كردن به راحتی پاره میشوند. رنگ سفید صدفی خود را از دست داده ، سپس زرد و سرانجام قهوه ای میشوند. بعد از خشك شدن ، لارو ها به پلاك هایی تبدیل شده كه به سادگی از دیواره حجره جدا میشوند.
علایم فوق در زمانی كه استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی غالب باشد مشاهده میشود. ولی زمانی كه بیماری لوك مزمن یا شفیره های فاسد باشند، علایم تفاوت میكند.

لوك مزمن:

 گروهی از لاروها بعد از بسته شدن درب حجره ، تلف می شوند. در ب حجره ها فرو رفته ، لاروها به رنگ بلوطی در آمده ، گاهی كشدار مثل لوك آمریكایی ،بدون اینكه بوی خاص استشمام شود. لاروها پس از خشك شدن بشكل پولك بلوطی تیره درآمده كه بسادگی قابل جدا شدن است و توسط زنبوران خارج میشود.

اپیدمیولوژی:

عامل آلوده كننده توسط مواد غذایی وارد روده میانی لارو می شود. هر سه نوع لارو به آلودگی حساس هستند. بیماری لاروهای جوان را مبتلا كرده و در مرحله بازبودن  شفیره ها آنها را مبتلا كرده و قبل از بسته شدن درب حجره تلف میشوند. نحوه انتقال آلودگی در سطح كلنی، شبیه لوك آمریكایی است ولی با شدت كمتر و چون لارو تلف شده كشدار نبوده و پلاك ها به دیواره حجره چسبیده نیستند ، پیشگیری بیماری توسط زنبوران نظافت گر سهل است. تكثیر و توسعه بیماری در سطح زنبورستان و منطقه، به فاكتورهایی كه برای سایر بیماریها، مطرح است، بستگی دارد. بیماری معمولاً به چند كلنی یا زنبورستان محدود میشود، از یك زنبورستان به زنبورستان دیگر و از سالی به سالی تفاوت های زیادی در بیماری مشاهده میشود. اغلب عود بیماری در بهار رخ میدهد. و اغلب بطور خود بخود با مساعد شدن وضعیت غذایی و آب و هوایی بیماری ناپدید میشود. كاهش گرده روی فعالیت غدد هیپوفارنژیال و ماندیبولار زنبوران پرستار و در نتیجه ، بر روی ترشح ژله رویال از نظر كمی و كیفی اثر سوء داشته، لذا لاروهای جوان دچار نقص تغذیه ای میشوند. واروا یك عامل مستعد كننده لوك اروپایی است و با آتروفی یا تحلیل بردن غدد ترشح كننده ژله رویال باعث اختلال در فعالیت غدد شده و نتیجه اش بر روی لاروها همان نقص در تأمین گرده میباشد.

پیش بینی بیماری:

حدت لوك اروپایی به مراتب از لوك آمریكایی كمتر است به این دلیل كه از طرفی مقاومت عامل این بیماری از مقاومت اسپور باسیلوس لاروا كمتر است و از طرف دیگر مواد پاتوژن (لاروها، پولك ها) خیلی ساده تر توسط زنبوران نظافت گر حذف میشوند، چون نه چسبیده هستند و نه كشدار .

درمان:

درمان دارویی و همچنین پیشگیری از بروز آن شبیه لوك آمریكایی است ، مگر در آلودگی های خیلی شدید. نباید فراموش كرد كه لوك اروپایی وابسته به عامل تغذیه و آنهم اغلب به عامل آب و هوایی بستگی دارد. لذا از بین بردن كلنی آلوده بجز در موارد شدید ضرورتی ندارد ، ولی حذف كادرهای آلوده اجباری است.
برای درمان دارویی، آنتی بیوتیك اختصاصی لوك اروپایی (دی هیدرو استرپتومایسین) را بصورت یك گرم از ماده مؤثره در هر كلنی، در یك لیتر شربت 1 به 1 میتوان استفاده كرد، 3 بار به فاصله یك هفته تكرارشود.

ادامه مطلب

بیماری پولک پودری:

موضوعات : بیماریها

بیماری پولک پودری:

 

نوعی بیماری نادر است که عامل ان باکتری باسیلوی پولویفاشینس معرفی شده است.این باکتری نیز تولید اسپور یا هاگ نموده و حداکثر رشد ان در 45 درجه سانتی گراداست.این بیماری تنها به نوزادان جوان حمله می کند و  پولکهایی  که از نوزادان مرده حاصل می شود پودری و تردتر از پولکهای لوک امریکایی و اروپایی است.رنگ این پولکها از قهوه ای روشن تا زرد تغیر میکند و از کف سلول تا سقف کشیده می شود که در صورت برداشتن پودر می شوند.نام بیماری هم از همین ویژگی گرفته شده است.سرپوش سلولها در این بیماری نیز سوراخ می شود.احتمالا این بیماری دارای  زندگی مسالمت امیز با زنبورها می باشد و تحت شرایط استرس این عامل بیماری زا می شود.

 

ادامه مطلب

بیماری ناشی از عنکبوتیان-جرب تروپيلا

موضوعات : بیماریها

جرب تروپيلا

 تروپيلا جرب یا مایت جلدي زنبور عسل است، درست قبل از بسته شدن درب حجره وارد حجرات شفيره شده، در آنجا شروع به توليد مثل كرده و از همولنف تغذيه می نماید. يك دوره كوتاه بر روي زنبوران بالغ زندگی میکند و بعد از مدت كوتاهي باعث از بين رفتن كلني مي شود.

اپيدميولوژي:

اين جرب اولين بار در فيليپين توسط دلفينادو و بيكر (1961) بر روي آپيس ملي فرا شناسايي و توصيف شد. بعداً بر روي ساير گونه هاي آپيس ديده شد. در هندوستان اين جرب باعث تلفات 50% شفيره هاي زنبور عسل شده است كه اين وضعيت در فيليپين نيز مشاهده شده است. در ديگر كشورهائيكه آپيس ملي فرا بومي است، تروپيلا كلارا به عنوان يك آفت جدي كه كنترل آن ضروري است مطرح مي باشد.

سبب شناسي:

جنس تروپيلا متعلق به خانواده لالاپيده است كه شامل دو گونه، تروپيلا كلارا و تروپيلا كونيگروم است. گونه كونيگروم مختص آپيس دورساتا است و در سريلانكا ديده مي شود.

سيكل زندگي:

شيوه زندگي اين جرب خيلي شبيه واروا است ولي دوره بلوغ كوتاه) يك هفته (دارد. تروپيلا در داخل حجره شفيره با سوراخ كردن پوست و خوردن همولنف زندگي مي كند. در هر سلول يا حجره مومی، اندکی قبل از بسته شدن سر حجره، يك و گاهي تعدادي جرب ماده (تا 12 جرب) وارد مي شوند. هر جرب يك تا چهار تخم بر روي لارو بالغ یا شفیره مي گذارد. اين انگل همانند واروا سلول هاي نر را ترجيح مي دهد. نوزادان جرب معمولاً شامل يك نر و چند ماده هستند كه با تغذيه از شفيره خسارت زيادي را به آن وارد مي آورند. بعد از يك هفته ، جرب هاي بالغ و ماده تخمگذار، به همراه زنبور تازه متولد شده، از حجره خارج و به دنبال ميزبان جديد می روند. دوره بلوغ و اقامت كوتاه بر روي زنبوران بالغ باعث تكثير سريع آن شده به طوريكه سرعت تكثير تروپيلا را 25 برابر واروا ذكر كرده اند. زمانيكه دو جرب (تروپيلا، واروا) يك كلني را آلوده نمايند، تروپيلا از واروا پيشي مي گيرد. اگر دو جرب وارد يك سلول شوند، فقط نسل تروپيلا باقي خواهد ماند. دوره انگلي بر روي زنبوران بالغ در شناخت زندگی جرب مهم است، این دوره 2-1 روز است. برخی معتقدند که تروپيلا نمي تواند بدن زنبوران بالغ را سوراخ كند. جرب بارور شده اگر بعد از دو روز موفق به تخم گذاري نشود تلف خواهد شد. تحقيقات اخير نشان داده كه اين دوره مي تواند 10-5 روز به طول انجامد. معمولاً 50% لاروهايي كه به تروپيلا آلوده مي شوند زنده نمي مانند،در اثر انجام عمليات بهداشتي سرپوش حجرات توسط زنبوران كارگر سوراخ شده يا برداشته مي شود، تا شفيره هاي آلوده را از حجره خارج نمايند، كه قابل رؤيت است، در نتيجه چهره ی قابِ آلوده از نظر فرم تخم گذاری نامنظم می شود، كه در اثر خارج نمودن شفيره هاي آلوده توسط زنبورانِ كارگر مي باشد. شفيره هاي تلف شده در داخل حجرات، متورم و برآمده جلب نظر مي كنند. خيلي از زنبوران بد شكل شده، داراي اندام غير طبيعي، بالهاي ريش ريش و بدون پا يا معيوب خواهند بود. برخي از زنبوران مبتلا جلوي دريچه پرواز در حال حركت هستند. تروپيلا با آويزان شدن به زنبوران، مي تواند زنبوران ديگر را آلوده كند. برخي از زنبوران آلوده ی فراري جرب ها را به محل جديد منتقل مي كنند. تروپيلا در درجه اول انگل شفيره زنبور عسل است و احتمال مي رود كه از خون زنبور بالغ نيز تغذیه کند. اين انگل ها در شفيره هاي كارگر و نر توليد مثل مي نمايد اگر چه شفيره هاي نر را ترجيح مي دهد (به ميزان سه برابر. (.ميزان آلودگي در شفيره هاي نر و شفيره هاي كارگر به ميزان 90% مي رسد. زمانيكه دو سوم شفيره ها سرپوشيده مي شوند، حدود 4-1 ماده بارور وارد شفيره مي شود. برخي از محققين پنج مرحله در رشد بدن يا اندازه جرب هاي ماده تشخيص داده اند كه با نحوه ی تغذيه بستگي دارد و قبل از تخمگذاري رخ مي دهد. اولين تخم 50 ساعت بعد از بسته شدن درب سلول گذاشته مي شد و تا 110 ساعت باقی تخمها گذاشته مي شوند. بر اساس نظر كيت پراست (1984) ميانگين زمان براي دوره تخم 1.05 روز، براي لارو 1.85 روز، براي پیش شفیره(پروتونمف) 0.11 روز و براي شفیره (دوتونمف) 3.75 روز مي باشد. با استفاده از اين مراحل اولين جرب 18 روز بعد از تخمگذاري زنبور عسل در حجره مومي، بر روي شفيره ظاهر مي شود. ويوك (1987) كه در افغانستان تحقيق كرده، ظهور اولين جرب را 16 روز بعد از تخمگذاري زنبور اعلام نموده. نسبت نر ها و ماده هاي توليد شده مساوي هستند. هنگام خروج يا تولد زنبور، وقتي درب حجره برداشته مي شود، جرب هاي بالغ به همراه زنبور خارج مي شوند. جرب هايي كه هنوز بالغ نشده اند و جرب هاي نر باقيمانده، زنده نخواهند ماند. جرب هاي بالغ ماده بر روي زنبوران بالغ بيش از 1.4 روز نمي توانند به سر ببرند. بر اساس نظر محققين بيش از 50% جرب هاي ماده دو دوره توليد مثل دارند. در تايلند گزارش شده كه 27% ماده هاي وارد شده به حجرات زنبور، نمي توانند توليد مثل كنند و 2% از آنها فقط توليد تخم هايي مي نمايند كه تبديل به جرب نر مي شوند . ويوك در سال 1987 دريافت كه 18% جرب هاي ماده نمي توانند توليد مثل كنند. حدود 64% ماده ها يك نسل و 33% دو نسل توليد مي كنند (ريتر و اشنايدر 1986. (

گسترش و انتقال:

جرب ماده بالغ عامل ايجاد و گسترش آلودگي مي باشد. تعدادي از جرب هاي ماده در كلني با سرعت زياد و به صورت آزاد در روي قابها در حال حركت مي باشند. برخي به بدن زنبوران بالغ، اغلب در منطقه بين سينه و شكم، چسبيده هستند. بر اساس نظر جانگ و همكاران (1982) اين جرب از همولنف زنبوران بالغ نيز تغذيه مي كنند كه اين نظر مخالف نظر ريتر و اشنايدر (1986 ) مي باشد. بقاي مایت بر روي زنبوران كارگر كه از طريق انكوباتور 35 درجه با 60% رطوبت اندازه گیری شده، حداكثر 3 روز است (ريندر و همكاران 1994 و كيت پراست 1984). بدون غذا مقاومت جرب دو روز است (اگر اوايل 1988 و كويينگر و مظفر 1988 ) . زمان زنده ماندن جرب به وجود زنبوران بالغ بستگي ندارد كه بحث عدم تغذيه از اين زنبوران را مطرح مي نمايد. طريق اصلي گسترش جرب بين كندوها، گريز(فرار) كلني ، گرايش(تمایل به ورود به کندوی دیگر) كلني و غارت ساير كندوها مي باشد.

تشخيص:

اولين علامت آلودگي به تروپيلا کلارا ، رؤيت جرب به طول يك ميلي متر و به رنگ قهوه اي قرمز بر روي زنبوران بالغ است. تروپيلا كونيگروم اندكي كوچكتر و 0.7 ميلي متر است هر دو گونه ی تروپيلا به سادگي و به وسيله ذره بين از واروا قابل تفكيك است. بدن واروا پهن و حركت آن آهسته است ولي بدن تروپيلا كشيده و دارای پوششِ شبيه سپر است. حركت جرب تروپيلا سريع است. ديدن اشكال غير طبيعي، نارس و تلف شده ي شفيره در كندو و وجود زنبوران بالغ با پاهاي تغيير شكل يافته، مخصوصاً حضور جرب ها به رنگ قهوه اي متمايل به قرمز بر روي قابها كه به سرعت در حال حركت مي باشند، نشان دهنده آلودگي مي باشد.
تشخيص سريع آلودگي با باز كردن سر حجره ها و يافتن جرب هاي نابالغ و بالغ در داخل آن ممكن مي باشد. یا با استفاده از صفحات چسب دار در كف كندو و آزمايش ذرات موجود در روي آن مي توان جرب ها را ملاحظه كرد. گزارش شده كه اين جرب از ايران تاگينه نو در جنوب شرقي آسيا پراكنده است ، وجود اين انگل در ايران هنوز تأييد نشده است. گزارشي از اين جرب از كنیا و افريقا نیز وجود دارد، اما اين آمار نیز بعداً تأييد نگرديده است. اين مایت به آساني به وسيله زنبوران عسل منتشر مي شود. تروپيلا كونيگروم فقط در سريلانكا ونپال ديده شده است. ميزبان طبيعي هر دو گونه جرب زنبور درشت آسيايي Apis dorsata است. بر اساس نظر ريندر و همكاران (1994) اگر به جمعيت تروپيلا كلارا فرصت داده شود به سرعت در كلني گسترش يافته و باعث تلف شدن کلنی مي شود. دركلني هاي آلوده، لاروها و شفيره هاي آلوده در جلو دريچه پرواز ديده مي شوند. زنبوران تازه متولد شده اغلب داراي بالها يا پاهاي ناقص مي باشند شكم نيز داراي شکل تغيير يافته است. شانهاي داراي شفيره يك منظره نامنظم به همراه شفيره هاي ناقص و تلف شده را نشان مي دهند، بر روي بدن شفيره هاي موجود در سلولهاي آلوده (در انتها ها)، اغلب نقاط تيره رنگ به چشم مي خورد. در اين مرحله آلودگي در سلولهاي شفيره توسط زنبوران بالغ تشخيص داده مي شود (ريترو اشنايدر 1986 ). شدت آلودگي در كلني هاي بدون ملكه از كلني هاي داراي ملكه خيلي بيشتر است. براي تشخيص تفريقي تروپيلا کلارا، از تروپيلا كونيگروم بايد دانست كه جرب اخير درآپيس ملي فرا، ديده نمي شود.

روش جمع آوري:

با غلطاندن زنبوران در پودر آرد يا شكر و يا قراردادن آنها در مايع صابون یا الكل ، جمع آوري جرب ميسر است. براي اين كار مي توان به وسيله كشيدن دهانه يك شيشه دهان گشاد بر روي قاب زنبوران حدود 200-100 زنبور را جمع آوري كرده با يك حركت سريع آنها را به ته ظرف ريخته تا حدود 6-3 سانتي متر زنبور در كف شيشه جمع شوند. با اضافه كردن 25 گرم پودر شكر يا ‌آرد، با گذاشتن پارچه توري بر روي شيشه و تكان دادن شيشه بر روي صفحه سفيد، مي توان جرب ها را شمارش كرد. اين كار را چند بار با فاصله دو دقيقه تكرار مي كنيم. همچنین میتوان با ريختن الكل 70%، یا مايع صابون در شيشه بر روي زنبوران، به اندازه اي كه الکل روي آنان را بپوشاند، شيشه را تكان داده و سپس محتواي آن را از يك الك يا از يك پارچه توري گذرانده ، زنبوران در روي الك یا پارچه توري باقي مي مانند و جرب ها كه در روی مايع قرار مي گيرند، شمارش مي شوند.

بررسي كلني و شفيره ها:

روش ديگر براي تشخيص و تعيين سريع آلودگي به تروپيلا آزمايش حجرات شفيره هاي نر و كارگر است که با استفاده از چنگال پولك تراش و برداشتن درب حجرات انجام و مي توان جرب ها را مشاهده كرد. جرب هاي جوان سفيد رنگ و بي حركت در حال تغذيه بر روي لارو ديده مي شوند. اندامهاي دهاني و پاهاي جلويي جرب بر روي بدن شفيره ثابت شده است. با باز كردن تعداد معيني از سلولهاي شفيره درصد سلولهاي آلوده و ميزان آلودگي تعيين مي شود.

آزمايش صفحات چسب دار:

صفحات چسب دار را مي توان با استفاده از مقواهاي پوشيده با وازلين يا ساير مواد چسب دار كه براي زنبوران مضر نباشد، تهيه كرد. مقوا را به اندازه كف كندو بريده و يك قطعه توري يا پارچه توري مثل توري حشرات بر روي صفحه چسب دار قرار مي گيرد. براي جلوگيري از دسترسي زنبوران به اين صفحه لبه هاي توري را بر روي لبه هاي صفحه چسب دار، تا مي كنيم. تشخيص دقيق آلودگي با استفاده از اين صفحات میسر است. لازم است اندازه شبكه هاي توري به اندازه اي باشد كه جرب ها از آن عبور كرده و زنبوران نتوانند به جرب هاي افتاده دسترسي پيدا كنند. صفحات به مدت 3 روز در داخل كلني قرار داده شده و ذرات افتاده بر روي آن مورد آزمايش قرار مي گيرد. براي تشخيص سريع جرب مي توان از دودي حاوي تنباكو (25 گرم) و دميدن در كندو استفاده كرد. بدين روش 6 تا 10 مرتبه در كندو دميده مي شود، درب كندو را به مدت 20-10 دقيقه بسته نگه داشته، بعد از اين مدت صفحه چسب دار را بيرون آورده و جرب ها شمارش می شوند.

درمان:

در روش بيولوژيكي با محبوس كردن ملكه به مدت 9 روز و برداشتن شفيره هاي سر بسته در همان زمان، جرب ريشه كن می شود (تان كاناسينگ و همكاران 1988). گراگ و همكاران (1984) از اسيد فرميك 84% بوسيله فتيله داخل چوب پنبه و آزاد سازي 5 سي سي اسيد فرميك در كلني به مدت 14 روز استفاده كرده است. استفاده از پلت هاي حاوي اسيد فرميك نيز مؤثر بوده است.بايد به خاطر داشت كه ساير جرب هاي مناطق حاره (اُواروا ونگ سيري، واروا آندر وودي ) مي توانند در آينده به آپيس ملي فرا حمله نمايند.

 

جرب تروپيلا

جرب تروپيلا

جرب تروپيلا

ادامه مطلب

بزرگترين ايستگاه پرورش ملكه زنبورعسل در امي

موضوعات : اخبار

50 درصد ملكه زنبورعسل پرورشي كشور،درشهرستان دامغان پرورش مي يابند.

مديرعامل شركت تعاوني زنبورداران منطقه اميريه شهرستان دامغان با اعلام اين خبر گفت سهم اين منطقه از پرروش سالانه 50 هزارفروند ملكه زنبورعسل دركشور،25 هزارملكه است.عطاء ا... باقرپور با بيان اينكه بزرگترين ايستگاه پرورش ملكه زنبورعسل خاورميانه در اميريه دامغان است افزود ارزش توليد هر  ملكه 200 هزار ريال است. باقرپور گفت در اين ايستگاه علاوه برتوليد ملكه،سالانه 15 كيلوگرم ژل رويال كه يك ماده غذايي تقويت كننده و نيروافزا است به ارزش هركيلوگرم 20 ميليون ريال،يك تن گرده گل به ارزش هركيلوگرم350 هزار ريال و40 تن عسل توليدمي شود.مديرعامل شركت تعاوني زنبورداران منطقه اميريه،تكثيرسالانه2 هزار زنبورعسل در اين ايستگاه را از ديگر فعاليتهاي اين ايستگاه دانست وگفت اين ايستگاه براي20 نفر شغل ايجاد كرده است.باقرپورميزان سرمايه اين شركت را 5 ميليارد ريال عنوان كرد و گفت ملكه زنبورعسل پرورش يافته در اين شركت تعاوني، براي توزيع به ديگر زنبورداران كشور،به اتحاديه زنبورداران ايران ارسال مي شود.

ادامه مطلب